متنی با این عنوان منتشر شده است:
جنگ را فورا متوقف کنید – بیانیه بیش از ۳۵۰ دانشگاهی و فعالان سیاسی – اجتماعی
نوشتهای که میخوانید، نقدی است بر بیانیه فوق.
بیانیه، مخاطب ندارد. نیروهای مجهولی مورد خطاب قرار میگیرند که باید جنگ را فورا متوقف کنند. وقتی مخاطب معلوم نیست، و خواست متن، توقف جنگ است، نتیجهای جز آن نمیتوان گرفت که در پایان بیانیه هم آمده است: اینکه هر دو طرف جنگ، باید آن را فورا متوقف کنند. به عبارت دیگر، بیانیه فرقی بین مهاجم، ناقض حقوق بینالملل و جنایتکار جنگی از یک سو، و کشوری که در میانه مذاکرات با یکی از مهاجمان، هدف تجاوز طرف مقابل مذاکره قرار گرفته است، فرقی نمیگذارد. در بیانیه، نه تنها هیچ اشارهای به حق دفاع ایران نشده، بلکه ایران نیز مورد خطاب است که جنگ را فورا متوقف کند. حال تصور کنید به فرض محال، ایران به خواست بیانیه تحقق بخشد و جنگ را فورا متوقف کند. در این صورت، آمریکا و اسرائیل چکار خواهند کرد؟ همان کاری که امسال کردهاند: حمله نخست در خردادماه، قطع آن پس از ۱۲ روز، آماده شدن برای حمله بعدی، و باز روز از نو و روزی از نو. این است ترجمه خواست مندرج در بیانیه. نویسندگان متن، از ایران میخواهند از حق قانونی دفاع از خود طبق منشور ملل متحد چشم بپوشد.
عنوان بیانیه، دانشگاهی بودن برخی از امضاکنندگان را برجسته میکند. چرا عنوان دانشگاهی در تیتر بیانیه آمده است؟ دانشگاهی بودن، منشأ چه حق ویژهای برای اظهار نظر است؟ آیا جز این است که نویسندگان، میخواهند منتقدان خود را پیشاپیش مرعوب مدرک تحصیلی کنند؟ این چه فرهنگی است که بر انتخاب تیتر بیانیه حاکم است؟ اکثر امضاکنندگان، دهها سال است در غرب زندگی میکنند و کافی است به بیانیههای جنبشهای ضد جنگ و جنبشهای اجتماعی مراجعه کنند. بر کدام بیانیه فعالان سیاسی ضدجنگ و جنبشهای ترقیخواه، فرهنگ برجسته کردن مدرک تحصیلی حاکم است؟
هم در جمله نخست بیانیه و هم در جملهای دیگر، از تنش متقابل بین ایران و ائتلاف آمریکایی – اسرائیلی سخن رفته است که گویی در سایه آن، به ایران حمله نظامی شده است. نویسندگان دانشگاهی، دقت نکردهاند که تنش متقابل، بیمعناست. تنش، یک حالت و موقعیت است، نه یک عمل، که بتوان آن را یکجانبه یا متقابل نامید.
قطعا منظور نویسندگان، تنشفزایی متقابل است. یعنی ادعا کردهاند که دو طرف هستند که متقابلا منشأ تنش شدهاند، تنشی که به جنگ انجامیده است. نویسندگان، ظاهرا نمیدانند که یکی از سه دولت درگیر جنگ، یعنی دولت اسرائیل، از بدو تأسیس خود، یعنی سی سال پیش از بنیانگذاری جمهوری اسلامی، دستاندرکار بیرون راندن مردم از خانه و کاشانه، دزدیدن اراضی و منابع طبیعی این مردم، اشغال اراضی کشورهای دیگر و نقض فاحش حقوق بینالملل، تحت حمایت دولت دیگر متجاوز، یعنی دولت آمریکاست.
نویسندگان بیانیه در دو سال گذشته، ندیدهاند که دولت نتانیاهو به صراحت و بارها از جنگ در هفت جبهه سخن گفته است. ندیدهاند که سفیر آمریکا و اسرائیل به صراحت از اشغال منطقه بزرگی از نیل تا فرات توسط اسرائیل، حمایت کرده است؛ نقشه اسرائیل بزرگ مورد نظر دولت نتانیاهو و سفیر آمریکا در اسرائیل، به معنای تصاحب بخش حاصلخیز مصر، کل فلسطین و اردن، بخش بزرگی از عربستان سعودی، و نیز بخش اعظم سوریه و عراق است.
در بارۀ دولتی سخن میگوییم که توسط آمریکا تا دندان مجهز شده است و بیش از هفتاد و پنج سال است که به کشورگشایی از طریق جنگ مشغول است. در بارۀ رئیس دولتی سخن میگوییم که سی سال کوشیده است آمریکا را با خود شریک جنگ علیه ایران کند. سخن از رئیس جمهوری است که توافق برجام را پاره کرد و با شدیدترین تحریمهای اقتصادی، زندگی و سلامت و تندرستی مردم ایران را هدف گرفت. درباره دولتی سخن میگوییم که وزیر خزانهداری آن، پس از فاجعه دی ماه امسال در ایران گفت روال امور در ایران به سمت بسیار خوبی پیش میرود، و افتخار آن را نصیب خود کرد.
