سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۴:۲۹

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۹

سلطنت‌طلبی؛ آلت دست مداخله‌گران و مانع وحدت جنبش

افزون بر این، سفیدشویی تاریخ سلطنت پهلوی و انکار سرکوب، شکنجه، فقر و وابستگی آن نظام، بخشی جدایی‌ناپذیر از این پروژه است. تحریف حافظهٔ تاریخی، ابزاری است برای آماده‌سازی افکار عمومی جهت پذیرش بازتولید استبداد. جامعه‌ای که تاریخش را فراموش کند، محکوم به تکرار آن است. در برابر این انحراف سازمان‌یافته، جنبش اعتراضی مردم ایران یک موضع روشن و رهایی‌بخش را فریاد زده است: نه به حکومت اسلامی، نه به سلطنت، نه به جنگ

جنبش اعتراضی مردم ایران در سال‌های اخیر، به‌ویژه در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، به‌روشنی نشان داده است که جامعه از جمهوری اسلامی عبور کرده است .‌عبوری آگاهانه، رادیکال و برگشت‌ناپذیر. این جنبش نه صرفاً اعتراض به یک دولت یا جناح، بلکه نفی کلیت نظام ولایت فقیه، نفی استبداد دینی، نفی تبعیض، نابرابری و سلطه است. با این‌حال، درست در لحظه‌ای که جنبش نیازمند همبستگی از پایین و افق رهایی‌بخش است، پروژه‌ای ارتجاعی با صدایی بلند وارد میدان شده است: پروژهٔ سلطنت‌طلبی.

سلطنت‌طلبی امروز، برخلاف ادعاهای بزک‌شدهٔ رسانه‌ای، نه یک گرایش دموکراتیک، بلکه پروژه‌ای سیاسی برای مهار، انحراف و تفرقه‌افکنی در جنبش اعتراضی مردم ایران است. پروژه‌ای که نه از دل اعتصابات کارگری، نه از خیابان‌های خونین‌شدهٔ زاهدان، سنندج، کرج و تهران، اهواز و نه از رنج روزمرهٔ زنان، جوانان و فرودستان، بلکه از استودیوهای رسانه‌ای، اتاق‌های فکر راست افراطی و لابی‌های سیاسی در واشنگتن و تل‌آویو تغذیه می‌شود.

در این میان، نباید لحظه‌ای فراموش کرد که جمهوری اسلامی موجودیتی استوار بر سرکوب، کشتار و جنایت سازمان‌یافته است. رژیم ولایت فقیه در چهار دههٔ گذشته، با اعدام‌های جمعی دههٔ شصت، قتل‌عام زندانیان سیاسی، سرکوب خونین اعتراضات مردمی در سال‌های ۷۸، ۸۸، دی ۹۶، آبان ۹۸ و خیزش انقلابی ۱۴۰۱ مهسا ،زن ، زندگی ، آزادی و خیزش اخیر دی ماه ۱۴۰۴ که از بازار و کسبه آغاز شد ، هزاران کشته، ده‌ها هزار زندانی، شکنجه‌شده و مجروح بر جای گذاشته است. شلیک مستقیم به معترضان، کشتار کودکان و نوجوانان، کور کردن معترضان با گلوله‌های ساچمه‌ای، تجاوز و شکنجه در بازداشتگاه‌ها، و سرکوب سیستماتیک زنان، ملیت‌های تحت ستم و کارگران، نه «خطا»، بلکه سیاست رسمی این رژیم است.

جنبش اعتراضی مردم ایران، در برابر یکی از خشن‌ترین و جنایتکارترین نظام‌های معاصر ایستاده است. ایستادنی که هزینه‌اش را مردم با جان، آزادی و کرامت انسانی خود پرداخته‌اند. دقیقاً به همین دلیل، هر پروژه‌ای که این مبارزهٔ خونین و برحق را به ابزار معاملهٔ سیاسی، لابی‌گری خارجی یا بازتولید استبداد بدل کند، نه هم‌پیمان جنبش، بلکه دشمن آن است.

سلطنت‌طلبان می‌کوشند این جنایات آشکار را به سکویی برای بازگشت خود تبدیل کنند. آنان به‌جای تقویت خودسازمان‌یابی مردم و تعمیق مبارزه از پایین، تلاش می‌کنند خشم و رنج انباشتهٔ جامعه را به سمت «منجی‌سازی»، «رهبری موروثی» و «دخالت خارجی» منحرف کنند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که پروژهٔ سلطنت‌طلبی به‌طور عینی در برابر منافع جنبش قرار می‌گیرد.

نقش مخرب سلطنت‌طلبان پیش از هر چیز در دوقطبی‌سازی جعلی جنبش نمایان می‌شود: یا جمهوری اسلامی، یا سلطنت. در این روایت تقلیل‌گرایانه، هر نیروی مستقلی که هم‌زمان با حکومت اسلامی و سلطنت مرزبندی می‌کند، با شعار مرگ بر سه مفسد: «ملا ، چپی ، مجاهد» تخطئه می‌شود. این همان منطق حذف است؛ منطق مشترک همهٔ اشکال استبداد و اقتدارگرایی.

نقش مخرب دیگر سلطنت‌طلبی، پیوند زدن سرنوشت جنبش به مداخلهٔ نظامی خارجی است. درخواست‌های علنی برای حملهٔ نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، نه ناشی از ناآگاهی، بلکه انتخابی آگاهانه برای تحمیل یک «گذار از بالا» است؛ گذاری که هزینه‌اش را مردم ایران با ویرانی، جنگ داخلی، فروپاشی اجتماعی و وابستگی خواهند پرداخت. چنین سناریویی، مستقیماً علیه جنبشی است که با شعار «زن، زندگی، آزادی» علیه مرگ، سرکوب و تحقیر انسانی برخاسته است.

سلطنت‌طلبان، آگاهانه یا ناآگاهانه، جنبش را از مسیر واقعی‌اش منحرف می‌کنند: به‌جای پیوند میان کارگران، زنان، جوانان، ملیت‌های تحت ستم و جنبش‌های اجتماعی، شکاف می‌سازند، به‌جای تمرکز بر عدالت اجتماعی، آزادی و برابری، دعوای شخص‌محور و رسانه‌ای راه می‌اندازند، و به‌جای تقویت نیروی مردم، چشم به تصمیمات دولت‌های امپریالیستی می‌دوزند.

افزون بر این، سفیدشویی تاریخ سلطنت پهلوی و انکار سرکوب، شکنجه، فقر و وابستگی آن نظام، بخشی جدایی‌ناپذیر از این پروژه است. تحریف حافظهٔ تاریخی، ابزاری است برای آماده‌سازی افکار عمومی جهت پذیرش بازتولید استبداد. جامعه‌ای که تاریخش را فراموش کند، محکوم به تکرار آن است.

در برابر این انحراف سازمان‌یافته، جنبش اعتراضی مردم ایران یک موضع روشن و رهایی‌بخش را فریاد زده است:

نه به حکومت اسلامی، نه به سلطنت، نه به جنگ.

این شعار، عصارهٔ تجربهٔ تاریخی و آگاهی سیاسی جامعه است. راه رهایی از پایین می‌گذرد، از مبارزهٔ مستقل مردم علیه هر دو شکل استبداد دینی و سلطنتی از همبستگی طبقاتی و اجتماعی، از خودسازمان‌یابی و از نفی هرگونه قیمومت، چه با عمامه، چه با تاج، چه با بمب.

سلطنت‌طلبی، با تمام هیاهوی رسانه‌ایش، یکی از موانع جدی وحدت، آگاهی و پیشروی جنبش اعتراضی مردم ایران است. جنبشی که بهای آزادی را با خون داده، نیازی به بازتولید گذشته ندارد. آیندهٔ آزاد ایران نه در کاخ، نه در حوزه های دینی، و نه در اتاق‌های جنگ قدرت‌های خارجی، بلکه در خیابان‌ها، اعتصابات و مقاومت جمعی مردم رقم خواهد خورد.

 

علی جنوبی

۳ بهمن ۱۴۰۴ مطابق ( ۲۳.۰۱.۲۰۲۶)

تاریخ انتشار : ۵ بهمن, ۱۴۰۴ ۲:۱۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد