جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۴۴

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۴۴

چگونه رسانه های بریتانیا و ایالات متحده فلسطینیان را انسان زدایی می کنند؟

رسانه‌های بریتانیایی-آمریکایی مرگ فلسطینی‌ها را منفعلانه گزارش می‌کنند، گویی از طریق سوانح طبیعی مرده اند، اغلب مرگ‌ها را به زبانی بیان می‌کنند که نشان می‌دهد آنها عمدتاً حماس یا در مجاورت حماس هستند، یا حداقل به‌طور نامناسبی در مقابل موشک‌ها قرار گرفته اند.

به نقل از افشا‌شده[i] (Declassified) ۲۲ نوامبر ۲۰۲۳

نویسندگان کلیر لاوترباخ[ii] و نمیر شبیبی[iii]

  • رسانه های بریتانیا و ایالات متحده در اولویت دادن به پوشش درد و رنج اسرائیل دقیق و مرتب هستند، در حالی که فلسطینی ها به طور معمول به عنوان قربانیان بی چهره یک فاجعه طبیعی به تصویر کشیده می شوند که مستحق بزرگواری غرب و اقدامات کمکی اسرائیل هستند، نه مداخله سیاسی یا نظامی در دفاع از آنها.
  • تعلیق و اخراج خبرنگارانی که علیه سیاست‌های اسرائیل صحبت می‌کنند، در حالی که سخنرانی های غیربشرانگارانه درباره فلسطینی‌ها بدون چالش پخش می‌شود.

نازی ها، کمتر از حیوان

این نمونه کوچکی از آن چیزی است که مفسرانی که با رسانه‌های غربی در ماه گذشته از منازعه فلسطین و اسرائیل صحبت می‌کردند، فلسطینی‌ها را تعریف می‌کردند– نمونه‌هایی از بهترین اصطلاحات جانورشناسی طبیعی برای دیدگاه یک استعمارگر از مستعمره‌شدگان.

فرانتس فانون، فیلسوف سیاسی، در طول جنگ استعماری فرانسه در الجزایر از «انبوهی از آمارهای حیاتی»، «توده‌های هیستریک»، «چهره‌هایی عاری از هیچ انسانیت» و «کودکانی که به نظر می‌رسد به هیچ کس تعلق ندارند» نوشت.

اینها همه عباراتی هستند که می توانند توصیف کنند که چگونه رسانه های غربی رنج فلسطینیان را پوشش می دهند – همانطور که بی بی سی (۱۵ اکتبر) بیان کرد، “یک جزر و مد از انسانیت … توده ای از غزه‌ایها”. همه اینها از زمان حمله اکتبر حماس و ویران کردن نوار غزه توسط اسرائیل به شدت عادی شده است.

ما پوشش صفحه اول جنگ اسرائیل در غزه را توسط پنج رسانه خبری بزرگ ایالات متحده و بریتانیا – واشنگتن پست، نیویورک تایمز، گاردین، تایمز، و بی بی سی (صفحه فرود اخبار در ساعت ۷ صبح روزانه) بین ۷ تا ۲۶ اکتبر تحلیل کردیم.

در طی این سه هفته پس از حمله حماس، مکانیسم‌های غیرانسان‌ انگارانه فلسطینی‌ها در مرگ و زندگی توسط مطبوعات غربی به‌طور دقیق و مستمر آشکار می‌شود.

اسرائیلی ها کشته می شوند اما فلسطینی ها می میرند

روند غیرانسانی کردن با پرسش از اینکه چه کسی در مرگ به حساب می آید و چگونه قاتل و قربانی به تصویر کشیده می شود، آغاز می شود (یا به پایان می رسد).

در رسانه های جریان اصلی بریتانیا و ایالات متحده، اسرائیلی ها در عمل می میرند. آنها یا توسط حماس کشته می شوند یا به قتل می رسند، یا «پس از یک حمله غافلگیرکننده فلسطینی» البته «فلسطینی‌ها» مخفف «حماس» برای سردبیران شلخته یا ایدئولوژیک این نشریات است، برای مثال در روزنامه گاردین در ۸ اکتبر.

در مقابل، غیرنظامیان فلسطینی به طور منفعل می میرند – و با این حال، این آنها هستند که بیشترین مرگ را از ۷ اکتبر داشته اند – بیش از ده برابر تعداد کشته شدگان اسرائیلی.

رسانه ها محاصره غزه توسط اسرائیل را کاملا منطقی، متناسب و حتی محدود می دانند.

مردم غزه توسط نیروهای اسرائیلی یا سیاست های دولت اسرائیل کشته نمی شوند. آنها در حالی که حملات هوایی اسرائیل “در حمله به سرزمین فلسطین ادامه می دهد، “هنگام تمام شدن آب تمیز از «بی‌آبی تا حد مرگ» از بین می روند.” (گاردین، ۱۸ اکتبر)

در ۹ اکتبر، بی بی سی نوشت “۷۰۰ نفر در سمت اسرائیل کشته شدند و بیش از ۴۰۰ نفر نیز در غزه مردند”، احتمالاً بخاطر سکته و یا خواست خدا مردند.

در ۸ نوامبر، تایمز لندن خاطرنشان کرد: «اسرائیل یک ماه از کشتار ۱۴۰۰ نفر وسیله حماس و ربودن ۲۴۰ نفر را می‌گذراند، که جنگی را باعث شد که گفته می شود ۱۰۳۰۰ فلسطینی در آن مرده اند» که البته کاملا بجا است.

مرگ و میر فلسطینیان طبیعی و غیرقابل تمایز است. این تنها به این دلیل امکان پذیر است که رسانه ها محاصره غزه توسط اسرائیل را کاملا منطقی، متناسب و حتی محدود می دانند.

نقض قوانین بین المللی

مجازات دسته جمعی، که اساساً همان کاری است که اسرائیل با حمله به “اهداف” غیرنظامی و محاصره کامل “زندان باز” (به قول نخست وزیر سابق بریتانیا دیوید کامرون) انجام می دهد، نیز غیرقانونی است. این دیدگاه جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، فولکر تورک، مسئول حقوق بشر سازمان ملل و دیده بان حقوق بشر و دیگران است.

زمانی که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد به اشغال چندین دهه فلسطین توسط اسرائیل اشاره کرد و خواستار پایان محاصره شد، نماینده اسرائیل در سازمان ملل از او خواست استعفا دهد. حداقل یکی از همکاران گوترش، رئیس دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل در نیویورک، کریگ مخیبر، به خواست خود در اعتراض به «نسل کشی اسرائیل در برابر چشمان ما» در فلسطین استعفا داد.

با این حال، در هیچ یک از سه هفته اخیر از سرفصل‌های صفحه اول و پاراگراف‌های اصلی پنج رسانه بریتانیایی-آمریکایی که برای این مقاله تحلیل شده‌اند، به نقض زنجیره‌ای حقوق بین‌الملل توسط اسرائیل اشاره نشده است.

کنار گذاشتن این زمینه مهم در مورد جنایات اسرائیل مهم است. ما به‌عنوان روزنامه‌نگار آموزش دیده‌ایم تا این واقعیت را توضیح دهیم که بیشتر مردم فراتر از سرفصل‌ها یا پاراگراف‌های اول را نمی‌خوانند.

در خارج از صفحه اول، برخی رسانه ها قطعات تحلیل جداگانه ای را منتشر کردند، مانند «اسرائیل، غزه و قوانین جنگ» (۱۲ اکتبر) نیویورک تایمز. اما قابل تعجب نیست که حتی در آن به اینکه جنایات اسرائیل را آنطور که هستند جنایات بدانیم، نزدیک نمی شود.

علیرغم بحث طولانی در مورد اینکه چگونه غیرنظامیان نمی توانند برای مقاصد نظامی هدف قرار گیرند یا به طور نامتناسبی صدمه ببینند، نیویورک تایمز به نزدیک ترین چیزی که به انتقاد از اقدام نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) می رسد، نقل نظر یک متخصص در قانون محاصره است. و این که محاصره اسرائیل «نمونه واضح غیرمعمولی از گرسنگی دادن به غیرنظامیان به عنوان یک روش جنگی است که نقض قوانین بشردوستانه بین‌المللی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی تلقی می‌شود.»

لیکن بلافاصله یک تعریف سریع اضافه میشود که: “صلاحیت قضایی برخی از جنایات جنگی به این بستگی دارد که آیا درگیری مابین دولتی تلقی می شود.[iv]” بنابراین برخی از جنایات تا زمانی که فلسطین یا فلسطینی ها وجود قانونی نداشته باشند، جنایت نیستند، همانطور که گلدا مایر، نخست وزیر اسرائیل بیش از ۵۰ سال پیش گفته بود و توسط سیاستمداران فعلی اسرائیل تکرار شده است. در مقابل، اقدامات حماس، به گفته همان کارشناس مورد اشاره، “نزدیک به آن تعریف” نیست.

مرگ های قابل پیشگیری

رسانه‌های بریتانیا-ایالات متحده با حرکت از غیرقانونی بودن محاصره کامل غزه توسط اسرائیل یا نادیده گرفتن کامل آن، گرسنگی و مرگ‌های قابل پیشگیری را که مستقیماً ناشی از آن است را با زبانی تقریباً کاملاً منفعلانه و طبیعی به تصویر می‌کشند.

به عنوان مثال، صفحه اول نسخه چاپی واشنگتن پست: «آسیب غیرنظامیان در غزه در پی دیدار بایدن محتمل است. افزایش تلفات انسانی ناشی از حملات می تواند حمایت جهانی از اسرائیل را تهدید کند» (البته آسیب ناشی از بمباران اسرائیل).

در ۱۳ اکتبر، از نیویورک تایمز: “۳۰۰،۰۰۰ بی خانمان در غزهٔ آسیب دیده در حالی که غذا تمام می شود” (زیرا اسرائیل مانع ورود مواد غذایی به غزه می شود) و ادامه می‌دهد: «بیمارستان‌ها زیر بار مجروحین له شده و سوخت کمیاب است» (زیرا اسرائیل مانع از رسیدن تجهیزات پزشکی و سوخت به غزه می‌شود) «در حالی که اسرائیل به حماس حمله می‌کند.» پس خوب است – خواننده باید احساس راحتی کند زیرا درهم شکستن بیمارستان‌ها توسط اسرائیل صرفاً یک «دفاع از خود» است.

ارتش اسرائیل چندان طرفدار بیمارستان های غزه نیست – مرتباً آنها را بمباران می کند. این سازمان به ۲۳ بیمارستان در شمال غزه دستور تخلیه در ۱۳ اکتبر داد و به نظر می رسد که از آن زمان با بیمارانی که در داخل آنها هستند، آنها را هدف گرفته است.

هر زمان که اسرائیل ممکن بود بیش از حد پیش رفته باشد، همانطور که تقریباً در بمباران بیمارستان عرب الاهلی در ۱۷ اکتبر انجام داد، اکثر رسانه ها این حمله را با تکرار اتهامات اسرائیل و حماس «این گفت-آن گفت» علیه دیگری پوشش دادند. با این وجود، نیویورک تایمز به انکار ارتش اسرائیل اهمیت بیشتری داد و گفت: «حماس از اثبات حمله اسرائیل به بیمارستان ناتوان است» (۲۳ اکتبر)، که عنوان جذاب‌تری از «نمی‌دانیم و نمی‌خواهیم خودمان پاسخ آن را حل کنیم» است.

در همین حال، روزنامه تایمز با عنوان «حمله تا ۵۰۰ کشته در غزه» خبری منتشر کرد و به سرعت اضافه کرد که «اسرائیل مسئولیت را انکار می‌کند و جهادی‌ها را مقصر می‌داند» بدون اینکه سخن فلسطینی‌ها را انعکاس دهد.

انعکاس اختلاف بین نحوه مردن فلسطینی‌ها (غیرفعال، اغلب بدون اشاره به اقدامات اسرائیل) و مردن اسرائیلی‌ها (به طور فعال، که مستقیماً به حماس یا اقدامات «فلسطینی» نسبت داده می‌شود) شبیه به چگونگی توصیف رسانه‌ها از کودکان قربانی هر دو طرف است.

در بحث تبادل اسرا، یک ستون نویس واشنگتن پست، «بچه های اسراییلی گروگان» را توصیف کرد و در عین حال از کودکان فلسطینی در دست اسراییل به عنوان «جوانان» یاد کرد. یونیسف گزارش می دهد که بر اساس فرمان نظامی ۱۵۹۱، دولت اسرائیل می تواند کودکان زیر سن ۱۲ سال را بدون محاکمه و به طور بالقوه برای مدت نامحدود در «بازداشت اداری» نگه دارد.

وقتی مرگ غیرنظامیان غزه در اثر محاصره و حملات علیه زیرساخت‌های غیرنظامی به‌عنوان بلایای طبیعی بی‌نظیر به‌جای جنایات جنگی نشان داده می‌شود، هرگونه دسترسی غزه‌ها به کالاهای ضروری تبدیل به «کمک» یا «امداد» می‌شود و هر مقدار ناچیزی که برای رسیدن به آن‌ها مجاز باشد یک عمل است از رحمت اسرائیل.

به عنوان مثال، نیویورک تایمز (۱۹ اکتبر): “معامله زمینه ای را برای رسیدن کمک ها به غزه‌ایهای ناامید فراهم می کند”. یا واشنگتن پست (۱۲ اکتبر): «با مرزهای بسته، سقوط بمب ها غزه را خفه می کند. هزاران زخمی به دلیل کاهش امکانات» و افزودن «بحران انسانی در غزه بدتر می‌شود» (فراموش نکنیم به دلیل محاصرهٔ اسرائیل).

همچنین در واشنگتن پست تیتر باورنکردنی (۱۶ اکتبر) آمده است: «در حالی که تعداد کشته‌شدگان فلسطینی افزایش می‌یابد، کمک‌ها در مصر گیر می‌افتند»، گویی از لحاظ فیزیکی نمی‌توانست از در عبور کند، تیتر این واقعیت را نادیده می‌گیرد که اسرائیل از ورود کمک‌ها از طریق رفح جلوگیری کرده و خواستار اثبات این موضوع است که کمک ها به حماس منتقل نخواهد شد.

پس از کاهش فلسطینی ها به شماره، کار شک و تردید در این اعداد آغاز می شود. زمانی که با خاک یکسان کردن غزه توسط اسرائیل زنگ خطر بین المللی را به صدا درآورد، بایدن گفت که اعتمادی ندارد که «فلسطینی ها» (یا دولت حماس، زیرا برای او این تمایز بی ربط است) «در مورد تعداد کشته شدگان حقیقت را می گویند[v]

همانطور که برادلی سیمپسون مورخ اشاره می کند، بیانیه او آخرین مورد از سنت قدیمی دولت های ایالات متحده بود که در مورد تعداد کشته های متحدانشان در خارج از کشور، از اندونزی سوهارتو گرفته تا جوخه های مرگ ال سالوادور در دهه ۱۹۸۰ و عربستان سعودی امروز ابراز شک می کردند.

هیچ کس به طور جدی آمار وزارت بهداشت غزه را به عنوان خیلی بالا رد نمی کند. در هر صورت، با توجه به تعداد اجسادی که زیر آوار گیر افتاده اند، احتمالاً آمار آنها نسبت به تعداد واقعی کم است.

با این وجود، انتساب ارقام به «وزارت بهداشت غزه» در حال حاضر تقریباً همیشه با «حکومت حماس» همراه می شود. با توجه به اینکه همه از سازمان ملل گرفته تا وزارت خارجه آمریکا به داده‌های تلفات وزارت بهداشت غزه استناد می‌کنند و دولت غزه توسط حماس اداره می‌شود، این اصرار برای ترکیب کلمات عجیب به نظر می‌رسد.

