سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ مهر, ۱۴۰۵ ۰۸:۵۸

پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۸

من کودکی جنگ‌زده بودم!

کودکان نمی‌توانند در جنگ از خود محافظت کنند. وحشت و آسیبِ ناشی از جنگ مسئله‌ای شخصی نیست؛ مراقبت از آن‌ها وظیفۀ جوامع است. اگر کودکان در رنج‌اند یعنی ما در مقام جامعه شکست خورده‌ایم. نمی‌توان برای نجات یک کودک، کودکِ دیگری را کشت.
Getting your Trinity Audio player ready...

من در جنگ به دنیا آمدم و بزرگ شدم. بیست سالِ اولِ زندگی‌ام را در افغانستانِ پس از حملۀ آمریکا گذراندم. جنگ فقط چند ماه از من بزر‌گ‌تر بود.

من خانواده و دوستانم را به جنگ باخته‌ام. اجساد همسایه‌هایم را دیده‌ام. می‌دانم که شنیدن خبر انفجار بمب در مدرسه و ویرانی‌اش چه حسی دارد، یا خواب و بیداری با صدای تیراندازی و انفجار؛ صفیر آژیر آمبولانس‌ها و آتش‌نشان‌ها، یا وقتی محله‌ات هدف حمله قرار می‌گیرد و ناگهان باید فرار کنی؛ در جست‌وجوی سرپناهی امن وقتی هیچ‌جا امن نیست.

من هرگز تنها نبوده‌ام. کودکان قربانیان همیشگیِ جنگ بوده‌اند، چه درگیری بر سر مذهب باشد، چه مداخلۀ مسلحانه یا دعوای بین خودکامگان و دموکراسی‌خواهان. جنگ همیشه با رنج کودکان همراه است. معنایش این نیست که این رنج را باید پذیرفت، انگار که بخشی از هزینۀ جنگ باشد، بلکه یعنی این تجربۀ مصیبت‌بار بسیار فراگیر است.

در دوران کودکی به من یاد داده‌ بودند که چطور مراقب خودم باشم و چطور موقع حمله به مدرسه زیر میز پناه بگیرم. من و خانواده و دوستانم آموخته بودیم که چطور به‌سرعت از مناطق زیر حمله فرار کنیم. یاد گرفته بودیم که وقتی بزرگ‌ترها همراهمان نیستند چطور از خودمان محافظت کنیم. حتی دیگر می‌دانستیم که چه موقع از روز قرار است شهرمان را بمباران کنند. از راه‌هایی که حدس می‌زدیم پر از مین باشند نمی‌رفتیم تا مبادا معلول یا ناقص شویم. یادمان داده بودند که موقع انفجار روی زمین بخوابیم و سر را بین دست‌ها بگیریم یا به پنجره‌های کلاس درسمان نزدیک نشویم. زندگی نوعی قمار روزانه بود و ما هر روز باید برنده می‌شدیم.

در سال ۲۰۲۰، یک سازمان بین‌المللیِ بشردوستانه به نام «کودکان را حفظ کنید» گزارش داد که طی ۱۰ سال گذشته به‌طور متوسط هر روز ۱۰ کودک در درگیری‌های مختلف کشته یا زخمی شده‌اند. اکثر این جان‌باختگان و زخمی‌ها به کشورهایی مثل افغانستان، عراق و سوریه تعلق دارند؛ کشورهایی فقیر با زیرساخت‌ها و نظام درمانیِ درهم‌شکسته، و میلیون‌ها کودک که در خانه‌هایی غیر استاندارد، چادر یا حتی خیابان روز و شب می‌گذرانند. جنگ‌های جهانی اول و دوم زندگی کودکان را به ویرانی کشاند. در جنگ‌های قرن بیست‌ویکم هم صدها هزار کودک کشته یا زخمی‌ شدند، ربوده شدند، سرشان را بریدند، به آنها تجاوز کردند یا اسلحه به دستشان دادند تا بجنگند؛ آنها ‌بی‌رحمانه ناقص و معلول شدند و بینایی و شنوایی‌ و تکه‌ای از صورت یا پوستشان را از دست دادند. در این میان، دختربچه‌ها مشخصاً هدف تهاجم و خشونت‌اند. به گزارش همین سازمان، بسیاری از کودکانِ ساکن مناطق جنگ‌زده ترکیبی از اضطراب، افسردگی، خشم، اختلال رفتاری، تنهایی و حس ناامنی را تجربه کرده‌اند، نشانه‌هایی از اختلالات روانی و رفتاری بروز داده‌ یا به خود آسیب‌ زده‌اند.

هنوز پنج‌ساله نشده بودم که جنگ را شناختم. به یاد دارم که از همان اول وحشتش را هم می‌شناخته‌ام. بعد از دو دهه جنگ و درگیری، افغانستان را در میانۀ خروج پرآشوبِ آمریکا و بازگشت طالبان به قدرت ترک کردم. چنان پایانی بر جنگ به جداییِ من از مادر، خواهر و بسیاری از اعضای خانواده‌ام انجامید. زخم‌های این جدایی هنوز با من است. حتی حالا که در کشوری امن زندگی می‌کنم ترس رهایم نکرده است.

قصۀ من سرگذشت میلیون‌ها کودکِ جنگ‌زده است. همین امسال سازمان ملل گزارش داد که از زمان حملۀ روسیه به اوکراین در سال گذشته ۱۵۰۰ کودک کشته یا زخمی‌ شده‌اند. دولت اسرائیل هنوز نگفته است که چند کودک در میان ۱۴۰۰ نفری بوده که در حملۀ ۷ اکتبر حماس کشته شدند، اما همه می‌دانیم که تعدادشان کم نبوده است. آنتونی بلینکن، وزیر خارجۀ آمریکا، گفته است تصاویری دیده که در آن‌ها «کودکی بدنش از گلوله سوراخ سوراخ بوده» و «جوانان در مخفی‌گاه‌ها یا خودروهایشان زنده‌زنده می‌سوختند». مقامات رسمی گفته‌اند که در میان ۲۰۰ گروگانی که در غزه‌‌اند،‌ نزدیک به ۳۰ کودک وجود دارد. در سوی دیگر، در بین هزاران نفری که در پی حملات تلافی‌جویانۀ اسرائیل به غزه کشته‌ شده‌اند، تعداد زیادی کودک وجود دارد. مقامات رسمی در غزه می‌گویند نزدیک به نیمی از جمعیت دو میلیون نفریِ ساکن غزه را کودکانی تشکیل می‌دهند که بسیاری‌ از آن‌ها حتی پیش از جنگ هم از آب و غذا و دارو و برق محروم بودند چون اسرائیل و مصر مرزهای خود با غزه را بسته‌اند. حالا خیلی از آن‌ها سرپناه هم ندارند و شرایط انسانی مدام بدتر می‌شود.

قوانین بین‌المللیِ بشر‌دوستانه در میانۀ قرن بیستم وضع شدند تا در جنگ‌ها از جانِ شهروندان، به‌ویژه کودکان و زنان، محافظت کنند. اما بیشتر اوقات چندان اهمیتی ندارند. ای کاش قوانین و سازوکارهایِ حمایتیِ بیشتری برای کودکانِ جنگ‌زده در سراسر دنیا و همچنین برای خواهران، مادران و مادربزرگ‌هایشان که از آن‌ها مراقبت می‌کنند، وجود داشت.

کودکان نمی‌توانند در جنگ از خود محافظت کنند. وحشت و آسیبِ ناشی از جنگ مسئله‌ای شخصی نیست؛ مراقبت از آن‌ها وظیفۀ جوامع است. اگر کودکان در رنج‌اند یعنی ما در مقام جامعه شکست خورده‌ایم. نمی‌توان برای نجات یک کودک، کودکِ دیگری را کشت.

برگردان: تایماز منقبتی

بشرا صدیق روزنامه‌نگار افغانستانیِ مقیم آمریکا است.

آنچه خواندید برگردان این نوشته با عنوان اصلیِ زیر است:

Bushra Seddique, ‘I was a child in a war’, The Atlantic, 24 October 2023.

منبع سایت آسو: https://www.aasoo.org/fa/articles/4281

تاریخ انتشار : ۲۵ آبان, ۱۴۰۲ ۴:۱۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عربستان،حوثی‌ها و پیمان دفاعی مکه؛ آیا خاورمیانه به‌سوی جنگی بزرگ‌تر می‌رود؟

تحریم‌های آمریکا و آزمون اروپا؛ آیا دیوان کیفری بین‌المللی قربانی مصلحت سیاسی خواهد شد؟

وریشه مرادی برای دومین بار به اعدام محکوم شد

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

شناخت دوران و ضرورت خروج چپ از افسردگی

سخنرانی روبیو در آتن؛