سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۴:۴۵

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۵

احترام به عقیده یا پوششی برای توجیه خشونت؟

مسئله آن‌جا جدی می‌شود که یک عقیده، از مرز نظر شخصی عبور کرده و به توجیه خشونت، سرکوب مخالفین، دفاع  از جنگ، بمباران شهرها و کشتار غیرنظامیان یا نقض حقوق بنیادین انسان‌ها می‌رسد. این دیگر صرفاً «یک دیدگاه متفاوت» نیست؛ این‌ها مواضعی هستند که با اصول اولیه انسانیت در تعارض‌اند. در چنین مواردی، دعوت به «احترام» نه‌تنها بی‌معنا، بلکه به‌نوعی همدستی اخلاقی با خشونت است.

در فضای سیاسی امروز، جمله‌ای به‌ظاهر بدیهی بارها تکرار می‌شود: «باید به عقاید دیگران احترام گذاشت.» اما این گزاره، اگر بدون قید و شرط پذیرفته شود، می‌تواند به خطایی خطرناک بدل شود.

در یک جامعه دموکراتیک، آنچه بی‌قید و شرط شایسته احترام است، انسان است—نه هر عقیده‌ای که او بیان می‌کند. عقاید، بر خلاف انسان‌ها، مصون از نقد نیستند؛ بلکه باید در معرض سنجش، نقد و حتی رد قرار گیرند.

بدیهی است که در یک جامعه آزاد، اختلاف نظر—حتی عمیق و ریشه‌ای—نه‌تنها طبیعی، بلکه ضروری است. مسئله، تنها تفاوت عقیده نیست؛ بلکه عبور از مرز انسانیت است.

اگر منظور از «احترام» این باشد که برخی دیدگاه‌ها نباید نقد شوند، این دیگر احترام نیست؛ این توقعِ مصونیت است.

احترام، زمانی معنا دارد که انسانیت زیر پا گذاشته نشود—نه آنجا که خود انسانیت قربانی می‌شود.

بنابراین هیچ‌کس موظف نیست به عقیده‌ای که خشونت و نقض حقوق انسان‌ها را توجیه می‌کند، احترام بگذارد.

این‌جا لازم است بر یک تمایز مهم تأکید شود: «قابل احترام ندانستن یک عقیده» به‌هیچ‌وجه به معنای توهین، تحقیر یا بی‌احترامی به صاحب آن عقیده نیست. نقد—حتی نقد صریح و بی‌پرده—با بی‌احترامی تفاوت دارد. آنچه رد می‌شود، محتوای یک دیدگاه است، نه کرامت انسانیِ فردی که آن را بیان می‌کند. در یک فضای دموکراتیک، می‌توان و باید با عقایدی که ناقض حقوق انسان‌ها هستند مرزبندی کرد، بی‌آن‌که به ورطه توهین و نفی حرمت اشخاص لغزید.

مسئله آن‌جا جدی می‌شود که یک عقیده، از مرز نظر شخصی عبور کرده و به توجیه خشونت، سرکوب مخالفین، دفاع  از جنگ، بمباران شهرها و کشتار غیرنظامیان یا نقض حقوق بنیادین انسان‌ها می‌رسد. این دیگر صرفاً «یک دیدگاه متفاوت» نیست؛ این‌ها مواضعی هستند که با اصول اولیه انسانیت در تعارض‌اند. در چنین مواردی، دعوت به «احترام» نه‌تنها بی‌معنا، بلکه به‌نوعی همدستی اخلاقی با خشونت است.

این نکته زمانی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند که بخشی از نیروهای سیاسی—از جمله در میان برخی جریان‌های سلطنت‌طلب—چنین مواضعی را توجیه یا حتی طلب می‌کنند. در اینجا دیگر نمی‌توان پشت شعار «احترام به عقیده» پنهان شد. سخن گفتن از «احترام» در این موارد، نه نشانه بلوغ فکری، بلکه نشانه چشم‌پوشی از یک خط قرمز اخلاقی است.

تحمل دموکراتیک، به‌معنای پذیرش بی‌مرز همه چیز نیست. جامعه‌ای که نتواند میان عقاید قابل‌تحمل و عقاید ضدانسانی تمایز بگذارد، در نهایت خودِ امکان همزیستی مسالمت‌آمیز را از دست خواهد داد.

آزادی بیان به این معنا نیست که همه عقاید از اعتبار اخلاقی یکسان برخوردارند؛ بلکه تنها به این معناست که امکان بیان آن‌ها وجود دارد. تمایز میان «حق بیان» و «حقانیت اخلاقی» دقیقاً همان‌جایی است که مسئولیت نقد آغاز می‌شود.

بنابراین، دفاع از آزادی بیان به این معناست که افراد حق دارند سخن بگویند—اما دیگران نیز حق دارند آن سخن را، اگر ناقض کرامت انسانی است، بی‌پرده نقد و محکوم کنند.

احترام، مرزی دارد.

آن‌جا که پای جان و کرامت انسان‌ها در میان است، این مرز باید روشن، صریح و بدون ملاحظه ترسیم شود —و هر تلاشی برای محو کردن این مرز، نه دفاع از مدارا، بلکه زمینه‌سازی برای خشونت است.

تاریخ انتشار : ۷ فروردین, ۱۴۰۵ ۱:۲۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی