سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۸:۴۸

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۸

انسداد اقتدارگرایانه‌گذار: وضعیت امروز ایران

پیامد این انسداد، ثبات نیست؛ بلکه انباشت مطالبات و ایجاد نارضایتی‌های گسترده، فرسایش سرمایه اجتماعی و شکل‌گیری نوعی ناپایداری مزمن است که در آن، حکومت ناچار به بازتولید مداوم سرکوب خواهد بود و جامعه نیز ناچار به زیست در افق‌های بسته می‌شود. این وضعیت می‌تواند برای مدتی دوام بیاورد، اما هرچه طولانی‌تر شود، هزینه‌های آن سنگین‌تر و امکان مدیریت آن دشوارتر می‌شود. به زبانی دیگر، حذف سیاست‌های اصلاحی و نهادی، ناخواسته میدان را برای اشکال پرهزینه‌تر و گاه کنترل‌ناپذیر تغییر باز می‌نماید.
Getting your Trinity Audio player ready...

مفهوم « انسداد اقتدارگرایانه‌گذار» وضعیت خنثی یا مبهمی را توصیف نمی‌کند. این مفهوم به‌صراحت می‌گوید مشکل کجاست: گذار ممکن است، اما ممنوع و مسدود شده است. جامعه آماده است و از نظر ارزشی و اجتماعی به نقطه‌ای رسیده که خواستار گذار می‌باشد، اما این گذار نه به دلیلی ناتوانی یا سردرگمی جامعه بلکه توسط حکومت بصورت فعال و آگاهانه مسدود شده است. به عبارتی دیگر، بن‌بست سیاسی نه حاصل ناتوانی مردم و نه نتیجه پیچیدگی‌های تاریخی؛ بلکه پیامد مستقیم تصمیم سیاسی برای حفظ قدرت به هر قیمت است.

وضعیت امروز ایران نمونه آشکار از وضعیت « انسداد اقتدارگرایانه‌گذار» دانست. نیروهای اجتماعی خواهان تغییر  از یک سو و نیروهای بازدارنده که همان نهادهای قدرت می‌باشند از سوی دیگر همزمان فعالانه و در تقابل با یکدیگرند؛ این تقابل ایران را را در یک وضعیت انسداد اجباری قرار داده است.

در بسیاری از شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی، جامعه ایران از نظم سیاسی مستقر عبور کرده است. از سبک زندگی و روابط جنسیتی گرفته تا تصور از اقتدار، قانون و آینده، شکافی عمیق میان جامعه و ساختار قدرت شکل گرفته است. این شکاف صرفاً ذهنی یا گفتمانی نیست؛ خود را در نافرمانی‌های روزمره، بی‌اعتنایی به هنجارهای رسمی و کاهش شدید مشروعیت نهادهای حکومتی نشان می‌دهد.  با این حال، این عبور اجتماعی به تغییر سیاسی منجر نشده است. نه به این دلیل که جامعه ناتوان است یا نمی‌داند چه می‌خواهد، بلکه به دلیلی ساده‌تر و عریان‌تر: حکومت با اتکا به سرکوب، مسیر گذار را مسدود کرده است.

می‌توان گفت در وضعیت انسداد اقتدارگرایانه‌گذار، سرکوب یک واکنش موقت به بحران نیست؛ بلکه « خودِ سیاست»  است. بازداشت، کنترل رسانه‌ها، محدودسازی نهادهای مدنی و امنیتی‌سازی زندگی روزمره، نه ابزارهای اضطراری، بلکه سازوکارهای دائمی حفظ قدرت‌اند. گفت‌وگو، پیش از آن‌که به سیاست بدل شود، جرم‌انگاری و مطالبات و اعتراضات طبقات و اقشار گوناگون اجتماعی سرکوب می‌شود.

چرا این وضعیت پایدار مانده است؟

در پاسخ می توان گفت  انسداد اقتدارگرایانه‌گذار به این دلیل پایدار مانده که جامعه به دلایلی از جمله سرکوب خشن و عریان توان تحمیل تغییر را تا کنون نداشته و حکومت نیز توان بازسازی مشروعیت و قرار گرفتن در مدار یک حکومت مردمی را از خود سلب نموده است. این وضعیت را نمی توان یک تعادل دانست؛ نوعی ایست موقت بر پایه زور است. حکومتی که با سرکوب باقی می‌ماند، ناچار است سرکوب را دائماً بازتولید کند، و همین بازتولید، شکاف دولت–جامعه را عمیق‌تر می‌کند. نتیجه، جامعه‌ای است که در آن امید به اصلاح فرسوده می‌شود و مطالبات به‌تدریج رادیکال‌تر می‌گردد. مسیرهای مسالمت‌آمیز تغییر بسته می‌شوند و سیاست از عرصه عمومی به حاشیه‌ها رانده می‌شود.

پیامدهای انسداد اقتدارگرایانه گذار

انسداد اقتدارگرایانه‌گذار را نمی‌توان فقط یک وضعیت سیاسی دانست، بلکه مجموعه‌ای از پیامدهای انباشته و به‌هم‌پیوسته تولید می‌نماید که در بلندمدت هم جامعه و هم حکومت را فرسوده می‌سازد. از جمله عمده آنها می‌توان به این پیامدها اشاره نمود.

  • محدود شدن افق زندگی و چشم انداز : این پیامد سبب فرسایش امید جمعی می‌شود. وقتی جامعه بارها و بارها با سرکوب پاسخ می‌گیرد، باور به امکان تغییر تدریجی و مسالمت‌آمیز تضعیف می‌شود. در چنین شرایطی، مشارکت سیاسی کاهش می‌یابد و سیاست از کنش جمعی به امری پرهزینه و پرخطر تبدیل می‌شود.
  • رادیکال‌شدن مطالبات و انباشت فزاینده نارضایتی: انسداد، مطالبات و انباشت فزاینده نارضایتی راه اصلاح را بیش از پیش به راه عبور از حکومت سوق می‌دهد. جامعه‌ای که راهی برای تأثیرگذاری نهادی ندارد، به‌تدریج خواسته‌های خود را صریح‌تر، تندتر و غیرقابل مصالحه‌تر بیان می‌کند.
  • فرسایش سرمایه اجتماعی و نهادی: بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی گسترش بیشتری می‌یابد و روابط اجتماعی به سمت فردگرایی دفاعی، مهاجرت، یا کناره‌گیری سوق داده می‌شود. این فرسایش، ظرفیت‌های ترمیم اجتماعی را نیز تضعیف می‌کند.
  • امنیتی‌شدن دائمی سیاست است و نیاز مداوم حکومت به بازتولید مکانیسم‌های کنترل و سرکوب: حکومتی که بقای خود را بر سرکوب بنا می‌کند، ناچار است سیاست را به مسئله‌ای امنیتی فروبکاهد. این وضعیت نه‌تنها هزینه‌های مادی و انسانی بالایی دارد، بلکه انعطاف‌پذیری سیستم سیاسی را نیز از میان می‌برد.
  • انسداد اقتدارگرایانه‌گذار به شکل‌گیری نوعی ناپایداری مزمن می‌انجامد: وضعیتی که در آن نه تغییر ممکن است و نه ثبات واقعی. جامعه در انتظار می‌ماند و حکومت در حالت دفاع دائمی و سرکوب.

آینده‌ای که مدام به تعویق می‌افتد

انسداد اقتدارگرایانه‌گذار می‌تواند سال‌ها دوام بیاورد، اما بی‌هزینه نیست. هرچه این انسداد طولانی‌تر شود، هزینه‌های اجتماعی، اقتصادی و روانی آن انباشته‌تر می‌شود. جامعه‌ای که راهی برای تأثیرگذاری بر سرنوشت خود ندارد، یا فرسوده می‌شود یا انفجاری.

در اینجا مسئله اساسی این است که سرکوب تا چه زمانی می‌تواند جای سیاست را بگیرد. تاریخ نشان داده است که انسداد، اگر گشوده نشود، دیر یا زود به شکل دیگری می‌شکند.

جمع‌بندی

مفهوم «انسداد اقتدارگرایانه‌گذار» به ما امکان می‌دهد وضعیت کنونی را نه به‌عنوان تعلیق، ابهام یا ناتوانی جامعه، بلکه به‌مثابه یک تصمیم سیاسی فعال بفهمیم. در این وضعیت، جامعه مسیر خود را از نظر ارزشی و اجتماعی پیموده و خواهان عبور از نظم موجود است، اما گذار، نه به تعویق افتاده و نه ناکام مانده، بلکه آگاهانه از سوی نهاد قدرت مسدود شده است.

پیامد این انسداد، ثبات نیست؛ بلکه انباشت مطالبات و ایجاد نارضایتی‌های گسترده، فرسایش سرمایه اجتماعی و شکل‌گیری نوعی ناپایداری مزمن است که در آن، حکومت ناچار به بازتولید مداوم سرکوب خواهد بود و جامعه نیز ناچار به زیست در افق‌های بسته می‌شود. این وضعیت می‌تواند برای مدتی دوام بیاورد، اما هرچه طولانی‌تر شود، هزینه‌های آن سنگین‌تر و امکان مدیریت آن دشوارتر می‌شود. به زبانی دیگر، حذف سیاست‌های اصلاحی و نهادی، بطور ناخواسته میدان را برای اشکال پرهزینه‌تر و گاه کنترل‌ناپذیر تغییر باز می‌نماید. تاریخ نشان داده است که انسداد اگر گشوده نشود، دیر یا زود به شکلی دیگر می‌شکند. سرکوب ممکن است نظم ظاهری ایجاد نماید، اما نمی‌تواند رضایت، مشروعیت تولید نماید.

در پایین این نوشته می‌توان این دو پرسش را مطرح نمود: این انسداد تا چه زمانی می‌تواند جای سیاست را بگیرد؟ اگر بخواهد گشایشی رخ دهد، این گشایش از سوی کدام نیروها و با چه هزینه‌ای ممکن خواهد شد؟ چرا که از منظر نویسنده این مقاله، گذار از این وضعیت، خواه از مسیر گشایش تدریجی و کم هزینه و خواه از مسیر گسست‌های پرهزینه و انقلابی خواست اکثریت جامعه است و این خواست از بین نمی‌رود. تفاوت در زمان، شکل و بهاء پرداختی آن است.

تاریخ انتشار : ۱۲ دی, ۱۴۰۴ ۱:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران