سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۳:۱۳

سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۱۳

مبارزه علیه استبداد

مبارزۀ ما علیه استبداد ممکن است در مقطع خاصی علیه رژیمی خاص باشد ولی در اصل با ماهیت آن رژیم‌ها در تنازع است نه با شکلی که آن رژیم خودش را بروز داده. حتی اگر رژیم‌ کنونی اسلامی و فقاهتی نبود ولی هم‌چنان استبداد را حاکم کرده بود این مبارزه وجود و ادامه داشت.

چند روز گذشته مواجه بودیم با تجمع جریان سلطنت‌طلبان در مونیخ به بهانه همگرایی ملی برای گذار از رژیم جمهوری اسلامی. این موضوع بار دیگر باعث گردید که تحلیلگران مختلفی در باره این گرد‌هم‌آیی و اتفاقات و مواضع اعلام شده در آن واکنش‌های گوناگونی داشته باشند.

این‌که این اتفاق در چه شرایطی برگزار گردید و از چه بار سیاسی برخوردار بود، آنچنان مهم نیست چرا که همگان به خوبی دیدند که نه تنها دارای چشم‌انداز روشنی از مرحله گذار نداشت بلکه عناصر و نیروهای شرکت کننده بیشتر همان طیف پادشاهی‌خواهان بودند که در نهایت کارشان به بیعت مجدد با رضا پهلوی و حمد و ستایش از وی بود،.در میان کسانی که در این همایش تبلیغاتی شرکت کردند و به نوعی به ایراد سخنرانی پرداختند به جرئت می‌توان گفت یک چهرۀ وزین و قابل اعتنا از نظر سیاسی وجود نداشت. افرادی مانند سالار غلامی بوکسور و یا فردی که به سجده کردن مقابل رضا پهلوی مراتب بندگی‌اش را نشان داد تا شخصی مانند علیرضا نوریزاده که مدح گفتن را خوب بلد است و یا عصمت وطن‌پرست که مادر ۴ مبارز اعدام شده توسط رژیم می‌باشد، هیچکدام دارای آن وزن سیاسی و اجتماعی تاثیرگذار نبودند و در حقیقت این برنامه یک شوی تبلیغاتی برای کسب مشروعیت از دست رفته رضا پهلوی بود که در جریان جنگ دوازده روزه اسراییل علیه ایران به آن خیانت بزرگ آلوده شد.

ولی سئوال مهم این است که آیا باید جریانات چپ و مترقی سلطنت‌طلبان را به‌عنوان بخشی از اپوزیسیون که داعیۀ مبارزه با رژیم فقاهتی دارند، پذیرا باشند و بنا به گفتۀ بعضی از کنشگران دموکرات با آنها مدارا و همکاری کنند، یا آنها را جزیی از مبارزۀ خود علیه استبداد تلقی کرده و با آنها مقابله نمایند؟

مردم ایران طی تاریخ خود و به‌خصوص در ۱۵۰ سال اخیر بارها علیه استبداد حاکم بر کشور که توسط شاهان در قالب سیستم سلطنتی و در ۴۶ سال اخیر تحت سلطه رژیم جمهوری فقاهتی بر ملت تحمیل شده مبارزه کرده‌اند. شاید در مقاطعی از این مبارزات و در محدوده تاریخی اندکی، نوعی از دموکراسی را تجربه کرده‌اند که زود‌گذر بوده و بار دیگر سلطۀ استبداد را برخود دیده‌اند. تجربیات تاریخی به ما می‌گوید با تمام جا‌ فشانی‌ها و پایمردی‌ها این ملت نتوانسته به‌شکلی دیرپا آزادی و دموکراسی را به‌دست آورده و تجربه کند، هر بار توسط فردی یا جریانی و یا کودتایی دستاوردهای مبارزه به یغما رفته و بار دیگر استبداد خود را بازسازی نموده است.

طی سال‌های طولانی خصلت مبارزات مردمی ضد استبداد بوده است، چه در دوران مشروطه، چه در زمان مصدق ، و چه در انقلاب ۵۷ آن‌چنان‌که مسئلۀ استبداد و نبود آزادی و دموکراسی از اهمیت بالا برخوردار بوده، مسئلۀ عدالت اجتماعی آن‌چنان پر رنگ نبوده و ذیل مبارزه برای دموکراسی قرار داشته است.

این مهم برمی‌گردد به ساختارهای حکومتی در ایران که همواره نوعی از سازمان الیگارشیک بر اقتصاد کشور وجود داشته که در پیوند مستقیم با حاکمان بوده است. ساختار استبدادی حکومت‌ها در ایران بر مبنای دستیابی به منابع و تضییع حقوق ملت از آن شکل گرفته است و پیوندی ارگانیک بین ستمگران اقتصادی (چه فئودالها در نظام ارباب رعیتی و چه سرمایه‌داران عمدتا دیوانی در نظام سرمایه‌داری) با طبقات حاکم‌مستبد وجود داشته است که مردم را قانع نموده برای دستیابی به عدالت اجتماعی در درجه اول باید حاکمان‌مستبد را ساقط و از سر راه برداشت.

ایران برخلاف بسیاری از کشورها که دارای نظامی با خصوصیات دیکتاتوری هستند ولی در عین حال مردم از مزایای نسبی عدالت اجتماعی و اقتصادی برخوردارند، نبوده و همواره عدم عدالت اجتماعی و نبود دموکراسی تواماً بوده است. از این‌رو می‌بینیم حل مسائل اقتصادی با رویکرد عدالت‌خواهانه منوط و مربوط است با مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری.

آنچه طی سالیان طولانی در مبارزات مردم دیده‌ایم و یا تاریخ به ما گوشزد می‌کند این است که در هر برهه از زمان نیروهایی وجود داشته‌اند که توانسته‌اند مسیر مبارزات را یا به انحراف بکشانند یا باعث گردند در شرایط پیروزی بار دیگر سیستم استبدادی را بر ملت حاکم کنند. تجربۀ انقلاب مشروطیت و اگر دور نرویم تجربۀ انقلاب ۵۷ موید این نظر است. رضا خان با ژست دموکراتیک و جمهوری‌خواهی توانست کلک مشروطیت را بکند و با کمک بیگانه سیستم استبدادی و دیکتاتوری خاندان پهلوی را به‌وجود آورد که تا سال ۵۷ بر کشور حاکم بودند. از آن به بعد رژیم جمهوری اسلامی و روحانیت قدرت یافته در انقلاب ضد سلطنتی ۵۷ توانست بار دیگر سیستم استبدادی را باشکل و هیبتی دیگر و این بار در قالب جمهوری فقاهتی برقرار و بازیافت نماید. گرچه سیستم از پادشاهی به جمهوری تغییر کرد ولی از نظر ماهیت، تفاوت چندانی با سیستم سلطنتی نداشته و فقط از نظر شکلی تغییر یافته است.

وجه تشابه این رژیم با رژیم پادشاهی بسیار است؛از امت‌سازی گرفته تا مدح و ثنای رهبر یا پادشاه تا وجود دستگاه سرکوب و… همه نشان می‌دهد که ماهیت این دو بر اساس سیستم استبدادی است، گرچه در اجرا شدت و ضعف دارند. به عبارتی درست‌تر مبارزه علیه استبداد که کانون مرکزی مبارزات مردم ایران را تشکیل می‌دهد، ادامۀ همان‌ مبارزات ضد استبدادی است که طی ۱۵۰ سال گذشته مردم به آن پرداخت ه‌اند.

بدون توجه به ماهیت مبارزه که همانا ضد استبداد بودن آن‌ست، نمی‌توان درک درستی در برخورد با نیروهای سلطنت‌طلب مدعی مبارزه علیه رژیم داشت.

مبارزۀ ما علیه استبداد ممکن است در مقطع خاصی علیه رژیمی خاص باشد ولی در اصل با ماهیت آن رژیم‌ها در تنازع است نه با شکلی که آن رژیم خودش را بروز داده. حتی اگر رژیم‌ کنونی اسلامی و فقاهتی نبود ولی هم‌چنان استبداد را حاکم کرده بود این مبارزه وجود و ادامه داشت. برای مردم ایران که سالها علیه استبداد مبارزه کرده رسیدن به دموکراسی و آزادی در راس خواسته‌هایش بوده است،حال چه این آزادی از طرف رژیم فقاهتی نقض شده باشد، چه از طرف رژیم سلطنتی یا هر رژیم دیگری؛ مهم مبارزه علیه استبداد است.

برای ما صرفاً گذار از جمهوری اسلامی و برانداختن یا ساقط کردن آن شرط نیست، آن‌چنان‌که پوپولیست‌ها و جریانات راست افراطی و حتی بعضی دموکرات‌ها تبلیغ می‌کنند، برای ما گذشتن از استبداد با هر شکل و شیوه‌ای شرط است. از این‌روست که مبارزه علیه استبداد تنها رژیم کنونی را  دربرنمی‌گیرد بلکه رژیم سلطنتی ساقط شده و مظاهر آن در قالب سلطنت‌طلبان کنونی را نیز در برمی‌گیرد. ما در اصل در مقابل سیستم‌هایی قرار داریم که یا مستقر هستند و یا سابقۀ استقرار داشته و خواهان بازگشت به آن هستند.

ما با اتکا به تجربۀ تاریخی، به‌خصوص انقلاب ۵۷ خوب می‌دانیم که دیگر نباید اسیر اغواهای جریاناتی شویم که قصدشان انحراف مبارزه و بازسازی استبداد به‌شکل دیگر هستند. خوشبختانه یا بدبختانه همایش اخیر سلطنت‌طلب‌ها نشان داد که مظاهر استبدادی نه تنها در این جریان ضعیف نیست بلکه تشدید شده و تلاش وافر دارند که با طرحی گسترده و با اتکا به اجنبی بار دیگر همان سیستم استبدادی را در ایران مستقر سازند.

بعضی ساده‌اندیشانه فکر می‌کنند که می‌توان بر گفته‌های رضا پهلوی مهر اعتماد و تایید زد و فکر کرد که او به‌دنبال قدرت نیست و تنها برای دوران گذار و رهبری آن به صحنه آمده است. اگر این‌چنین موجودی که حاضر است کشور تحت حملۀ ددمنشانۀ نظامی بیگانه برای برانداختن رژیم قرار بگیرد را باور کنیم، عملا در ایجاد استبدادی دیگر قدم برداشته‌ایم. سلطنت در ایران و حتی در خاورمیانه هرگز با دموکراسی سر سازگاری نداشته، رژیم‌های سلطنتی در این منطقه عموما کارگزاران امپریالیستی هستند که با شیوه‌ای استبدادی حکومت کرده و منافع غرب را نیز لحاظ می‌کنند.

مبارزۀ ما علیه استبداد در لحظۀ کنونی علیه سیستم استبدادی مستقر است ولی این به معنی آن نخواهد بود که تنها علیه رژیم فقاهتی است، بلکه علیه استبداد به مفهوم عام است که جریانات سلطنت‌طلب را هم در سیبل مبارزاتی ما قرار داده و نمی‌توان آن را نادیده گرفت، مبارزه علیه سلطنت‌طلبان، هم به دلیل ماهیت استبدادی آنهاست و هم به دلیل آن است که این جریان تا بحال بارها سد راه مبارزات مردم و عامل شکست آن بوده است.

آن کسانی که با تاکید بر کثرت‌گرایی و رفتاری دموکرات‌مآبانه قصد دارند آنها را به‌رسمیت شناخته و در آیندۀ ایران از آنها به زعم خود بهره جویند، باید بدانند که کثرت‌گرایی نمی‌تواند نیروهای ضد ملی و غیردموکرات را شامل شود. ما تنها به گذار از رژیم کنونی فکر نمی‌کنیم بلکه به گذار از استبداد فکر می‌کنیم که سلطنت‌طلب‌ها نماد و مظاهری از آن هستند. آنها را نه تنها نمی‌توان در کنار نیروهای مترقی قرار داد، بالعکس باید سعی کنیم با صف‌بندی پر رنگ با آنها مقابله‌ای در حد مبارزه علیه استبداد داشته باشیم. آنها را باید نیرویی استبدادی تلقی کرد که به‌دنبال بازگشت به قدرت برای بازسازی استبداد سلطنتی هستند. ما مبارزۀ امروز را به فردا موکول نمی‌کنیم، اگر قرار باشد در فردای پساجمهوری اسلامی با آنها بجنگیم پس از امروز که هنوز آن‌چنان نیرویی نیستند با آنها مقابله کرده و سعی می‌کنیم دست آنها را از جنبش مردمی کوتاه نموده و این آفت را بزداییم.

تاریخ انتشار : ۶ مرداد, ۱۴۰۴ ۱۱:۳۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اول ماه مه، حزب دمکراتیک مردم ایران، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

اعلامیهٔ مشترک حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به‌مناسبت روز جهانی کارگر – اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت)

حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): ما از تمامی نیروهای مترقی، نهادهای کارگری، روشنفکران و مردم آزادی‌خواه ایران دعوت می‌کنیم تا در راه تحقق صلحی پایدار و عزتمند، عدالت اجتماعی، و در دفاع از کرامت انسانی، برابری در برابر قانون و حق انتخاب زندگی شایسته برای تمامی مردم ایران، و از جمله کارگران و فرودستان میهن عزیزمان ایران، اتحاد و مبارزهٔ خود را گسترش دهند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

طبیعتِ زخمی؛ خسارت‌هایی که در هیاهوی جنگ گم می‌شوند

شهناز قراگزلو: ۱۳ منطقه حفاظت‌شده کشور در اثر بمباران‌ها آسیب دیده‌اند؛ مناطقی که هر کدام بخشی از ذخیره‌گاه‌های تنوع زیستی ایران‌اند و نابودی‌شان، نابودی بخشی از آینده ماست. افزون بر آن، جزایر مرجانی خلیج‌فارس، تنگه هرمز، هنگام و لارک، که از ارزشمندترین اکوسیستم‌های جهان‌اند، در جریان حملات دریایی و غرق‌شدن کشتی‌ها و نفتکش‌ها دچار تخریب شده‌اند.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حق حیات و مسئولیت قضاوت

حضور دهها هزار نفر از کارگران و کارکنان در خیابان های برلین

غرق‌شدن در هیچ

پایان دیکتاتوری در گرو تمرکز بر اشتراکات

سلطنت مطلقه ؛ آنارشی جنگل گرگ ها

بیانیه مشترک تشکل های مستقل: اول ماه مه ( یازدهم اردیبهشت ) روز مبارزه و نمایش قدرت طبقه کارگر در برابر نظام سرمایه داری