سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۳:۰۷

چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۰۷

رنج انباشته
امروز بازماندگانِ جان‌ به لب‌رسیده، غمگین و خشمگین، با زخم‌ها و سوزش‌ دلشان، هنوز ایستاده‌اند؛ زخمی ولی جان سخت و با دل‌هایی رنجور، ترک‌هایی ژرف... با امیدی که از بس...
۱ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
نبردی که بهایش جان مردم بود
تاریخ ایران بارها نشان داده است که فاجعه فقط از دل استبداد حاکم زاده نمی‌شود؛ گاه از دل رهبری‌های منجی‌محور، شتاب‌زده و بی‌پاسخ‌گو در سوی مخالف نیز زاده می‌شود. همان‌گونه...
۱ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: بهروز ورزنده
نویسنده: بهروز ورزنده
*درها را بسته‌اند*
گردابِ دود / به چشمِ آسمان می‌رود؛ / و قفلِ کوچه‌های بن‌بست / شکسته می‌شود. / انتظارِ پُرهراس ِ امروز  ِ ما، / دیوار و دریایِ خون، / فردا / در...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
کتاب "زندگی عیسی" نقد مسیحیت بود.
اشتراوس میگفت نقد حقیقی دگم ها تاریخ آنان است و ریشه تاریخ دگم ها در تخیلات مسیحیان اولیه قرار داشت. در اسطوره سازی فرقه های مذهبی پیشین آگاهی علمی مدرن...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: آرام بختیاری
نویسنده: آرام بختیاری
فراتر از ویتنام: زمانی برای شکستن سکوت
دکتر مارتین لوترکینگ: با در نظر گرفتن چنین فعالیت‌هایی است که سخنان جان اف کندی فقید دوباره به ذهن ما خطور می‌کند. پنج سال پیش او گفت: "کسانی که انقلاب...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دکتر مارتین لوتر کینگ
نویسنده: دکتر مارتین لوتر کینگ
هیچ‌کس نمی‌تواند مردم را از دیکتاتوری نجات دهد، جز خود مردم.
شهناز قراگزلو: در دورانی که دموکراسی‌های معاصر زیر فشار پوپولیسم، اقتدارگرایی و بی‌اعتمادی به نهادهای نمایندگی قرار گرفته‌اند، بازخوانی مناقشهٔ تاریخی میان کارل اشمیت و هانس کلسن یادآور یک پرسش...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شهناز قراگزلو
نویسنده: شهناز قراگزلو
بیانیۀ ۱۴ نواندیش دینی در دفاع از اعتراض‌های عمومی مردم ایران و محکومیت خشونت و مداخلۀ خارجی
این واقعیت‌که هر اقدام اعتراضیِ دسته‌جمعی به سرانجامی خونین منجرّ می‌شود نشانه‌ای است بارز و غیرقابل‌انکار از بحران ساختاری و فقدان مزمن صلاحیّت در حلّ بحران‌ها.گزارش‌هایی مبنی بر مداخله‌ی خشن...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: امضای جمعی
نویسنده: امضای جمعی

شکست اسطوره رشد در ایران

جابر حسینی: نولیبرالیسم تنها یک سیاست اقتصادی نیست؛ بلکه یک الگوی زیست و یک سازوکار سوژه‌سازی است. انسان را به «کارآفرین خویشتن» تبدیل می‌کند که شکست‌هایش را تقصیر ناتوانی فردی می‌بیند و جامعه را مانع آزادی خود تلقی می‌کند. محمدرضا نیکفر نیز بارها تأکید کرده است که بدون شناخت این سوژه نولیبرالی و بدون دموکراتیک‌کردن ساختارهای سیاسی، هیچ برنامه توسعه‌ای پایدار نخواهد بود.

«جهان تغییر کرده است و ما یعنی ایران بیرون از این تغییرات نیستیم؛ هنوز آینده‌هایی را تصور می‌کنیم که مدت‌هاست سپری شده‌اند.» — ابراهیم توفیق

پس از فروپاشی شوروی و برچیده‌ شدن دولت‌های رفاه، نولیبرالیسم به ایدئولوژی غالب جهان تبدیل شد. رشد اقتصادی به اسطوره‌ای بدل شد که ذهن و زبان سیاستمداران، روشنفکران و حتی بخش بزرگی از نیروهای چپ را تسخیر کرد. نقد سرمایه‌داری، نابرابری، تبعیض و نابودی محیط زیست به عنوان «موانع رشد» به حاشیه رانده شدند و مشروعیت دولت‌ها بر پایه میزان رشد اقتصادی سنجیده شد. در چنین فضایی، گفت‌وگو درباره عدالت اجتماعی، حقوق نیروی کار یا آزادی‌های مدنی اغلب مزاحم وضد رشد اقتصادی به نظر می‌رسید.

در ایران، تجربه پنجاه سال رشد اقتصادی بدون عدالت و آزادی — از عصر پهلوی تا جمهوری اسلامی — نشان داد که توسعه بدون مشارکت دموکراتیک و توزیع عادلانه، نه تنها به شکوفایی جامعه نمی‌رسد، بلکه خود به منبع بحران و نارضایتی بدل می‌شود. تجربه پهلوی درس روشنی داشت: توسعه بدون عدالت به انباشت نارضایتی انجامید و یکی از زمینه‌های ظهور جمهوری اسلامی شد؛ حکومتی که سپس با اجرای همان سیاست‌های نولیبرالی، بحران را در شکلی تازه بازتولید کرد.

وعده نشت اقتصادی، که می‌گفت پس از رشد، ثروت «به پایین نشت می‌کند»، به‌ شکلی فاجعه‌بار شکست خورد. با وجود این شکست تاریخی، جریان‌های سیاسی در ایران هنوز از پیامدهای آن غافل‌اند و در توهمات گذشته درجا می‌زنند. فهم دوران، کلید فهم شرایط موجود است. نولیبرالیسم در جهان فاجعه‌های گسترده آفرید و ما نیز هم‌زمان با همان جهان، گرفتار همان روندها شدیم. بسیاری از بحران‌های امروز — از گسترش فقر تا نابرابری عمیق — محصول سیاستی است که هر دو جناح حاکمیتی آن را پیش برده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند.

نتیجه اجرای این سیاست‌ها برای مردم و نیروی کار تلخ و دردناک بود. آموزش و درمان کالایی شدند، طبقات فرودست به حاشیه رانده شدند، کارگران زیر قراردادهای سفیدامضا قرار گرفتند، حق تشکل‌یابی سرکوب شد و دستمزدها در سطحی نگه داشته شد که حتی زندگی حداقلی را تأمین نمی‌کند. میلیون‌ها نفر احساس کردند در نظم اقتصادی جدید جایی برای آنان وجود ندارد.

اما مسئله اصلی این است که چپ ایران نتوانست این درد و رنج را به امر سیاسی تبدیل کند. نقد نولیبرالیسم در ایران اغلب سطحی و شعاری ماند و به‌ جای تحلیل ساختاری، گاه به فحاشی تقلیل یافت. بسیاری از نیروهای چپ نتوانستند نشان دهند که فقر، بیکاری، طردشدگی، فروپاشی خدمات عمومی و نابودی امنیت شغلی چگونه مستقیماً با ساختار اقتصاد نولیبرالی پیوند دارد. بدون تبدیل رنج به امر سیاسی، هیچ نیرویی نمی‌تواند پیوند واقعی با جامعه برقرار کند.

چپ‌ها بارها از «نبود پیوند با جامعه» سخن گفته‌اند، اما پیوند واقعی زمانی ممکن است که درد و رنج زندگی روزمره مردم شناخته شود، تحلیل شود و به زبان سیاست ترجمه شود. بدون شناخت علمی و عینی از وضعیت مردم، هیچ ادعایی درباره پیوند با جامعه پایدار نیست.

تجربه آمریکای لاتین نشان می‌دهد که چگونه می‌توان رنج را به امر سیاسی تبدیل کرد و به نیروی اجتماعی قدرتمند رسید. در کشورهایی مانند برزیل، بولیوی، اکوادور و آرژانتین، سیاست‌های نولیبرالی فاجعه‌های بزرگی آفرید: فقر گسترده، نابودی صنایع داخلی، خصوصی‌سازی خدمات عمومی و بی‌ثباتی شغلی. اما چپ این کشورها برخلاف ایران، توانست درد اجتماعی را به انرژی سیاسی بدل کند. در برزیل، حزب کارگران به رهبری لولا داسیلوا با نقد ریشه‌ای نولیبرالیسم و ارائه برنامه‌های اجتماعی مشخص، توانست رشد اقتصادی را با عدالت اجتماعی ترکیب کند و ده‌ها میلیون نفر را از فقر بیرون بکشد.

نولیبرالیسم تنها یک سیاست اقتصادی نیست؛ بلکه یک الگوی زیست و یک سازوکار سوژه‌سازی است. انسان را به «کارآفرین خویشتن» تبدیل می‌کند که شکست‌هایش را تقصیر ناتوانی فردی می‌بیند و جامعه را مانع آزادی خود تلقی می‌کند. محمدرضا نیکفر نیز بارها تأکید کرده است که بدون شناخت این سوژه نولیبرالی و بدون دموکراتیک‌کردن ساختارهای سیاسی، هیچ برنامه توسعه‌ای پایدار نخواهد بود. رشد بدون آزادی و عدالت نه‌تنها ناپایدار است، بلکه خود محرک بحران‌های تازه است.

و در نهایت باید گفت وضعیت امروز مردم ایران — از دستمزدی که کفاف زندگی نمی‌دهد تا فروپاشی آموزش و درمان، از ناامنی شغلی تا گسترش فقر و حاشیه‌نشینی — نه نتیجه اشتباهات مقطعی، بلکه محصول مستقیم ساختار نولیبرالی است که طی دهه‌ها بدون نظارت دموکراتیک، بدون مشارکت اجتماعی و با حذف حق تشکل‌یابی بر جامعه تحمیل شد. آنچه امروز به‌عنوان بحران‌های پراکنده دیده می‌شود، حلقه‌های یک زنجیر واحدند: خصوصی‌سازی افسارگسیخته، کالایی‌شدن خدمات عمومی، رهاسازی نیروی کار و واگذاری سرنوشت جامعه به منطق بازار.

تا زمانی که این ساختار نقد نشود و رنج مردم به امر سیاسی تبدیل نشود، هیچ اتغییرپایداری امکان‌پذیر نخواهد بود و چرخه بحران همچنان ادامه خواهد یافت.

تاریخ انتشار : ۱۴ آذر, ۱۴۰۴ ۱۰:۵۳ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

تجاوزگری و مداخله‌جویی آمریکا، اسراییل و غرب دشمنی با مردم با هدف تضعیف و تجزیهٔ ایران است!

ایران نه میدان تسویه‌حساب قدرت‌های خارجی است و نه ملک شخصی حاکمیتی استبدادی. نیروهای مردمی، میهن‌دوست و مترقی ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا اعتراضات برحق مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی، دستاویز مداخلهٔ خارجی، تهدید نظامی یا توطئه‌های بی‌ثبات‌ساز تلفیقی بیگانگان و تمامیت‌خواهان مخلوع قرار نگیرد. سرنوشت ایران تنها باید به دست مردم آن رقم بخورد.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

رنج انباشته

نبردی که بهایش جان مردم بود

*درها را بسته‌اند*

کتاب “زندگی عیسی” نقد مسیحیت بود.

فراتر از ویتنام: زمانی برای شکستن سکوت

هیچ‌کس نمی‌تواند مردم را از دیکتاتوری نجات دهد، جز خود مردم.