|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
بخش نخست: طبقات اجتماعی در کشور (سال ۱۳۹۷)
نگارنده بر آن است بر پایۀ اطلاعات آماری موجود در رابطه با نیروی کار، چارچوبی از وزن طبقات اجتماعی ایران ارائه کند.
در ایران رویهم ۸ سرشماری در سالهای ۱۳۳۵، ۱۳۴۵، ۱۳۵۵، ۱۳۶۵، ۱۳۷۵، ۱۳۸۵، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ صورت پذیرفته و از این راه منبع با ارزش و بسیار خوبی برای تحقیق فراهم گشته است. سرشماریها را مرکز آمار ایران هر دهسال یکبار در ماه آبان اجرا کرده است. در این توالی زمانی ۲ استثنا وجود دارد: (۱) فاصلۀ سرشماری ۱۳۹۰ از سرشماری پیشین و پسین ۵ سال بوده و (۲) سرشماری سال ۱۳۶۵ در مهرماه انجام گرفته است.
مایل بودم آمار آخرین سرشماری، یعنی سرشماری سال ۱۳۹۵، را مبنای کار قرار دهم ولی، علیرغم کوشش فراوان، نتوانستم به جدولها و ارقام اصلی دست بیابم. از اینرو به سالنامههای آماری، که سالانه بر پایۀ طرح نمونهگیری از سوی مرکز آمار ایران تنظیم میشوند، مراجعه کردم. از بین آنها توانستم به چند جدول مربوط به نیروی کار سالنامۀ آماری ۱۳۹۷ دسترسی بیابم و آنها را مبنای کار قرار دادم.
الگوی ساختار طبقاتی
این نوشتار یک کار دانشگاهی و نظری نیست بلکه بهرهگیری از آمارهای موجود برای شناخت وزن طبقات اجتماعی است که میتواند در کنشگری سیاسی سودمند باشد. بااینهمه پرداختن به موضوع بدون داشتن چارچوب نظری ممکن نیست. چارچوب نظری نوشتار، برداشت نگارنده از تعریف طبقاتی مارکسیستی است. لازم به توضیح میدانم که هم در زمینۀ تعاریف و هم در زمینۀ دستهبندی آمارها، از کتاب “Class and Labor in Iran” اثر ارزشمند فرهاد نعمانی و سهراب بهداد بهره گرفتهام.
الف – در همۀ کشورهای دارای نظام سرمایهداری، از جمله در ایران، انسانها در روند فعالیت اقتصادی به دو دستۀ (الف) مالکان وسایل فعالیتهای اقتصادی و (ب) فاقدان مالکیت آن وسایل تقسیم میشوند.
ب – مالکان وسایل فعالیتهای اقتصادی در رابطه با اینکه آن وسایل را با کدام نیروی کار و با چه هدفی وارد چرخۀ فعالیت کنند به دو دسته تقسیم میشوند. یک دسته وسایل فعالیتهای اقتصادی متعلق به خود را به سرمایه، که بهگفتۀ مارکس «یک رابطۀ اجتماعی معین تولید» است [۱]، تبدیل میکنند، نیروی کار مزدبگیر را به خدمت میگیرند و ارزش افزودۀ آنان را تصاحب میکنند. این دسته طبقۀ سرمایهدار نامیده میشود. (در طبقهبندی مرکز آمار زیر عنوان «کارفرمایان»). دستۀ دیگر برای امرار معاش، خود با وسایل فعالیتهای اقتصادی متعلق بهخود کار میکنند (نمونهوار بخشی از کشاورزان، صنعتگران و خردهفروشان) و نیروی کار دیگران را به کار نمیگیرند. این دسته طبقۀ خردهبورژووازی [۲] نام میگیرد. خردهبورژوواها گاهی در فعالیتهای اقتصادی خود از نیروی کار اعضای فامیل نیز بهره میگیرند بدون اینکه مزد یا حقوقی پرداخت کنند. از اینرو “کارکنان فامیلی بدون مزد” نیز جزو طبقۀ خردهبورژوازی محسوب میشوند. ممکن است اصطلاح خردهبورژوازی معادل سرمایهداری کوچک تصور شود. این تصور نادرست است. خردهبورژووا (معادل Kleinbürgertum در زبان آلمانی، petite bourgeoisie در زبان فرانسه و petty bourgeoisie در زبان انگلیسی) سرمایهدار کوچک نیست به این دلیل ساده که وسایل فعالیتهای اقتصادی خود را به سرمایه برای استثمار کارمزدبگیر تبدیل نکرده است [۳]. در تعاریف آماری، از جمله در مرکز آمار ایران، این دسته زیر عنوان «کارکنان مستقل» طبقهبندی میشوند. مشابه اصطلاح “کارکنان مستقل” در نوشتههای مارکس و انگلس هم به کار رفته است. من برای پیشگیری از هر سوءبرداشت هر دو اصطلاح را به کار بردهام.
پ – علاوه بر طبقۀ سرمایهدار، حاکمیت (بهشمول دولت) نیز، چه بهعنوان متولی موسسات و منابع اقتصادی متعلق به جامعه و چه از زاویۀ ارائۀ خدمات عمومی، در قامت کارفرما ظاهر میشود. این امر فعالیتهای اقتصادی را به دو بخش خصوصی و عمومی (دولتی) تقسیم میکند.
ت – فاقدان مالکیت وسایل فعالیتهای اقتصادی برای فعالیت اقتصادی ناگزیرند یا کارپذیرِ طبقۀ سرمایهدار (بخش خصوصی) باشند یا کارپذیرِ بخش عمومی (دولتی).
ث – کارپذیران، چه در بخش خصوصی چه در بخش عمومی، بر پایۀ نقشی که در سازمان اجتماعی کار دارند در جایگاههای متفاوت طبقاتی قرار میگیرند. کارپذیران کمتخصص و بیتخصص (نیمهماهر و غیرماهر) و فاقد اقتدار در سازمان کار، طبقۀ کارگر را تشکیل میدهند (در طبقهبندی مرکز آمار زیر عناوین «کارمندان امور اداری و دفتری»، «کارکنان خدماتی و فروشندگان فروشگاهها و بازارها»، «کارکنان کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری»، «صنعتگران و کارکنان مشاغل مربوطه»، «متصدیان ماشینآلات و دستگاهها، مونتاژکاران» و «کارگران ساده»). کارپذیرانی که دارای اقتدار و اختیار در سازمان کارند، یعنی مدیران، و آنان که تخصص دارند، یعنی متخصصان و کارکنان ماهر، اقشار میانی محسوب میشوند (در طبقهبندی مرکز آمار زیر عناوین «قانونگذاران ، مقامات عالیرتبه و مدیران»، «متخصصان» و «تکنیسینها و دستیاران»).
ج – بیکاران (یا بهقول معروف ارتش ذخیره کار) اگر دارای تخصص باشند جزو اقشار میانی و اگر فاقد آن باشند جزو طبقۀ کارگر بهحساب میآیند.
چ – به این ترتیب ساختار طبقاتی در این نوشتار عبارت است از:
– طبقۀ سرمایهدار: صاحبان سرمایه، یعنی کسانی که وسایل فعالیتهای اقتصادی آنها به سرمایه تبدیل شدهاند، نیروی کار مزدبگیر را به خدمت میگیرند و ارزش افزودۀ آنان را تصاحب میکنند.
– طبقۀ خردهبورژووازی «کارکنان مستقل»: مالکان وسایل فعالیتهای اقتصادی که برای امرار معاش، خود با آن وسایل کار میکنند و نیروی کار دیگران را به کار نمیگیرند.
– اقشار میانی: مدیران و کارکنان متخصص شاغل در بخش خصوصی یا عمومی، بهاضافۀ بیکاران متخصص.
– طبقۀ کارگر شاغلان کمتخصص و فاقد تخصص در بخش خصوصی یا عمومی بهاضافۀ بیکاران کمتخصص و فاقد تخصص.
۱ – رابطۀ جمعیت فعال ایران با مالکیت وسایل فعالیتهای اقتصادی:
سال ۱۳۹۷ از حدود ۸۲ میلیون نفر جمعیت ایران، ۲۷ میلیون و ۷۴ هزار نفر در روند فعالیت اقتصادی شرکت داشتند و طبق تعاریف آماری «جمعیت فعال» محسوب میشدند. ۴۱درصد از جمعیت فعال، یعنی ۱۰ میلیون و ۹۸۶ هزار نفر، مالک وسایل فعالیتهای اقتصادی بودند و ۵۹درصد، یعنی ۱۶ میلیون و ۸۸ هزار نفر، فاقد آن. از فاقدان وسایل فعالیتهای اقتصادی ۱۲ میلیون و ۸۲۷ هزار نفر، یعنی نزدیک ۴۷درصد جمعیت فعال، شاغل و ۳ میلیون و ۲۶۱ هزار نفر، یعنی ۱۲درصد جمعیت فعال، بیکار بودند.
جدول ۱ – رابطۀ جمعیت فعال ایران با مالکیت وسایل فعالیتهای اقتصادی

جدول ۱ – رابطۀ جمعیت فعال ایران با مالکیت وسایل فعالیتهای اقتصادی.
۲ – تفکیک صاحبان و فاقدان وسایل فعالیتهای اقتصادی به طبقات اجتماعی:
سال ۱۳۹۷ وسایل فعالیتهای اقتصادی حدود ۸۸۹ هزار نفر از مالکان آنها عملکرد سرمایه را داشت؛ این مالکان نیروی کار مزدبگیر به خدمت میگرفتند و ارزش افزودۀ آنان را تصاحب میکردند. به این ترتیب مطابق الگوی ارائه شده در بالا، حدود ۸۸۹ هزار نفر در سال ۱۳۹۷ صاحبان سرمایه بوده و طبقۀ سرمایهدار محسوب میشدند (بیش از ۳درصد جمعیت فعال کشور). حدود ۱۰ میلیون و ۹۷ هزار نفر از مالکان کارکنان مستقل بودند، خود با وسایل فعالیتهای اقتصادی که در مالکیتشان بود برای امرار معاش کار میکردند، نیروی کار دیگران را به کار نمیگرفتند و طبقۀ خردهبورژووازی را تشکیل میدادند (بیش از ۳۷درصد جمعیت فعال کشور).
فاقدان وسایل فعالیتهای اقتصادی به دو دسته تقسیم میشدند. ۴ میلیون و ۳۵۵ هزار نفر مدیران و کارکنان متخصص شاغل در بخش خصوصی یا عمومی بهاضافۀ ۵۱۷ هزار نفر بیکار متخصص، اقشار میانی را تشکیل میدادند (در جمع ۴ میلیون و ۸۷۱ هزار نفر معادل ۱۸درصد جمعیت فعال کشور). ۱۱ میلیون و ۲۱۷ هزار نفر فاقد تخصص، که ۸ میلیون و ۴۷۳ هزار نفر از آنان در بخش خصوصی یا در بخش عمومی شاغل بودند و ۲میلیون و ۷۴۴ هزار نفر بیکار، طبقۀ کارگر محسوب میشدند (بیش از ۴۱درصد جمعیت فعال کشور).
جدول ۲ – تفکیک جمعیت فعال ایران به طبقات اجتماعی

جدول ۲ – تفکیک جمعیت فعال ایران به طبقات اجتماعی.
جدول ۳ – طبقات اجتماعی ایران در سال ۱۳۹۷ (فشرده)


جدول ۳ – طبقات اجتماعی ایران در سال ۱۳۹۷ (فشرده)
به این ترتیب در کشورمان طبقۀ کارگر با بیش از ۱۱ میلیون نفر و طبقۀ خردهبورژوازی با ۱۰ میلیون نفر پرشمارترین طبقات، و طبقۀ سرمایهدار با کمتر از یک میلیون نفر کمشمارترین طبقه در سال ۱۳۹۷ بودند.


*****
پانویسها
[۱] مارکس میگوید: «اما سرمایه چیز نیست، یک رابطهی اجتماعی معین تولید است که به یک صورتبندی اجتماعی/تاریخی خاص تعلق دارد» … «یک شئ، یک وسیلهی تولیدی همانقدر بهخودیخود سرمایه نیست، که طلا و نقره، پول نیستند» (کاپیتال جلد ۳، فارسی، ص ۸۲۳). به نقل از درسگفتار کمال خسروی (بهمن ۱۴۰۰) – https://wp.me/p9vUft-4oi
(Capital Vol. III / Part VII. Revenues and their Sources / Chapter 48. The Trinity Formula): „However, capital is not a thing, but rather a definite social production relation, belonging to a definite historical formation of society, which is manifested in a thing and lends this thing a specific social character.”
(https://www.marxists.org/archive/marx/works/1894-c3/ch48.htm)
«با این حال، سرمایه یک شیء نیست، بلکه یک رابطۀ تولیدی اجتماعی مشخص است که به یک صورتبندی تاریخی مشخص از جامعه تعلق دارد و در یک شیء تجلی مییابد و به آن شیء یک ویژگی اجتماعی خاص میبخشد.»
[۲]
„Kleinbürgertum: umfaßt im Kapitalismus die Kleineigentümer an Produktionsmitteln, die in der Sphäre der kleinen Warenproduktion tätig sind, d. H. Jene Bauern, Handwerker, Einzelhändler und Gewerbetreibende, die nicht von der Ausbeutung anderer leben.“ (Kleines politisches Wörterbuch, S. 467)
«خردهبورژوازی: در سرمایهداری خردهبورژوازی شامل مالکان کوچک ابزار تولید میشود که در حوزه تولید کالایی در مقیاس کوچک فعال هستند، یعنی آن دسته از کشاورزان، صنعتگران، خردهفروشان و تاجرانی که از طریق استثمار دیگران امرار معاش نمیکنند.»
[۳]
„Zersplitterte Produktionsmittel, die den Produzenten selbst als Beschäftigungs- und Subsistenzmittel dienen, ohne sich durch Einverleibung fremder Arbeit zu verwerten, sind kein Kapital.“ K. Marx, Kapital I, MEW 23, 731.
«وسایل تولید پراکندهای که در خدمت اشتغال و امرار معاش خود تولیدکنندگان قرار دارند، بدون اینکه در تصاحب کار دیگران استفاده شده باشند، سرمایه نیستند.»




1 Comment
امیدوارم مورد تحلیل منطقی قرار بگیرد. با کشورهای منطقه و ساژر کشورهای جنوب جهانی مقایسه شود. به نظر من با اگاهی ناکافی و بیشتر مبتنی بر اخبار و اطلاعات از این آؤرده ها میرسد که اقتصاد ایران قابلیت سمت گیری به سوی عدالت اجتماعی را دارد و دربست در اختیار الیگارشها نیست.