سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۹:۳۲

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۲

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

در واشنگتن، پس از آنچه دولت آمریکا «عملیات موفق در ونزوئلا» می‌خواند، حال‌وهوایی از غرور و سرمستی سیاسی شکل گرفته است؛ حالتی که بیش از اعتمادبه‌نفس، به خطای محاسبه شباهت دارد. ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ الگویی که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. در پس این روایت، این تصور در حال تثبیت است که می‌توان با ضرباتی سریع، نمایشی و کم‌هزینه، واقعیت‌های پیچیدهٔ ژئوپولیتیک را بدون پرداخت بهای بلندمدت دگرگون کرد.

در همین چارچوب، عملیات ونزوئلا در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی برق‌آسا، دقیق و به‌دور از درگیر شدن در جنگ‌های فرسایشی. برای بخشی از نخبگان سیاسی آمریکا که هنوز سایهٔ عراق و افغانستان را بر سر خود احساس می‌کنند، این نوع مداخله‌ها جذاب است: پیروزی‌هایی که نه تلفات گسترده می‌طلبد و نه سال‌ها پاسخ‌گویی سیاسی. اما همین جذابیت، خطرناک‌ترین بخش ماجراست؛ زیرا «پیروزی‌های آسان» اغلب بیش از شکست‌ها، قدرت را دچار توهم مصونیت می‌کنند.

در این فضا، آنچه ترامپ «دکترین دانرو» (Arnaud Bertrand) می‌نامد ، به‌تدریج صورت‌بندی روشن‌تری پیدا می‌کند؛ دکترینی مبتنی بر استفادهٔ بی‌پرده از قدرت نظامی و نوعی امپریالیسم منابع‌محور. از ونزوئلا به‌عنوان انبار انرژی گرفته تا دیگر نقاط استراتژیک جهان، منطق مسلط بر این نگاه آن است که آمریکا باید کنترل منابع را به دست گیرد، رقبایی چون چین را عقب براند و قواعدی را که پس از جنگ سرد ــ هرچند ناقص ــ برای مهار قدرتش وضع شده بودند، کنار بزند. در این منطق، سیاست خارجی نه عرصهٔ مدیریت تعارض‌ها، بلکه میدان اعمال اراده است. مدافعان این رویکرد، عملیات ونزوئلا را در کنار ترور قاسم سلیمانی و حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران قرار می‌دهند؛ اقداماتی برق‌آسا و هدفمند که بدون فرو رفتن در جنگ‌های فرسایشی انجام شده‌اند. برای نسلی از سیاستمداران آمریکایی که هنوز از کابوس عراق و افغانستان رهایی نیافته‌اند، این «جراحی‌های نظامی» جذاب جلوه می‌کند؛ پیروزی‌هایی سریع که نه تلفات گسترده می‌طلبد و نه پاسخ‌گویی طولانی‌مدت.

پیامد این نگاه، تغییر آشکار لحن واشنگتن بوده است. پس از عملیات ونزوئلا، زبان مقامات آمریکایی تهاجمی‌تر شده و تهدیدها دیگر به «دشمنان سنتی» محدود نمی‌ماند. از کوبا و کلمبیا و مکزیک گرفته تا اروپا، لحن تحقیر و فشار جای دیپلماسی را گرفته است. ایده‌هایی که زمانی حتی در محافل راست‌گرای آمریکا اغراق‌آمیز تلقی می‌شدند، اکنون بی‌پرده بیان می‌شوند. گرینلند نمونهٔ گویای این تغییر ذهنیت است: سرزمینی که نه به‌عنوان یک جامعهٔ انسانی یا واحد سیاسی، بلکه همچون قطعه‌ای روی صفحهٔ شطرنج ژئوپولیتیک دیده می‌شود؛ انباری از منابع و موقعیتی راهبردی که گویی می‌توان آن را «تصاحب» کرد. واکنش تحقیرآمیز ترامپ به مخالفت اروپا با این ایده و تمسخر متحدان با تعابیری چون «اشک‌های بازنده‌ها» نشان می‌دهد که منطق معامله و زور تا چه اندازه جایگزین زبان سیاست شده است. در همین فضا، دربارهٔ ایران نیز از «آمادگی برای شلیک» سخن گفته می‌شود.

هم‌زمان، در داخل آمریکا نیز نشانه‌های این چرخش به‌وضوح دیده می‌شود. بودجهٔ نظامی به سطحی بی‌سابقه رسیده و تلاش برای تضعیف محدودیت‌های قانونی قدرت جنگی رئیس‌جمهور شدت گرفته است. در چنین شرایطی، سیاست خارجی تهاجمی می‌تواند نقش سوپاپ اطمینان را ایفا کند: نمایش قدرت در بیرون برای پوشاندن شکاف‌ها و بحران‌ها در درون؛ از رسوایی‌های سیاسی و کاهش محبوبیت گرفته تا خشونت ساختاری نهادهایی چون پلیس مهاجرت.

از نگاه برخی تحلیلگران، از جمله آرنو برتران، این رفتارها نه نشانهٔ قدرت، بلکه علامت اضطراب یک امپراتوری در حال فرسایش است؛ امپراتوری‌ای که حس می‌کند زمان علیه آن حرکت می‌کند و به همین دلیل به قمارهای پرخطر روی آورده است. تاریخ بارها هشدار داده که پیروزی‌های سریع می‌توانند آغازی باشند بر زنجیره‌ای از واکنش‌ها که مهارشان به‌مراتب دشوارتر از آغازشان است.

در نهایت، به باور آرنو برتران، تنها عاملی که شاید بتواند این مسیر را متوقف کند، «ترس از پیامدها»ست؛ ترس از آنکه اقدامات امروز، فردا به شکلی غیرقابل‌کنترل علیه خود آمریکا بازگردد. اما چنین ترسی بدون شکل‌گیری موازنه‌ای جدی و ائتلافی بین‌المللی بعید است شکل بگیرد. ونزوئلا، همچون عراق، ممکن است امروز صحنهٔ اعلام پیروزی باشد، اما تاریخ بارها نشان داده است که اعلام پیروزی زودهنگام، اغلب مقدمهٔ بازگشت پرهزینهٔ همان بحرانی است که گمان می‌رفت حل شده است.

 

Et stykk hengemyr, takk? | Klassekampen

تاریخ انتشار : ۲۱ دی, ۱۴۰۴ ۴:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی انسانیت از تمدن عقب می‌ماند!

تجدید نظرطلبی یا بازاندیشی در مفهوم امپریالیسم و ضد امپریالیسم

فناوری بهتر فقط می‌تواند در یک سیستم پساسرمایه‌داری توسعه یابد

شلیک موشک‌ها؛ آغاز جنگ یا آخرین فرصت برای مذاکره؟

جنگ که می آید همه شکست می خورند

بیانیه اعتراضی حزب اتحاد ملت نسبت به تداوم روند اعدام‌ها