سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۶:۴۴

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۴

برخورد دو برنامه متضاد در ترکیه

برگردان: علی قره‌جه‌لو: مقاله‌ی حاضر به بررسی مواضع جریان‌های مؤثر سیاسی ترکیه در قبال گذار از نظم جهانی تک‌قطبی به نظام چندقطبی، تلاش‌های ایالات متحده برای حفظ موقعیت خود در منطقه، و بازتاب این روندها در برنامه‌های سیاسی احزاب و جریان‌های فعال ترکیه می‌پردازد.

نویسنده: نادیر تمل‌اوغلو

توضیح مترجم:
مقاله‌ی حاضر به بررسی مواضع جریان‌های مؤثر سیاسی ترکیه در قبال گذار از نظم جهانی تک‌قطبی به نظام چندقطبی، تلاش‌های ایالات متحده برای حفظ موقعیت خود در منطقه، و بازتاب این روندها در برنامه‌های سیاسی احزاب و جریان‌های فعال ترکیه می‌پردازد. نویسنده این تحولات را در قالب دو برنامه‌ی متضاد بررسی می‌کند: «برنامه‌ی آتلانتیک» (طرفداران جهان تک‌قطبی تحت هژمونی آمریکا و ناتو) و «برنامه‌ی اوراسیایی» (حامیان نظم چندقطبی).

۱- برنامهٔ اوراسیا

تهدیدهایی که امروز متوجه ترکیه است، از محور آتلانتیک نشأت می‌گیرد. آیندهٔ ترکیه، هم از منظر اقتصادی و هم از حیث امنیتی، در اوراسیا تعریف می‌شود؛ یعنی در چارچوب اتحاد ترکیه، روسیه، چین و ایران. «حزب وطن» سال‌هاست که از این رویکرد دفاع کرده و به‌عنوان پیش‌برندهٔ اصلی برنامهٔ اوراسیایی در ترکیه شناخته می‌شود. «حزب حرکت ملی» (MHP) نیز اخیراً با مواضع و بیانات رهبر خود، دولت باهچلی، به این برنامه پیوسته است.

در این چارچوب، مقابله با تهدیدهای ناشی از محور آتلانتیک از طریق هم‌گرایی با قدرت‌های ژئوپولیتیک اوراسیا دنبال می‌شود. بازسازمان‌دهی نظام تولید و توزیع در اقتصاد، و همچنین خلع‌سلاح پ.ک.ک با هدف ادغام آن در دولت و جامعهٔ ترکیه، از سرفصل‌های محوری این برنامه به‌شمار می‌آیند.

۲- برنامهٔ آتلانتیک

در مقابل، برنامهٔ آتلانتیک بر گسترش «توافق‌نامه‌های ابراهیم» استوار است؛ طرحی که ابتدا تحت عنوان «صلح ترامپ» عرضه شد و امروزه به‌عنوان سیاست عملی محور آتلانتیک در منطقه دنبال می‌شود. این رویکرد، که توسط تام باراک ـ سفیر آمریکا در ترکیه و نمایندهٔ ویژهٔ ترامپ در امور سوریه ـ نیز به‌صراحت بیان شده، بر «گسترش توافق‌نامه‌های ابراهیم» تأکید دارد؛ روندی که اکنون محدوده‌ای وسیع از غزه تا آذربایجان را در بر می‌گیرد و ذیل عنوان «همکاری از خزر تا مدیترانه» خلاصه می‌شود. آشتی میان اسرائیل و ترکیه نیز بخشی از همین خط‌مشی است.

این برنامه، به‌جای خلع‌سلاح پ.ک.ک، اجرای طرح «کردستان» تحت حمایت ترکیه را دنبال می‌کند. همچنین خلع‌سلاح حماس و حزب‌الله، پذیرش «پل ترامپ» در قفقاز و در نهایت، بنا بر گزارش رسانهٔ منتسب به دولت پنهان آمریکا، یعنی «واشنگتن اگزمینر»، خروج نیروهای نظامی ترکیه از قبرس در ازای برخی مشوق‌ها، در دستور کار این برنامه قرار دارد.

