سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۲:۴۷

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۷

مقوله تفسیر: از دگم های مذهبی تا روشنگری انسانی…

متد و روش های علوم تجربی برای توضیح پدیده هاست، ولی هنر تفسیر در علوم انسانی، شرایط و امکانات و کوشش در راه فهمیدن متون است. هرمنوتیک یا تفسیر به عنوان علم معنی در علوم انسانی خود را با تولیدات فکری انسان مشغول میکند.

علم هرمنوتیک (Hermeneutik) یا هنر تفسیر، حداقل ۲۷۰۰ سال در غرب سابقه دارد و به معنی فهم، ترجمه، و متد درک متون یا آثار هنری گذشته است. سرنوشت هر فلسفه ای وابسته به تفسیر آنست. هرمنوتیک یا هنر تفسیر میکوشد متون قدیمی را در رابطه با زمان، شرایط تشکیل، بیوگرافی و انگیزه خالق و نویسنده بفهمد و دراختیار خواننده بگذارد. هرمنوتیک از نظر فلسفی، تئوری تفسیر است؛ که در مقابل روش توضیحی علوم تجربی، خواهان فهمیدن بهتر موضوعات علوم انسانی است. هرمنوتیک، سیر تاریخ کوشش هنر تفسیر از زمان هومر و فیلسوفان رواقی تا زمان هایدگر(۱) و زمان معاصر است. آغاز آن اشاره به هرمز، پیام آور اسطوره ای میان انسان و خدایان پیرامون رازهای جهان است.

متد و روش های علوم تجربی برای توضیح پدیده هاست، ولی هنر تفسیر در علوم انسانی، شرایط و امکانات و کوشش در راه فهمیدن متون است. هرمنوتیک یا تفسیر به عنوان علم معنی در علوم انسانی خود را با تولیدات فکری انسان مشغول میکند. برای شرایط بهتر و مناسب تفسیر باید به فاصله زمانی میان نویسنده متن و خواننده آن توجه کرد. در سدههای میانه، حوزه آزادی تفسیر در چهارچوب سنت دگم های مذهبی محدود بود، ولی با اصلاحات دینی مارتین لوتر در پروتستانیسم، آن قدری تغییر کرد، و جنبش هومانیسم تا حدود زیادی موجب سکولاریسم و استقلال هنر تفسیر از دگم و جزم های ایمانی-عقیدتی شد.

شلایرماخر(۲) (۱۸۳۴-۱۷۶۸م) فیلسوف آلمانی، علم هرمنوتیک را بشکل تئوری عام و جهانشمول”فهم” درآورد. این تئوری سپس در قرن ۱۹ میلادی توسط ویلهلم دیلتای(۳) (۱۹۱۱-۱۸۳۳م)  ، فیلسوف آلمانی، به اوج خود رسید و اساس فهم در علوم انسانی شد. پس از شلایر ماخر بین روش توضیحی علوم تجربی، و متد فهمی علوم انسانی فرق گذاشته میشود. شلایر ماخر میگفت: نخستین شرط تفسیر، فاصله زمانی تاریخی با متن و اثر هنری است. تئوری فهم روی همه علوم اجتماعی قابل بسط است ولی بدلیل منحصربفردبودن انسانها، قانون عام نمیشود و به این دلیل هیچ تفسیری صد درصد یقین نمیشود و مانند پایان زندگی انسانها، مقوله تفسیر خردگریز است. به این دلیل تفسیر، گاهی متکی به الهام و اشراق و نبوغ و گمان و گاهی متکی به حتی شارلاتانیسم دینی، ایدئولوژیک، ناسیونالیستی و غیره میشود.

دیلتای میگفت مشخصه هرمنوتیک مدرن خودشناسی انسان در تاریخی بودنش است. در علوم انسانی نقش شناختی هنر تفسیر مقوله فهمیدن، و در شناخت به سبک علوم تجربی، توضیحات از طریق “قانون علیت” است. در این زمینه هایدگر(۳) هم مثل همیشه از هرمنوتیک “هستی” میگوید. نظر چپ ها پیرامون هدف تفسیر اینست که از زمان دیلتای، آن روش و کوششی است خردگریز، شبه شناختی، عرفانی، اریستوکراتی، و طبقاتی؛ که تمایل دارد تا شناخت و قانونمندی اجتماعی-روانی را بی ارزش کند یا مانع گردد. یعنی هرمنوتیک و تفسیر ایده آلیستی در مقابل تفسیر ماتریالیستی قرار میگیرد. تفسیر متون و آثار هنری میتوانند طبقاتی-ماتریالیستی یا ایده آلیستی-بورژوایی باشند. متفکری بنام کوهلر(۴) پیشنهاد نمود که هرمنوتیک ماتریالیستی فقط از طریق دیالکتیک ماتریالیستی تعریف، اثبات، و انجام گیرد.

ارسطو برای زبان ۲ نقش و وظیفه قائل بود: معنی کردن و نشان دادن. در جنبش پروتستانتیسم علیه کاتولیک گرایی مسیحی، مفهوم “تاریخیت تفسیر” در مقابل مفهوم “سنت گرایی” کاتولیک قرار گرفت. هرمنوتیک واژه ایست یونانی به معنی تفسیر، توضیح، فهمیدن، شرح، ترجمه متن، و شرایط فهم متون کتبی و قدیمی. واژه  هرمنوتیک از زمان هومر، در محافل رواقی- استویی یونانی، در میان پیروان فلوطین در شهر اسکندریه مصر، و در سدههای میانه مورد توجه و بکارگیری بوده، و امروزه بعد از توجه گادامر(۷) و هایدگر به آن در دانشگاههای غرب تدریس میشود. هدف تفسیر غیر از جنیه زبانی-فلسفی، عرضه معنی یک متن یا بیان بشکل صحیح است. متد ماتریالیسم دیالکتیکی، مسائل فلسفی هرمنوتیک را، جور دیگری مطرح میکند. سارتر(۵) کوشید تا میان توضیح متن علمی و فهم متن در علوم انسانی فرقی گذاشته نشود. تئوری تفسیر شناخت و متد تفسیر می خواهند استقلال عینی و مادی پدیده ها را رعایت کنند.

هرمنوتیسم در رشته های فرهنگ سنتی به اشکال دین، اخلاق، و قانون، مورد استفاده قرار میگرفت. از نظر تاریخ، هرمنوتیک دارای ۳ منبع الاهیاتی، حقوقی قضایی، و زبانشناسی (خصوصا از دوره رمانتیک)، بوده. از هنر تفسیر قبلا در متون و جریانات کیمیاگری، جادوگری، فالگیری، آینده نگری، و ستاره شناسی خرافاتی، سوء استفاده میشده. هرمنوتیک در قرن ۱۹ میلادی اساس زبانشناسی کلاسیک شد و در رشته های: فلسفه، علوم اجتماعی، و تاریخ (توسط تفسیر شاهدان) بی تاثیر نبوده. هنر تفسیر در جریانات و مکاتب فکری مانند پدیدارشتاسی، هستی شناسی، فلسفه زبان، و تئوری شناخت مکتب فرانکفورت، نیز وارد شد.

ویلهلم دیلتای(۳) یکی از روش شناسان مهم علوم انسانی و نظریه پردازان هنر تفسیر غربی است. وظیفه فلسفه او تعین فرق بین علوم تجربی و علوم انسانی؛ و تاکید روی گروه دوم است. وی یکی از مهمترین نمایندگان “تئوری فهم” در علم هنرمنوتیک است. او میگفت چون انسانها زندگی مشترک دارند، دارای یک جهان تاریخی مشترک هستند، و زندگی وابسته به پدیده فهم است، فهم یک عمل و کارکرد زندگی است. دیلتای هنر تفسیر را تبدیل به یک اصل متدیک در علوم انسانی نمود. در حالیکه نیچه(۶) شناخت را: غیرممکن، ذهنی، شخصی، خود سرانه، و بی ارزش میدانست، دیلتای به طرح تئوری فهم برای مقوله شناخت پرداخت و میگفت: طبیعت را میتوان با کمک قانون علیت توضیح داد، ولی برای زندگی فرهنگی روانی، آثار فکری در علوم انسانی را فقط میتوان از طریق تفسیر فهمید. برای درک جهان تاریخی باید” نقد خرد تاریخی” را جانشین” نقد خرد محض کانتی” نمود.

دیلتای تاثیر مهمی روی اندیشه متفکرانی مانند: شلر، هوسرل، هایدگر، و گادامر گذاشت. بحث تفسیر در پایان قرن ۱۹ میلادی توسط دیلتای در کتاب “تشکیل هرمنوتیک” مفهوم جدیدی یافت. از آنزمان “علم” هرمنوتیک وارد فلسفه مدرن بورژوایی و جریانات: ذهنی، ایده آلیستی، و خرد گریز مانند: فنومنولوژی، اگزیستنسیالیسم، و غیره شد، یا تا حدودی اشاعه یافت. دیلتای منکر ماتریالیسم تاریخی و مارکسیسم بشکل عام بود؛ چون در نظر او قانونمندی عینی قابل شناخت در جامعه و در اندیشه انسان،را خلاف علم هرمنوتیک میدانست. مارکسیست ها همانطور که اشاره شد مقوله هرمنوتیک را علم نمیدانند.

هانز گادامر(۷) (۲۰۰۲-۱۹۰.م)، فیلسوف آلمانی و شاگرد هایدگر(۱)، پایه گذار “هرمنوتیک فلسفی” و یکی از مهمترین نمایندگان مقوله” تفسیر مدرن” و طراح سئوال عمومی و جهانی بحث “فهم و فهمیدن” است. او میگفت هرمنوتیک باید اساس خودشناسی و جهانشناشی باشد چون آن علم نقد متن و فهم جهان است. گادامر در کتاب اصلی اش “حقیت و متد”، خصوصیات موضوع فهمیدن را با کمک آثار شلایرماخر، دیلتای، هوسرل، و هایدگر، آنالیز میکند و میگوید فهمیدن مهمترین بخش هستی انسان است. در تئوری هرمنوتیک گادامر، زبان نقش مهی دارد چون بقول او هستی که بتوان درک نمود، زبان است. هرمنوتیک گادامر نه تنها روی فلسفه بلکه روی ادبیات، فرهنگ سیاسی، الاهیات، و حقوق نیز تاثیر گذاشت. او گفت دستاوردهای هرمنوتیکی-تفسیری زبان، فهم، تفسیر، شرح، و غیره ممکن است دگمی-ایده آلیستی یا پویا-ماتریالیستی باشند.

هایدگر(۱) میگفت هرمنوتیک باید در خدمت تفسیر هستی باشد. انسان می خواهد که هستی او و هستی جهان از طریق هرمنوتیک قابل فهم باشند. گرچه در عصر ما گاهی نه متفکر و نه شاعر خود را می فهمند! یکی از وظایف هنر تفسیر آنست که مفسر، نویسنده و خالق اثر هنری را ،بهتر از خودش بفهمد! نویسنده و خالق اثر هنری همیشه فقط بخشی از دانش و شناخت خود را وارد متن و اثر میکنند !مفسر باید بتواند وی را ورای اثرش بشناسد. هومبولت(۸) نیز مانند شلایرماخر(۲) در آلمان از کوشندگان طرح تئوری هرمنوتیک بود.

باید پرسید چرا غالب تئوریسین های هنر تفسیر، آلمانی هستند؟ شاید چون زبان آلمانی مانند زبان فارسی مملو از امکان سوء تفاهم های فهمی و معنی و توضیح و شرح است. مارکسیست ها نیز شاید به همین دلیل برای دفاع از مقوله هرمنوتیک دکان و کلاپی باز نکردند.

کوشش ابزاری “هنر تفسیر” یا “علم هرمنوتیک” در سدههای میانه، برای توجیه و تفسیر و ترجمه و سوء استفاده های متون ادیان ابراهیمی بوده. هرمنوتیک الاهیاتی در اروپای مسیحی رشته ای مستقل شد و در دانشگاه و دیر و صومعه و کلیسا و کنیسه و مکتب و مدرسه و دربار تدریس میشد. وظیفه آن درست فهمیدن وحی و گرامر درک متون مذهبی، و سوء استفاد در تفتیش عقیده مخالفان و سکولارها و آگنوستیک ها و کفار و شکاکان و اصلاحگرایان بود. روش تفسیر، غالبا ترجمه کلمه به کلمه با تکیه بر جزم های تعیین شده روحانی و مذهبی بود. آگوستین یکی از نظریه پردازان آن بود. سرانجام در پایان قرون وسطا یا پایان سدههای میانه، مارتین لوتر(۹)، رهبر جنبش پروتستان در مقابل دگم های مذهب کاتولیک، تاکید خاصی روی معنی ادبی تفسیر متون انجیل نمود؛ گرچه پیش از آن ،مفسر اجازه نداشت به  ماهیت محتوایی متن دست بزند.

 

زیر نویس:

۱. Martin Heidegger

۲. Friedrich Schleiermacher

۳. Wilhelm Dilthey

۴. Wolfgang Köhler

۵. Jean-Paul Sartre

۶. Friedrich Nietzsche

۷. Hans-Georg Gadamer

۸. Alexander von Humboldt

۹. Martin Luther

  

منابع:  

.Metzler Lexikon Philosophie: Begriffe und Definitionen. Peter Prechtl &  Franz-Peter Burkard S 232

.Philosophisches Wörterbuch Band 1. Georg Klaus, Manfred Buhr (Herausgeber). S.517

.Wörterbuch der philosophischen Begriffe. Hoffmeister, Johannes; Arnim Regenbogen U. Uwe Meyer (Hg.). S, 286

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۱۲ مهر, ۱۴۰۲ ۶:۴۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار