سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۵:۱۹

یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۹

سم‌ساز اعظم؛ سیدنی گاتلیب و جست‌وجوی CIA برای کنترل ذهن

رضا فانی‌یزدی: استیون کینزر Stephen Kinzer  برای بسیاری از ایرانیان نامی آشناست؛ به‌ویژه با کتاب مشهور All the Shah’s Men که در ایران با عنوان «همه مردان شاه» شناخته می‌شود...کتابی که اکنون در دست دارید، تنها روایت زندگی یک مأمور امنیتی یا شرح یک پروژه سری نیست. سم‌ساز اعظم کتابی است درباره یکی از تاریک‌ترین لحظه‌های تاریخ معاصر؛ لحظه‌ای که علم، قدرت، ترس، ایدئولوژی و بی‌مهاری سیاسی در هم می‌آمیزند و نتیجه آن، نه پیشرفت بشر، بلکه سقوط اخلاقی انسان است. این کتاب داستان مردی است که در پشت درهای بسته، در نهایت سکوت، زیر پوشش امنیت ملی، بر آزمایش‌هایی نظارت داشت که اگر در کشوری دشمن رخ داده بود، احتمالاً در تاریخ رسمی غرب با عنوان جنایت علیه انسانیت ثبت می‌شد.

مقدمه سردبیر: از امروز انتشار فصل به فصل ترجمه های کتاب «سم‌ساز اعظم» را که رفیق گرامی رضا فانی یزدی ان را انجام داده اند، با اجازه ایشان در کتابخانه مجازی سامانه کار به اشتراک می‌گذاریم. استفن کینزر نویسنده معروف آمریکایی که از اندیشمندان لیبرال امریکایی و بویژه درباره ایران نیز بسیارعلاقمند به تحقیق بوده و کتاب «همه مردان شاه» که در روایت کودتای ۲۸ مرداد از کتابهای مرجع می‌باشد، در این مورد هم به افشاگری درباره پروژه دیگری از سیا پرداخته و با قلم روان خود حکایتی را عرشه می‌دارد که برای همگان قابل درک و شگفتی است. امیدواریم که بتوانیم تمام بخش های این ترجمه را به‌مرور در این ستون در اختیار بینندگان و خوانندگان کار قرار دهیم.

*****

بسیار خوشحالم که اعلام کنم ترجمه کتاب بسیار ارزشمند Poisoner in Chief نوشته استیون کینزر Stephen Kinzer را با عنوان فارسی «سم‌ساز اعظم» به پایان رسانده‌ام. مدتی منتظر بودم تا اجازه رسمی انتشار این ترجمه را از خود نویسنده دریافت کنم، و خوشبختانه ایشان با بزرگواری این اجازه را به من دادند؛ با این شرط که این اثر به صورت کتاب چاپی منتشر نشود، بلکه به شکل آنلاین و بخش‌به‌بخش در وب‌سایت منتشر گردد. این برای من خبر بسیار خوشی بود و مطمئن هستم برای شما نیز که خوانندگان این اثر خواهید بود، خبری خوشحال‌کننده است.

امروز تصمیم گرفتم بخش نخست این ترجمه را منتشر کنم؛ بخشی که شامل مقدمه مترجم است. در این مقدمه توضیح داده‌ام که چرا این کتاب برای من چنین اهمیت ویژه‌ای داشت و چه چیزی مرا به ترجمه آن ترغیب کرد. چند سال پیش این کتاب را تهیه کردم و در یکی از سفرهایم به اروپا، در طول پرواز رفت و برگشت و شب‌هایی که آنجا بودم، با علاقه فراوان آن را خواندم. در همان سفر تصمیم گرفتم این اثر مهم را به فارسی ترجمه کنم و کار ترجمه را آغاز کردم. اخیراً نیز در دیداری با یکی از دوستان، دیدم او هم مشتاق بود که این کتاب روزی به فارسی ترجمه شود. همین موضوع انگیزه‌ای دوباره شد تا کار را نهایی کنم و خوشبختانه این پروژه اکنون به پایان رسیده است.

استیون کینزر Stephen Kinzer  برای بسیاری از ایرانیان نامی آشناست؛ به‌ویژه با کتاب مشهور All the Shah’s Men که در ایران با عنوان «همه مردان شاه» شناخته می‌شود. اکنون خوشحالم که دومین اثر مهم او را نیز برای خوانندگان فارسی‌زبان آماده کرده‌ام. از این هفته تلاش می‌کنم فصل‌به‌فصل این ترجمه را در وب‌سایت خودم منتشر کنم. خواهش من نیز از شما این است که همان‌گونه که نویسنده خواسته‌اند، این ترجمه را به صورت کتاب چاپی منتشر نکنید. به همین دلیل برخی بخش‌های پایانی کتاب مانند نمایه‌ها و ضمائم را منتشر نخواهم کرد تا متن کامل برای استفاده تجاری یا چاپی در دسترس قرار نگیرد.

اما تمامی فصل‌های اصلی کتاب با دقت ترجمه شده‌اند و در روزهای آینده در اختیار شما قرار خواهند گرفت. مطمئن هستم این اثر برای همه شما هم آموزنده خواهد بود و هم شگفت‌انگیز؛ زیرا نشان می‌دهد چگونه پروژه‌هایی هولناک در Central Intelligence Agency شکل گرفته‌اند، و به احتمال فراوان در دیگر دستگاه‌های اطلاعاتی جهان نیز نمونه‌هایی مشابه داشته یا دارند. این کتاب هشداری جدی است درباره اینکه انسان چگونه ممکن است با ورود به پروژه‌هایی که در آغاز ظاهری علمی و تحقیقاتی دارند، به‌تدریج به هیولایی اخلاقی بدل شود.

 

مقدمه مترجم

بر آستانه کتاب «سم‌ساز اعظم»

کتابی که اکنون در دست دارید، تنها روایت زندگی یک مأمور امنیتی یا شرح یک پروژه سری نیست. سم‌ساز اعظم کتابی است درباره یکی از تاریک‌ترین لحظه‌های تاریخ معاصر؛ لحظه‌ای که علم، قدرت، ترس، ایدئولوژی و بی‌مهاری سیاسی در هم می‌آمیزند و نتیجه آن، نه پیشرفت بشر، بلکه سقوط اخلاقی انسان است. این کتاب داستان مردی است که در پشت درهای بسته، در نهایت سکوت، زیر پوشش امنیت ملی، بر آزمایش‌هایی نظارت داشت که اگر در کشوری دشمن رخ داده بود، احتمالاً در تاریخ رسمی غرب با عنوان جنایت علیه انسانیت ثبت می‌شد.

سیدنی گاتلیب Sidney Gottlieb، شیمیدان سازمان سیا، صرفاً یک کارمند دولت نبود. او در نقطه‌ای ایستاده بود که آزمایشگاه به شکنجه‌گاه بدل می‌شد، بیمارستان به محل تخریب روان انسان، و پژوهش علمی از مسیر درمان خارج شده و به ابزار سلطه و درهم‌شکستن شخصیت آدمی تبدیل می‌گردید. در این پروژه‌ها، انسان‌ها بی‌خبر به مواد روان‌گردان آلوده می‌شدند، زندانیان زیر بازجویی‌های خشن قرار می‌گرفتند، شوک الکتریکی، محرومیت حسی، انزوا، بی‌خوابی، فشار روانی و داروهای ناشناخته بر آنان آزموده می‌شد. برخی جان باختند، بسیاری برای همیشه آسیب دیدند، و شمار زیادی هرگز نفهمیدند چه بر سرشان آمده است.

برای من، ترجمه این کتاب فقط یک کار پژوهشی یا ادبی نبود. من زندگی را در دو جهان تجربه کرده‌ام: در ایران و در آمریکا. در ایران، زندان، بازجویی، سرکوب، ترس و شکنندگی انسان در برابر قدرت را از نزدیک لمس کرده‌ام. سال‌هایی از عمرم را در زندان گذرانده‌ام و دیده‌ام که چگونه دستگاه‌های سیاسی می‌کوشند نه فقط بدن انسان، بلکه روح، حافظه، هویت و اراده او را بشکنند. و در آمریکا، با جامعه‌ای روبه‌رو شدم که در ظاهر نماد آزادی، قانون و دموکراسی است، اما این کتاب نشان می‌دهد که حتی در دل چنین نظامی نیز اگر قدرت از نظارت رها شود، تاریکی می‌تواند رشد کند.

همین تجربه زیستن در دو کشور، خواندن این کتاب را برای من به امری عمیقاً شخصی تبدیل کرد. من هم در شرق استبداد را دیده‌ام و هم در غرب، ظرفیت پنهان قدرت را. در یک سو، شکنجه آشکار، اعتراف اجباری، زندان انفرادی و سرکوب مستقیم را دیده‌ام؛ و در سوی دیگر، در این کتاب، با شکنجه‌ای علمی، بوروکراتیک، پوشیده و مدرن روبه‌رو شدم؛ شکنجه‌ای که با واژه‌های دانشگاهی، گزارش‌های محرمانه و بودجه‌های رسمی اداره می‌شد. شکل‌ها متفاوت‌اند، اما منطق قدرت در هر دو جا می‌تواند به یک نتیجه برسد: شکستن انسان.

در دوره‌ای که ما بازداشت شدیم، در میان زندانیان و خانواده‌ها سخن از آن بود که به برخی رهبران حزب توده که در مصاحبه‌های تلویزیونی حاضر شدند، داروهای روان‌پریش یا مواد تغییردهنده ذهن داده شده است. همان کسانی که در برابر دوربین‌ها علیه خود سخن گفتند، اتهام جاسوسی و خیانت را پذیرفتند و به اعترافاتی تن دادند که برای بسیاری باورکردنی نبود. امروز نمی‌خواهم درباره درستی یا نادرستی همه آن روایت‌ها داوری قطعی کنم، اما می‌دانم که وقتی این کتاب را خواندم، فهمیدم چنین گمان‌هایی از خلأ زاده نشده بودند. در جهان واقعی، دولت‌ها و دستگاه‌های امنیتی واقعاً به دنبال شکستن ذهن انسان بوده‌اند. واقعاً دارو، انزوا، تحقیر، فشار روانی و تکنیک‌های فروپاشی شخصیت را آزموده‌اند. آنچه زمانی شایعه می‌پنداشتیم، در جاهایی از جهان سیاست رسمی بوده است.

همین مسئله، این کتاب را از یک داستان آمریکایی فراتر می‌برد. این فقط تاریخ سیا نیست؛ تاریخ وسوسه‌ای جهانی است. وسوسه کنترل انسان. وسوسه ساختن اعتراف. وسوسه پاک کردن حافظه. وسوسه تبدیل فرد مستقل به موجودی مطیع. وسوسه جایگزین کردن حقیقت با روایت قدرت.

در صفحات این کتاب، با جهانی روبه‌رو می‌شویم که در آن روسپیان استخدام می‌شوند تا قربانیان را به اتاق‌های کنترل‌شده بکشانند، در نوشیدنی انسان‌ها LSD ریخته می‌شود، بیماران روانی به سوژه آزمایش بدل می‌شوند، زندانیان در سلول‌های مخفی خرد می‌شوند، و رهبران خارجی هدف سم، ترور و حذف فیزیکی قرار می‌گیرند. اما دهشتناک‌تر از همه این‌ها آن است که بسیاری از عاملان این پروژه‌ها خود را انسان‌هایی متمدن، وطن‌دوست، اخلاقی و حتی معنوی می‌دانستند.

اینجاست که نگرانی عمیق من آغاز می‌شود. چگونه انسان‌ها وارد چنین مسیرهایی می‌شوند؟ پاسخ همیشه با شرارت آشکار آغاز نمی‌شود. اغلب با کنجکاوی علمی آغاز می‌شود. با یک پروژه پژوهشی. با این پرسش که «اگر بتوانیم ذهن را بهتر بشناسیم چه؟» با ادعای دفاع از کشور. با این جمله خطرناک که «شرایط استثنایی است.» و با آن توجیه آشنا که «اگر ما نکنیم، دشمن خواهد کرد.»

اما انسان وقتی یک بار از مرز اخلاق عبور کرد، بازگشت همیشه آسان نیست. کسی که ابتدا برای مطالعه روان انسان وارد پروژه می‌شود، ممکن است آرام‌آرام به جایی برسد که شکستن روان انسان را عادی بپندارد. کسی که برای حفظ امنیت آمده، ممکن است خود به تهدیدی برای امنیت انسان تبدیل شود. هیولایی که ابتدا در بیرون تعریف می‌شود، کم‌کم در درون خود فرد زاده می‌شود. و آنگاه دیگر فقط او نیست که هیولا را هدایت می‌کند؛ هیولا نیز او را هدایت می‌کند. این همان تراژدی بزرگ تاریخ است.

آنچه در این کتاب تکان‌دهنده است، فقط جنایت‌ها نیست؛ بلکه روند عادی شدن جنایت است. اداری شدن شر. تبدیل رنج انسان به گزارش محرمانه. تبدیل شکستن روان یک زندانی به «داده پژوهشی». تبدیل مرگ یک فرد به «عارضه جانبی». این همان لحظه‌ای است که تمدن، بی‌آنکه خود بداند، به بربریت مدرن سقوط می‌کند.

برای ما ایرانیان، این کتاب معنایی دوچندان دارد. ملتی که کودتا، سرکوب، اعتراف‌گیری، زندان، جنگ، تحریم و عملیات پنهانی را تجربه کرده است، بهتر از بسیاری دیگر می‌فهمد که تصمیم‌های گرفته‌شده در اتاق‌های بسته چگونه می‌توانند سرنوشت نسل‌ها را تغییر دهند. استیون کینزر در آثار دیگر خود، از جمله درباره ایران، بارها به این موضوع پرداخته است. در این کتاب، او به پشت صحنه همان ماشین قدرت می‌رود؛ جایی که ابزارهای خام سلطه ساخته می‌شدند.

امروز شاید از شوک الکتریکی و LSD به همان شکل گذشته استفاده نشود، اما ابزارهای نوین کنترل، نظارت، مهندسی افکار عمومی، تحلیل داده‌ها، دستکاری رفتاری و فناوری‌های عصبی در حال گسترش‌اند. ابزارها عوض شده‌اند، اما وسوسه کنترل همچنان باقی است. پرسش اصلی این کتاب همچنان زنده است: آیا انسان از گذشته درس گرفته، یا فقط ابزارهایش را مدرن‌تر کرده است؟

سم‌ساز اعظم برای من تنها روایت یک مرد نیست؛ هشدار درباره ظرفیت تاریک درون ساختارها و درون خود انسان است. کتابی است درباره این‌که چگونه علم، اگر از اخلاق جدا شود، می‌تواند خدمتکار شکنجه شود؛ و چگونه انسان، اگر بر خویش نظارت نکند، ممکن است روزی به موجودی بدل شود که خود نیز از دیدنش هراس داشته باشد.

امید من آن است که خواننده فارسی‌زبان این اثر را تنها به عنوان تاریخ سیا نخواند، بلکه آن را متنی برای اندیشیدن بداند: اندیشیدن درباره قدرت، مسئولیت، حافظه، حقیقت، و شکنندگی روح انسان در برابر وسوسه سلطه.

رضا فانی یزدی

اول ماه می ۲۰۲۶

تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۴:۲۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سم‌ساز اعظم؛ سیدنی گاتلیب و جست‌وجوی CIA برای کنترل ذهن

در ستایش ایستادگی

به خاطر جنگ به وطن بازگشتم– بخش اول

۳۰ مه؛ روزی برای یادآوری زنانی که صدایشان جرم تلقی شد اما خاموش نشد 

بازتعریف «ضد امپریالیسم» در عصر جدید…

🎙 پادکست رادیو مرز: کمک رساندن | روایت کسانی که در جنگ به دیگران کمک کردند.