سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۰۷:۱۰

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۰

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

هیچ نیروی سیاسی نمی‌تواند از ویرانی گسترده مشروعیت پایدار بسازد. تخریب ممکن است توازن قدرت را برهم زند، اما به شکل‌گیری یک نظم پاسخ‌گو و باثبات منجر نمی‌شود. نتیجه آن تقویت ساختارهایی است که توان کنترل بحران را دارند، نه آنانی که ادعای تغییر دارند. اگر اپوزیسیون مدافع حمله ترامپ و نتانیاهو نتواند میان فشار بر حکومت و تخریب بسترهای حیاتی جامعه تمایز قائل شود، نه تنها به هدف خود نزدیک نخواهد شد، بلکه به بازتولید همان ساختاری کمک خواهد کرد که در پی تغییر آن است

اپوزیسیون مدافع جنگ دیگر صرفاً در معرض یک خطای مقطعی نیست، بلکه در حال ورود به مسیری است که می‌تواند به فروپاشی تدریجی و بی‌بازگشت آن منجر شود. این مسیر از یک بدفهمی آغاز شد، بدفهمی‌ای که فشار خارجی را به‌عنوان میانبری برای تغییر درونی تعریف کرد. سال‌ها این تصور تکرار شد که هرچه فشار بیشتر شود، فاصله تا تغییر کمتر خواهد شد. اما اکنون همین فرض، در حال تبدیل شدن به نقطه ضعف اصلی است، زیرا فشار دیگر ابزار نیست، بلکه ماهیت حاکم شده است.
اپوزیسیونی که علناً از حمله ترامپ و سیاست‌های تهاجمی نتانیاهو علیه کشور دفاع می‌کند، بیش از هر گروه دیگری در معرض این خطا قرار گرفته است. این طیف، با حمایت از تداوم جنگ و سناریوهایی که زیرساخت‌های حیاتی، شبکه انرژی و ستون‌های اقتصادی را هدف قرار می‌دهد، از چارچوب فشار سیاسی عبور کرده و وارد قلمرو تخریب ملی شده است. حتی اگر این اقدامات با زبان «تغییر» توجیه شود، واقعیت این است که هزینه آن از جیب همان جامعه‌ای پرداخت می‌شود که قرار است نماینده آن باشد.
این همان نقطه‌ای است که ترامپیسم معنا پیدا می‌کند. ترامپیسم سیاست نیست، بلکه ساده‌سازی خشن است: یا تسلیم، یا تخریب. هیچ حد میانی وجود ندارد، هیچ تنظیمی، هیچ مسئولیتی. وقتی این منطق به ایران تعمیم داده می‌شود، نتیجه چیزی جز فشار تا مرز فروپاشی زیست‌پذیری نیست. این فشار نه برای ساختن نظم جدید، بلکه صرفاً برای شکستن وضعیت موجود طراحی شده است.
در چنین شرایطی، اپوزیسیون مدافع این سناریو در یک دوگانه خطرناک گرفتار می‌شود. سکوت در برابر سیاست‌های تخریبی یعنی همراهی با حمله به معیشت و زندگی مردم. مخالفت با آن سیاست‌ها نیز یعنی از دست دادن یکی از معدود اهرم‌های فشار که تاکنون بر آن تکیه کرده است. این دو راه، بن‌بست است، نه انتخاب.
وقتی زیرساخت‌ها آسیب ببینند، جامعه از جایگاه شهروند سیاسی به سطح بقاگر سقوط می‌کند. در این وضعیت، اولویت‌ها عوض می‌شوند، آزادی و مشارکت به حاشیه می‌روند، و سیاست به حالت تعلیق درمی‌آید. نتیجه آن بی‌موضوع شدن اپوزیسیون است. جامعه دیگر ظرفیت کنش سیاسی ندارد. حتی اگر خشمگین باشد، اولویتش زنده ماندن است، نه تغییر سیاسی.
معادله قدرت نیز در پی این تغییر بازآرایی می‌شود. بحران تمرکز قدرت را توجیه می‌کند و ساختارهای سخت، در شرایط ناامن تقویت می‌شوند. امنیت جای آزادی را می‌گیرد و هر صدای متفاوتی به‌راحتی تهدید قلمداد می‌شود. این دقیقاً همان شرایطی است که اپوزیسیون مدافع حمله ترامپ و نتانیاهو به شکل ناخواسته آن را تقویت می‌کند.
فروپاشی اخلاقی سیاست نیز در همین نقطه رخ می‌دهد. وقتی رنج جامعه به ابزار تبدیل شود، تخریب به مرحله‌ای ضروری بدل شود و فشار خارجی به استراتژی بدل شود، اپوزیسیون دیگر نماینده مردم نیست؛ بخشی از سازوکار بحران است. این نقطه عبور از جامعه، عبور از مشروعیت است.
پیامد نهایی روشن است: هیچ نیروی سیاسی نمی‌تواند از ویرانی گسترده مشروعیت پایدار بسازد. تخریب ممکن است توازن قدرت را برهم زند، اما به شکل‌گیری یک نظم پاسخ‌گو و باثبات منجر نمی‌شود. نتیجه آن تقویت ساختارهایی است که توان کنترل بحران را دارند، نه آنانی که ادعای تغییر دارند.
اگر اپوزیسیون مدافع حمله ترامپ و نتانیاهو نتواند میان فشار بر حکومت و تخریب بسترهای حیاتی جامعه تمایز قائل شود، نه تنها به هدف خود نزدیک نخواهد شد، بلکه به بازتولید همان ساختاری کمک خواهد کرد که در پی تغییر آن است. در نهایت، آنچه باقی می‌ماند نه وعده‌های سیاسی و نه قدرت خارجی، بلکه حافظه جمعی مردم است؛ حافظه‌ای که بسیار دقیق‌تر از هر موازنه قدرت کوتاه‌مدت، تصمیم می‌گیرد چه کسانی در لحظه بحران در کنار مردم ایستادند و چه کسانی با سیاست‌هایی همراه شدند که هزینه‌اش از جیب همان مردم پرداخت شد.

 

از کانال تلگرامی نویسنده

تاریخ انتشار : ۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱:۴۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی