سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ تیر, ۱۴۰۵ ۲۳:۱۸

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۸

این بار پرنده‌ها هم پرپر شدند

در پیاده‌رو پسرهایی جوان ایستاده‌اند. ریش‌هایشان سفید و سیاه است. سیگار پشت سیگار می‌کشند. وقتی دوستشان می‌آید بغلش می‌کنند و می‌زنند زیر گریه. پسری که آمده بود خودش را پرت می‌کند در آغوش آن دیگری و زار می‌زند: «عباااااس… داغون شدیم… عباس چیکار کنم. خاک بر سرم شد.» بچه‌های اداره برق آن وسط سخت در حال کار هستند تا برق وصل شود. خیلی محترم هستند. اصلا انگار آدم‌ها در این شرایط باهم رفتار بهتری دارند. در بحران «همذات‌پنداری» خاصی شکل می‌گیرد.
Getting your Trinity Audio player ready...

ظهر شنبه؛ خیابان صابونچی

یک ساعت پیش موشک‌های اسراییلی به ساختمانی نزدیک این منطقه برخورد کرده است.
صدای همهمه می‌آید. این محله در روزهای تعطیل بسیار خلوت است چون بیشتر ماشین‌فروش‌ها و شرکت‌ها و ساکنین محلی حضور دارند، چه برسد به روزهای جنگ که پرنده پر نمی‌زند.

این بار اما پرنده‌ها هم پر زدند و مردند. دو جوان چند پرنده را در آغوش گرفتند. انگار کفترهایی هستند که روی سیم‌های کوچه‌ی مبینی بودند و در دم جان دادند.

پسری در گوشه پیاده‌رو نگران نشسته است و انگشتانش را می‌گزد. رد می‌شوم تا به محل حادثه برسم. داخل کوچه ساختمانی با نمای گرانیتی هدف قرار گرفته است. نیروهای امدادی و هلال احمر در حال کمک هستند. چادرهای سیار را سریع برپا می‌کنند. هنوز آواربرداری صورت نگرفته است و همه حیران مانده‌اند. آخوند جوانی عمامه به سر با لباس هلال احمر در وسط کوچه در حال داد زدن است.

برق منطقه قطع شده و تیربرق سر کوچه از وسط شکسته است. موج انفجار باعث شده مغازه‌ها و ساختمان‌های پشت این کوچه و کوچه مجاور آسیب ببینند. آژانس مسافرتی و‌ کافه در خیابان …. نزدیک به ساندویچی بیگ بوی، شیشه‌هاشان شکسته است و حفاظ فلزی کافه کج شده است.

خانم جوانی بازوی مردی را در دست گرفته و دستش را روی دهانش گرفته و چشمانش از ترس خون افتاده. دو ماشین پژو له شده کنار خیابان را که می‌بیند می‌ترسد. ساختمان بانک کشاورزی هم در جنوب خیابان آسیب جدی دیده است.

شیشه‌های یک بانک دیگر هم در ضلع شمال خیابان، غِلفتی از جا در آمده و روی زمین پاشیده است. فروشگاه مبلمان شیک و لاکچری گالستیان هم که یادآور خاطرات چند نسل است، کل شیشه‌هایش شکسته و آنهایی را که چسب زده بودند، ترک برداشته است.

سر کوچه مبینی می‌روم. چند گربه خانگی که معلوم است در خانه‌ها بودند از ترس حیران شدند و دارند در کوچه می‌چرخند. اجازه ورود به غیر اهالی نمی‌دهند. با نشان دادن کارت خبرنگاری وارد کوچه می‌شوم. زنی می‌گوید: پسرم دستم را بگیر. می‌گوید: مهمانی بوده است و وقتی فهمیده خیابان صابونچی را زدند آمده تا اینکه فهمیده خانه خودشان هم آسیب دیده. طبقه چهارم یک ساختمان در ابتدای کوچه ساکن است. شیشه‌هایشان شکسته است. می‌گوید که باید بروم داروهایم را بردارم. باند «منطقه خطر، فاصله بگیرید» را بالا می‌زنم و می‌گویم این مادر اهالی محل است.
کم کم اهالی محل و ساکنین کوچه هم می‌رسند. پنجره‌های ساختمان‌ها از قاب در آمده و آنها که قاب‌های قوی‌تر داشتند شیشه‌هایشان کاملا شکسته است.

در پیاده‌رو پسرهایی جوان ایستاده‌اند. ریش‌هایشان سفید و سیاه است. سیگار پشت سیگار می‌کشند. وقتی دوستشان می‌آید بغلش می‌کنند و می‌زنند زیر گریه. پسری که آمده بود خودش را پرت می‌کند در آغوش آن دیگری و زار می‌زند: «عباااااس… داغون شدیم… عباس چیکار کنم. خاک بر سرم شد.»

جا می‌خورم. دلم تکان می‌خورد. پیش خودم می‌گویم: جنگ روی واقعی خود را نشان می‌دهد. عجب روی عجیبی دارد. رویی خشن و سخت.

بچه‌های اداره برق آن وسط سخت در حال کار هستند تا برق وصل شود. خیلی محترم هستند. اصلا انگار آدم‌ها در این شرایط باهم رفتار بهتری دارند. در بحران «همذات‌پنداری» خاصی شکل می‌گیرد.

سر شرقی کوچه به سر غربی و سه‌راه تختی می‌آیم. اینور هم مردم محل ایستاده‌اند. پسری مضطرب می‌آید. مردی سر کوچه است و می‌گوید نمی‌شود داخل شوی، پسر می‌گوید: «جون مادرت بذار برم. زندگیم رو هواست، مادرم هم تنها در خانه». می‌رود داخل. معلوم نیست چه بر سر مادرش آمده.

عجب لحظه عجیبی است. گوشه سمت راست کوچه را نگاه می‌کنم. همین دو ماه پیش در رستوران خاطره‌انگیز زرچ پوره سیب‌زمینی خورده بودم. زرچ آسیب ندیده است. انگار این موج‌های انفجار به شکل خاص فیزیکی تخریب می‌کند. فیزیک‌دان‌ها بهتر می‌دانند.

دو نوجوان سر کوچه همدیگر را بغل کردند. اشک می‌ریزند. لباس درست هم تنشان نیست، هوا هم سرد است. از ترس کُپ کردند. جای روانشناس‌ها و مددکاران اجتماعی در این مواقع خالی است.

نگاهم به نمایشگاه اتومبیل لطفی می‌افتد. سالم سالم است اما خالی از ماشین. قبل از جنگ بیش از ۳۰ دستگاه بنز و بی‌ام‌و ۲۰۲۶ در نمایشگاه خودنمایی می‌کرد. مردی سن‌دار و از آن آدم‌های اصیل محله سهروردی داشت می‌گفت: ای بر پدرت نتانیاهو. خدا لعنتت کنه. چند تا فحش دیگر هم داد.

وقتی خانم سالخورده را دوباره دیدم گفت: پسرم در شادی‌هایت جبران کنم. حرف عجیبی بود. کمی فکر کردم و گفتم که مادر جان روحیه شما عالیست. گفت: «دفعه قبل هم صابونچی را زدند. من چند تا جنگ دیدم. نگران چیزی نیستم. خدا بزرگه.»

کمی بعد بالای ساختمان شرکت بازرگانی سر کوچه را دیدم. باد سردی می‌وزید و پرچم کوچک پارچه‌ای ایران در هوا تکان تکان می‌خورد.
وقتی داشتم از کوچه بیرون می‌آمدم پیش خودم گفتم که کدام شادی؟ شادی کجاست و چه وقت می‌خواهد بیاید؟

عکس: ابوالفضل نسائی

برگرفته از سایت کانون زنان ایرانی

تاریخ انتشار : ۱۱ فروردین, ۱۴۰۵ ۲:۵۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چکیده ایی ازگذارها در انقلاب کبیر فرانسه : ازانقلاب مشروطه تا اوایل پیدایش جمهوری

International Affairs Committee Bulletin No 4

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم

چرا آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی این‌همه فیلسوف استخدام می‌کنند؟