توضیح: نوشته حاضر نخست از هیجانات سیاسی کنشگران و فعالان سیاسی شدیداً پرهیز میکند تا از منظر سیاست غیرجانبدارانه مبتنی بر واقعیت جامعه ایران، جنگ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل با ایران را پردازش کند؛ پردازشی که اگر ظاهراً شائبه دفاع از جمهوری اسلامی را بهوجود میآورد، نافی سیاستهای غیردموکراتیک جمهوری اسلامی نبوده و صرفاً در دفاع از حفظ بقا و تمامیت ارضی ایران است که فعلاً پاسداری از مرزهای میهن را بر عهده گرفته است.
در جنگ ۱۲ روزه ژانویه ۲۰۲۵ اسرائیل، برخلاف جنگ ایران با صدام، به مردان سیاست دستدرازی کرد. این بدان معناست که فاصله میان میدان و سیاست را از همیشه کمتر کرد تا آشکار شود که مرد سیاست بودن در ایران به معنای در مرکز خطر بودن است.
اسرائیل اولین کشوری است که سعی دارد معادله رابطه میدان و سیاست را در ایران بر هم زند و با ترور سیاستمداران ایرانی در صدد بوده و هست که از این اقدام غیرحقوقی، فشاری بر میدان وارد کند. پاسخ به این پرسش که آیا رویکرد غیرحقوقی نتانیاهو میتواند به اهداف جاهطلبانه او بیانجامد تا جاهطلبی نتانیاهو با توهمات ترامپی را تعیّن مادی بخشد، قطعاً خیر است؛ چون مقاومت سههفتهای جمهوری اسلامی در برابر تجاوزات اخیر آمریکا و اسرائیل، گمانهای قرین با واقعیت را در برابر نگاه تحلیلگران قرار میدهد که آیا جنگ با ایران به ویتنام ترامپ تبدیل میشود؟ هرچند که مظاهر آن از هماکنون قابل رؤیت است.
بیایید ببینیم آیا ترورهای فاشیستی اسرائیل چه تأثیراتی در راستای اهداف ترامپِ بازیچه نتانیاهو داشته یا خواهد داشت تا بتواند زمینه تضعیف جمهوری اسلامی را رقم بزند یا زمینهساز هرجومرج داخلی در ایران شود.
در تورق کارنامه ترور رژیم صهیونیستی، شاهد فراوانی آنها در جهان هستیم که در مورد ایران نیز بسیارند و حافظه جمعی از آنها اطلاع واثق دارد. اشاره به کارنامه ترورهای جنایتکارانه در پیشا و پساحمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل را اطاله کلام میدانم، زیرا میهنپرستان تمام گروههای سیاسی چپ آگاهی کامل دارند و در این گزاره همه رأی هستیم که جمهوری اسلامی از دهه ۶۰ در مدیریت پیامدهای ترور شخصیتها تبحر یافته است.
در مورد ترورهای آشکار و پنهان مردان سیاست ایران توسط صهیونیستها، به نمونههای بعد از جنگ ۱۲ ژانویه ۲۰۲۵ تا جنگ اخیر اشاره میشود. در جنگ ۱۲ روزه، طی یک شب بیش از ۳۰ فرمانده ارشد نظامی جمهوری اسلامی توسط اسرائیل ترور شدند. ترامپ و نتانیاهو آرزومند بودند که ترورها کار جمهوری اسلامی را تمام کرده و آن را فروپاشیده ارزیابی میکردند؛ آرزویی که برآورده نشد، چون شاکله نظام سیاسی ایران دستخوش شوک ناشی از ترورها نشد تا به لاک بهت و حیرت فرو رود و با جایگزینی سریع نیروهای ارشد نظامی، جنگ ۱۲ روزه را با حملات پیدرپی موشکی به اسرائیل به آستانهای بکشاند که ترامپ به داد نتانیاهو جنایتکار رسید و بسته پیشنهادی آتشبس را به ایران داد و نتانیاهو را از زیر حملات ایران رهانید. در این راستا، جمهوری اسلامی نیز بر مبنای سیاست خارجی تنشزدایی و احترام به حقوق بینالملل، علیرغم اینکه مورد تهاجم قرار گرفته بود، جهت بازگشت امنیت و آرامش به منطقه، پیشنهاد آتشبس را پذیرفت.
هماکنون جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران وارد سومین هفته شده و برخلاف تصور و انتظار ترامپ، نشانهای از پایان نظام سیاسی ایران مشاهده نمیشود، بلکه جنگ به منطقه خاورمیانه نیز کشیده شده و کشورهایی از عراق تا قبرس را درگیر کرده است.
در سومین هفته حمله جنایتکارانه ترامپ و اسرائیل به ایران، مراکز مسکونی و زیرساختهای اقتصادی کشور مورد حملات هوایی شبانهروزی قرار گرفته است و در اثر اصابت موشک و بمبها، بیش از دو هزار غیرنظامی کشته و بیش از ده هزار زخمی و مجروح برجا گذاشته و بیش از دوازده هزار واحد مسکونی تخریب شده است.
پرسش مهم این است که با این سطح خسارت جانی و مالی به ایران، طرح مشترک ترامپ و نتانیاهو در حمله به ایران به اهداف تعیینشده رسید؟ بر مبنای توهمات ترامپ و جاهطلبی نتانیاهو، دو روز بعد از حمله به ایران، پرونده جمهوری اسلامی بسته و ایران دچار سرنوشتی نظیر لیبی و عراق شده بود؛ اما چرا چنین نشد؟ یعنی نه حاکمیت مستقر را فروپاشاندند، نه باعث ایجاد شکاف در شاکله جمهوری اسلامی شدند، نه گسلهای قومی را به حرکت درآوردند و حتی نتوانستند مردم را به خیابانها بکشانند.
در برابر حملات هوایی مشترک ترامپ و نتانیاهو، گمان میکنید آنها چه تصوری از واکنش جمهوری اسلامی انتظار داشتند؟ برخلاف تصور امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم، ایران در یک اقدام نظامی غیرقابل پیشبینی، تنگه هرمز را به روی کشتیهای نفتکش مرتبط با آمریکا بست، اما خود همچنان از مسیر همین تنگه به چین نفت صادر میکند. این تحقیر امپریالیسم آمریکا نیست؟ زیرا عبور نفتکشهای ایران و کشتیهایی که ایران اجازه خروج از دروازه بزرگ ورود به جهان میدهد، نشاندهنده ناتوانی ناوگان دریایی آمریکا در اجرای کامل تحریمها یا مسدود کردن مسیرهای صادراتی ایران است.
با این وجود، امپریالیسم بهاصطلاح مقتدر نهتنها نتوانست جمهوری اسلامی را به زیر بکشد، بلکه برخلاف انتظار سادهلوحانهاش برای دستیابی به یک پیروزی برقآسا، جمهوری اسلامی او را در تنگه هرمز زمینگیر کرد؛ امری که نتیجه مقاومت مردم ایران و همبستگی با حاکمیت جمهوری اسلامی بود و ترامپ و نتانیاهو را در غبار جنگی که به راه انداخته بودند، سرگردان کرد و سبب سرافکندگی هرچه بیشتر آمریکا در باتلاق تنگه هرمز شد. به بیانی، تا امروز آمریکا و اسرائیل نتوانستهاند برنده جنگ با ایران باشند؛ اما پس از سپری شدن مدت زمانی کوتاه، خواهند فهمید چه پتانسیلی از ایران مانع برهم زدن نقشههای متوهمانه ترامپ و بلندپروازانه نتانیاهو گردید، تا جایی که قطعاً در شرایط پساجنگ، دیگر هندسه ژئوپلیتیک خاورمیانه در خدمت منافع امپریالیسم و صهیونیسم پیش نخواهد رفت.
تا ۲۸ فوریه (۹ اسفند)، آمریکا مدعی قدرت مطلق جهان و حافظ امنیت منطقه خاورمیانه بود؛ اما برخلاف پیشبینی ترامپ، پاسخ ایران به حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، هیمنه و هژمونی آمریکا را فروریخت و به نظر میرسد بهزودی شاهد فروپاشی افسانه قدرقدرتی امپریالیسم آمریکا در مقام حافظ امنیت مطلق باشیم؛ که عمیقترین و ماندگارترین اثر جنگ ۲۸ فوریه است، زیرا آمریکا در دستیابی به اهداف از پیش طراحیشده ناکام مانده و دیگر نمیتواند هیچ دستاورد سیاسی و معناداری از جنگ با ایران برای خود تعریف کند.
امروز ترامپ و نتانیاهو در حالی زیرساختهای ایران را بمباران میکنند که تهران با تسلط بر شریان انرژی و تحمیل جنگ فرسایشی، هزینههای استراتژیک غیرقابلتحملی به آمریکا و اسرائیل وارد میکند. البته نیاز به زمان طولانی نبود تا جهان متوجه تأثیرات مقاومت مشروع جمهوری اسلامی در پرتو همبستگی ملی مردم و گروههای میهنپرست ایران شود. بدون تردید، حمله به ایران، آمریکا را در یک تله استراتژیک گرفتار کرده که در صورت اصرار ترامپ و نتانیاهو به ادامه جنگ، در این تله گرفتارتر خواهند شد. در ضمن، هرچه مدت این جنگ ادامه یابد، ایران علاوه بر دستاوردها، به عوامل جدیدی از بازدارندگی از طریق اختلالات ژئواکونومیک دست مییابد.
شواهد کافی در سومین هفته جنگ با ایران دلالت بر واقعیتی دارند که در شرایط کنونی، میدان به سود ایران پیش میرود و دامنه فشار به امپریالیسم و صهیونیسم هر روز گستردهتر شده و آمریکا و اسرائیل را با بحران ذخایر تسلیحاتی مواجه نموده است؛ در عین حال که جمهوری اسلامی تدابیر لازم برای جنگ طولانی را نیز تدارک دیده که بیانگر توانایی نظامی در جنگی طولانی است. با این حال، این واقعیت انکارناپذیر است که طولانیتر شدن جنگ، معادله را به نفع ایران تغییر میدهد؛ امری که برآمده از سطح بالای تابآوری ایران است و ثابت میکند جمهوری اسلامی به صرف حمله خارجی، خواه از سوی آمریکا یا اسرائیل، سرنگون نمیشود و نیاز به جنبشهای اجتماعی در جامعه دارد.
و مابعد آخر! در برهه کنونی میتوان نشان داد که جنگ ترامپ و نتانیاهو با ایران آنگونه که برنامهریزی شده بود پیش نمیرود و به تعبیر سایت آمریکایی «anti war»، شکست «عملیات خشم حماسی» پیش پای آنها قرار گرفته که سبب سرافکندگی هرچه بیشتر آمریکا در باتلاق تنگه هرمز میشود.
مهرزاد وطن آبادی



