سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۳:۱۹

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۱۹

میوه‌چینی کنگره «آزادی ایران» از میهن ویران

مهرزاد وطن آبادی: برگزاری این نشست در شرایطی صورت گرفت که مردم ایران بیست‌ونهمین روز حملات مشترک دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را سپری می‌کردند. در همان زمان، در نقاط دیگر لندن یکی از بزرگ‌ترین تجمعات اعتراضی با حضور حدود یک میلیون نفر علیه این حملات و نیز علیه جریان‌های راست افراطی وابسته به قدرت‌های امپریالیستی برگزار شد. همچنین در هزاران خیابان در ده‌ها شهر آمریکا، میلیون‌ها نفر دست به تظاهرات زدند. با این حال، مدعیان «آزادی ایران» چشم خود را بر این واقعیت‌ها بستند و در برابر این حملات ویرانگر سکوت اختیار کردند.

۲۸ مارس، هم‌زمان با بیست‌ونهمین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نخستین گردهمایی «کنگره آزادی ایران»که پیش‌تر با نام «گفت‌وگو برای نجات ایران» شناخته می‌شد و در تحقق برنامه‌های انتزاعی خود ناکام مانده بود ،در لندن برگزار شد. این نشست با حضور تعدادی از کنشگران مدنی و چهره‌های سیاسی نه‌چندان شناخته‌شده شکل گرفت.

برگزاری این نشست در شرایطی صورت گرفت که مردم ایران بیست‌ونهمین روز حملات مشترک دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را سپری می‌کردند. در همان زمان، در نقاط دیگر لندن یکی از بزرگ‌ترین تجمعات اعتراضی با حضور حدود یک میلیون نفر علیه این حملات و نیز علیه جریان‌های راست افراطی وابسته به قدرت‌های امپریالیستی برگزار شد. همچنین در هزاران خیابان در ده‌ها شهر آمریکا، میلیون‌ها نفر دست به تظاهرات زدند. با این حال، مدعیان «آزادی ایران» چشم خود را بر این واقعیت‌ها بستند و در برابر این حملات ویرانگر سکوت اختیار کردند.

در حالی که شهرهای ایران هدف حملات نظامی قرار داشتند، برگزارکنندگان کنگره در فضایی بسته، نسبت به صدای معترضان به این جنگ امپریالیستی صهیونیستی بی‌اعتنا ماندند. به‌طور خلاصه، برخی از شرکت‌کنندگان این نشست خود را در قامت رهبران آینده ایران تصور کرده و با ژست‌های سیاسی، نقش «منجی» و «مروج دموکراسی» را برای خود قائل شدند.

نکته تأسف‌بار آن است که این کنگره توجهی جدی به فاجعه جنگ و ضرورت توقف فوری آن نداشت. در طول دو روز برگزاری، موضوع جنگ اساساً به حاشیه رانده شد. نادیده گرفتن چنین مسئله‌ای به‌معنای بی‌توجهی به منافع مردم ایران و حتی آینده کشور است؛ آینده‌ای که در معرض تهدیداتی چون تجزیه قرار دارد. به نظر می‌رسد برنامه‌های این کنگره با اهداف اعلامی قدرت‌هایی چون ترامپ و نتانیاهو هم‌راستا بوده است.

به‌صراحت می‌توان گفت که حذف مسئله جنگ از دستور کار کنگره، نشان‌دهنده نوعی خوش‌بینی ساده‌لوحانه یا محاسبه سیاسی نادرست بود؛ گویی برگزارکنندگان تصور می‌کردند این جنگ به‌سرعت و به نفع «آزادی» مردم ایران پایان خواهد یافت. این در حالی است که اظهارات ترامپ درباره ویرانی ایران و بهره‌برداری اقتصادی از آن، نشان می‌داد که هدف اصلی، نه رهایی مردم، بلکه تأمین منافع ژئوپلیتیک و اقتصادی است.

از سوی دیگر، برگزارکنندگان کنگره ادعا کردند که هدفشان صرفاً تقویت همکاری میان نیروهای اپوزیسیون است و قصدی برای کسب رهبری ندارند. اما ترکیب نیروهای حاضر نشان می‌دهد که سیاست «همه با هم» که پیش‌تر نیز بارها شکست خورده—بار دیگر تکرار شده است. تجربه تاریخی نشان داده که چنین رویکردی، بدون توافقی حداقلی و عملی، به نتیجه‌ای پایدار نمی‌انجامد.

حتی اگر این ادعا را بپذیریم که کنگره به‌دنبال رهبری نیست، باز هم باید تأکید کرد که رهبری واقعی از دل مبارزات اجتماعی و مردمی شکل می‌گیرد، نه در نشست‌های بسته و محدود.

مقایسه این کنگره با تلاش‌های پیشین اپوزیسیون، چه در میان نیروهای راست و چه چپ، نشان می‌دهد که ابتکار تازه‌ای ارائه نشده است. تکرار الگوهای ناکارآمد گذشته، صرفاً به اتلاف منابع و انرژی منجر خواهد شد. تأکید بر «حداقل‌های مشترک» بدون سازوکار عملی، بیشتر به آرزو شباهت دارد تا یک راهبرد واقعی.

از دیگر ادعاهای کنگره، تلاش برای ایجاد پیوند میان اپوزیسیون خارج از کشور و نیروهای داخل ایران است. اما این هدف، بدون رفع موانع جدی موجود از جمله پراکندگی، اختلافات ایدئولوژیک و نبود ساختار مشترک    دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. تجربه نشان داده که اپوزیسیون خارج‌نشین در ایجاد ارتباط مؤثر با داخل کشور موفق نبوده است.

در شرایط کنونی، به‌ویژه در فضای جنگی، اولویت بسیاری از نیروهای داخلی تغییر کرده و مطالبات پیشین موقتاً کنار گذاشته شده است. در چنین وضعیتی، طرح گذار بدون درک شرایط عینی جامعه، نمی‌تواند مبنای یک پروژه سیاسی موفق باشد.

واقعیت این است که اپوزیسیون خارج از کشور هنوز نتوانسته از سطح «صدا» به سطح «ساختار» ارتقا یابد. شکاف‌های عمیق سیاسی، رقابت‌های رهبری و ضعف ارتباط با جامعه، مانع از تبدیل آن به یک نیروی مؤثر شده است. این وضعیت، اپوزیسیون را در چرخه‌ای تکراری از تلاش و شکست و بازگشت به نقطه آغاز نگه داشته است.

کنگره آزادی ایران نیز مانند دیگر جریان‌ها، از «گذار» سخن می‌گوید، اما بدون ارائه تعریفی روشن از سازوکارها، شرایط و مراحل آن. در حالی که نظریه‌های گذار به دموکراسی نشان می‌دهند که این فرآیند پیچیده‌تر از یک جابه‌جایی ساده قدرت است.

اگر منظور «دموکراتیزاسیون از بالا» باشد، باید گفت که نشانه‌ای از شکاف جدی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی مشاهده نمی‌شود. و اگر «دموکراتیزاسیون از پایین» مدنظر است، باید توجه داشت که شرایط اجتماعی و سیاسی هنوز به سطحی نرسیده که چنین تحولی را تضمین کند به‌ویژه در شرایط جنگی که همبستگی ملی بر اعتراضات پیشی می‌گیرد.

در نهایت، تجربه تاریخی نشان داده که بسیاری از رژیم‌های اقتدارگرا، علیرغم فشارهای داخلی و خارجی، دوام آورده‌اند. از این‌رو، طرح گذار بدون تحلیل دقیق شرایط، بیشتر به یک شعار سیاسی شباهت دارد.

جمع‌بندی آنکه، گذار به آزادی و دموکراسی، نه از مسیر جنگ و مداخلات خارجی، بلکه از دل جنبش‌های مدنی، آگاهانه و مردمی عبور می‌کند.

تاریخ انتشار : ۳۱ فروردین, ۱۴۰۵ ۷:۲۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!