این متن خلاصهای است از مقالهای با عنوان «جنگ با ایران میتواند به ویتنام ترامپ تبدیل شود» نوشتهٔ سیدنی بلومنتال (Sidney Blumenthal) که در نشریهٔ گاردین (The Guardian) منتشر شده است. متن کامل مقاله از طریق پیوند الکترونیکی قابل دسترسی است.
نویسنده در این مقاله استدلال میکند که ترامپ در جنگی که علیه ایران آغاز کرده با سردرگمی، تناقضگویی و فقدان راهبردی روشن روبهرو است. به گفتهٔ او، ترامپ انتظار داشت این جنگ به سرعت و به آسانی به نتیجه برسد و ایران بهسرعت تسلیم شود؛ اما چنین اتفاقی رخ نداده و همین امر باعث شده رئیسجمهور آمریکا توضیحات متناقض و روایتهای متفاوتی دربارهٔ اهداف و ماهیت جنگ ارائه دهد. در حالی که کارولین لیویت (Karoline Leavitt)، سخنگوی کاخ سفید، این وضعیت را «نقشهٔ بازی قوی» توصیف کرده است، نویسنده معتقد است پشت این ادعاها واقعیت منسجمی وجود ندارد.
بلومنتال همچنین به تناقض در توصیف ماهیت این درگیری اشاره میکند. او مینویسد که ترامپ حتی با زبان انگلیسی نیز در جنگ است. او اصرار دارد که اقدام نظامیاش «جنگ» نیست، بلکه یک «گشتوگذار کوتاهمدت» است؛ نوعی طفرهروی معنایی برای دور زدن پاسخگویی در برابر کنگره و جامعهٔ جهانی. با این حال، وقتی از او پرسیده شد که آیا این اقدام یک گشتوگذار است یا جنگ، پاسخ داد: «خب، هر دو است. این یک گشتوگذار است که ما را از جنگ دور نگه میدارد.» این شعبدهبازی بلاغی یادآور نقاشی معروف رنه مگریت (René Magritte) با عنوان The خیانت تصاویر (The Treachery of Images) است؛ اثری که در آن زیر تصویر یک پیپ نوشته شده «این یک پیپ نیست». پرسش اینجاست: این وضعیت بیشتر به دنیای جورج اورول (George Orwell) شباهت دارد یا به سوررئالیسم مگریت، تبلیغات است یا نوعی بازی زبانی سوررئالیستی؟
در مورد علت آغاز جنگ نیز روایتهای متفاوتی مطرح شده است. مارکو روبیو (Marco Rubio)، وزیر خارجهٔ آمریکا، گفته بود که واشینگتن انتظار داشته اسرائیل به ایران حمله کند و ایران نیز در پاسخ به نیروهای آمریکایی حمله کند. اما ترامپ این روایت را رد کرد و حتی گفت شاید خود او اسرائیل را به این اقدام وادار کرده باشد. در عین حال گزارشهایی از پنتاگون به کنگره نشان داده که شواهدی از «تهدید قریبالوقوع» ایران وجود نداشته است. ترامپ بعدتر در پیامی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که در قضاوت خود شتاب کرده و گفته بود بر اساس گفتههای مشاورانش تصور کرده ایران قصد حمله دارد. در این وضعیت، به نظر میرسید او دوباره به بخشی از روایت روبیو که پیشتر رد کرده بود نزدیک شده است.
نویسنده به تناقضگوییهای مقامهای دولت دربارهٔ جنگ اشاره میکند. به گفتهٔ ترامپ، این عملیات که او آن را «گشتوگذار» مینامد «خیلی زود» پایان خواهد یافت، در حالی که پیت هگزت (Pete Hegseth)، وزیر دفاع، آن را «تنها آغاز» توصیف کرده است؛ ترامپ نیز در کنفرانس مطبوعاتی ۹ مارس گفت که این وضعیت در واقع «هر دو» است. او در واکنش به افزایش قیمت نفت در مصاحبهای با نیویورک پست (New York Post) اظهار داشت که «برای همهچیز برنامه دارد» و مردم «خیلی خوشحال خواهند شد». با این حال، نویسنده مینویسد افزایش قیمت بنزین نشان میدهد واقعیتهای اقتصادی با این ادعاها در تضاد است. ترامپ همچنین هنگام توضیح هدف نهایی جنگ به جمهوریخواهان مجلس گفته است: «ما از بسیاری جهات پیروز شدهایم، اما هنوز به اندازهٔ کافی پیروز نشدهایم.» به باور نویسنده، او میکوشد با یک جنگ نامحبوب محبوبیت از دسترفتهٔ خود را بازیابد، در حالی که مفهوم «پیروزی» در این جنگ همچنان مبهم و دور از دسترس به نظر میرسد.
ترامپ دربارهٔ هدف جنگ نیز مواضع متناقضی اتخاذ کرده است؛ گاه از «تغییر رژیم» سخن میگوید و گاه از امکان مذاکره با مقامات ایرانی. در همین حال، پس از گفتوگو با ولادیمیر پوتین و مطرح شدن نام مجتبی خامنهای بهعنوان جانشین رهبر کشتهشدهٔ ایران، او جنگ را «تقریباً کامل» توصیف کرده است. با وجود این ادعاها، جنگ ادامه دارد، قیمت نفت افزایش یافته و هدف نهایی عملیات همچنان نامشخص است.
نویسنده همچنین از شیوهٔ تبلیغاتی کاخ سفید انتقاد میکند و مینویسد دپارتمان ارتباطات دولت ترامپ در ویدئوهای رسمی ریاستجمهوری ترکیبی از صحنههای فیلمهای اکشن، کارتونها، مسابقات ورزشی، تصاویر واقعی بمباران ایران و حتی تصاویر ساختگی از بازی ویدئویی حالو (Halo) را منتشر کرده است. به گفتهٔ نویسنده، این ویدئوها بازتابی از فرهنگ سیاسی پیرامون ترامپ هستند که جنگ را با زبان و تصویرهایی شبیه سرگرمیهای عامهپسند نمایش میدهد.
در بخش دیگری از مقاله به گذشتهٔ ترامپ در دوران جنگ ویتنام اشاره میشود. او به دلیل مشکل پزشکی از خدمت نظامی معاف شد، اما بعدها در گفتوگویی با هاوارد استرن (Howard Stern) گفته بود که اجتناب از بیماریهای مقاربتی «ویتنام شخصی» او بوده است. نویسنده این سخنان را در تضاد با وضعیت کنونی میداند و استدلال میکند که ترامپ اکنون با «ویتنام واقعی» خود مواجه شده است؛ جنگی طولانی و پرهزینه با اهداف نامشخص، فشار اقتصادی، نارضایتی متحدان و نبود راهبرد خروج.
در ادامه، بلومنتال به احتمال آغاز تحقیقات کنگره دربارهٔ این جنگ اشاره میکند. برخی سناتورهای دموکرات خواستار برگزاری جلسات استماع شدهاند تا مقامات دولت دربارهٔ علت و نحوهٔ آغاز جنگ توضیح دهند. نویسنده این وضعیت را با جلسات استماع دههٔ ۱۹۶۰ به رهبری جی. ویلیام فولبرایت (J. William Fulbright) دربارهٔ جنگ ویتنام مقایسه میکند؛ جلساتی که شکاف میان ادعاهای دولت لیندون بی. جانسون (Lyndon B. Johnson) و واقعیت جنگ را آشکار کرد.
در پایان، نویسنده به تجمع انتخاباتی ترامپ در ۱۱ مارس، در ایالت کنتاکی اشاره میکند که در آن او ضمن اعلام پیروزی در جنگ، به توماس ماسی (Thomas Massie)، نمایندهٔ جمهوریخواه مخالف جنگ، حمله کرد و او را «بیوفا» خواند. ترامپ گفت: «او به حزب جمهوریخواه بیوفا است. او به مردم کنتاکی بیوفا است. و از همه مهمتر، او به ایالات متحدهٔ آمریکا بیوفا است.» از نگاه ترامپ، بیوفایی به او معادل خیانت به کشور است. او مشخص نکرد که آیا مَسی به دلیل مخالفتش با جنگ، یا بهخاطر پروندههای اپستین، یا هر دو، «خائن» محسوب میشود. بهگفتهٔ نویسنده، در نگاه ترامپ مخالفت با او به معنای خیانت به کشور تلقی میشود.
در مجموع، مقاله نتیجه میگیرد که جنگ ترامپ علیه ایران حاصل تصمیمهای شتابزده، روایتهای متناقض و اهداف مبهم است و ممکن است همانند جنگ ویتنام به بحرانی سیاسی و نظامی بزرگ برای ایالات متحده تبدیل شود.
Trump faces a ‘personal Vietnam’ in Iran | Sidney Blumenthal | The Guardian



