سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۴:۱۵

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۵

در امتداد امید، کنار پنجره…

در پایان مراسم، رادا نگاهی به جمع انداخت و گفت: «ما آزاد شدیم، اما هنوز خیلی‌ها در بندند... آزادی، آغاز است، نه پایان.»
در امتداد امید، کنار پنجره
رادا را از قبل می‌شناختم، اما دیدار حضوری‌مان در حاشیه‌ی کنفرانس زندانیان سیاسی، حس متفاوتی داشت.
زنی که شاید قامتش کمی خمیده باشد، اما صدایش استوار و محکم است؛
نگاهش، یادآور تمام شب‌های سلول انفرادی‌ست؛
و حرف‌هایش، سندی زنده بر جنایت‌هایی که بسیاری هنوز نمی‌خواهند باور کنند.
او از خاطراتش گفت؛ نه با بغض، که با وقار.
از لحظه‌ی بازداشت، تا ورود به اتاق‌های بازجویی.
از بازجویی‌هایی که با مشت، لگد، و تحقیر آغاز می‌شد،
و با تهدید به تجاوز و شکنجه‌ی روانی پایان می‌گرفت.
می‌گفت: «نه به‌خاطر خودم ماندم، که به‌خاطر صدای آن‌هایی که دیگر نبودند.»
شنیدن این روایت‌ها در دل فرانکفورت،
در سالن کنفرانسی هزاران کیلومتر دورتر از اوین و کهریزک،
آدم را می‌لرزاند.
نه از ترس،
که از احساس مسئولیت.
جمعیت در سکوت، با دقت گوش می‌داد.
و من فکر می‌کردم به تمام زندانیانی که هرگز تریبونی برای گفتن نیافتند؛
به زنانی که نه در کنفرانس‌ها،
بلکه در سکوتِ قبرستان‌های بی‌نام،
نام‌شان دفن شد.
در پایان مراسم، رادا نگاهی به جمع انداخت و گفت:
«ما آزاد شدیم، اما هنوز خیلی‌ها در بندند.
آزادی، آغاز است، نه پایان.»
و من در دل گفتم:
کاش همه‌ی ما،
به اندازه‌ی این زن شکنجه‌شده،
آزاد باشیم…
رادا تنها یک زنِ شکنجه‌شده نیست؛
او بخشی از یک خانواده‌ی زخمی‌ست.
میان روایت‌هایش، با نگاهی فروخورده، از برادرش گفت؛
رامین.
کسی که زیر شکنجه جان باخت.
نه خبری، نه محاکمه‌ای،
و نه حتی جسدی که پیش از دفن، خانواده بتواند آن را شناسایی کند.
فقط یک خبر کوتاه:
«برادرت دیگر نیست.»
داغِ او، هنوز در صدای رادا مانده.
وقتی نامش را گفت، صدایش نلرزید،
اما نگاهش، از هر فریادی گویاتر بود.
او از پدر و مادرش هم گفت؛
پیرانی که تنها گناه‌شان داشتن فرزندانی آگاه بود.
مورد آزار قرار گرفتند، تحقیر شدند،
و با نگرانیِ هرروزه‌ی «فردا چه می‌شود؟»
زندگی کردند.
خانه‌ای که همیشه آماده‌ی یورش بود،
و قلب‌هایی که هیچ‌گاه در آرامش تپیدند.
در صدای رادا، صدای یک نسل می‌تپد؛
نسلی که نه‌فقط خود شکنجه شد،
بلکه رنج را میان خواهران، برادران، پدران و مادرانش تقسیم کرد.
و با این همه، ایستاد.
از رادا نپرسیده‌ام که آیا او را برای شناسایی جسد برده بودند یا نه.
تا امروز، در این‌باره با من سخنی نگفته.
اما آن‌چه شنیده‌ام این است:
صورتِ رامین،
آن‌چنان آسیب‌دیده و متلاشی بود
که حتی نزدیک‌ترین بستگانش نتوانستند باور کنند آن پیکر، رامین است.
چشمان‌شان آن‌چه می‌دید را انکار می‌کرد؛
دل‌شان نمی‌پذیرفت.
نه حلقه‌ای، نه لباسی، نه نشانی.
فقط جسدی بی‌صدا،
و مأمورانی که اصرار داشتند:
«همین است. تمامش کنید.»
یکی از بستگان که جسد را دیده بود،
هیچ‌گاه با قطعیت تأیید نکرد که آن پیکر، بی‌تردید رامین بوده.
و همین ابهام،
سال‌هاست که در دلِ مادر مانده.
مادری که هنوز،
هر غروب،
رو به پنجره می‌نشیند،
بی‌صدا،
و چشم به در می‌دوزد.
نه از روی خیال‌پردازی،
که از دل زخمی که هنوز می‌پرسد:
«اگر آن پیکر، رامین نبود… پس او کجاست؟»
برای مادر،
رامین هرگز کاملاً نرفته؛
او هنوز،
جایی در امتداد امید،
نفس می‌کشد.
۸آگوست ۲۰۲۵میلادی
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد, ۱۴۰۴ ۱۰:۴۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی