پیش از آن که به موضوع نبرد آخرالزمانی میان امریکا- اسراییل و ایران بپردازیم، باید به چند نکته اشاره کنیم.
یکم آن که در هر سه دین ابراهیمی زمانی جهان به دوران آخرالزمانی پا مینهد که ظلم و بیعدالتی، فساد و هرج و مرج و قانون جنگل مبتنی بر هر که زورش بیش، سهمش بیشتر جهان را فراگیرد.
دوم آن که بسیاری از پیروان مذهب اوانجلیستهای صهیونیست در امریکا بر این باورند که ترامپ از سوی خداوند برگزیده شده است تا پیششرطهای بازگشت عیسی مسیح به جهان خاکی را بازسازی کند. با آغاز ریاست جمهوری دوباره ترامپ دولت امریکا به مثابه بزرگترین و نیرومندترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان دیگر حاضر به پیروی از حقوق بینالملل و پذیرش معیارهایی که بر اساس آن سازمان ملل بوجود آمد، نیست و از قانون جنگل، یعنی قانون زور پیروی میکند و از همه دولتهای جهان میخواهد که از خواستهای او پیروی کنند و منافع امریکا را برتر از منافع ملی خویش بدانند. او میخواهد کانادا را به یکی از ایالتهای آمریکا بدل کند، سرزمین گرینلند را ضمیمه امریکا سازد، از فروش نفت به جزیره کوبا جلوگیری کرده، رییسجمهور ونزوئلا را ربوده و آیتالله خامنهای رهبر دینی- سیاسی ایران را ترور نموده است. چکیده آنکه با بهقدرت رسیدن تیم ترامپ جهان به دوران هرج و مرج و بیثباتی پا نهاده است. او حتی بر این پندار است که همه رهبران سیاسی جهان باید از سوی او و یا در مشورت با او برگزیده شوند.
سوم آن که جنگی که با تجاوز نظامی اسراییل و امریکا به ایران آغاز شده، بنا بر تحلیلگران امریکایی توسط شرکت تکنولوژیک پالانتیر (Palantir Technologies)که شرکتی امریکایی است، برنامهریزی شده است. سیا و موساد دو نهادی هستند که در این شرکت سرمایهگذاری کردهاند و از ذخایر اطلاعاتی آن در برنامهریزیهای جنگی خود بهره میبرند. این شرکت دارای دو مدیر است که یکی به نام آلکس کارپ (Alex Karp) یهودی و هوادار سفت و سخت اسراییل است و دیگری به نام پیتر تیل (Peter Thiel) که مسیحی است، اما دارای روابط بسیار گسترده با محافل اقتصادی صهیونیستی در امریکا و اسراییل است.
با این حال تجاوز نظامی امریکا و اسراییل هر چند از یکسو جنگی مبتنی بر دادههای ژئوپلتیکی است، اما از سوی دیگر جنگی آخرالزمانی است که ریشه در ادیان ابراهیمی دارد. بهعبارت دیگرجنگ کنونی بین سه دولتی رخ داده است که هر یک پیرو یکی از ادیان ابراهیمی هستند. از آنجا که یهودیت نخستین دین ابراهیمی است، در آغاز به بررسی نگرش آخرالزمانی یهودیت میپردازیم.
آخرالزمان یهودی
بنا بر تورات هرگاه قوم یهود در وضعیت بدی گرفتار شده باشد، یهوه یکی از مردم آن زمانه رابه مثابه پیامبر یا منجی برمیگزیند تا قوم برگزیده او را از آن وضعیت بد نجات دهد. در مصر پیامبر موسی ظهور کرد تا قوم یهود را از اسارت بردگی نجات دهد و به سرزمین موعود هدایت کند. از کوروش، داریوش، خشایار شاه و حتی اردشیر یکم هخامنشی نیز در تورات بهمثابه منجی نام برده شده است، زیرا یهوه کوروش را برگزید تا یهودان را از بردگی بابل نجات دهد و آنها را به اورشلیم بازگرداند و با کمک مالی او یهودان توانستند معبد سلیمان را که توسط بابلیان ویران شده بود، دوباره بازسازی کنند.
