“من جوانی و زیباییام را به مردان تقدیم کردم.”

بریژیت باردو، اسطورهای فراتر از سینما
بریژیت باردو، بازیگر و نماد فرانسوی، در سن ۹۱ سالگی در تولون درگذشت. او بیش از پنج دهه پیش، در سال ۱۹۷۳، پرده سینما را برای همیشه ترک کرد، اما همچنان به عنوان یک افسانه و نمادی از زیبایی، آزادی و جسارت باقی ماند. رسانهها از روزنامه اومانیته تا آژانس خبری فرانس پرس، زندگی پر فراز و نشیب و افراط و تفریط او را بازتاب دادهاند و خاطراتی از فعالیتهای هنری، سیاسی و اجتماعیاش منتشر کردهاند. عکس او امروز در صفحۀ اول همۀ روزنامههای فرانسه چاپ شده است.
زندگی هنری و ظهور ستارهای جهانی
باردو ابتدا با نقشهای کوچک وارد سینما شد و به سرعت ستارهای شاخص شد. او در فیلمهایی مانند «دختر نرماندی»، «مانینا، دختر بیکینیپوش» و«مانورهای بزرگ» حضور داشت، تا اینکه با اثر پرآوازۀ «و خدا زن را آفرید» به یک نماد جهانی تبدیل شد. این فیلم، مانیفستی از آزادی و شهوت زنانه بود؛ در زمانی که قرص ضدبارداری هنوز تازه وارد جامعه شده بود و سقط جنین به شدت مجازات میشد، و جنبش آزادی زنان هنوز شکل نگرفته بود، باردو نماینده نوید آزادی شد.
در جشنوارۀ فیلم کن، حتی ستارههایی چون سوفیا لورن و جینا لولوبریجیدا در سایۀ او کمنور جلوه میکردند. در یکی از لحظات تاریخی زندگی او، دیدار با پابلو پیکاسو در سال ۱۹۵۶ در والوریس ثبت شد؛ باردو تنها ۲۲ سال داشت و پیکاسو ۷۵ ساله بود. آن دو، اگرچه از دنیای متفاوتی میآمدند، با درک متقابل و احترام، یکدیگر را شناختند. این دیدار، بازتاب قدرت حضور و شخصیت باردو بود و علیرغم انتظار برای کشیده شدن پرترهاش توسط پیکاسو، او این کار را نکرد، اما اثر این ملاقات همچنان در تاریخ هنر باقی ماند.
باردو همچنین با نمایشهای رقص و حرکات جسورانهۀخود، توجه جامعۀ هنری و روشنفکران را جلب کرد؛ سیمون دو بووار نوشت حتی یک قدیس حاضر بود روح خود را به شیطان بفروشد تا رقص او را ببیند.
زندگی شخصی و خانواده
باردو در خانوادهای بورژوا به دنیا آمد؛ پدرش صنعتگر و مادرش از خانوادهای ثروتمند بود. مادرش آرزو داشت او رقاصۀ باله شود و همین مسیر، باردو را به سینما رساند. او در سال ۱۹۶۰ از یکی از همسرانش پسری به نام نیکولا شریر داشت. با این حال، رابطۀ مادر و پسر هرگز نزدیک نشد و نیکولا در بزرگسالی فرانسه را ترک و در نروژ زندگی کرد، جایی که ازدواج و زندگی عادی خود را در گمنامی ساخت.
فعالیتهای اجتماعی و سیاسی
پس از ترک سینما، باردو خود را وقف حمایت از حیوانات کرد. او علیه شکار فوکها برای پوست و تزئین مانتوهای لوکس، و همچنین علیه ذبح وحشیانۀ گاو، گوسفند و خوک مبارزه کرد. تلاشهای او به موفقیتهای قانونی نیز منجر شد، از جمله تصویب قوانینی در پارلمان اروپا که شکار حیوانات دریایی را ممنوع کرد.
در عرصۀ سیاسی، باردو بیشتر از جریان راست افراطی فرانسه حمایت میکرد؛ ابتدا از ژان ماری لوپن و بعدها از مارین لوپن. در آخرین انتخابات ریاست جمهوری، با تعدیل مواضع خود، از نیکولا دو پون انیان از حزب ملیگرای «فرانسه به پا» حمایت نمود.
میراث و شخصیت
باردو همواره فردی زیادهرو و جسور بود؛ بسیار زیبا، بسیار آزاد و بسیار تأثیرگذار. او نه تنها بازیگر و ستارهای جهانی بود، بلکه صدای حیوانات و مدافع حقوق آنها نیز محسوب میشد. زندگی و فعالیتهای او، چه در عرصۀ سینما و چه در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، همچنان الهامبخش هستند و او را فراتر از ستارۀ سینما، به یک چهرۀ فرهنگی و اجتماعی ماندگار و جنجالی تبدیل کردهاند.
باردو در سالهای آخر زندگی به خاطر کاربرد جملههای نژادپرستانه علیه مسلمانان و رنگینپوستان، چندین بار در دادگاههای مختلف به پرداخت جریمههای سنگین محکوم شد بود .ولی در آخرین سالهای زندگی اش در حمایت از جنبش جلیقه زردهای فرانسه ،سیاستهای دولت مکرون را شدیدا به نقد کشیده بود.
او در مصاحبه ای در زمان جنبش جلیقه زردها در فرانسه گفته بود که من فکر نمیکنم که برای مبارزه حتما باید به حزب کمونیست پیوست!
رییسجمهور و نخستوزیر و وزیر فرهنگ فرانسه پیامهایی در گرامیداشت این “ایکون “ سینمای فرانسه منتشر کردهاند.
باردو در خاطرهها باقی میماند: زنی که به گفتۀ خودش جوانی و زیبایی خود را به مردان تقدیم کرد، اما زندگی و مواضعش نشان داد که او زنی مستقل، جسور، تأثیرگذار و در عین حال پر از تناقض بود. او برای نسلهای بعدی نمادی از آزادی، جسارت و قدرت زنانه باقی خواهد ماند.
از بریژیت باردو که از نمادهای سینمای فرانسه و جهان بوده. ۴۷ فیلم به یادگار مانده است که در اینجا لیست (مشهورترین )فیلمهای او را میبینیم :
– *مانینا، دختر بیکینیپوش* (۱۹۵۲) – اولین فیلم مهم باردو
– *دکتر در دریا* (۱۹۵۵) – با دیرک بوگارد
– *مانورهای بزرگ* (۱۹۵۵) – با ژرار فیلیپ
– *و خداوند زن را آفرید* (۱۹۵۶) – با ژان-لوئی ترنتینیان
– *هلن تروآ* (۱۹۵۶) – با رابرت وایز
– *گوهرفروشان مهتاب* (۱۹۵۸) – با روژه وادیم
– *زن و بازیچه او* (۱۹۵۹) – با ژولین دوویویه
– *حقیقت* (۱۹۶۰) – با آنری-ژرژ کلوزو
– *عشقهای مشهور* (۱۹۶۱) – با میشل بوارون
– *زندگی خصوصی* (۱۹۶۲) – با لویی مال
– *تحقیر* (۱۹۶۳) – با ژان لوک گدار
– *زنده باد ماریا!* (۱۹۶۵) – با لویی مال
– *مذکر، مؤنث* (۱۹۶۶) – با ژان لوک گدار
– *ارواح مردگان* (۱۹۶۸) – با روژه وادیم، لویی مال و فدریکو فلینی
– *شالاکو* (۱۹۶۸) – با ادوارد دمیتریک
– *زنان* (۱۹۶۹) – با ژان اورل
– *آتش افروزان* (۱۹۷۱) – با کریستین-ژاک
– *خرس و عروسک* (۱۹۷۰) – با میکلانگلو آنتونیونی
– *دون ژوان، یا اگر دون ژوان زن بود* (۱۹۷۳) – آخرین فیلم زندگی حرفه ای بریژیت باردو
–
.




1 Comment
بسیار جالب بود