در بارۀ کاخ سفیدی میگوییم که علیرغم پیشنهاد مشترک ایران و عمان در مذاکرات، چند ساعت پس از اعلام چشمپوشی ایران از ذخیره کردن اورانیوم و آمادگی ایران برای گفتگوی منطقهای در مورد زرادخانه موشکی ایران، با نقض فاحش حقوق بینالملل، جنگ را آغاز کرد. با دولتی مواجهیم که موشک تاماهاک بر مدرسه میناب انداخت و ناو غیرمسلح ایران را بیش از هزار کیلومتر دور از منطقه جنگی با دو اژدر پیاپی هدف قرار داد و پرسنلی را به قتل رساند که از مانور مشترکی با خود آمریکاییها برمیگشتند. بیانیه، جنایتکاران جنگی را در کنار ایرانی که از خود دفاع میکند میگذارد و از تنشفزایی متقابل میگوید.
بیانیه، از کشته شدن کودکان در مدرسهای در میناب سخن میگوید. برای یک جنایت جنگی، فعل مجهول به کار میبرد. این دانشگاهیان نویسنده، دهها سال است در غرب زندگی کردهاند. آیا نمیدانند اگر کسی مثلا فقط از کشته شدن یهودیان در اردوگاههای مرگ سخن بگوید و در همان جمله نگوید که نازیها در یک جنایت علیه بشریت، یهودیها را کشتهاند، در مظان مخدوش کردن واقعیات تاریخی قرار میگیرد؟
بیانیه، به یک رشته از اعمال جمهوری اسلامی اشاره دارد تا ثابت کند این حکومت، از عوامل اصلی بیثباتی در منطقه است. نویسندگان، جنگهای پیاپی و بیپایان آمریکا در منطقه را که تنها ظرف ۲۵ سال اخیر، میلیونها قربانی گرفته است، همطراز شعار محو اسرائیل قرار دادهاند که هیچگاه از حد شعار فراتر نرفته است. بیانیه مدعی است ایران همسایگان خود را تهدید کرده است و نگفته است کدام همسایگان؟ کشورهایی که به آمریکا پایگاه دادهاند؟ کشورهای محل رادارهای آمریکایی که با استفاده از آنان، هزاران حمله هوایی نه تنها به ایران، که به سایر کشورهای منطقه انجام گرفته است؟ کشورهایی که شش سال پیش از آنجا حمله صورت گرفته تا مقام رسمی ایران، همراه با برخی از اتباع یک کشور ثالث، در همان کشور ثالث ترور شود؟
بیانیه، از نیروهای نیابتی ایران سخن میگوید، عنوانی که آمریکا و متحدانش برای نیروهایی به کار میبرند که علیه اشغال کشورشان مبارزه میکنند. زبان بیانیه، زبان رسانههای جریان اصلی کشورهای امپریالیستی است که وظیفه دارند جنگهای بیپایان آمریکا و متحدانشان را توجیه کنند.
در بیانیه، کوچکترین اشارهای به همسرنوشت شدن مردم ایران با مردم غزه و لبنان و سایر کشورهای مورد تهاجم اسرائیل نشده است. بیانیه، به زبانی دیگر، شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان» و «دشمن ما همین جاست، دروغ میگن آمریکاست» را تکرار میکند، شعارهایی که آتش تهیه جنگ بود، شعارهایی که رسانههایی مانند ایران اینترنشنال از بام تا شام تکرار کردند تا بر بستری از جهل و غفلت، زمینهساز به توبره کشیدن خاک ایران شوند. میتوان دانشگاهی بود و از این بابت به دیگران فخر فروخت و اسیر همان جهل و غفلت ماند.
بیانیه، از حمله ایران به همسایگان میگوید. این نیز چیزی نیست جز تکرار تبلیغات یک طرف جنگ. ایران، برای نخستین بار پس از دهها سال مشارکت برخی کشورها در طرحهای نظامی مهاجمان، پایگاههای آمریکا در این کشورها را هدف قرار داده است. رادارها را زده است تا کار بمباران ایران دشوار شود. نظامیان آمریکایی در کویت را هدف قرار داده است تا چوب لای چرخ کشتار مردم ایران توسط نیروهای آمریکایی بگذارد. چگونه میتوان با دفاع مشروع ایران را حمله ایران به همسایگان نامید؟
هدف از این همه بیانصافی در یک متن کوتاه چیست؟ نویسندگان بیانیه، با چنین متنی، میخواهند روی چه کسی تاثیر بگذارند؟ آنها میتوانند مطمئن باشند که فعالان ضد جنگ در کشورهای محل زندگی آنها، چنین بیانیههایی را جدی نخواهند گرفت. هیچ کس از این فعالان، در میانه حمله به افغانستان و عراق مرتکب چنین لفاظیهایی نشد و فقط خطاب بر سر دولتها و افکار عمومی در غرب فریاد کشید که جنگ علیه افغانستان و عراق را قطع کنید. همین و بس. اگر نویسندگان بیانیه، آنگونه که ادعا کردهاند، جنگ را شر مطلق، و مسئولیت آغاز جنگ را متوجه آمریکا و اسرائیل میدانند، این همه به نعل و به میخ زدن برای چیست؟ مخدوش کردن فرق بین متجاوز و قربانی را با چه هدف مرتکب شدهاند؟
امیدوارم که این نقد، هشداری باشد به کسانی که شاید بدون تأمل کافی، متن را امضا کردهاند.



