به نقل از ژاکوبین ۱۹ دسامبر ۲۰۲۵
برگردان بهفارسی: گودرز اقتداری[i]
حزب کارگران کردستان تحت رهبری عبدالله اوجالان درگیر مذاکرات حساسی با دولت ترکیه بر سر یک توافق صلح است. نتیجهی این مذاکرات، آیندهی کردها در سراسر منطقه، از جمله احزاب خواهر پ.ک.ک در سوریه و ایران را شکل خواهد داد.
پیمان ویان، رهبر زن پژاک، برجستهترین گروه انقلابی کرد در ایران، میگوید: «من با مردسالاری و سلطهی مردانه بر زنان و زندگی مواجه شدم، که همه اینها در ارتباط با اشغال سرزمین مادریام بود. همه ما میدانستیم که دولت علت اصلی است.» من در حال خواندن پاسخهای او هستم که توسط واسطههایی از پایگاه پژاک در منطقه مرزی کوهستانی شرق کردستان عراق، در مرز با ایران، برای من ارسال و ترجمه شده است.
کردستان، که توسط قدرتهای منطقهای ترکیه، سوریه، عراق و ایران تقسیم و اشغال شده است، ملتی بدون دولت است. اما گروههای سیاسی مختلف آن، به ویژه در عراق و سوریه، که کنترل متمرکز دولت با فروپاشی هر دو کشور در درگیریهای داخلی کاهش یافته است، نوعی خودمختاری برای خود ایجاد کردهاند.
پیمان ویان نام مستعار اوست که از رفیقش ویان پیمان، خواننده و تکتیراندازی که در سال ۲۰۱۵ در جنگ با داعش در کوبانی کشته شد، الهام گرفته شده است. او به من میگوید که اهل شهر “کوچک اما استراتژیک” ماکو در شمال غربی ایران، نزدیک مرز ترکیه است.

تصویری بریدهشده از عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک)، در مراسمی در منطقهی قندیل در شمال عراق، جایی که این گروه شبهنظامی خروج کامل نیروهای خود را از ترکیه در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵ اعلام کرد، دیده میشود. (شوان محمد / خبرگزاری فرانسه)
ویان میگوید: “ما کودک بودیم که نفوذ جنبش آپوئیست و اعضای آن گسترش یافت. وقتی نوجوان شدیم، این نفوذ قویتر شد. در یک مقطع، آنها سیدیهایی با آموزههایی در مورد مبارزه برای زندگی آزاد توزیع کردند.” «آپو» نام محبتآمیزی است که هواداران برای عبدالله اوجالان، بنیانگذار حزب کارگران کردستان (PKK) که از زمان دستگیری توسط ترکیه در سال ۱۹۹۹ در جزیرهای کوچک در نزدیکی استانبول در زندان به سر میبرد، استفاده میکنند.
با وجود حبس اوجالان، نفوذ او در میان هواداران کردش و اهمیت او برای سیاست ترکیه و سوریه هرگز تا این حد زیاد نبوده است. او به چهرهای کلیدی در مذاکرات خلع سلاح بین ترکیه و PKK و بین دولت سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) به رهبری کردها تبدیل شده است که از آغاز جنگ داخلی سوریه، اداره خودمختار شمال و شرق سوریه (AANES) را کنترل میکنند.
پتانسیل برای صلح
پس از زندانی شدن اوجالان در جزیره امرالی، او به مطالعه و نوشتن روی آورد و آثار آنارشیست آمریکایی موری بوکچین را در نظریه جدیدی از حکومت متناسب با نیازهای کردها گنجاند. این فلسفه سیاسی که کنفدرالیسم دموکراتیک نامیده میشود، ناسیونالیسم را به نفع کنفدراسیونی از گروههای سیاسی خودمختار، دموکراتیک و غیرمتمرکز رد میکند. اوجالان و احزاب کرد در ترکیه سپس خواستههای جداییطلبانه خود را اصلاح کردند تا درخواستی با خصومت کمتر برای خودمختاری بیشتر مطرح کنند.
با وجود حبس، نفوذ عبدالله اوجالان در میان هواداران کردش و اهمیت او برای سیاست ترکیه و سوریه هرگز تا این حد زیاد نبوده است.
هر چقدر اوجالان برای بسیاری از کردها محبوب است، مورد نفرت ملیگرایان ترک است. حدود چهل هزار نفر در درگیری بین ترکیه و پ.ک.ک کشته شدهاند و بسیاری از خانوادههای ترک بستگانی دارند که در جنگ با پ.ک.ک جان خود را از دست دادهاند. هیچ کس مشتاق بازگشت به روزهای تاریک دهه ۱۹۹۰ نیست، زمانی که ارتش ترکیه روستاهای کردنشین را ویران میکرد و قتلهای فراقضایی مکرر رخ میداد.
تلاش ترکیه برای دستیابی به یک روند صلح قطعی با پ.ک.ک در پایان سال ۲۰۲۴ درست زمانی آغاز شد که جنگ داخلی سوریه در حال پایان بود. هزاران جنگجوی کرد که در سوریه کاری برای انجام دادن ندارند، میتوانند به راحتی برای کمک به هممیهنان کرد خود به ترکیه یا ایران نقل مکان کنند. ترکیه نیز به نوبه خود به دنبال تثبیت برتری نظامی خود و تبدیل شدن به یک مرکز کلیدی برای منابع انرژی از خلیج فارس است.
هدف صلح با کردها، کلید هژمونی منطقهای ترکیه است. این امر اوجالان را در موقعیتی شگفتانگیز و مهم به عنوان چهرهای شاخص برای کردهای سوریه و ترکیه قرار میدهد. پیشنهادهایی وجود دارد که حتی ممکن است از او برای سخنرانی در پارلمان ترکیه دعوت شود.
مظلوم عبدی، ژنرال ارشد نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها، میگوید که میخواهد با اوجالان ملاقات کند و یک روند موفقیتآمیز خلع سلاح پ.ک.ک منجر به صلح بین ترکیه و کردهای سوریه خواهد شد: «در حال حاضر آتشبس با ارتش ترکیه در اینجا برقرار است. این به لطف روند [صلح] حاصل شده است. اگر این روند به نتیجه برسد، آتشبس از طرف ما نیز دائمی خواهد شد.» با این حال، اوجالان هشدار داده است که اگر روند صلح دوباره شکست بخورد، همانطور که قبلاً در سال ۲۰۱۵ اتفاق افتاد، ترکیه میتواند به «مکانیسم کودتا» که باعث سقوط دولتها در سالهای ۱۹۶۰، ۱۹۷۱، ۱۹۸۰ و ۱۹۹۷ شد، بازگردد.
مذاکرات بین نیروهای دموکراتیک سوریه و دولت سوریه پس از اسد برای ادغام جنگجویان کرد درارتش سوریه نیز متوقف شده است. المانیتور میگوید که این مکث احتمالاً به منظور ایجاد فضایی برای اوجالان جهت میانجیگری توافقی است که آنکارا و SDF هر دو آن را قابل قبول بدانند: «اما این یک امر دشوار است.»
ویان میگوید: «روندی که در ترکیه آغاز شد بسیار مهم است: اگر دولت ترکیه مسئله کردها را حل کند و هویت کردی را به رسمیت بشناسد، جنگ در ترکیه متوقف میشود، سیاست تغییر میکند، اقتصاد تغییر میکند، سیاست خارجی تغییر میکند و همه اینها تأثیر موجی بر منطقه خواهد داشت.
ڕۆژههڵات
بخش ایرانی کردستان، که به زبان کردی به روژههلات معروف است، مدتهاست که برای دولت ایران، چه در رژیم شاه و چه در جمهوری اسلامی که جایگزین آن شد، مشکلساز بوده است. در اینجا بود که تنها دولت مستقل کردی در تاریخ به مدت یک سال در پایان جنگ جهانی دوم وجود داشت. نیروهای شاه جمهوری مهاباد را در سال ۱۹۴۶ در هم کوبیدند، اما خاطره آن همچنان الهامبخش کردهایی است که رویای خودمختاری را در سر میپرورانند. تخمین تعداد کردها در ایران متفاوت است، از هفت تا پانزده میلیون نفر (که چیزی بین ۸ تا ۱۷ درصد از کل جمعیت ایران میشود). دادهها ناقص هستند زیرا کردها اغلب تا سن ده سالگی مدارک شناسایی دریافت نمیکنند، در حالی که بسیاری از گروههای قومی و مذهبی به سادگی از شناسایی محروم میشوند تا آنها را تحت فشار قرار دهند تا به مذهب رسمی، شیعه دوازده امامی، روی آورند. به غیر از سه گروه اقلیت شناخته شده – زرتشتیان، مسیحیان و یهودیان – ایران اغلب ازدواج اقلیتهای مذهبی را به رسمیت نمیشناسد، به این معنی که افراد از گروههایی مانند بهائیان، یارسان و گروههای سنی مانند شافعیان در شمارش نیستند.
روژههلات محل زندگی مهسا امینی، زن جوان کردی بود که پس از دستگیری به دلیل حجاب نامناسب توسط اعضای گشت ارشاد ایران کشته شد. مرگ او باعث اعتراضات گسترده ضد دولتی در سال ۲۰۲۲ شد. شعاری که با این اعتراضات مرتبط شد، «زن، زندگی، آزادی» (به کردی «ژین، ژیان، آزادی»)، نیز از نوشتههای اوجالان در زندان الهام گرفته شده بود که گفته بود «یک کشور نمیتواند آزاد باشد مگر اینکه زنان آزاد باشند.»
کردهای ایرانی مانند پیمان ویان امیدوارند که صلح بین ترکیه و پ.ک.ک، ایران را مجبور به رسیدگی به مسئله کرد خود کند. نمایندگان پژاک میگویند که به دنبال رویارویی آشکار با دولت ایران نیستند، اما در صورت حمله تلافی خواهند کرد. درگیریهای کوچکی در سال ۲۰۲۵ رخ داد که در آن ایران اعضای پژاک را کشت و پژاک با کشتن سربازان سپاه پاسداران ایران تلافی کرد.
در ماه دسامبر، ایران یک «رزمایش ضد تروریسم» را در شمال غربی با شرکت کنندگانی از سازمان همکاری شانگهای (SCO) آغاز کرد. سازمان همکاری شانگهای که در سال ۲۰۰۱ با شش عضو، به ویژه چین و روسیه، تأسیس شد، اکنون شامل ده کشور است و ایران در سال ۲۰۲۳ به آن پیوست.

عکاس نامعلوم – The New York Times, January 24, 1915.
به گفته سیامند معینی، عضو مجمع پژاک، پژاک از ظرفیت نظامی برای کنترل شهرهای روژهلات برخوردار است، اما به دلیل عواقبی که برای مردم ساکن آنجا در اثر انتقام نیروهای ایرانی به دنبال خواهد داشت، از انجام این کار خودداری میکند. ویان اصرار دارد که ایدههای کنفدرالیسم دموکراتیک را میتوان در اینجا نیز به کار برد:
چه رژیم ایران خود را تغییر دهد و چه تحت فشار فرو بپاشد، فرصتهایی برای آزادی برای مردم ایران، کردها و سایر گروههای قومی پدیدار خواهد شد. در حالی که فرمول سیستمی که ما استفاده میکنیم برای کردستان منحصر به فرد است، میتوان آن را متناسب با نیازها و الزامات ایران تنظیم کرد.
کردهای ایران با مردم بلوچ که سرزمینشان بین ایران و پاکستان تقسیم شده است و آنها نیز رویای خودمختاری را در سر میپرورانند، آرمان مشترکی دارند، اگرچه مشخص نیست که هماهنگی عمیق با بلوچها تا چه حد ادامه دارد. ویان اصرار دارد: «باید روشن کنم که دیدگاه ما ناسیونالیستی نیست.» او میگوید کنفدرالیسم دموکراتیک به دنبال خودمختاری همه مردم است و این امر اعتماد سایر مردم مانند بلوچها را برانگیخته است:
بلوچها هم از نظر تاریخی و هم فرهنگی به کردها نزدیک هستند و در بسیاری از موارد، از نظر مذهبی به کردهای سنی نزدیکترند (با توجه به اینکه کردهای شیعه نیز در روژههلات وجود دارند)، و آنها نیز با سطوح مشابهی از ظلم و ستم رژیم روبرو هستند. از نظر جغرافیایی ما تا حدودی فاصله داریم اما از نظر معنوی و فرهنگی پیوندهای ما بسیار نزدیک است.
پژاک نمیتواند به تنهایی در یک نبرد آشکار با سپاه پاسداران پیروز شود. ویان در پاسخ به این سوال که آیا پژاک کمک اسرائیل یا ایالات متحده را میپذیرد، میگوید: «هرگونه کمک و مساعدتی که ارائه شود باید به حقوق و آزادیهای اساسی بشری ما احترام بگذارد. ما کمکی را که به قیمت اصول آزادی و برابری ما تمام شود، نمیپذیریم.»
دسترسی ایران به آب یک مسئله بسیار مهم است، و دولت هشدار داده است که اگر در ماه دسامبر بارندگی قابل توجهی نداشته باشیم، ممکن است تهران نیاز به تخلیه داشته باشد. مقامات ایرانی حتی شروع به بارور کردن ابرها برای ایجاد باران کردهاند. ویان حاکمان ایران را به سوء مدیریت منابع آب روژهلات متهم میکند.
در طول دههها، رژیم ایران هزاران سد ساخته است و کیلومترها سد و چاه زیرزمینی، و آب کردستان را به شهرهای دیگر، به ویژه پایتخت ایران و شهرهای مرکزی، منحرف کرده است. بخشی از این به تغییرات اقلیمی جهانی مرتبط است، اما بخش بزرگی از آن به سیاستهای مخرب رژیم و دولت فاسد و بیکفایت مرتبط است.
چشماندازها
کردهای سوریه از روند صلح ترکیه و پ.ک.ک استقبال کردهاند. حسن محمد علی، رئیس مشترک دفتر روابط عمومی شورای دموکراتیک سوریه (SDC)، میگوید که اگر این روند پیشرفت کند، “تأثیر مثبتی بر ما نیز خواهد داشت. این پیشرفت میتواند تهدید ترکیه را کاهش دهد و خطرات پیش روی روژاوا و شمال شرقی سوریه را کاهش دهد. هر چه این روند بیشتر پیش برود، برای ما بهتر خواهد بود.” روند صلح به دلیل دیدگاههای متفاوت در مورد نتیجه آن پیچیده است.
تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه، در مذاکرات بین الشرع و مظلوم عبدی، فرمانده SDF، شرکت کرده است. باراک، به نوبه خود، گفته است که معتقد نیست تمرکززدایی برای سوریه مناسب باشد و «سلطنت خیرخواهانه» بهترین گزینه در خاورمیانه است که برای نوع دولتی که ایالات متحده در سوریه در نظر دارد، نویدبخش نیست.
علی معتقد است که ترکیه چارهای جز جستجوی یک راه حل دیپلماتیک با پ.ک.ک ندارد، زیرا قصد دارد خود را به عنوان مرکزی برای تأمین انرژی از کشورهای خلیج فارس از طریق عراق و احتمالاً سوریه قرار دهد: “برای موفقیت این برنامهها، باید ثبات و صلح در منطقه برقرار باشد.”
پیشرفت در مذاکرات بین SDC و دمشق کند بوده است، اگرچه علی میگوید که در آخرین جلسه تحولات مثبتی رخ داده است: «توافق شد که SDF به سه لشکر نظامی یکپارچه تبدیل شود که هر کدام ساختار و تشکیلات متمایز خود را در نیروهای دولتی حفظ کنند.»
SDC بر درخواست خود برای سوریهای غیرمتمرکزتر پافشاری میکند. به گفته آلدار خلیل، یکی از رهبران حزب خواهر PKK، PYD، احمد الشرع، رئیس جمهور موقت سوریه، «تا آنجا پیش رفت که گفت با تمرکززدایی مشکلی ندارد، تا زمانی که ما از این اصطلاح استفاده نکنیم. او گفت که میتوانیم در عمل آن را داشته باشیم و آن را چیز دیگری بنامیم.»
به گفته علی، تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه، در مذاکرات بین الشرع و مظلوم عبدی، فرمانده SDF، شرکت کرده است. باراک، به نوبه خود، گفته است که معتقد نیست تمرکززدایی برای سوریه مناسب باشد و «سلطنت خیرخواهانه» بهترین گزینه در خاورمیانه است که برای نوع دولتی که ایالات متحده در سوریه در نظر دارد، نویدبخش نیست.
روند صلح به دلیل دیدگاههای متفاوت در مورد نتیجه آن پیچیده است. همانطور که فردریک گیردینک، روزنامهنگار، اشاره میکند، احزاب حاکم ترکیه، یعنی حزب عدالت و توسعه و حزب حرکت ملی، دوست دارند هدف مذاکرات را «ترکیه عاری از تروریسم» تعریف کنند، در حالی که حزب دموکراتیک خلقها، یک حزب چپگرای ترکیه که ریشه در جنبش سیاسی کردها دارد، در مورد لزوم ترکیه دموکراتیک صحبت میکند.
بردان اوزتورک، سخنگوی حزب دموکراتیک خلقها، اصرار دارد که صلح پایدار مستلزم «به رسمیت شناختن، تقویت و نهادینه کردن حقوق سیاسی و فرهنگی مردم کرد» است. او میافزاید که «اقدامات قانونی مشخصی برای تثبیت این روند بر پایهای محکم و شفاف مورد نیاز است.»
آنچه از این گفتگوها با رهبران کرد برمیآید این است که اکنون همه چیز به توانایی آنها – و عبدالله اوجالان – برای دستیابی به یک توافق قابل قبول ابتدا با ترکیه و سپس با سوریه بستگی دارد. پیمان ویان خوشبین است که روندهای جاری مذاکره با اوجالان و نیروهای دموکراتیک سوریه منجر به آزادی بیشتر برای کردها در سراسر خاورمیانه خواهد شد: «شعار ما پنجاه سال است که این بوده است: یا پیروزی یا پیروزی! ما میبینیم که پیروزی اکنون نزدیک است. با امید به آیندهای آزاد.»
*****
جان لاباک نویسنده و فیلمساز است.
[i] مجله ژاکوبین یک نشریه چپ و پیشرو بینالمللی است که برای دموکرات های سوسیالیست آمریکا تبلیغ میکند. برگردان این مقاله علیرغم برخی اشتباهات یکجانبه سیاسی و جغرافیایی در آن را(آنچه درباره نزدیکی کوردها و بلوچ ها در این مقاله گفته شده با وجود توضیح نویسنده که هزاران کیلومتر باهم فاصله دارند تنها بصرف اهلیت تسنن دو گروه قومی را در کنار هم قرار نمیدهد.) از این نظر مهم دانستم که نشان میدهد تا چه اندازه جای چپ های ایرانی در صحنه بینالمللی خالی است. انتشار این مقاله در ژاکوبین نه از بیدقتی و بی اطلاعی آن نشریه است بلکه بیشتر بخاطر خالی ماندن فضا وسیله کسانی است که سالهایی نه چندان دور بزرگترین جنبش دانشجویی را در جهان نمایندگی میکردند و دائما با احزاب و سازمان های سیاسی در جهان در حال گفتمان و بده بستان نظری بودند.



