سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۶:۳۵

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۵

فرماسیون اجتماعی: چگونگی و دگرگونی

هیچ جامعه‌ای، به ویژه در جهان مدرن و به ویژه جامعه ما، منفک از سایر جوامع نیست. یعنی ما همواره با فرماسیون‌«ها»ی اجتماعی  و برهمکنش آنها مواجهیم. شناخت ما از دگرگونی سیاسی/اجتماعی در گروی فهمی از این تحولات در بستر تاریخی خودمان است.

▪️وقتی به جنبه‌های مختلف زندگی انسان، روابط خانوادگی و اجتماعی میان انسانها، تولید مادی نیازهای اولیه، تولیدات فکری و هنری و هر بعد دیگری از آن نگاه می‌کنیم، اگر نخواهیم جنبه‌‌ای ذاتی یا متافیزیکی برای زندگی اجتماعی انسان‌ها قائل باشیم، باید ابتدا از جامعه‌ی انضمامی که انسان در آن قرار گرفته شروع کنیم و با بررسی آن به سوال‌های خود پاسخ دهیم. فرماسیون اجتماعی به تعبیر ساده مجموعه‌ی کیفیت‌هایی است که در یک بازه تاریخی و در یک جامعه‌ی مشخص غالب است و هم با کنش‌های روزمره‌ی انسان‌ها ساخته می‌شود، و هم به نوبه‌ی خود سازنده‌ی حدود و ثغور این کنش‌ها است. این مجموعه هم شیوه‌های تولید و مناسبات اقتصادی را در برمی‌گیرد، هم نهادهای سیاسی و حقوقی، و نیز میانجی‌های اجتماعی و عرصه‌ی فرهنگ و ایدئولوژی.

▪️مفهوم فرماسیون اجتماعی از یک سو، هیچ کنش‌ انسانی را (حتی کاری مثل تولید نیازهای اولیه یا فرزندآوری) دارای ویژگی‌های ابدی و جاودانه نمی‌داند و تمام آنها را در زمینه‌ای تاریخی قرار می‌دهد؛ برای نمونه، اگر امروز دقیقاً به همان شکلی گندم بکارم و برای خودم نان بپزم که ۱۰۰۰ سال پیش افراد این سرزمین انجام می‌دادند، باز هم کار من در این فرماسیون اجتماعی دلالت‌ها و پیامدهای متفاوتی خواهد داشت. از سوی دیگر هر کنشی را در نسبت با یک کلیت که همان صورتبندی اجتماعی غالب بر آن جامعه است تعریف می‌کند، به گونه‌ای که فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی انسان‌ها ملغمه‌ی کاتوره‌ای از کنش‌های بی‌ربط به حساب نمی‌آیند.

▪️مارکس به شکل روش‌مند از این اصطلاح استفاده نمی‌کند، اما مبناهای مشترکی میان این مفهوم و مفهوم ماتریالیسم تاریخی نزد مارکس وجود دارد. باید توجه داشت که نگرش مارکس یک اولویت‌بندی مشخص در فرماسیون اجتماعی قائل است، به‌گونه‌ای که شیوه‌ی تولید (مجموعه‌ی نیروهای مولده و مناسبات اجتماعی تولید در یک جامعه) یک جامعه نقش زیربنا را ایفا می‌کند، و سیاست، فرهنگ، ایدئولوژی و دیگر عرصه‌ها نقش روبنایی دارند. به این اعتبار، نظریه‌ی مارکسیستی فرماسیون‌های اجتماعی را به¬طور عمده با تکیه بر شیوه‌ی تولید حاکم بر جوامع تقسیم می‌کند (برده‌داری، فئودالیسم، سرمایه‌داری، سوسیالیسم، و ..).

فارغ از بحث‌های متنوعی که درباره نسبت‌ زیربنا و روبنا وجود دارد، فرماسیون اجتماعی شاخصی است که به ما «چه-گونگی» یک جامعه مشخص را نشان می‌دهد. با توجه به اینکه جامعه پدیده‌ای پویا است که همواره مناسبات و امکانات جدیدی خلق می‌کند، فرماسیون اجتماعی در واقع، شاخصی است که می‌توانیم این «دگر-گونگی» دائمی جامعه را بسنجیم و تحولات تعیین‌کننده یا فرعی آن را ارزیابی کنیم، و درباره‌ی مسیرهای ممکن پیش‌ روی آن گمانه زنی کنیم.

▪️اگر به دگرگونی سیاسی/اجتماعی در جامعه خود می‌اندیشیم، ابتدا باید بسنجیم که حیات سیاسی/اجتماعی ما چه گونه است ، و با توجه به آن، به چه گونه‌های دیگری امکان استحاله دارد. به علاوه، برای اینکه درکی از چگونگی و ماهیت دگرگونی سیاسی/اجتماعی داشته باشیم، باید ببینیم این دستگاه سیاسی و نظم اجتماعی حافظ منافع مادی کدام بخش از جامعه است، و ثروت این جامعه چگونه خلق می‌شود و چگونه توزیع می‌شود، و کدام گروه اجتماعی هم خواهان دگرگونی این مناسبات هستند، هم عاملیت نقش‌آفرینی در این تحول را دارند؟ به علاوه، حاکمیت سیاسی فقط با اتکا اعمال زور برقرار نمی‌ماند، بنابراین برای فهم دگرگونی سیاسی/اجتماعی، باید ببینیم که چه عوامل فرهنگی و ایدئولوژیک باعث سلطه و انقیاد در این جامعه می‌شوند. تمام این عوامل نشان می‌دهند که تبیین فرماسیون اجتماعی، مبنای فهم ما از دگرگونی سیاسی است.

▪️در نهایت، هیچ جامعه‌ای، به ویژه در جهان مدرن و به ویژه جامعه ما، منفک از سایر جوامع نیست. یعنی ما همواره با فرماسیون‌«ها»ی اجتماعی  و برهمکنش آنها مواجهیم. شناخت ما از دگرگونی سیاسی/اجتماعی در گروی فهمی از این تحولات در بستر تاریخی خودمان است. مفاهیمی مانند «رشد ناموزون و مرکب» (جایی که شاهد همزیستی چند فرماسیون اجتماعی، بدون غلبه‌ی کامل یکی از آنها هستیم) یا «فرماسیون ناقص» (که برای توضیح روندهای اقتدارگرایانه و وابسته به قدرت  برای ایجاد یک فرماسیون اجتماعی مثلاً با اصلاحات ارضی زمان پهلوی به کار می‌رود) به ما کمک می‌کنند تا ابعاد جدیدی از دگرگونی جامعه‌مان را بشناسیم.

درباره فرماسیون اجتماعی امروز ایران و دنیا چه فکر می کنید؟ آیا این مفهوم مناسب اندیشیدن به وضعیت کنونی ما هست؟

@baamhayetoofan

کیوان مهتدی

 

تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد, ۱۴۰۴ ۹:۰۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی