سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۴:۱۲

چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۲

پرستو فروهر؛ دادخواهی، تعقل مدنی و نه به بازتولید خشونت
پرستو فروهر، در این گفت‌وگو (با رادیو فردا) نه‌تنها صدای اعتراض به سبعیت کشتار حاکمان را بلندتر می‌کند، بلکه به صدای تعقل جامعهٔ مدنی ایران بدل می‌شود؛ صدایی که از...
۱ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: پرستو فروهر
نویسنده: پرستو فروهر
اطلاعیه شورای سردبیری کار – رونمایی سامانه کار بین‌المللی به زبان‌های دیگر…
سامانه کار بین‌المللی در چهار زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، و ایتالیایی منتشر میشود. به باور ما این تنها سایت سیاسی چپ ایرانی است که با چنین امکاناتی به زبانهای دیگر...
۱ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شورای سردبیری کار
نویسنده: شورای سردبیری کار
رنج انباشته
امروز بازماندگانِ جان‌ به لب‌رسیده، غمگین و خشمگین، با زخم‌ها و سوزش‌ دلشان، هنوز ایستاده‌اند؛ زخمی ولی جان سخت و با دل‌هایی رنجور، ترک‌هایی ژرف... با امیدی که از بس...
۱ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
نبردی که بهایش جان مردم بود
تاریخ ایران بارها نشان داده است که فاجعه فقط از دل استبداد حاکم زاده نمی‌شود؛ گاه از دل رهبری‌های منجی‌محور، شتاب‌زده و بی‌پاسخ‌گو در سوی مخالف نیز زاده می‌شود. همان‌گونه...
۱ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: بهروز ورزنده
نویسنده: بهروز ورزنده
*درها را بسته‌اند*
گردابِ دود / به چشمِ آسمان می‌رود؛ / و قفلِ کوچه‌های بن‌بست / شکسته می‌شود. / انتظارِ پُرهراس ِ امروز  ِ ما، / دیوار و دریایِ خون، / فردا / در...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
کتاب "زندگی عیسی" نقد مسیحیت بود.
اشتراوس میگفت نقد حقیقی دگم ها تاریخ آنان است و ریشه تاریخ دگم ها در تخیلات مسیحیان اولیه قرار داشت. در اسطوره سازی فرقه های مذهبی پیشین آگاهی علمی مدرن...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: آرام بختیاری
نویسنده: آرام بختیاری
فراتر از ویتنام: زمانی برای شکستن سکوت
دکتر مارتین لوترکینگ: با در نظر گرفتن چنین فعالیت‌هایی است که سخنان جان اف کندی فقید دوباره به ذهن ما خطور می‌کند. پنج سال پیش او گفت: "کسانی که انقلاب...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دکتر مارتین لوتر کینگ
نویسنده: دکتر مارتین لوتر کینگ

جنبش زن زندگی آزادی، به مثابه جنبش علیه سلطه و استبداد

یک سال از روزهایی که زنان به اعتراض به قتل حکومتی مهسا "ژینا" روسری های خود را بعنوان نماد و  سمبل اقتدار جمهوری اسلامی به آتش کشیده و با شعار "زن، زندگی، آزادی" همبستگی عمیق جهانیان را بخود جلب کردند،  گذشت. جنبشی که در یک سال گذشته شاهدش بودیم، یکباره آغاز نشده و پیش زمینه های آن به سال های سال قبل به  خصوص بعد از انقلاب ۵۷ بر میگردد.

یک سال از روزهایی که زنان به اعتراض به قتل حکومتی مهسا “ژینا” روسری های خود را بعنوان نماد و  سمبل اقتدار جمهوری اسلامی به آتش کشیده و با شعار “زن، زندگی، آزادی” همبستگی عمیق جهانیان را بخود جلب کردند،  گذشت. جنبشی که در یک سال گذشته شاهدش بودیم، یکباره آغاز نشده و پیش زمینه های آن به سال های سال قبل به  خصوص بعد از انقلاب ۵۷ بر میگردد. حقوق زنان سالهاست توسط حکومت تمامیت خواه و مستبد جمهوری اسلامی پایمال شده است. زنان در ایران به مثابه شهروندانی برابر، مستقل و آزاد به رسمیت شناخته نمی شوند. ساختار والگوی قانونی خشونت علیه زنان درایران با سیستماتیک شدن تبعیض جنسیتی در حوزهٔ حقوق زنان به سرعت در حال تغییر بوده و زنان مدام از عرصه‌های مختلف حذف‌ یا حضورشان محدود شده‌ است (۱). شکاف جنسیتی در ایران بشدت بالا است، تازه‌ترین گزارش شکاف جنسیتی در کشورهای جهان برای سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که ایران با رتبه ۱۴۳ در میان پنج کشور انتهای جدول قرار دارد (۲). این نابرابری را در بسیاری از فرصت های اقتصادی،سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میتوان دید.

یکی از ویژگی های این جنبش این است که جوانان ما نه فقط از انتخاب پوشش و نداشته های خود، بلکه از فاصله طبقاتی، فقر، فساد درون حاکمیت، تقسیم نابرابر ثروت و امکانات در کشور و محیط زیست سخن گفتند. نقش زنان در ایران همواره حاشیه‌ای تبعی و در قالب حمایت از گروه‌های اجتماعی دیگر بوده است، از این رو، اعتراضات اخیر با شعار اصلی «زن، زندگی، آزادی»  نخستین جنبش زنانه ایران در تاریخ کشور است، که برخلاف جنبش‌های گذشته این بار زنان به عنوان عاملان تغییر وارد مبارزات سیاسی  شدند و هسته اصلی این مبارزات هم باقی مانده‌اند. بعلاوه جنبش مهسا “ژینا” نخستین جنبش و نقطه عطفی است در تاریخ  صد ساله جنبش های ایران که به روحانیت وابسته نبوده و مذهب، چهره ها وشعارهای مذهبی در آن نقش نداشتند. جامعه برای اولین بار شروع به شناختن و طرح کردن برخی اهداف و آرمان های مشخص و روشن و انسانی و توسعه محور خود کرده و از این منظر بسیار با ارزش است.

مسئولان حکومتی به جای اینکه با نابرابری جنسیتی مقابله کنند، تمام قد در برابر مطالبات زنان، بعنوان نیمی از جمعیت ایران، ایستاده و به آنها دهان کجی میکنند. یکی از نمونه های آن وضعیت زنان در لایحه “برنامه هفتم توسعه” است (۳). در برنامه هفتم توسعه نه خبری از عدالت جنسیتی است، و نه گزارش‌ دهی مستمر پیرامون اجرای آن، موضوعی که بعد از تلاش فراوان کارشناسان حوزه زنان در برنامه ششم  توسعه گنجانده شده بود، هر چند مفهوم عدالت جنسیتی ناظر به حقوق برابر زن و مرد و برابری جنسیتی  نیست. نمونه دیگر لایحه جدید “حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب”  (۴) است. بررسی این لایحه بدون توجه به افکار عمومی و حتی قوه مقننه به صورت مخفیانه به اتاق‌های کمیسیون‌ها برده تا ۱۰ نماینده برای ۸۵ میلیون ایرانی قانون بنویسند و لایحه‌ای تا این اندازه مهم را طی کمتر از یک هفته بررسی و تصویب کنند. که البته روش دور زدن افکار عمومی و استفاده از تصمیم گیری در “پستو” با استفاده از اصل ۸۵ قانون اساسی، تکرار تجربیات حاکمیت برای تصمیم گیری درحوزه‌های جمعیت و فرزندآوری، و اینترنت بوده و شیوه جدیدی نیست. در حالی‌ که محروم کردن زنان از خدمات اجتماعی مغایر با قانون اساسی است. از طرف دیگر، به موجب اصل شخصی بودن مسئولیت کیفری، هیچ کس را نمی‌توان برای فعلی یا عملی که دیگری مرتکب شده است مسؤول دانست. آنچه که بطور مشخص در مورد این لایحه پیشنهادی می توان گفت این است که کلیت این طرح حتی در تناقص فاحش با قانون اساسی خود جمهوری اسلامی، مخصوصا فصل سوم آن است.

به نظر میرسد که اولویت حاکمیت به جای معیشت مردم “تار موی زنان” است. هدف نهایی این قوانین افزایش فشار بر زنان به منظور کنترل هر چه بیشتر بدن زن و تلاشی برای باز پس گرفتن کنترلی است که مدت‌هاست از دست حاکمیت خارج شده و زنان با پوشش اختیاری خود در برابر کل حاکمیت صف بسته‌اند. حکومت امروز با بحران فزاینده مشروعیت روبه‌ رو است و در برابر عاملیت سیاسی مردم پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» بیش از پیش احساس هراس می‌کند، چاره را در ایجاد رعب و وحشت و درهم‌ شکستن عاملیت مردم ازحربه‌ زندان و اعدام‌ استفاده میکند. بازداشت‌های اخیر دست‌کم ۲۲ فعال مدنی و حقوق بشر در ایران در کمتر از یک ماه، که اکثریت آنها زن بودند،  نشان‌دهنده آغاز تشدید سرکوب دولتی در آستانه نزدیک شدن به سالگرد جنبش اعتراضی “زن  زندگی آزادی” در این راستا است (۵). در واقع  حاکمیت میخواهد این پیام ترس و بیم را در آستانه یک‌سالگی جنبش اعتراضی به مردم برسانند که اگر دوباره برخیزید، سرکوب‌تان خواهیم کرد. غافل از ینکه این جنبش به حدی ذهنیت‌ها را در ایران تکان داده که اِعمال این نوع سیاست ها راه بجایی نمی‌برد و برگشت به دوران قبل از جنبش مهسا ممکن نخواهد بود. ماهیت و پتانسیل جنبش “زن زندگی آزادی”، ضد سلطه و تبعیض و ضد اتوریته بودن آن است.

این جنبش با تمام فراز و نشیب‌هایش، تاثیری بازگشت‌ ناپذیر بر وضعیت امروز مردم ایران گذاشته است و برگشت به گذشته خواب و خیالی بیش نیست. جامعه در واقع با مطرح کردن شعار زن، زندگی، آزادی دستور کار آینده‌ی خود را تعریف کرده است. این جنبش زمزمه‌ی آینده‌ای روشن، آزاد، برابر حقوق و بی‌دغدغه در چشم ‌انداز زندگی مردم بوجود آورد. گرچه این جنبش در ماه‌های اخیر فروکش کرده، ولی به نوعی به حیات خودش ادامه میدهد و ما درون این جنبش هستیم. انرژی درونی این جنبش، نه تنها پویایی خود را حفظ کرده بلکه بصورت فعالیت های مدنی در زمینه های مختلف تغییر شکل داده است. به بیان دیگر، جامعه برای خود مشخص کرده است که چه تکالیفی درپیش دارد، به چه مسائلی باید بپردازد یا چه مسائلی را باید حل کند و در چه مسیری باید گام بردارد.

منابع
  1. تبعیض‌های جنسیتی و بحران حکومت (radiozamaneh.com)
  2. pdf (weforum.org)
  3. متن کامل لایحه برنامه هفتم توسعه (۱۴۰۶-۱۴۰۲) – پایگاه خبری اختبار (ekhtebar.ir)
  4. نگاهی بر تدوین لایحه عفاف و حجاب – kar-online – کار آنلاین | ارگان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
  5. “حمله به جامعه مدنی” در آستانه سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی – DW – ۱۴۰۲/۵/۳۱
تاریخ انتشار : ۶ شهریور, ۱۴۰۲ ۱:۰۹ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

1 Comment

  1. مهرداد دارستانی گفت:

    حجاب اجباری یک پدیده استعماری و صهیونیستی است .
    گره زدن این مشکل بزرگ که شامل سرنوشت نیمی از جامعه ایران است به هر مشکل و موضوع دیگر نه تنها یک اشتباه بسیار بزرگ است بلکه توهین دوباره به جایگاه و ارزش زنان است .
    شوربختانه اکثریت قریب به اتفاق گروه‌های سیاسی ایران درین بی ادبی بزرگ تاریخی شراکت مستقیم داشته و دارند .
    اینکه انان حتی در تاریک‌ترین و غم انگیز لحظات خیزش زنان ایران به میان معرکه میپرند و مانند دیو رها گشته از چراغ جادو همه عقده ها و انتقام ها و هزار و یک مشکل و بیماری درون خود را بنام جنبش مهسا به سقف آسمان میپراکنند کار را به جایی میرساند که کنگره امریکا نیز در صف مبارزات ضد امپریالیستی و ازادیخواهانه زنان و مردم ایران قرار بگیرد و اعلامیه مهسا صادر کند.
    تو گویی گوادلوپ را زنان ایران امضا نمودند و به اجرا گذاشتند !!!!!
    هجوم جنون زدگان خارج نشین و رسانه های امپریالیستی در همان چند روز نخست جنبش چنان بلایی بر سر جنبش زنان ایران آورد که دیگر به هیچ شکل امکان بیان حقیقت و دادخواهی و نتیجه گیری وجود نداشت و تا به جایی پیش رفت که مسموم نمودن دختر بچگان دبستانی داستان روز گردید و میتوانست که به قتل عام نوزادان دختر در زایشگاهها بیانجامد .

    به هر جای جهان درد دلی بود
    به هم کردند و عشقش نام کردند

    از حقوق عقب افتاده کارگران تا قتل عام های دهه شصت و قتل های زنجیره ای و دستگیری فعالان محیط زیست و خشک شدن رودخانه ها و گرانی و بیکاری و خودمختاری همه خلق‌های ایران و جهان وهمه بدبختی‌ها و ناکامی ها و آرزوهای بربادرفته پنجاه برابر بزرگتر از هالیوود گروه‌های خارج نشین و مترصد انتقام همگی جیغ زدند که ما نیز مهساییم 🥵😡
    و به همین سادگی بنام دفاع از حقوق زنان همه آن چیزهایی را که خودشان دلشان میخواست به میانه ریختند و دوباره همان توهین همیشگی را به مقام و جایگاه و حقوق زنان تکرار نمودند و پس از شکست و خفت گریانند که چرا همای سعادت بر شانه انان نمی نشیند ؟💁
    هیچ چیزی از چشم مادر زمین پنهان نمیماند 🫵
    دنیا آیینه رفتارهای ماست .
    زمانیکه گروه‌های سیاسی ایران شعور فهمیدن اولویت خواسته ها و نیازها را ندارند ، زمانیکه که با بی وجدانی و خودخواهی و خودپرستی سرنوشت زنان جامعه را به تسویه حساب های شخصی و سازمانی و ایدیولوژیک و نوستالژیک و عصبی خود پیوند میزنند از اخوندهای صهیونیست حامی حجاب چه انتظاری میتوان داشت ؟😡😡
    گمان میکنم که هر سازمان و گروهی اگر معضل زنان و حجاب اجباری موضوع نخست آن نباشد در ایرانی بودن و انسان بودن ان گروه باید که شک کرد و انان را همردیف خوش خط و خال صهیونیستهای گشت ارشاد و تشکیلات حجاب دانست و من حقیقتا همه انان را هم ردیف میدانم و فریب عکسهای مارکس و لنین و چه گوارا و هالیوود را نمیخورم ، تنها رفتارهای انان در جنبش یک سال گذشته و سرتاسر حیات سیاسی همگی انان پس از سرنگونی پهلوی گواه این نکته است .
    تنها و بزرگ‌ترین دستاورد برجسته جنبش سال گذشته درین بود که ضرورت تشکیل نهادها و سازمانهای مستقل زنان در سطوح مختلف جامعه ایران و به کنار گذاشتن کامل تمامی سازمانها و گروه‌های سنتی و بی کفایت سیاسی ایران ازین جنبش را به درستی به همگان نشان داد .
    همه انان مانند خود اخوندها در گذشته مانده اند و به گذشته تعلق دارند باید به انان اجازه داد که به خزان طبیعی خود برسند .🙏

تجاوزگری و مداخله‌جویی آمریکا، اسراییل و غرب دشمنی با مردم با هدف تضعیف و تجزیهٔ ایران است!

ایران نه میدان تسویه‌حساب قدرت‌های خارجی است و نه ملک شخصی حاکمیتی استبدادی. نیروهای مردمی، میهن‌دوست و مترقی ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا اعتراضات برحق مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی، دستاویز مداخلهٔ خارجی، تهدید نظامی یا توطئه‌های بی‌ثبات‌ساز تلفیقی بیگانگان و تمامیت‌خواهان مخلوع قرار نگیرد. سرنوشت ایران تنها باید به دست مردم آن رقم بخورد.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پرستو فروهر؛ دادخواهی، تعقل مدنی و نه به بازتولید خشونت

اطلاعیه شورای سردبیری کار – رونمایی سامانه کار بین‌المللی به زبان‌های دیگر…

رنج انباشته

نبردی که بهایش جان مردم بود

*درها را بسته‌اند*

کتاب “زندگی عیسی” نقد مسیحیت بود.