|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
خطاب به همۀ آنانی که دل در گرو سرافرازی میهن دارند:
چرا که در بحران کنونی، سکوت جایز نیست. فقر، محرومیت و فلاکت ناشی از تحریم، تورم و رانتهای غارت، چپاول و دزدی، و خشونت ناشی از حکمرانی ایدئولوژیک و مدیریت ناکارآمد، از آستانۀ تحمل مردم عزیزمان خارج شده و اعتراضات بهحقی را در دورههای زمانی مختلف و روزهای اخیر رقم زده است.
مردمی که جنگ هشت ساله را تاب آوردند، تحریم را به جان خریدند و انواع محدودیتها را به امید روزهای روشن و توسعۀ کشور تحمل کردند و در سختترین شرایط جنگ دوازده روزه نیز به بیگانگان پشت کردند، اکنون با این پرسشها به میدان آمدهاند:
در کشوری غنی از منابع نفت، گاز و انرژی، با تنوع بینظیر زیستی، چرا فقر دامن اکثریت جامعه را فرا گرفته است؟ فاصلۀ نجومی انباشت ثروت در کمتر از ده درصد جمعیت، بر چه مبنایی صورت گرفته است؟ فقدان برنامۀ اجرایی برای ایجاد زیرساختهای اساسی تولید با این ثروت کلان، با چه سیاستگذاری توجیه شده است؟ توزیع نابرابر و نامتوازن ثروت عمومی و ایجاد چنین فاصلۀ طبقاتی میان اقشار مردمی، توسط چه تفکر و برنامهای تدوین و اجرا شده است؟ نبود برنامۀ بهرهمندی از مدیریت دانش در عرصههای تولید اعم از صنعت، کشاورزی و تکنولوژی، و پیامد آن یعنی نابودی اقتصاد درونزا و محیطزیست غنی ایران ـ که نه تنها برای ما، بلکه متعلق به نسلهای آینده هست، طبق چه برنامۀ توسعهای شکل گرفته است؟ چرا پاسخ هر سؤال و هرگونه اعتراض مردمی، خشونت، زندان و اعدام است؟ پافشاری بر حاکمیت ایدئولوژیک و ایجاد محدودیت در فعالیت نهادهای مردمی، و دشمنپنداری همگان و «خودی» و «غیرخودی» نامیدن مردم که منجر به فروپاشی همبستگی اجتماعی شده است، توسط چه کسانی برای ایران رقم زده شده است؟ عدم مشارکت مؤثر زنان ـ بهعنوان نیمی از جمعیت کشور ـ و فشار چندجانبه بر آنان و خشونت روزافزون نسبت به آنان را چه کسانی به پیش میبرند؟
بیگمان، فقدان سیاستگذاری و برنامۀ اجرایی با توافق حداقلی مردم ایران، گناهی نابخشودنی برای حاکمان ایران است. خروج سرمایههای ارزشمند فرهنگی، مهاجرت فرزندانمان و نابودی محیطزیست¬مان ـ که حتی حق بقایمان را به خطر انداخته است ـ را چه کسانی پاسخگو هستند؟ ما به جایی رسیدهایم که روزهای متمادی، هوایی برای تنفس نداریم. البته بسیاری پرسشهای دیگر که بارها توسط همۀ دلسوختگان میهن طرح شده است.
مردم ما بارها و بارها در شرایط بحران و فشار نشان دادهاند که خواهان ورود نیروهای خارجی به کشور نیستند، بلکه خواهان تغییر شرایط توسط خود هستند و خواهان بهرهمندی از نخبگان خود در تدوین سیاستها و برنامهها بودهاند. اکنون نیز خواهان پاسخ و توضیحات مبسوط و شفاف در خصوص بودجۀ کنونی کشور، با توجه به تأثیر مفاد بودجه در تعیین مسیر توسعه کشور، هستند.
آری! مردم عزیز ما خواهان پاسخ به پرسشهای خود هستند و خواهان محاکمۀ همۀ پدیدآورندگان اینهمه محرومیت و فقر روزافزون. آنان هوشیارند که اعتراضات خود را مدنی و دلیرانه بیان کنند، بدون آنکه خشونتی رخ دهد و خونی ریخته شود؛ چرا که سالهاست از خشونت، جنگ و خونریزی آگاهانه پرهیز کردهاند و به آن رشد اجتماعی دست یافتهاند که در قالب اعتراضات مدنی، خواستههای برحق خود را بیان نمایند.
مادران صلح ایران در شرایط کنونی، که علاوه بر وضعیت فلاکتبار اقتصادی ناشی از افزایش قیمت دلار و تأثیرات آن بر گرانی و فقر فزایندۀ حاکم، با خطر حمله و جنگ با توجه به تهدیدات از سوی آمریکا و اسرائیل و تبلیغات مستهجن رسانههای خارجی مواجه هستند. لیکن همزمان برای ایجاد تغییرات در ایران، خواهان محاکمۀ عادلانه و علنی مسببان وضعیت بحرانی کنونی ـ بهویژه در بخش اقتصاد ـ بوده و خواهان تشکیل یک نهاد شورایی مقتدر متشکل از متخصصان و مدیران اجرایی کارآمد داخلی، در حوزههای مختلف توسعۀ ایران، برای برونرفت از این بحران و سپردن ادارۀ کشور به دست آنان هستند؛ چرا که تنها راه نجات ایران، از مسیر دموکراتیک میگذرد و جز این، راهی برای ایجاد همبستگی اجتماعی و حمایت مردمی در حفظ تمامیت و یکپارچگی و توسعۀ ایران وجود ندارد.
مادران صلح ایران
۱۵ دیماه ۱۴۰۴