در این میان، اپوزیسیون تحت رهبری حزب جمهوری‌خواه خلق (CHP) نیز با این ادعا که «این برنامهٔ آتلانتیک را بهتر اجرا خواهد کرد»، خواستار به‌عهده‌گرفتن مسئولیت اجرای آن است.

نتیجهٔ انتخاب: نه ادغام، بلکه «ترکیهٔ بدون ترور»

وضعیت حزب عدالت و توسعه (AKP) ناپایداری و بن‌بست سیاست موسوم به «توازن» را آشکار می‌سازد؛ سیاستی که یک پای آن در اوراسیا و پای دیگرش در آتلانتیک قرار دارد.

برای نمونه، زمانی که AKP مسئلهٔ خلع سلاح پ.ک.ک را نه در چارچوب «ادغام در دولت و جامعه»، بلکه با عنوان «ترکیهٔ بدون ترور» مطرح می‌کند، عملاً خط‌مشی‌ای را دنبال می‌کند که در نهایت به برنامه‌های ایالات متحده در این زمینه نزدیک می‌شود. بازتاب این رویکرد را می‌توان در تغییر لحن سخنان عبدالله اوجالان نیز مشاهده کرد.

اوجالان در ماه فوریه تأکید داشت که پیامد اجتناب‌ناپذیر ناسیونالیسم افراطی کرد ـ از جمله دولت‌ـ‌ملت مستقل، فدرالیسم، خودمختاری اداری و راه‌حل‌های چندفرهنگی ـ پاسخی برای جامعه‌شناسی تاریخی جامعه نیست و بدین‌سان بر هدف «ادغام با دولت و جامعه» انگشت می‌گذاشت. با این حال، او در اظهارات اخیر خود اعلام کرد:
«پدیدهٔ کرد باید در تمام ابعاد خود در مشروعیت جمهوری گنجانده شود و برای آن یک دورهٔ گذار قدرتمند پایه‌گذاری گردد. گذار جامع به مشروعیت، پایه‌های حقوقی جمهوری دموکراتیک را تقویت خواهد کرد.»

در این چرخش، مداخلهٔ آشکار آمریکا در روند مزبور قابل مشاهده است و طرح مسئله از سوی AKP تحت عنوان «ترکیهٔ بدون ترور» یکی از عوامل اصلی رسیدن اوضاع به این نقطه به‌شمار می‌آید. اوجالانی که تا دیروز از ادغام سخن می‌گفت، امروز با طرح مفهوم «دو ستون ترک و کرد»، به‌گونه‌ای ضمنی به جدایی اشاره می‌کند. هرچند دولت باغچلی مدعی است که «اوجالان بر موضع پیشین خود ایستاده»، اما میان گفتار و عمل، همخوانی دیده نمی‌شود.

در عین حال، همین AKP در موضوع «جمهوری ترک قبرس شمالی» (KKTC) با قاطعیت بر «تز دو دولت مستقل در قبرس» تأکید می‌کند. چنان‌که رئیس‌جمهور اردوغان نیز اخیراً هشدار داد که نشانه‌های روشنی دریافت شده مبنی بر آن‌که در طرح جدید امپریالیستی طراحی‌شده برای منطقه، جزیرهٔ قبرس نیز در فهرست اهداف قرار گرفته است.

در مجموع، سیاست توازن حزب عدالت و توسعه به صخرهٔ اوراسیا برخورد کرده و حکومت را دچار سرگردانی کرده است؛ وضعیتی که ادامه‌پذیر نیست. AKP ناگزیر است میان جبههٔ اوراسیا ـ شامل ترکیه، روسیه، چین و ایران (TRÇI) ـ و جبههٔ آتلانتیک یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که دیر یا زود، پیامدهای آن برای همگان آشکار خواهد شد.

مجریان برنامهٔ آتلانتیک

هم‌زمان با تقابل این دو برنامهٔ متضاد، یک کارزار تبلیغاتی سنگین نیز در جریان است. در این چارچوب، حامیان برنامهٔ آتلانتیک، کمپینی گسترده علیه ائتلاف طرفداران اوراسیا به راه انداخته و به‌طور هماهنگ در جهت عملیاتی‌کردن مواضع ترامپ و نماینده‌اش، تام باراک، حرکت می‌کنند.

