نزدیک به نیم قرن پیش حاکمان تازه به قدرت رسیدۀ ایران به مردم و زحمتکشان وعدهٔ عدالت، آزادی و آبادانی دادند. مردم نیز با امید و اعتماد، چشم به عملکرد حکومت دوختند و منتظر ماندند تا به مطالبات و خواستهyهای خود برسند. آنان به آیندهای بهتر چشم دوختند و با امید به تحقق عدالت و رفاه، سالها صبر و تلاش کردند. اما آنچه وعده داده شده بود، هرگز تحقق نیافت. آزادی مردم میسر نشد و رفاه و آسایش نیز نصیب آنان نگردید. سالهاست کارگران و زحمتکشان برای دستیابی به حقوق اولیهٔ خود تلاش میکنند و مطالباتشان را مطرح میکنند، اما حق و حقوق آنان همچنان نادیده گرفته میشود.
دستمزد زحمتکشان هیچ تناسبی با هزینههای سرسامآور زندگی ندارد. با حداقل مزدی که هر سال با وعدهها و تبلیغات اعلام میشود، حتی نمیتوان یک زندگی ساده و انسانی را اداره کرد. فاصلهٔ میان دستمزد و هزینههای زندگی هر روز بیشتر میشود و سفرهٔ کارگران هر روز کوچکتر.
کارگران کارخانهها، معادن، کارگاهها و پروژهها، معلمان، پرستاران، رانندگان، کشاورزان و بازنشستگان امروز در شرایطی دشوار زندگی میکنند. بسیاری از مزدبگیران از امنیت شغلی برخوردار نیستند. میلیونها کارگر با قراردادهای موقت و سفید امضا کار میکنند، قراردادهایی که هر لحظه میتواند نان خانوادهای را قطع کند و آیندهٔ فرزندانشان را به سوی تاریکی وسردرگمی از ببرد.
اضافهکاریها اغلب پرداخت نمیشود و دستمزد بسیاری از کارگران ماهها به تعویق میافتد. کارگران ناچارند ساعتهای طولانی کار کنند، اما دسترنجشان یا دیر پرداخت میشود یا هرگز به دستشان نمیرسد. در چنین شرایطی، خانوادههای شریف بسیاری در انتظار نان شب خود ماندهاند و جان و سلامت کارگران در کارگاهها و معادن قربانی سود و منفعت استثمارگران میشود.
! در عین حال، حتی تشکلهای آزاد و مستقل کارگری برای دفاع از حقوق زحمتکشان نیز مجاز شمرده نمیشود. هر صدای اعتراضی با اخراج، تهدید، بازداشت و زندان سرکوب میشود.
بازنشستگان نیزبا مستمریهای ناچیز، هر روز با فقر و تنگدستی دستوپنجه نرم میکنند. این انسانهای شریف ناچارند برای ابتداییترین حقوق خود فریاد بزنند، بیآنکه پاسخی درخور دریافت کنند.
واکنش حکومت به مطالبات مردم
در سالهای گذشته، مردمی که به وضعیت دشوار معیشتی خود معترض بودند، به خیابانها آمدند تا صدای اعتراضشان شنیده شود. اما پاسخ این اعتراضها چیزی جز سرکوب، زندان بود.
فاجعهٔ ننگین دیماه، جان هزاران جوان معترض به وضع موجود را گرفت.
خون جوانان دیماه چه شد؟
آیا کسی از مردم عذرخواهی کرد؟
آیا عاملان کشتهشدن آن همه جوان محاکمه شدند؟
دردا که عدالت همچنان زیر پای قدرت لگدمال میشود و مسئولیتی پذیرفته نمیشود. در همین حال، گرانی هر روز بار سنگینتری بر دوش خانوادهها میگذارد و کارگران و مزدبگیران نخستین کسانی هستند که زیر فشار تورم کمر خم میکنند. مواد غذایی، مسکن، درمان و آموزش برای بسیاری از خانوادهها به خواستههایی دستنیافتنی تبدیل شدهاند و بسیاری از خانوادههای کارگری ناچارند از ابتداییترین نیازهای زندگی خود بگذرند..
امید بستن برخی به نیروهای خارجی
در چنین شرایط دشواری، برخی از مردم ناگزیر چشم امید به نیروهای خارجی دوختند؛ نیروهایی که با وعدههای فریبنده ظاهر میشوند، اما در عمل همواره چشم به منابع و ثروتهای ملی ایران داشتهاند و دلسوز واقعی مردم ایران نیستند.
کمک آنان نیز چیزی جز بمباران و موشکباران شهرها و خانههای مردم نبود؛ وضعیتی که رنجها و مشکلات را چندین برابر کرد..
فشارمضاعف جنگ بر زندگی کارگران و زحمتکشان
به همهٔ این فشارها، جنگ نیز افزوده شده است. کارگرانی که پیشتر زیر بار فقر و بیثباتی اقتصادی خم شده بودند، اکنون باید زندگی خود و خانوادههایشان را در فضایی آکنده از ناامنی، ترس و تهدید ادامه دهند. کارخانهها، شهرها و خانهها زیر باران موشک و بمب قرار میگیرند و باز هم این مردم عادی و کارگران هستند که بیشترین هزینه را می پردازند.
از نان و دستمزد گرفته تا آزادی و عدالت با یک پاسخ روبهرو میشود: «شرایط جنگی است.» اعتراض کارگران، فریاد بازنشستگان، خواست معلمان و پرستاران، همگی به بهانهٔ جنگ سرکوب میشوند. جنگ نه تنها خانهها را ویران میکند و جان انسانها را میگیرد، بلکه به ابزاری برای خاموش کردن هر صدای حقطلبانه تبدیل شده است. و از همه دردناکتر آنکه این کارگران و فرزندان آنان هستند که باید به میدان جنگ بروند و گوشت دم توپ شوند.
در این میان مردم ایران مغبون شدهاند
شب عید است؛ بازارها نیمهتعطیل و دست مردم خالی است. بسیاری از کارگران نه توان خرید لباس نو دارند و نه حتی توان تهیهٔ آذوقهٔ سادهٔ زندگی. پدران و مادران با نگرانی به فردای فرزندانشان میاندیشند و جوانان با چشمانی پر از ابهام و ترس به آینده نگاه میکنند. در چنین شرایطی، به جای کاهش رنج مردم، خبر از جای رهبری که کشته شده، حکومت مژده میدهد: «ولی ِعهدی نو داریم ؛ گویی مشکل این سرزمین تنها جانشینان قدرت است و نه بیعدالتی، فقر و مرگ. بارها و بارها مردم شریف ایران مغبون شدهاند. خانه و کاشانهشان زیر آوار جنگ و خشونت ویران میشود، جان عزیزانشان را از دست میدهند و ثروت عمومیشان در آتش بحرانغارت شده و می سوزد. آری، مردمی که سالها در انتظار آزادی، رفاه و آرامش بودهاند و بیشترین هزینهها را پرداختهاند، مغبون شدهاند. و در میان همهٔ آنان، کارگران بیش از همه مغبون شدهاند؛ دستمزدشان ناچیز است، اضافهکاریهایشان پرداخت نمیشود، امنیت شغلیشان در خطر است و مطالباتشان به بهانهٔ جنگ سرکوب میشود. بار جنگ، بار اقتصاد و بار فساد همگی بر دوش آنان سنگینی میکند.
راه رهایی
تجربهٔ این سالها نشان داده است که هیچ قدرت بیگانه و خارجی آزادی و عدالت را برای مردم ایران به ارمغان نخواهد آورد. رهایی واقعی زمانی تحقق مییابد که کارگران، بهعنوان ستونهای اصلی تولید و جامعه، به حقوق، کرامت انسانی و عدالت اجتماعی دست یابند. نان، آزادی، عدالت و آرامش تنها با نیروی اتحاد کارگران و زحمتکشان و با اراده و تلاش خود مردم به دست خواهد آمد
گروه کار کارگری سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)