در کنار منجیهایی که حتی برخی از آنان همچون کوروش یهودی نیز نبودند، بینش آخرالزمانی در یهودیت که آنرا نوعی فرجامشناسی نیز میتوان پنداشت، متکی بر اندیشه ظهور یک ماشیح یا منجی است که انسانی از نسل داود پیامبر است که به فرمان یهوه ظهور میکند و باید نخست معبد ویران شده سلیمان را بازسازی کند و در گام بعدی باید همه یهودان را که در جهان پراکندهاند، به اسراییل بزرگ بازگرداند و در گام سوم با اجرای شریعت یهود شرایط را برای برقراری پادشاهی الهی بر تمامی زمین و صلح ابدی در سراسر جهان ممکن سازد.
در حال حاضر تعداد یهودان در جهان تقریبأ ۲۵ میلیون تن تخمین زده میشود، اما فقط تقریبأ ۱۵٫۸ میلیون یهودان جهان دارای مادری یهودی زاییدهاند. از این تعداد ۷٫۴ میلیون تن شهروند دولت اسراییل هستند و در ایالات متحده امریکا نیز تعداد یهودان بین ۴ تا ۶٫۳ میلیون تن تخمین زده میشود و مابقی به ترتیب تراکم جمعیتی در فرانسه، کانادا، بریتانیا، آرژانتین، روسیه، آلمان، استرالیا و برزیل زندگی میکنند. البته در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله در ایران نیز دیاسپوراهای یهودی با جمعیتی اندک وجود دارند. به این ترتیب میبینیم که نیمه بزرگتر یهودان هنوز در سراسر جهان پراکندهاند که بنا بر ساختار کنونی جهان امری عادی است، اما بنا بر باورهای دینی امری در تضاد با اراده الهی است، زیرا بنا بر بینش توراتی همه یهودان باید در سرزمین مقدسی زندگی کنند که خدا به قوم برگزیده خود واگذار کرده است، که وسعت آن از رودخانه نیل تا رودخانه فرات امتداد دارد.
بنا بر روایات توراتی و تلموتی یکی از نشانههای ظهور منجی آن است که نخست جهان باید در وضعیت وخیمی باشد و با متحد شدن بسیاری از کشورهای جهان علیه اورشلیم، یعنی دولت اسراییل بزرگ که یهوه تحقق آنرا به قوم برگزیده خویش وعده داده است، جنگ «گوگ و ماگوگ» یا همان جنگ میان «یاجوج و ماجوج» درخواهد گرفت و در نهایت به کمک یهوه ارتش اسراییل بزرگ در این جنگ پیروز خواهد شد و ماشیح خواهد توانست صلح را در جهان برقرار سازد. به باور یهودیت در پایان دوران پادشاهی ماشیح مردگان دوباره زنده خواهند شد تا در پادشاهی یهوه بر جهان سهم داشته باشند و با آغاز پادشاهی یهوه زمان داوری بر اعمال همه انسانها فراخواهد رسید، یعنی مردگان و زندگان به دوران رستاخیز گام مینهند تا یهوه اعمال همه انسانها را داوری کند. از آن پس جهان در وضعیتی ابدی از کمال معنوی و پاداش الهی بسر خواهد برد.
به این ترتیب جنگی که هم اکنون از سوی امریکا و اسراییل بر ضد ایران آغاز شده، تلاشی است برای تحقق پروژه «اسراییل بزرگ». بنا بر پیشبینیهای تاریخپپژوه جیانگ ژوئهکین (Jiang Xueqin) در این جنگ امریکا شکست خواهد خورد و دوران تکقطبی آمریکا پایان خواهد یافت و توازن قدرت اقتصادی و سیاسی به سود شرق، یعنی دولتهای آسیایی دگرگون خواهد شد. بهعبارت دیگر هر چند ایران در این جنگ از امریکا و اسراییل شکست خواهد خورد، اما اشغال نخواهد گشت. به خواست دولت اسراییل امریکا از خاورمیانه بیرون رانده خواهد شد و دولت اسراییل به دولت برتر منطقه بدل خواهد گشت تا بتدریج بتواند تمامی سرزمین میان رودان نیل تا فرات را تصرف کند. به باور جیانگ ژوئهکین با آن که تعداد یهودان در اسراییل بزرگ اندک خواهد بود، اما گویا دولت یهود خواهد توانست مردمانی را که درون مرزهای اسراییل بزرگ خواهند زیست، با هوش مصنوعی مطیع خود سازد و با بهرهگیری از نیروی کار آنها پروژه ظهور ماشیح یا منجی را تحقق بخشد.
در حال حاضر در اسراییل حکومتی ائتلافی از هفت حزب سیاسی دست راستی و افراطی و آخرالزمانی به رهبری نتانیاهو وجود دارد که برای تحقق اسراییل بزرگ خواهان نابودی و تجزیه ایرانند.
این هفت حزب عبارتند از: حزب لیکود که حزب محافظهکار سکولار است و در مجلس کنست ۳۲ نماینده دارد. حزب شاس که حزب مذهبی ارتدوکس است و ۱۱ نماینده دارد. ائتلاف متحد توراتی که از گرایشهای مختلف دینی تشکیل شده است و ۷ نماینده دارد. حزب صهیونیسم مذهبی که ملیگرایی را با باورهای مذهبی درهم آمیخته است و ۶ نماینده دارد. عوتسما یهودیت که حزب دینی راستگرای افراطی است و ۷ نماینده دارد. حزب نوام که حزب مذهبی تندرو و به شدت ضد دگرباشان، یعنی همجنسگرایان است و ۴ نماینده دارد. حزب امید نو که گویا دارای گرایشهای توراتی نیست و ۱ نماینده دارد. به عبارت دیگر ۵ حزب در این ائتلاف احزاب آخرالزمانی و خواهان نابودی مسجد الاقصی هستند که بر روی ویرانه معبد دوم سلیمان ساخته شده است تا بتوان معبد سوم سلیمان را در مکانی ساخت که گویا پیامبر اسلام از آن مکان مقدس به آسمان معراج کرده است.
آخرالزمان مسیحی
اندیشه آخرالزمانی در میان بخشی از سیاستمداران و فرماندهان نظامی ارتش امریکا که دارای باورهای اوانجلیستی- صهیونیستی هستند، نیز وجود دارد. برای نمونه پت هنگست (Pete Hengseth) وزیر جنگ کنونی یک مسیحی پروتستان محافظهکار افراطی است که علامت جنگجویان صلیبی را برسینه خود خالکوبی کرده و هوادار بیچون و چرای اسراییل و خواهان برتری نظامی دولت یهود بر سراسر غرب آسیا است. او به ترویج «ملیگرایی مسیحی» در پنتاگون و برگزاری جلسات دعای ماهانه متهم شده است که به گفته منتقدان، بر فضای فکری فرماندهان تحت امرش تأثیر گذاشته است. مارکو روبیو (Marco Rubio) وزیر امور خارجه کوباییتبار هر چند کاتولیک است، اما از حامیان سرسخت صهیونیسم در کنگره بوده و پیوندهای عمیقی با جامعه مسیحیان اوانجلیست هوادار اسراییل دارد. پائولا وایت-کین (Paula White-Cain) که اکنون مشاور ارشد دفتر ایمان کاخ سفید است، یک مُبلغ مذهبی تلویزیونی (تلوانجلیست) بود که از حامیان مذهبی اصلی ترامپ در میان اوانجلیستهاست. مایک هاکبی (Mike Huckabee) که اکنون سفیر آمریکا در اسراییل است، یک کشیش سابق باپتیست و از چهرههای برجسته اوانجلیست است که وجود “فلسطینیها” در سرزمین اشغالی را رد کرده و پشتیبان الحاق کرانه باختری به اسراییل است. استیون ویتکوف (Steve Witkoff) که اکنون فرستاده ویژه در امور خاورمیانه است یک سرمایهدار یهودی و دوست نزدیک ترامپ و مسئول پیشبرد سیاستهای خاورمیانهای دولت ترامپ است. هاوارد لوتنیک (Howard Lutnick) که اکنون وزیر بازرگانی است، یک میلیاردر یهودی و از مدیران ارشد تیم انتقال قدرت ترامپ است. لی زلدین (Lee Zeldin) رییس سازمان حفاظت از محیط زیست یک سیاستمدار یهودی جمهوریخواه و از حامیان سیاستهای استعماری اسراییل در فلسطین است. استیون میلر (Stephen Miller) که اکنون معاون ستاد کارکنان کاخ سفید در امور سیاستگذاری است، از مشاوران ارشد و یهودیتبار ترامپ است که نقش مهمی در تدوین سیاستهای داخلی و مهاجرتی دارد. همچنین دیوید فریدمن (David Friedman) سفیر سابق آمریکا در اسراییل که همچنان به عنوان مشاور نزدیک در امور مربوط به اسراییل و کرانه باختری (یهودا و سامره) عمل میکند، یک یهودی متعصب و آخرالزمانی است.
البته شخصیتهای دیگری مانند الیس استفانیک (سفیر در سازمان ملل) و جان رتکلیف (رییس سیا) نیز اگرچه یهودی نیستند، اما به دلیل مواضع بسیار تندروانه در حمایت از اسراییل و مقابله با گروههایی مانند حماس، به عنوان چهرههای «صهیونیست» در این کابینه شناخته میشوند. همچنین در دور نخست ریاست جمهوری ترامپ کسانی چون مایک پنس معاون رییسجمهور و مایک پومپئو وزیر خارجه بودهاند که مسیحی اوانجلیست و از پشتیبانان سرسخت سیاست توسعهگرایی اسراییل بودهاند. حتی در حال حاضر تعداد زیادی از سربازان امریکایی علیه بیش از ۲۰۰ فرمانده نظامی امریکا به دادگاهها شکایت کردهاند که به سربازان خود گفتهاند خداوند ترامپ را به ریاست جمهوری برگزید تا او با جمهوری اسلامی برای بازگشت عیسی مسیح به این جهان بجنگد.
اوانجلیستها که مسیحیان انجیلی نیز نامیده میشوند، بخاطر باورهای عقیدتی و کلامی که ریشه در تفسیر آنها از کتاب مقدس و پیشگوییهای آخرالزمان دارد، از سرسختترین پشتیبانان اسراییل هستند. بنا بر این پیشگوییها بسیاری از اوانجلیستها معتقدند که کوچ هر چه بیشتر یهودیان به سرزمین فلسطین، سبب ظهور دوباره حضرت مسیح خواهد بود و تا زمانی که یهودیان بر تمامی سرزمین فلسطین حاکم نشوند، نبرد نهایی (آرماگدون) و بازگشت مسیح رخ نخواهد داد. آنها به آیاتی از سفر پیدایش استناد میکنند که میگوید: «هر که تو، یعنی سرزمین اسراییل را برکت دهد، به او برکت خواهم داد و هر که تو را لعنت کند، او را لعنت خواهم کرد». دیگر آن که برخلاف برخی شاخههای سنتی مسیحیت، اوانجلیستها معتقدند که کلیسا جایگزین قوم برگزیده (یهود) نشده است و پیمان خدا با یهودیان درباره مالکیت بر سرزمین مقدس همچنان پابرجاست. چکیده آن که اوانجلیستها جهان را در آستانه نبرد نهایی بین خیر و شر میبینند و اسراییل را خط مقدم جبهه خیر در برابر نیروهای مخالف میپندارند.
بنا بر آمار در حال حاضر یک چهارم جمعیت امریکا، یعنی ۸۰ میلیون تن پیرو مذهب اوانجلیستی مسیحی هستند و تعداد اوانجلیستهای صهیونیست که خود را صهیونیست مسیحی نیز مینامند و هوادار سفت و سخت اسراییلاند، گویا بیش از ۳۰ میلیون تن است. سازمان «مسیحیان متحد برای اسراییل» بزرگترین سازمان لابی هوادار اسراییل گویا بیش از ۱۰ میلیون عضو دارد
بنا بر کتاب «مکاشفه یوحنا» که دارای چشماندازی آخرالزمانی است، مسیح پسر خدا که ۲۰۰۰ سال پیش به صلیب کشیده شد و به آسمان رفت، پس از «سختی بزرگ» که سراسر زمین را فراخواهد گرفت، با شکوه و جلال دوباره به زمین بازمیگردد و در نبردی نهایی که آنرا «آرماگدون» مینامند، نیروهای ضدمسیح را شکست میدهد و شیطان را برای هزار سال در بند میکند تا نتواند مردم جهان را فریب دهد. به این ترتیب عیسی مسیح برای هزار سال بر زمین سلطنت و یا حکومت خواهد کرد و اورشلیم پایتخت او خواهد بود. در این هزار سال در جهان صلح بر قرار خواهد بود و عیسی با عصای آهنین خود عدالت مطلق را در سراسر جهان گسترش خواهد داد. همچنین کسانی که پیش از ظهور دوباره عیسی مسیح در راه ایمان جان خود را از دست داده بودهاند، زنده خواهند شد و بهمثابه کاهنان و پادشاهان به فرمان مسیح در نقاط مختلف جهان حکومت خواهند کرد. پس از سپری شدن هزار سال شیطان برای زمان کوتاهی از بند رها خواهد شد و چون دیگر نمیتواند مردم را فریب دهد، «آسمان و زمین جدیدی» پدید میاید و جاودانه میگردد، یعنی بهشت خدا بر روی همین زمین تحقق مییابد. بنا بر روایاتی مسیح پس از سپری شدن هزار سال و آغاز عصر طلایی در آسمان و زمین جدید دوباره به آسمان نزد پدر خود خدا باز خواهد گشت.
آخرالزمان اسلامی
در اسلام نیز اندیشه آخرالزمان وجود دارد و همچون یهودیت و مسیحیت از دو دوره تشکیل میشود. در دوره نخست هرج و مرج و فساد و آشفتگی در جهان گسترش خواهد یافت و ارزشهای اخلاقی و حقوقی فرو خواهند پاشید و قانون جنگل سراسر جهان را فراخواهد گرفت. بهعبارت دیگر نشانههای اجتماعی واخلاقی این روند عبارتند ازکشت و کشتار گسترده، گسترش و عادی شدن دزدی و غارت داراییهای مردم توسط گروههای یاغی و همچنین تجاوز جنسی به زنان و دختران. وقایع این دوران شامل مجموعهای از نشانهها و حوادث عظیم است که در پایان دورهی دوم به قیامت ختم میشود. دورهی دوم با ظهور دجال آغاز میگردد که انسانی زمینی اما بسیار فریبکار است و با کارهای عجیب و غریبی که انجام میدهد، بخشی از مردم را فریب داده و به مریدان خود بدل میسازد. دیری نمیگذرد که یکی از نسل ابوسفیان در دمشق یا سوریه کنونی به قدرت دست مییابد و در این بخش از جهان با گسترش رعب و وحشت سلطه خود را به مردم تحمیل میکند. دیگر آنکه «یاجوج و ماجوج»، یعنی اقوام و ملتهایی که بانی گسترش فساد در جهان هستند، به قدرت دست مییابند و سرانجام فردی که در حبشه زاده شده است، خانه کعبه را کاملأ ویران میکند.
با جابجایی شدن ارزشهای اجتماعی و اخلاقی و گسترش غیر قابل تصور فساد و جنایت زمینه برای ظهور«مصلح جهانی» آماده میگردد که سرانجام به «قیامت» منتهی خواهد شد. بر اساس منابع اسلامی هنگامی که فساد و ظلم سراسر جهان را فراگرفت، دوره آخرالزمان با قیام منجی برگزیده خدا که به باور مسلمانان «مهدی» نام دارد و شیعیان او را امام دوازدهم خود مینامند که دوران غیبت را پشت سر نهاده است، به همراه عیسی در مکه ظهور میکند و بنا بر روایتهای شیعه عیسی مسیح که به باور مسیحیان موجودی آسمانی، زیرا پسر خدا است، پشت سر «مهدی» امام دوازدهم شیعه که از غیبت بازگشته است، نماز خواهد خواند. به این ترتیب آشکار میشود که شأن و منزلت امام شیعه نزد خدا بسیار بیشتر از عیسی میباشد که فرزند او است
نخستین نشانه آغاز دوره دوم صدایی است که از آسمان شنیده میشود که به تمامی مردم جهان ظهور منجی را وعده میدهد. «مهدی» و عیسی مسیح با لشکری که بههمراه خود از آسمان آوردهاند، مبارزه با مفسدان و جنایتکاران با هدف استقرار توحید و عدل در سراسر جهان را آغاز میکنند. آخرالزمان در فرهنگ اسلامی صرفاً یک پایان ترسناک نیست، بلکه نویدبخش پیروزی نهایی حق بر باطل و حاکمیت انسانهای درستگار بر زمین است. به باور شیعیان در این دوران آخرالزمانی جهان دارای وضعیت آشفته و ترسناک نخواهد بود و بلکه آغازی است برای پیروزی نهایی حق بر باطل.
پس از آنکه پیروزی حق بر باطل به طور کامل در جهان تحقق یافت، دوران طلایی خرد انسانها آغاز خواهد شد و به شکوفایی کامل خواهد رسید و دانش بشری دچار جهشی بیمانند خواهد گشت. به این ترتیب کینهها از ذهنهای انسانها زدوده شده و حتی حیوانات درنده نیز روش زندگی خود را تغییر خواهند داد. فقر و ناعدالتی بطور کامل از بین میرود ومردم در رفاء و عدالت مطلق خواهند زیست. در این دوران همچون آخرالزمان مسیحیت بسیاری از مؤمنان و مشرکان خالص به جهان جدید بازمیگردند تا پیروزی حق علیه باطل را ببینند. چکیده آن که آخرالزمان شیعه بر پیروزی نهایی تنگدستان یا مستضعفان و بلوغ کامل خرد بشر استوار است.
پس از تحقق جهانی متکی بر عدالت و خرد، دوران قیامت آغاز میشود، یعنی وضعیت کره زمین در گردش به دور خورشید کاملأ دگرگون و خورشید از غرب طلوع و در شرق غروب میکند. همچنین گویا اسرافیل در یک صور آسمانی میدمد و صدای صور در تمامی زمین شنیده شده و سبب مرگ همه موجودات میگردد، یعنی زندگی در این جهان مادی برای همیشه دیگر وجود نخواهد داشت، یعنی قیامت یا رستاخیز با پایان زندگی در این جهان آغاز خواهد شد و همه مردگان زنده خواهند شد و در صحرای محشر گرد هم میآیند تا در دادگاه الهی به کارکردهایشان رسیدگی شود. پس از آن همه باید از پل صراط که بر فراز جهنم قرار دارد، رد شوند و درستکاران به آسانی از آن پل میگذرند و وارد بهشت میگردند و بدکاران از پل به پایین میافتند و در آتش جهنم خواهند سوخت.
آیا این جنگ آخرالزمانی دارای پایانی است؟
با آن که سه هفته از آغاز تجاوز نظامی امریکا و اسراییل میگذرد و هر چند نیروهای نظامی ایران تا کنون دست بالا را در این جنگ دارند، اما هنوز نمیتوان درباره سرنوشت نهایی این جنگ آخرالزمانی سخنی گفت. الکساندر دوگین مشاور پوتین و تحلیلگر سیاسی روس بر این باور است که این جنگ نمیتواند به آتشبس منجر شود، زیرا تجربه جنگ دوازده روزه آشکار میسازد که هرگاه اسراییل و امریکا نتوانند به بخشی از اهداف خود دست یابند، حاضر به آتشبس میشوند و پس از چندی با بازسازی و تقویت نیروها و سلاحهای خود دوباره جنگ را آغاز میکنند تا بتوانند به هدف نهایی خود که سرنگونی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران با هدف سلطه بر منابع انرژی ایران است، دست یابند. اما ایران گفته است این بار فقط آتش بسی را خواهد پذیرفت بهشرط آن که کشورهای متجاوز حق ایران را در رابطه با صنعت هستهای به رسمیت بشناسد، به ایران غرامت بپردازند و تعهد بینالمللی دهند که دیگر به ایران تجاوز نخواهند کرد.
اما ژنرال دان کین (Dan Caine) فرمانده نیروهای سنتکام در جنگ کنونی علیه ایران اعلان کرده است جنگ تا تحقق نابودی کامل نیروی دریایی ایران در خلیج فارس، نابودی انبارها و صنایع موشکی ایران، تأمین امنیت تنگه هرمز و منافع دولتهای متحد امریکا در خاورمیانه ادامه خواهد یافت. با این حال ادعا شده است که ترامپ سه بار تا کنون توسط کانالهای مختلف خواستار آتش بس شده است. اما اسراییل همچنان مخالف آتشبس و امیدوار است با ادامه جنگ موشکهای ایران پایان یابند تا بتوان حکومت اسلامی را سرنگون کرد تا هژمونی اسراییل برای چند دهه آینده در منطقه تثبیت شود.
بنا بر بررسیهای آینده پژوهانه پروفسور ژیانگ زوکیین (Jiang Xueqin) چینی در این جنگ ایران پیروز خواهد شد و با این شکست امپراتوری آمریکا پایان خواهد یافت و نظم جهانی نوینی جانشین آن خواهد گشت. او بر این باور است که ترامپ با آغاز این جنگ امریکا را گرفتار تلهای کرده است که راه خروج از آن ممکن نیست، زیرا کوهستانهای ایران نیروهای زمینی امریکا را به «گروگان» بدل خواهند کرد. او حتی بر این باور است ک هبا ورود و شکستنیروهای زمینی امریکا در ایران میتواند سبب بحران و حتی جنگ داخلی در امریکا شود.
هامبورگ، مارس ۲۰۲



