سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۹:۴۷

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۷

قدرت نادیده زنان در گذر مشروطه

جنبش زنان در ایران، تاریخ حذف نیست بلکه تاریخ ساختن است. اگر مشروطه نقطه آغاز رسمی حضور زن در حرکت مدرن ایران بود، مسیر این جنبش هنوز ادامه دارد. «زن، زندگی، آزادی» شعار امروز، نه صرفاً ندای اکنون، بلکه پیوندی‌ست میان ریشه‌های مبارزه‌ی زنان در تاریخ و رؤیای آینده‌ای دموکراتیک که هنوز محقق نشده.

در روز چهاردهم مرداد ۱۲۸۵، مظفرالدین‌شاه فرمانی را امضا کرد که در ظاهر، نقطه‌ی آغاز مشروطیت در ایران شد؛ فرمانی که وعده‌ی ایجاد عدالتخانه، تدوین قانون اساسی، و تشکیل مجلس شورای ملی را می‌داد. اما این فرمان نه از سر روشن‌بینی شاه، بلکه در پی ماه‌ها اعتراض مردمی، اعتصاب‌های اقتصادی، تحصن در مساجد و میدان‌ها، و مقاومت مسلحانه در تبریز به سرکردگی ستارخان و باقرخان صادر شد (۱). از بازار تهران تا کوچه‌های تبریز، زن و مرد از همه اقشار با حضور در تجمعات،‌ نامه‌نگاری یا تأمین مخارج اعتصابات، مشروطه را به‌مثابه یک جنبش از پایین رقم زدند.

در حافظه‌ی جمعی، جنبش مشروطه اغلب با تصویر مردان روشنفکر، علما و مجاهدانی شناخته می‌شود که به دنبال تأسیس عدالت‌خانه‌ای برای ملت بودند. اما حضور زنان در این نهضت، نه‌تنها پررنگ، بلکه در مواردی تعیین‌کننده نیز بود. با وجود محرومیت از تحصیل، پرده‌نشینی اجتماعی، و حذف حقوقی از ساختار قدرت، زنان در صف مقدم جنبشی ایستادند که نوید جامعه‌ای نوین می‌داد.

تعامل میان سنت و نوگرایی از همان آغاز آشکار بود. شماری از روشنفکران و روزنامه‌نگاران تجددخواه به دنبال نهادسازی پاسخ‌گو بودند، ولی در دل مشروطه جنبشی نیز جوانه زد که تعریفی متفاوت از قانون‌گذاری و مشروعیت داشت: مشروعه، حکومتی مبتنی بر شریعت. این دو گفتمان، گاه موازی و گاه متضاد، مسیر متزلزل مشروطه را رقم زدند (۲).

در این میان، سهم زنان اگرچه در تاریخ رسمی کشور کم‌رنگ مانده، اما در منابع مکتوب، خاطرات و پژوهش‌های معاصر پررنگ دیده می‌شود. انجمن‌های سری و نیمه‌سری زنان، مدارس دخترانه، نشریه‌های اختصاصی، حمایت مالی از بست‌نشینی‌ها و حضور زنان مبارز در روزهای بحرانی مانند «استبداد صغیر»، نمونه‌هایی قابل تأمل‌اند (۳،۴). گزارش‌هایی وجود دارد، هرچند عمدتاً در قالب روایت‌های شفاهی یا منابع غیررسمی، که از نقش زنی ناشناس در رساندن نامه‌ای به شاه سخن می‌گویند؛ نامه‌ای که بنا به برخی نقل‌ها، در تصمیم مظفرالدین‌شاه به صدور فرمان مشروطه تأثیرگذار بود. گفته می‌شود این زن با یکی از علمای مشروطه‌خواه نسبت خانوادگی داشت و این کنش جسورانه، در دل ساختاری مردسالار و سلطنت‌محور، نشان‌دهنده‌ی عمق مشارکت سیاسی زنان در آن مقطع است. با اینکه صحت تاریخی این روایت نیازمند پژوهش بیشتر و منابع دقیق‌تری است، اما همین نقل، نمادی‌ست از حضوری که در متون رسمی به‌ندرت بازتاب یافته است.

فراتر از روایت‌ها، اسناد معتبرتری نیز وجود دارد. مورگان شوستر، مستشار مالی آمریکایی در ایران، در خاطرات خود از وجود «ده انجمن مخفی زنان در تهران» یاد می‌کند که در هماهنگی با یک کمیته مرکزی، به‌صورت منظم جلساتی را برگزار می‌کردند و در دفاع از مشروطه، گاه به اقدامات رادیکال نیز دست می‌زدند (۵). همچنین انجمن‌هایی چون «جامعه نسوان وطن‌خواه»، «انجمن آزادی زنان»، و گروه‌هایی که نشریات زنانه منتشر می‌کردند، از نشانه‌های کوشش آگاهانه‌ی زنان برای مداخله در عرصه عمومی و سیاسی‌اند (۶،۷).

« زنان ایرانی نه فقط با تشکیل انجمن‌ها و مدارس، بلکه گاه با فروش زیورآلات و طلاهای شخصی برای حمایت از اعتصابات و نهضت، نشان دادند که خواهان مشارکت فعال در سرنوشت کشورند» (۵).

با این همه، تناقضی بنیادی از همان آغاز در دل مشروطه باقی ماند: دقیقاً همان ساختار سیاسی که به نام عدالت‌خواهی ایجاد شد، زنانی که برای تحقق آزادی جنگیدند، از همان ابتدا از ساختار قانون و قدرت کنار گذاشته شدند؛ نه تنها حق رأی نداشتند، بلکه موضوع گفت‌وگوهای رسمی نیز نبودند. این حذف، نه‌فقط یک بی‌عدالتی تاریخی، که نشانه‌ای از آسیب ساختاری در تحقق مردم‌سالاری مشروطه است. این تناقض بنیادین، می‌تواند در فهم ما از زن و جنبش مشروطه راهگشا باشد: جنبشی که از پایین در برابر بند استبداد قیام کرد، اما نیمی از جامعه را در خلأ قدرت رها ساخت.

سکولاریسم رضاشاهی و مدرنیزاسیون بیرونی‌اش نیز نتوانست خلأ نهادهای دموکراتیک را پُر کند. نهادسازی بدون مشارکت واقعی مردم، هرچند ظاهری شبیه غربی‌ها داشت، اما در ماهیت، اقتدارگرایانه بود. در این چارچوب، زنان نه تنها در ساختار قدرت مردانه با تبعیض کمتری مواجه نشدند، بلکه حذف آن‌ها در سطح قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری عمیق‌تر شد.

آن‌چه وضعیت زنان را پیچیده‌تر می‌کند، این است که بسیاری از مطالبات آن دوران، هنوز به قوت خود باقی‌اند. نزدیک به ۱۲۰ سال پس از فرمان مشروطه، زنان ایرانی همچنان برای ابتدایی‌ترین حقوق خود، از آزادی پوشش و خواست حق برابر در طلاق، ارث، سفر و مشارکت سیاسی، در حال مبارزه‌اند. این پایداری، از یک‌سو نشان‌دهنده‌ی تداوم تاریخی جنبش زنان است، و از سوی دیگر، بازتاب همان وعده‌ی ناتمام است که در مشروطه آغاز شد، اما هرگز در نهاد قدرت جای نگرفت. در دوره‌ای که جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سطح ملی و جهانی پژواک یافته، بازگشت به آغازگاه‌هایی چون مشروطه نشان می‌دهد که این مطالبه نه یک فریاد تازه، بلکه صدایی تاریخی‌ست.

هر تغییر ناگهانی، از جمله سرنگونی، معمولاً خواسته‌های زنان را زیر سایه‌ی شعار «دشمن مشترک» نادیده می‌گیرد. در چنین بزنگاه‌هایی، اولویت دادن به «نجات ملی» یا «وحدت برای گذار» می‌تواند به معنای تعلیق یا حذف دوباره‌ی مطالبات تاریخی نیمی از جامعه باشد.

در پیوند با امروز، این پرسش اساسی پیش روی ماست: آیا گذار پیشِ رو، حتی اگر در قالب رفراندوم یا گفت‌وگوی سازمان‌یافته باشد، می‌تواند از تکرار تجربه‌ی مشروطه فاصله بگیرد؟ اگر این گذار بر اساس پیمان‌های پشت پرده یا نهادهای غیرپاسخگوی قدرت سیاسی مردانه شکل بگیرد، چه تضمینی وجود دارد که به دموکراسی واقعی منجر شود، نه بازتولید همان الگوی انحصار و حذف؟

جنبش زنان در ایران، تاریخ حذف نیست، بلکه تاریخ ساختن است. اگر مشروطه نقطه‌ی آغاز رسمی حضور زن در حرکت مدرن ایران بود، مسیر این جنبش هنوز ادامه دارد. «زن، زندگی، آزادی» صرفاً شعار امروز نیست؛ پیوندی‌ست میان ریشه‌های مبارزه‌ی تاریخی زنان و رؤیای آینده‌ای دموکراتیک که هنوز تحقق نیافته است.

در نهایت، نگاه به تجربه‌ی زنان در مشروطه، نه پایان تاریخ مردانه، بلکه کلیدی‌ست برای تعریف آینده‌ای که عدالت را از یک شعار فراموش‌شده به یک اصل محقق‌شده بدل کند.

منابع

  1. کسروی احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: امیرکبیر؛ ۱۳۲۳
  2. Afary J. The Iranian Constitutional Revolution, 1906–۱۹۱۱. Trans. Afshar H. Tehran: Nashr-e Ney; 2005
  3. ابراهیم‌زاده فرزانه. گفتگو با روزنامه پیام‌ما. مرداد ۱۴۰۴
  4. دولت‌آبادی یحیی. حیات یحیی. تهران: نشر فردوس؛ ۱۳۴۰
  5. Shuster WM. The Strangling of Persia. Trans. Azad MM. Tehran: Amir Kabir; 1978.
  6. مشکینی فاطمه. زنان در تاریخ مشروطه ایران. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی؛ ۱۳۸۹.
  7. رضوی نسرین. نقش زنان در مشروطه. فصلنامه تاریخ معاصر ایران. ۱۳۹۲؛(۴۵):۵۵–۶۹
  8. Wikipedia contributors. Women in the Persian Constitutional Revolution. [Internet] Wikipedia; [Accessed 2025 Aug 7]. Available from: https://en.wikipedia.org/wiki/Women_in_the_Persian_Constitutional_Revolution

 

 

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد, ۱۴۰۴ ۱۲:۰۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار