سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۶:۴۶

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۶

مرگ سمیه رشیدی یادآور قتل‌های خاموش زندانیان سیاسی و فعالان کارگری است

مرگ سمیه نه یک حادثه بود و نه اتفاقی ناگهانی، بلکه نتیجۀ مستقیم بی‌توجهی عامدانه، سیاست‌های سرکوبگرانه و ساختار غیرانسانی قوۀ قضاییه و نظام زندان‌ها است.

 

گروه کارگری سازمان فداییان خلق ایران ( اکثریت) ، با آگاهی کامل از بی‌توجهی سیستماتیک و نقض آشکار حقوق زندانیان سیاسی، از جمله فعالان کارگری، مرگ سمیه رشیدی را به شدت محکوم می‌کند. مرگ او نه یک حادثه بود و نه اتفاقی ناگهانی، بلکه نتیجۀ مستقیم بی‌توجهی عامدانه، سیاست‌های سرکوبگرانه و ساختار غیرانسانی قوۀ قضاییه و نظام زندان‌ها است.

سمیه رشیدی، زن کارگر ۴۲ ساله، از بطن طبقه کارگر ایران برخاسته بود. سال‌ها از طریق کارگری زندگی خود و خانواده‌اش را اداره می‌کرد. سمیه قلبی داشت که برای آزادی، عدالت و حق اعتراض می‌تپید. او در اردیبهشت ۱۴۰۴، به جرم شعارنویسی در محلۀ جوادیه تهران بازداشت و روانه زندان گردید. برای آزادی سمیه وثیقۀ سنگینی تعیین شده بود.

سمیه را به دلیل ناتوانی در تامین وثیقه، علیرغم بیماری در زندان نگه داشتند. مسئولان قضایی و مسئولان زندان با علم کامل به وضعیت جسمی سمیه، نه برای درمانش اقدام کردند و نه حاضر شدند آزادش کنند که سمیه و خانواده‌اش بتوانند پیگیر درمان و مراقبت‌های پزشکی باشند.

از زمان ورود به زندان، ، سمیه اعلام کرده بود که دچار بیماری صرع و تشنج است و حتی بازپرس نیز از وضعیت او مطلع بود. در طول مدت حبس، او چندین بار توسط پزشکان عمومی و متخصص مغز و اعصاب معاینه و بیماری‌اش تایید شد. سمیه چندین بار در زندان‌های اوین و قرچک دچار تشنج شده و حالش روز به روز بدتر می‌شد. با وجود هشدارهای هم‌بندی‌های سمیه و درخواست‌های مکرر برای انتقالش به بیمارستان، مسئولان زندان برای درمانش اقدام نکردند و تنها بعد از به کما رفتنش، از طریق فوریت‌های پزشکی او را به بیمارستان انتقال دادند. اما متاسفانه دیگر دیر شده بود و سمیه زمانی به بیمارستان رسید که میزان هوشیاری‌اش به پنج رسیده بود. سمیه چند روز در این حال در کما ماند. حتی در آن شرایط هم آزادش نکردند و نهایتاً به عنوان زندانی بر روی تخت بیمارستان جان باخت. جلوگیری از این مرگ دلخراش برای مسئولان قوۀ قضاییه امکان‌پذیر بود، اما بی‌توجهی، ساختار و نگاه غیرانسانی نهادینه شده در قوۀ قضاییه، منجر به مرگ او شد..

مسئولان زندان، علیرغم روشن بودن پروندۀ پزشکی سمیه، او را با به داشتن اعتیاد متهم کرده و یا به او اتهام تمارض می‌زدند. اما ۴۵ زندانی زن سیاسی در زندان قرچک شهادت داده‌اند که سمیه نه به مواد مخدر اعتیاد داشت، نه از بیماری روانی رنج می‌برد، و تا آخرین لحظه سرشار از امید به زندگی و آزادی بود. علی شریف‌زاده اردکانی، نیز اعلام کرده است که حاضر است وکالت خانواده داغدار سمیه را برای شکایت از مسئولان زندان بر عهده گیرد.

همان‌طور که هم‌بندی‌های سمیه اعلام کرده‌اند، ما نیز مسئولیت مستقیم مرگ سمیه رشیدی را بر عهدۀ حکومت جمهوری اسلامی، قوۀ قضاییه و سازمان زندان‌ها می‌دانیم.

مرگ سمیه رشیدی یادآور قتل‌های خاموشی است که طی سال‌های طولانی علیه فعالان سیاسی و کارگری اتفاق افتاده است. از جمله قربانیان می‌توان به بکتاش آبتین، ستار بهشتی و زهرا کاظمی اشاره کرد که تنها نمونه‌های انگشت‌شماری از چنین مرگ‌هایی در زندان‌اند. مرگ سمیه نه یک اتفاق منفرد، بلکه بخشی از الگوی سرکوب برای حذف مخالفان سیاسی، اجتماعی، صنفی و قتل خاموش زندانیان سیاسی است..
سیستم قضایی و زندان‌ها در ایران، به ویژه در زندان قرچک، با بی‌توجهی به حقوق اولیۀ انسانی و محروم کردن زندانیان از درمان، مسئول مرگ‌های اجتناب‌پذیرند. مرگ سمیه رشیدی نمونه‌ای روشن از نقض حقوق بشر، محرومیت از حق درمان و سرکوب فعالین صنفی،اجتماعی، سیاسی و کارگری است. هدف از چنین رویکردی بالا بردن هزینۀ کنش‌گری صنفی، سیاسی و اجتماعی و ایجاد ترس و ناامیدی در میان فعالین سیاسی، اجتماعی و صنفی است.

سمیه رشیدی نه تنها یک زندانی سیاسی، بلکه نماد مقاومت و ایستادگی زنان و کارگران بود. سمیه رفت، اما نام، یاد و فریادش برای آزادی و عدالت اجتماعی همیشه زنده خواهد بود.

گروه کارگری سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) این مرگ را هشداری جدی به جامعه و حکومت تلقی می‌کند. این اولین مرگ یک زندانی در اثر بی‌توجهی حکومت کلیددار زندان نیست. رعایت نکردن حقوق اولیه و انسانی زندانی تکرار دوبارۀ چنین فجایعی در زندان‌های ایران را به دنبال خواهد داشت. مسئولیت جان و مال زندانی با هر اتهامی، با حکومتی است که او را دستگیر و زندانی کرده است. حتی بر مبنای قوانین جمهوری اسلامی، مسئولیت حفظ جان زندانی بر عهدۀ سازمان زندان‌هاست و بروز هر تخلفی در این زمینه، باید منجر به پیگرد قانونی بشود. اما قوۀ قضاییۀ ایران نشان داده که نه تنها در این زمینه به وظیفۀ خود عمل نمی‌کند، بلکه به شکل غیرقانونی حقوق اولیۀ زندانی را زیر پا گذاشته و با به بازی گرفتن جان زندانیان در بند، هر روز فاجعه‌ای غیرقابل جبران می‌‌آفریند.

 

شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴ (۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵میلادی)

گروه کار کارگری سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

تاریخ انتشار : ۵ مهر, ۱۴۰۴ ۴:۵۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی