سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ تیر, ۱۴۰۵ ۱۶:۳۱

چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۱

چپ؛ صدای انسان در برابر نابرابری

شهناز قراگزلو:  در جوهر خود، چپ بر این باور است که هیچ انسانی بر دیگری برتری ذاتی ندارد و جامعه باید بر پایه‌ی همبستگی و همکاری شکل گیرد، نه رقابت و حرص. در نگاه چپ، انسان تنها زمانی آزاد است که از فقر، ترس، جنگ، تبعیض و بی‌عدالتی رها باشد. آزادی بدون عدالت، چیزی جز آزادی قوی‌ترها برای استثمار ضعیف‌ترها نیست.
Getting your Trinity Audio player ready...

واژه‌ی «چپ» نخستین بار در انقلاب فرانسه پدیدار شد، زمانی که نمایندگان مردم در پارلمان، در سمت چپ رئیس مجلس می‌نشستند تا جدایی خود از اشراف و زمین‌داران را نشان دهند. از آن زمان، چپ به معنای ایستادن در کنار فرودستان و نقد ساختارهای نابرابر اجتماعی شکل گرفت. با گذر زمان، چپ دیگر تنها جای نشستن در مجلس نبود، بلکه به جایگاه اخلاقی و اندیشه‌ای بدل شد که عدالت، برابری و آزادی را سه پایه‌ی زیست انسانی می‌دانست (۱).

در جوهر خود، چپ بر این باور است که هیچ انسانی بر دیگری برتری ذاتی ندارد و جامعه باید بر پایه‌ی همبستگی و همکاری شکل گیرد، نه رقابت و حرص. در نگاه چپ، انسان تنها زمانی آزاد است که از فقر، ترس، جنگ، تبعیض و بی‌عدالتی رها باشد. آزادی بدون عدالت، چیزی جز آزادی قوی‌ترها برای استثمار ضعیف‌ترها نیست. از همین رو، اندیشه‌ی چپ در تمام شکل‌های خود، از سوسیالیسم و سوسیال‌دموکراسی تا جنبش‌های کارگری و زیست‌محیطی، بر عدالت اجتماعی، بازتوزیع ثروت، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و حفاظت از منابع طبیعی تأکید دارد.

چپ همواره در نسبت با راست معنا یافته است، چرا که هیچ اندیشه‌ای در خلأ شکل نمی‌گیرد. گروه‌های مسلط معمولاً خود را مرجع می‌دانند و «دیگری» را تعریف می‌کنند، و از همین رو معنای چپ در هر دوره و جغرافیا متفاوت بوده است. چپ در ایالات متحده با چپ در اروپای غربی تفاوت دارد، و هر دو نیز در گذر زمان دگرگون شده‌اند (۱).

نوربرتو بوبیو، فیلسوف سیاسی ایتالیایی، در اثر کلاسیک خود «چپ و راست»، تفاوت بنیادین این دو را در نسبت‌شان با عدالت اجتماعی می‌بیند. از نگاه او، چپ گرایش به برابری و رهایی دارد، در حالی که راست به حفظ سلسله‌مراتب و سنت‌ها پایبند است. او میان «برابری ساده» و «عدالت مرکب» تمایز می‌گذارد: برابری ساده یعنی توزیع یکسان منابع بدون توجه به تفاوت‌های انسانی، اما عدالت مرکب یعنی توزیع متناسب امکانات در حوزه‌های مختلف زندگی اجتماعی. بوبیو بر همین اساس چهار جریان سیاسی را متمایز می‌کند: چپ افراطی (عدالت‌خواه اما اقتدارگرا)، راست افراطی (ضد آزادی و عدالت)، چپ معتدل (عدالت‌خواه و آزادی‌طلب، مانند سوسیال‌دموکراسی) و راست میانه (آزادی‌خواه اما بی‌اعتنا به عدالت اجتماعی، مانند لیبرالیسم سنتی). او همچنین یادآور می‌شود که عدالت‌خواهی دینی در برخی جنبش‌های مترقی نیز نقشی مؤثر داشته است (۱).

در سده‌ی بیستم، چهره‌هایی چون اولاف پالمه، نخست‌وزیر سوئد، تجسم عدالت‌خواهانه‌ی چپ بودند. او با گسترش نظام رفاه اجتماعی نشان داد که عدالت و آزادی می‌توانند در چارچوب دموکراسی همزیستی داشته باشند. سیاست‌هایش در زمینه‌ی بیمه‌های اجتماعی، آموزش رایگان و برابری جنسیتی، یکی از کامل‌ترین الگوهای سوسیال‌دموکراسی در جهان را پایه‌گذاری کرد (۲). در فرانسه، ژان ژورس، روزنامه‌نگار و متفکر سیاسی، سوسیالیسم را نه به‌عنوان انقلابی خونین، بلکه به‌مثابه‌ی تمدنی انسانی و اخلاقی معرفی کرد که بر ارزش کار، کرامت انسان و صلح جهانی استوار است (۳). در آمریکای لاتین، خوزه «پپه» موخیکا، رئیس‌جمهور اروگوئه (۲۰۱۰–۲۰۱۵)، نمونه‌ای نادر از سیاست‌مداری بود که قدرت را با فروتنی و اخلاق انسانی درآمیخت؛ زندگی ساده‌ای داشت و بخش عمده‌ای از حقوق خود را به نیازمندان می‌بخشید (۴).

در کنار این رهبران، هنرمندان و اندیشمندانی نیز بودند که روح عدالت‌خواهی چپ را در فرهنگ و هنر متجلی کردند. ویکتور هوگو در رمان‌های خود از جمله بینوایان، فریاد انسان در برابر فقر، نابرابری و مجازات ناعادلانه را به گوش جهانیان رساند. پابلو پیکاسو با تابلوی گرنیکا، نمادی از رنج مردم اسپانیا در برابر جنگ و استبداد آفرید و هنر را به زبان مقاومت بدل کرد.

اندیشه‌ی چپ در بطن خود همواره در برابر امپریالیسم، نژادپرستی و جنگ ایستاده است. از مخالفت اولاف پالمه با جنگ ویتنام تا مقاومت میساک منوشیان و یارانش در برابر فاشیسم نازی، این اندیشه پیوندی ژرف با صلح و آزادی دارد (۵،۶). چپ باور دارد که خشونت، چه در قالب جنگ نظامی باشد و چه در شکل فقر ساختاری، چهره‌ای واحد دارد: انکار کرامت انسان. از این منظر، مبارزه با خشونت نه تنها مقابله با سلاح، بلکه ایستادگی در برابر هر سازوکاری است که انسان را از حق زیستن با عزت محروم می‌کند.

در دنیای امروز، می‌توان دستاوردهای چپ را در نظام‌های اجتماعی و رفاهی اروپا و بخش‌هایی از آمریکای لاتین دید. بیمه‌های همگانی درمان، آموزش رایگان، مرخصی زایمان، حمایت از بیکاران و حداقل دستمزد عادلانه، همه ثمره‌ی مبارزات جنبش‌های چپ و کارگری‌اند (۷). هرچند راست‌گرایان نیز در تاریخ سهمی در توسعه‌ی اقتصادی یا ثبات نهادی داشته‌اند، اما این چپ بود که پیوسته یادآور شد توسعه بدون عدالت، پیشرفتی ناقص است.

چپ بودن، در نهایت، نه به معنای عضویت در حزبی خاص یا پیروی از ایدئولوژی‌ای معین، بلکه به معنای دل‌نگرانی برای رنج انسان‌هاست؛ یعنی باور به اینکه انسان هدف است، نه ابزار. چپ بودن یعنی پرسیدن از خود که آیا ساختارهای قدرت و ثروت در خدمت انسان‌اند یا انسان در خدمت آن‌ها؟ این نگاه بیش از آنکه شعار سیاسی باشد، نوعی اخلاق است؛ اخلاقی که می‌گوید تا وقتی کودکی گرسنه است، کارگری استثمار می‌شود، زنی تحقیر می‌گردد یا مردمی در آتش جنگ می‌سوزند، آزادی معنایی ندارد. در این جهان‌بینی، خشونت تنها در میدان جنگ رخ نمی‌دهد، بلکه در فقر نهادینه، تبعیض جنسیتی و طبقاتی، و در هر سازوکاری که کرامت انسان را انکار کند، حضور دارد. چپ، ایستادن در برابر همین خشونت‌هاست، در هر لباسی که باشند.

جوهره‌ی چپ، امید است: امید به اینکه جهان می‌تواند عادلانه‌تر و انسانی‌تر باشد. و این امید، گرچه بارها شکست خورده، هنوز در وجدان بسیاری از انسان‌ها زنده است. همان‌گونه که یکی از سوسیالیست‌های فرانسوی گفته بود: «چپ ممکن است در قدرت شکست بخورد، اما هرگز در انسانیت نمی‌میرد(۱).»

 

منابع

تاریخ انتشار : ۱۲ آبان, ۱۴۰۴ ۲:۴۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آیا رضا پهلوی ناخواسته روایت منتقدانش را تأیید کرد؟

ایستادن میان دستاورد و عقب‌ماندگی | ارزیابی ایران در شاخص‌های توسعه پایدار ۲۰۲۶

سلطنت‌طلبی و دعوت به مداخله خارجی

‍ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید

پایان فوری جنگ درتمام جبهه ها واحترام به حق حاکمیت؛ ارمغان صلح

ایران امروز و ضرورت شنیدن صدای منتقدان مصلح