در حالی که بهگفته مقامهای ایرانی و امریکایی توافق این دو کشور برای پایان دادن به جنگ بس نزدیک مینماید، به ناگهان ترامپ، رئیس جمهور امریکا شرط تازهای به میان میز مذاکرات پرتاب کرده است.
ترامپ برای داشتن سهم دیگر کشورها در توافق ایران و امریکا، از عربستان و قطر، و چند کشور دیگر، خواسته است به پیمان ابراهیم بپیوندند. پیمانی که به حکومت اسرائیل، بدون حل مسئله فلسطین و فلسطییها؛ مشروعیت میبخشد.
پیشتر در خبرها آمده بود که هرچه جمهوری اسلامی ایران و امریکا به توافق نزدیکتر میشوند، فشار خون نتانیاهو بالاتر میرود و از تکروی امریکا ناراحتتر و عصبانیتر میشود.
پارهای این شرط تازهی ترامپ را نتیجهی فشار نتانیاهو بر او میدانند و پارهای هم آن را قصد دلجویی ترامپ از نتانیاهو.
اما دلیل اصلی این موضعگیری تازه ترامپ میتواند، با شناختی که از او داریم؛ نه تبعت از نتانیاهو و یا دلجویی از او، بل برای «بستهکردن پروندهی جنگ با ایران» و ساختن یک «پیروزی تاریخی» برای خود باشد. ایبیسی، فاکسنیوز و هیل، ازین میگویند که ترامپ یک هدف بزرگ دارد:
تبدیل توافق با ایران به یک «ابر توافق منطقهای» که شامل عادیسازی روابط کشورهای عربی، بهویژه قطر و عربستان؛ با اسرائیل باشد.
ترامپ میخواهد کنارآمدن با جمهوری اسلامی ایران را «تاریخیتر» و آن را یک پیروزی شخصی جا بزند.
برای ترامپ «ترین» مهم است: «بزرگترین، تاریخیترین، بهترین» توافق.
ترامپ در درون امریکا و حتا حزب خود و ماگا تحت فشار است.
ترامپ باید بتواند توافق با جمهوری اسلامی ایران را بهاینان بفروشد. این توافق اما باید «ترین» باشد.
ولی، عربستان اندک دیپلماتیک و قطر قاطعانه به ترامپ نه گفتهاند.
کوتاه کنم، این یعنی، ترامپ برای گسترش پیمان ابراهیم در پشت نخستین خاکریز مانده است.
یعنی، نتیجه مذاکرات ایران–آمریکا نه «بستهای بزرگ» که «توافقی دوجانبه» خواهد بود.
قطر و عربستان بس دلیل دارند برای رد پیشنهاد، طرح، شرط ترامپ.
پاسخ نه عربستان و قطر به پیشنهاد، طرح، شرط ترامپ، توان چانهزنی جمهوری اسلامی ایران را بیشتر کرده است.
گفتیم، عربستان و قطر به شرط تازه ترامپ نه گفتهاند.
این دو کشور، و دیگر کشورهای نامبردهی ترامپ؛ دست کم در شرایط کنونی؛ حاضر نیستند به پیمان ابراهیم بپیوندند.
چرا این دو کشور ولی با شرط تازهی ترامپ مخالف هستند؟
با پیدایش پیمان ابراهیم عربستان رسمن و روشن گفت،
تا زمانی که اسرائیل حقوق فلسطینیان و حق تشکیل دولت مستقل فلسطین را جدی نگیرد و نپذیرد، این کشور به پیمان ابراهیم نخواهد پیوست.
عربستان خود را «خادم حرمین شریفین» میداند؛ عادیسازی رابطه با اسرائیل بدون حل مسئله فلسطین برای افکار عمومی، در خود عربستان و کشورهای عربی و اسلامی؛ پرهزینه است.
عربستان سالهاست که از «ابتکار صلح عربی» که عادیسازی رابطه با اسرائیل را به تشکیل دولت مستقل فلسطین گره زده است، حمایت میکند.
عربستان که خود را یک قدرت منطقهای میشناسد، نمیخواهد «بهعنوان ابزاری برای نمایش سیاسی امریکا یا اسرائیل» دیده شود.
و قطر؛
قطر برخلاف امارات و بحرین، از همان آغاز روی خوشی به پیمان ابراهیم نشان نداد.
قطر سالها میزبان رهبران حماس بوده نقش میانجی حماس و اسرائیل را داشت. این نقش در جنگ غزه پررنگتر شد. قطر نمیخواهد این نقش را رها کرده و از اعتبار خود بکاهد.
قطر در جنگ کنونی امریکا و اسرائیل علیه ایران هم از میانجیگران است. قطر میداند که تنها این نقش، میانجیگری؛ به او اعتبار میبخشد و نه برگزاری بازیهای جام جهانی فوتبال.
قطر در نتیجه حمله اسرائیل به خاک خود درها را بر روی پیمان ابراهیم کاملن بست.
باری؛ واکنش این دو کشور به شرط تازه ترامپ دقیقن برخلاف خواست ترامپ است که میکوشد کنار آمدن با جمهوری اسلامی ایران را به «بستهی بزرگ نظم تازه منطقهای» تبدیل کند.
چنین مینماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.
گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.
کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛
بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.
آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.
ایران دیریست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.
ترامپ این شرط (پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم) را به مثابه اهرم فشار بر ایران به میانه میز گفتوگوهای صلح انداخت. پاسخ نداد این اهرم فشار ولی.
با از دستدادن این اهرم، ترامپ بهسوی توافقی «کوچکتر» و «دوجانبه» رانده شد.
دست ایران بازتر شده است. برای رسیدن به این توافق دوجانبه، ترامپ باید امتیاز بیشتری بدهد.
پیمان ابراهیم که برای بهرسمیت شناساندن و تثبیت موقعیت اسرائیل، تشکیل یک ائتلاف منطقهای علیه جمهوری اسلامی ایران و منزوی کردن آن طراحی شده بود، در عمل زانو برید.
شرط ترامپ را میتوان یک «هدیهی سیاسی» برای نتانیاهو هم دید.
پیآمد «نه» عربستان و قطر، و تندادن امریکا به این نه؛ را میتوان چنین ارزیابی کرد که، اسرائیل و نتانیاهو از توافق امریکا و جمهوری اسلامی ایران کنار گذاشته خواهند شد. یعنی، وزن نتانیاهو و اسرائیل در سیاست منطقهای امریکا کم خواهد شد. یعنی، یک پیروزی مخملی برای جمهوری اسلامی ایران.
اینهمه بگفتیم؛ ولی، راستش حرف آخر را همچنان ترامپ میزند.
«مد من» ممکن است سرخورده از به کژراهه رفتن طرحهاش، بربادرفتن آرزوهاش، باز «قاتی» کند.
برای تهیه این نوشته ازین منابع بهره جسته شده است:
منابع این نوشته:
https://aje.io/g7ald2
https://www.foxnews.com/politics/trump-calls-arab-nations-sign-abraham-accords
https://www.abc.net.au/news/2026-05-25/trump-demands-arab-nations-recognise-israel/106720560?utm_campaign=abc_news_web&utm_content=link&utm_medium=content_shared&utm_source=abc_news_web
https://thehill.com/policy/international/5893892-donald-trump-gulf-nations-abraham-accords-us-iran-deal/
https://www.jpost.com/middle-east/abraham-accords/article-897252
https://gulfbusiness.com/en/2026/politics/trump-calls-for-saudi-arabia-qatar-to-join-abraham-accords-amid-iran-deal-negotiations
https://www.firstpost.com/world/why-trumps-push-to-bring-saudi-qatar-into-abraham-accords-is-a-major-diplomatic-gamble-14015036.html