مرور برخی رویدادهای اخیر در این زمینه حائز اهمیت است:

  • حزب جمهوری‌خواه خلق (CHP) گزارشی دربارهٔ ایران به مجمع پارلمانی ناتو ارائه کرد. {۱}
  • در چارچوب تصمیم شورای امنیت سازمان ملل، تغییرات مربوط به فهرست مسدودسازی دارایی افراد و نهادها، با امضای رئیس‌جمهور در روزنامهٔ رسمی منتشر شد. {۲}
  • روزنامهٔ «سؤزجو» (Sözcü) با تیتر «با این موشک خیلی چیزها را از دست دادیم!» خرید سامانه‌های S-400 از روسیه را هدف حملهٔ تبلیغاتی قرار داد.
  • پس از آن، اخبار مربوط به «ترکستان شرقی» (منطقهٔ اویغور در چین) با محوریت روایت‌های منتسب به سازمان سیا وارد دستور کار رسانه‌ای شد.
  • شبکهٔ Avaz وابسته به TRT مستندی دربارهٔ ترکستان شرقی پخش کرد. همچنین کانال یوتیوب روزنامهٔ «ینی شفق» برنامه‌ای هفتگی با همین موضوع منتشر می‌کند و CNN Türk نیز به این جریان رسانه‌ای پیوست.

در نهایت، نورای مرت (Nuray Mert) در رسانهٔ Medyascope ـ که به‌عنوان صدای جریان‌های لیبرال شناخته می‌شود و از سوی نهادهای آمریکایی تأمین مالی می‌گردد ـ مقاله‌ای با عنوان «حزب‌الله و حماس باید خلع سلاح شوند» منتشر کرد. وی در این مقاله می‌نویسد:
«ضروری است که هم حماس و هم حزب‌الله خلع سلاح را بپذیرند. در این شرایط، شعارِ ‘مقاومت ادامه خواهد یافت’ فایده‌ای برای کسی ندارد. چنین مواضعی نه‌تنها سودمند نیست، بلکه مصداق بی‌مسئولیتی و حتی بی‌وجدانی است. از این منظر، لازم است همگی دست به یک نقد اخلاقی بزنیم.» {۳}

این مواضع رسانه‌ای هم‌زمان با تلاش‌های تام باراک برای اعمال فشار حداکثری بر دولت لبنان، به‌منظور وادار کردن آن به خلع سلاح حزب‌الله و حماس، دنبال می‌شود.

پیش‌تر نیز نمایندهٔ اتحادیهٔ اروپا در ترکیه، کارن فوگ، از طریق شبکه‌ای که در این کشور ایجاد کرده بود، با ارسال ایمیل برای رسانه‌های ترکیه خط‌دهی می‌کرد و برخی روزنامه‌نگاران نیز همان مسیر را دنبال می‌کردند. اکنون «نامه‌رسان‌های باراک» جایگزین آن سازوکار شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که هر آنچه او مطرح می‌کند، روز بعد در قالب یادداشت‌ها و تحلیل‌هایی همسو در رسانه‌های ترکیه بازتاب می‌یابد. محور اصلی این نوشته‌ها نیز چیزی جز تمجید و ستایش از ترامپ و باراک نیست.

به اصل ماجرا بازگردیم.
در شرایطی که دو برنامهٔ سیاسی متضاد در تقابل با یکدیگر قرار دارند، تشدید تبلیغات حامیان برنامهٔ آتلانتیک، بیش از هر چیز بازتابی از تزلزل و ناپایداری حکومت است؛ حکومتی که گاه به این قطب و گاه به قطب دیگر متمایل می‌شود. این دوگانگی و بی‌تصمیمی، زمینهٔ نفوذ نیروهای طرفدار آتلانتیک را فراهم کرده و هم‌زمان، تعریف و تمجید تام باراک از درون حلقه‌های قدرت، به عاملی برای تشدید این ضعف بدل شده است.

پیامد این وضعیت، صرفاً فوران شور و اشتیاق حامیان جبههٔ آتلانتیک نیست؛ بلکه تغییر لحن و جابه‌جایی مواضع عبدالله اوجالان نیز از نتایج مهم آن به‌شمار می‌آید.

سیاست موسوم به «توازن» نه‌تنها از حل مشکلات ترکیه ناتوان بوده، بلکه با افزودن گره بر گره مسائل موجود، آن‌ها را پیچیده‌تر کرده و در عمل، حزب عدالت و توسعه را به سمت بن‌بست و خودفرسایی سوق داده است.

از این‌رو، یکی از فوری‌ترین و حیاتی‌ترین نیازهای ترکیه، کنار گذاشتن این سیاست ورشکستهٔ «توازن» و اتخاذ مسیری روشن و قاطع در معادلات ژئوپولیتیک است.

توضیحات مترجم:

  • عنوان اصلی مقاله «برخورد دو برنامه و نامه‌رسان‌های باراک» است که از سوی مترجم به «برخورد دو برنامهٔ متضاد در ترکیه» تغییر داده شده است. چگونگی مداخلات تام باراک، سفیر ایالات متحده آمریکا، از طریق واسطه‌های رسانه‌ای‌اش در امور داخلی ترکیه، در متن مقاله به‌تفصیل و توسط نویسنده توضیح داده شده است. نادیر تمل اوغلو، نویسندهٔ این مقاله، از نویسندگان روزنامهٔ آیدینلیک (ارگان حزب وطن) و مدیرمسئول شبکهٔ تلویزیونی «اولوسال کانال» وابسته به این حزب است.

{۱} حزب جمهوری‌خواه خلق (CHP) در گزارشی که به مجمع پارلمانی ناتو ارائه کرده، از جمله موارد زیر را مطرح کرده است:
پیشنهاد عضویت کشورهایی چون عربستان سعودی، قطر و امارات متحدهٔ عربی در ناتو، و همچنین تأکید بر ضرورت گسترش «ابتکار همکاری استانبول» (ICI) با هدف افزایش ثبات در خاورمیانه و شمال آفریقا.

در این گزارش، محور ایران–چین–روسیه و کرهٔ شمالی به‌عنوان تهدیدی برای امنیت اروپا-آتلانتیک معرفی شده و با اشاره به سامانهٔ راداری ناتو در منطقهٔ «کوره‌جیک» ترکیه، بر اهمیت امنیت منطقه‌ای این کشور تأکید شده است.

همچنین گزارش بر لزوم گسترش تحریم‌های متحدان علیه ایران تأکید دارد و در عین درخواست پایان همکاری با روسیه، توصیه می‌کند از انتقال فناوری‌های مرتبط با سامانه‌های موشکی بالستیک، پهپادها و فناوری‌های مشابه جلوگیری شود.

{۲} مطابق این تصمیم، توقیف دارایی‌های اشخاص حقیقی زیر به تصویب رسید: داوود آقاجانی، امیر مویدعلی، بهمن اصغرپور، محمد فدایی آشیانی، عباس رضایی اشتیانی، هاله بختیار، مرتضی بهزاد، سید حسین حسینی، علی حاجی‌نیا لیل‌آبادی، حمیدرضا مهاجرانی، جعفر محمدی، احسان مناجیمی، هوشنگ نوبار، محمد قنادی، امیر رحیمی، جواد رحیقی، عباس رشیدی، م. جواد کریمی ثابت، سید جابر صفدری و قاسم سلیمانی.

علاوه بر این، دارایی‌های نهادها و شرکت‌هایی از جمله شرکت انرژی اتمی ایران، بانک سپه و بانک سپه بین‌المللی، مرکز تحقیقات و تولید سوخت هسته‌ای اصفهان، مرکز فناوری هسته‌ای اصفهان، بانک صادرات شرق اول، شرکت کشتیرانی ایرانو-هند، شرکت ایرسل بنلوکس، جابر ابن‌حیان، مرکز تحقیقات هسته‌ای کرج، شرکت کاوشیار، شرکت انرژی مصباح، شرکت تکنیک صنایع مدرن، شرکت انرژی نوین، مرکز تحقیقات هسته‌ای کشاورزی و پزشکی، و همچنین سازمان‌هایی چون شرکت زباله پارس، صنایع انرژی پیشگام، خط کشتیرانی جنوبی ایران و شرکت تماس مسدود شد. این تصمیمات از اول اکتبر ۲۰۲۵ اجرایی شده است.

{۳} در رسانه‌های ترکیه افشاگری‌های گسترده‌ای دربارهٔ تأمین مالی برخی رسانه‌ها، انجمن‌ها و نهادهای فعال در این کشور توسط نهادهای آمریکایی، از جمله «بنیاد دموکراسی ملی» (NED)، صورت گرفته است.

روزنامهٔ «صباح» در این زمینه با تیتر «پول توجیبی اپوزیسیون از آمریکا»، فهرستی از رسانه‌ها، انجمن‌ها و وب‌سایت‌هایی را منتشر کرد که از طریق بنیاد دموکراسی ملی و سازمان‌های وابسته به آن در کشورهایی مانند سوئد، نروژ و انگلستان تأمین مالی می‌شوند.

وب‌سایت خبری و تلویزیون اینترنتی SOL نیز گزارش داد که کدام رسانه‌ها در ترکیه و چه میزان از بنیادهای آمریکایی کمک مالی دریافت کرده‌اند؛ در این گزارش، «مدیاسکوپ» در رتبهٔ نخست قرار دارد که از بنیاد کرِست (Chrest)، وابسته به NED، بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ مبلغ ۴۷۶ هزار دلار دریافت کرده است.
روزنامهٔ «آیدینلیک» نیز با تیتر «تأمین مالی مداخلهٔ آمریکا در جبههٔ داخلی ترکیه؛ آمریکا چگونه از رسانه‌های همدست خود استفاده می‌کند» به این موضوع پرداخت و شبکهٔ «اولوسال کانال» گزارش زنده و مفصلی دربارهٔ شیوه‌های دخالت آمریکا از طریق شبکه‌های وابستهٔ خود در ترکیه منتشر کرد.

یادآوری این نکته نیز اهمیت دارد که بر اساس گزارش مالی وزارت خارجهٔ آمریکا در سال ۲۰۲۳، بودجهٔ USAID معادل ۲٫۳ میلیارد دلار تعیین شده است. این منابع مالی از طریق بنیادهای موازی مانند Chrest، NED و نهادهای مشابه، تحت عنوان «ارتقای دموکراسی»، به رسانه‌ها، انجمن‌ها و سازمان‌هایی پرداخت می‌شود که در راستای سیاست‌ها و منافع ایالات متحده فعالیت می‌کنند. این کمک‌ها در قبال پروژه‌های تعریف‌شده از سوی آمریکا اعطا می‌شود و دریافت‌کنندگان موظف‌اند به‌طور منظم گزارش‌های جامع فعالیت‌های خود را به این نهادها ارائه دهند.

در ترکیه، رسانه‌ها، انجمن‌ها و سازمان‌هایی نظیر Gazete Duvar، انجمن‌های LGBTI، رسانه‌های محلی نزدیک به حزب کردی DEM، «بنیاد هرانت دینک»، «انستیتوی سیاسی–اجتماعی دیاربکر»، Bianet، Newslab، Medyascope و بسیاری نهادهای دیگر از این منابع مالی بهره‌مند شده‌اند. علاوه بر این، آموزش روزنامه‌نگاران حرفه‌ای، تأمین هزینه‌های سفر، اعطای بورس‌ها و جوایز مختلف نیز بخشی از این سازوکار مالی به‌شمار می‌آید.

منابع:

  1. https://haber.sol.org.tr/haber/amerikan-vakfi-turkiyede-hangi-medyaya-ne-para-verdi-birinci-sirada-medyascope-309739
  2. https://www.arti49.com/amerikan-vakfi-turkiyede-hangi-medyaya-ne-para-verdi-rekor-476-bin-dolar-ile-medyas-2355743h.htm
  3. https://www.sabah.com.tr/gundem/2021/07/23/muhalif-cep-harcligi-abdden-1627013615
  4. https://vatanpartisi.org.tr/genel-merkez/basin-aciklamalari/abd-nin-ic-cepheye-mudahale-fonlari-Isbirlikci-basin-boyle-kullaniliyor-32053
تاریخ انتشار : ۲۳ آذر, ۱۴۰۴ ۳:۳۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی