سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۵۹

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۹

سیاهکل، شعله‌ای در حافظه‌ی خاموش ما

این مکان می‌توانست، و باید، به موزه‌ای برای مقاومت، به فضایی برای آموزش، تأمل و گفت‌وگوی بین‌نسلی درباره آزادی، عدالت و رنج انتخاب بدل شود. در بسیاری کشورها، فضاهای مشابه به مکان‌های یادبود و موزه‌های تاریخ دموکراسی تبدیل می‌شوند؛ اما در ایران، مکان‌هایی چون خاوران یا سیاهکل در بی‌توجهی و در سکوتی معنادار محو می‌شوند.

با نهایت تأسف، خبرِ سوختنِ پاسگاهِ تاریخیِ سیاهکل، تنها از میان‌رفتنِ یک بنای فیزیکی نبود؛ زخمی‌ست تازه بر حافظه‌ی تاریخی جنبشِ چپ در ایران، حافظه‌ای که ورای یک رخداد نظامی، یادآور فریادی‌ست برای عدالت، آزادی و مقاومت در برابر استبداد. شعله‌هایی که بر آن ساختمان افتادند، نه صرفاً بنایی فرسوده، بلکه پیکر نمادی را در خود بلعیدند؛ نمادی از خاطره‌ای جمعی که سال‌ها زیر غبار سانسور، تبعید و سکوت، زنده مانده بود.

۱۹ بهمن ۱۳۴۹، شش عضو گروه جنگل، با علم به سرنوشتی محتوم، به قصد رهایی یک یارِ در بند، به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله کردند. این کنش، از منظر نظامی شاید شکست بود، اما از نظر تاریخی، سرآغاز گفت‌وگویی خونین با تاریخ شد؛ آغازی برای شکستن سکوتی که بر دهه‌ها سلطه گسترده بود. آن دیوارهای سوخته، تنها صحنه‌ی یک درگیری نبودند، بلکه محل تلاقیِ اراده‌هایی بودند که رؤیای تغییر را به بهای جان دنبال می‌کردند.

امروز که آن ساختمان در آتش فرو ریخته، گویی پاره‌ای دیگر از حافظه‌ی عصیان را از ما می‌گیرند؛ اما تاریخ را نمی‌توان به آتش کشید. خاطره‌ی سیاهکل هنوز زنده است؛ در ذهن نسلی که می‌داند دیوارها ممکن است بسوزند، اما آرمان‌ها، باقی می‌مانند.

سیاهکل، اگرچه از نظر نظامی یک شکست تلقی شد، اما از منظر سیاسی و نمادین، آغازگر فصلی نو در تاریخ مبارزات آزادی‌خواهانه ایران بود. نام این شهر کوچک در گیلان، به‌زودی در حافظه‌ی سیاسی معاصر بدل به رمز مقاومت و تجلی خواست عدالت‌طلبانه نسل‌هایی شد که علیه دیکتاتوری، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی به پا خاستند. حتی پس از آن‌که بازماندگان آن حرکت، مسیر مبارزه مسلحانه را کنار گذاشتند و به کنش‌گری سیاسی و مدنی روی آوردند، سیاهکل همچنان جایگاه خود را در تاریخ جنبش‌های مترقی حفظ کرده است؛ نه به‌عنوان نماد خشونت، بلکه به‌عنوان نماد اراده‌ی معطوف به تغییر.

در کشوری که تاریخ رسمی غالباً با حذف، تحریف و سانسور روبه‌روست، از میان رفتن مکان‌هایی چون پاسگاه سیاهکل، تنها یک اتفاق معماری نیست، بلکه نشانه‌ای‌ست از بی‌اعتنایی مزمن به حافظه‌ی تاریخی نیروهای مردمی. این مکان می‌توانست، و باید، به موزه‌ای برای مقاومت، به فضایی برای آموزش، تأمل و گفت‌وگوی بین‌نسلی درباره آزادی، عدالت و رنج انتخاب بدل شود. در بسیاری کشورها، فضاهای مشابه به مکان‌های یادبود و موزه‌های تاریخ دموکراسی تبدیل می‌شوند؛ اما در ایران، مکان‌هایی چون خاوران یا سیاهکل در بی‌توجهی و در سکوتی معنادار محو می‌شوند.

سوختن پاسگاه سیاهکل، چه نتیجه‌ی سهل‌انگاری باشد و چه تصمیمی آگاهانه برای حذف فیزیکی یک نشانه‌ی تاریخی، بازتابگر یک سیاست فرهنگی خاموش‌ساز است؛ سیاستی که می‌کوشد حافظه‌ی تاریخی مقاومت را از میان ببرد و تاریخ را از نو، بر پایه‌ی روایت رسمی بازنویسی کند. اما تاریخ، حتی اگر دفن شود، باز زنده می‌شود؛ چراکه در حافظه‌ی جمعی، در خاطره‌ی شفاهی، در ادبیات، هنر و مطالبه‌گری مدنی، بار دیگر سر بر می‌آورد.

سیاهکل را باید به یاد آورد نه برای تجلیل از خشونت، بلکه برای گرامی‌داشت جسارتِ ایستادن در برابر ستم. سوختن این پاسگاه، سوختن یک بنای چوبی و آجری نیست؛ سوختن بخشی از حافظه‌ی تاریخی عدالت‌خواهی مردم ایران است. این اتفاق، نه پایان یک یادگار، که آغازی‌ست برای بازاندیشی در نسبت ما با تاریخ، با مکان‌های حافظه و با مسئولیت جمعی‌مان در برابر گذشته‌ای که هنوز زنده است.

تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد, ۱۴۰۴ ۱:۳۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

2 Comments

  1. رضا کاویانی گفت:

    سپاس از توجه و تاکید خانم قراگزلو و نشریه -“کار” :
    ” سیاهکل را باید به یاد آورد نه برای تجلیل از خشونت، بلکه برای گرامی‌داشت جسارتِ ایستادن در برابر ستم. سوختن این پاسگاه، سوختن یک بنای چوبی و آجری نیست؛ سوختن بخشی از حافظه‌ی تاریخی عدالت‌خواهی مردم ایران است. این اتفاق، نه پایان یک یادگار، که آغازی‌ست برای بازاندیشی در نسبت ما با تاریخ، با مکان‌های حافظه و با مسئولیت جمعی‌مان در برابر گذشته‌ای که هنوز زنده است.”

  2. دارا گفت:

    سوختن این مکان که نماد مقا مت و شورش بر علیه ستم و بر افراشتن پرچم آزادی و عداللت بود چه عمدی باشد چه غیر عمدی و از روی بی توجهی!!
    تنها بیانگر یک چیز است:
    کینه طبقاتی

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

* هیچ بمب‌افکنی نمی‌تواند کار زیادی علیه تأسیساتی که بیش از ۷۰ متر زیر زمین دفن شده‌اند انجام دهد. * مطابق ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از پرتابگرها و ۷۰ درصد از ذخیره موشکی خودرا حفظ کرده. * مجتمع موشکی یزد حدود ۵۰۰ متر در دل کوه‌های گرانیتی اطراف امتداد دارد و در تمام مدت جنگ عملیاتی باقی مانده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان

جامعه مدنی در بن‌بست تصمیم‌گیران

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

جنگ ۲۷۰ میلیارد دلاری؛ ایران چگونه از سقوط اقتصادی گریخت؟

مورچه‌ی امیدوار و زمستان سیاه