فلسطینی های مرده برای برخی رسانه ها بی ارزش هستند. اولین اشاره ای که به کشته شدن فلسطینی ها در تیترهای تایمز صورت گرفت ۱۱ روز پس از حمله حماس رخ داد: “حمله ۵۰۰ نفر را در غزه کشت” بدون حتی اشاره به فاعل این کشتار. تا آن زمان تایمز چندین صفحه اول در مورد قربانیان خاص اسرائیلی منتشر کرده بود، از جمله نمایه ای عمیق (همراه با پرتره) از یک خانواده کیبوتز که به طرز وحشتناکی در جریان حمله به رهبری حماس کشته شدند.

جای تعجب نیست که در ۱۲ اکتبر، تلگراف نیز تعدادی از اسراییلی‌هایی را که بر اثر عوامل «۱۱ سپتامبر» کشته شده‌اند، در یک اینفوگرافیک قابل توجه منتشر کرد اما حتی به خود زحمتی هم نداد که تخمینی از کشته‌های فلسطینی را درج کند.[vi]

استانداردهای دوگانه

هنگامی که مردمی واقعاً غیرانسان تعریف شدند، منطقی – حتی ضروری – می‌شود که معیارهای کاملاً متفاوتی از (بی) ‌نجابت در مورد آنها اعمال شود.

رسانه‌های بریتانیایی-آمریکایی مرگ فلسطینی‌ها را منفعلانه گزارش می‌کنند، گویی از طریق سوانح طبیعی مرده اند، اغلب مرگ‌ها را به زبانی بیان می‌کنند که نشان می‌دهد آنها عمدتاً حماس یا در مجاورت حماس هستند، یا حداقل به‌طور نامناسبی در مقابل موشک‌ها قرار گرفته اند.

برای فلسطینی‌هایی که هنوز نفس می‌کشند، این کافی نیست که به نحوی از کشته شدن توسط تقریباً ۶۰۰۰ بمبی که اسرائیل در شش روز اول خود برای مجازات بر روی سرزمین‌های پرجمعیت غزه پرتاب کرد، نجات پیدا کنند. این بیشتر از تعدادی است که ایالات متحده که معمولاً به دلیل خویشتن داری خود در جنگ ها معروف نیست، در یک سال از جنگ خود در افغانستان استفاده کرده بود.

یک فلسطینی زنده باید ادامه حیات خود را با انکار حماس توجیه کند. نمونه عمومی آن را می‌توان در مصاحبه بی‌بی‌سی Newsnight  با رئیس نمایندگی فلسطینی در بریتانیا، حسام زوملت مشاهده کرد.

کریستی وارک مجری با شنیدن شرح جزئیات چگونگی کشته شدن اعضای خانواده زوملوت در حملات اسرائیل در روزهای قبل کوچکترین احساس همدردی نشان نداد و مکرراً از زوملوت خواست که اقدامات حماس را محکوم کند.

بر عکس این، به عبارت دیگر، اگر از هر اسرائیلی که یکی از اعضای خانواده خود را در این درگیری از دست داده است، درخواست شود که ابتدا قتل‌ها و مجازات دسته جمعی غیرنظامیان غزه توسط اسرائیل را محکوم کند، به درستی ظالمانه تلقی می‌شود. جای تعجب نیست که ما هیچ نمونه ای از آن را در مطبوعات غربی ندیده ایم.

مطبوعات بریتانیا و ایالات متحده همچنین به ما می گویند که حمایت از فلسطینی ها حمایت از حماس است، در صورتی که کسی در این آشفتگی شک کند.

بی‌بی‌سی معترضان مسالمت‌آمیز طرفدار فلسطین در لندن را به عنوان «حمایت از حماس» اعلام کرد. اما بعداً آن را تحت عنوان “انتخاب ضعیف عبارت” خود پس گرفت[vii].

اسکای نیوز نیز در استفاده از تصاویر معترضان مسالمت آمیز که پرچم های فلسطین را حمل می کردند برای همراهی با بحث خود در مورد تلاش های پلیس متروپولیتن لندن برای «مقابله با افراط گرایی» چندان بهتر عمل نکرد.

این «لغزش‌ها» در بیان مجریان برنامه ها در مقایسه با اصطلاحات توهین‌آمیزی که مهمانان برنامه‌های بی‌بی‌سی، برای تعریف فلسطینی‌ها استفاده میکنند، کمرنگ می‌شوند. بواقع که میزبان‌هایشان کاملاً بی‌رقیب هستند.

برای مثال، بی‌بی‌سی عربی میزبان مردخای کیدار، کهنه‌کار اطلاعاتی اسراییلی بود، که از به رسمیت شناختن نژادپرستی عمومی اسرائیل نسبت به فلسطینی‌ها امتناع کرد و ادعا کرد که مقایسه‌ فلسطینی‌ها با حیوان «تحقیر حیوانات» است.

قابل انتظار است که مجری بی بی سی عربی نه کیدار را از مصاحبه اخراج کرد و نه او را نصیحت کرد و خواستار عذرخواهی شد. در عوض، مجری برنامه از زبان نسل کشی کیدار با کامنت «این نظر توست» دور شد.

برنامه توجیهات اسرائیلی

رسانه‌های بریتانیایی-آمریکایی همچنین توجیهات اسرائیل برای اقدامات ارتش آن کشور را منتشر کردند، در زمانی که نوشتن تعداد حیرت‌انگیز غیرنظامیان کشته شده در غزه سخت‌تر می‌شد.

صفحه اول نیویورک تایمز نسخه محلی ویژه نیویورک در ۲۶ اکتبر “چگونه اسرائیلی ها مقیاس حملات هوایی را توجیه می کنند.” بعداً اینگونه بازنویسی شد: «حملات اسرائیل به غزه از شدیدترین حملات قرن حاضر است.».

غیرقابل تصور است که یک روزنامه غربی با همان عبارات خشم فلسطینی ها، یا بدتر از آن، توجیهاتی برای جنایات حماس منتشر کند.

روند دیگر این است که اقدامات اسرائیل را با تمرکز نه بر هزینه های زندگی مردم غزه، بلکه بر نیات آن که البته خوش خیم نشان می دهد، عادی سازی کند. (توجه: نیت در قوانین جنگ اهمیتی ندارد.)

سه روز پس از محاصره کامل غزه توسط اسرائیل، بی بی سی پرسید: «آیا حمله زمینی اسرائیل به غزه می تواند اهداف خود را برآورده کند؟» (۱۴ مهر). نیویورک تایمز با توصیف خیرخواهانه نتانیاهو به عنوان “خطر‌گریز” (برای اسرائیلی ها، نه فلسطینی ها)، با این جمله “جنگ همه جانبه زمینی آزمایش نشده است” به خوانندگان دلداری داد که “حملات محدود در گذشته از نظر سیاسی ایمن بودند”.

صداهای مخالف: شنیدن آن سخت تر است

روزنامه‌نگاران بی‌بی‌سی و خبرگزاری فرانسه (AFP) که از جانبداری آژانس‌هایشان علیه زندگی فلسطینی‌ها و به حداقل رساندن جنایات جنگی اسرائیل انتقاد کرده‌اند، به ما «Declasified» گفتند که فضایی برای بحث درباره نگرانی‌ از سرمقاله ها وجود ندارد.

مفسران فلسطینی مشاهده کرده‌اند که بخش‌هایی از نوشته های آنها از برنامه‌های خبری ویرایش شده است. آمریکایی‌های فلسطینی نیز گزارش می‌دهند که رویدادهای برنامه ریزی شده آنها لغو می‌شود در حالی که آنها را حامی حماس می‌نامند.

در همین حال، یکی از سردبیران ارشد نشریه آمریکایی نیوزویک ظاهراً بدون انتقاد خواستار مسطح کردن غزه به شکل یک پارکینگ شد.

در جای دیگری از اکوسیستم رسانه ای، یکی از مقامات تنظیم کننده ارتباطات بریتانیا، فدزای مادزینگیرا، به دلیل پستی در رسانه های اجتماعی که از حمایت بریتانیا از “پاکسازی قومی و نسل کشی فلسطینیان” و “این اتحاد پست استعماری” انتقاد کرده بود، تعلیق شد[viii].

هیچ یک از این نکات – اینکه اسرائیل ممکن است مرتکب نسل کشی شود، اینکه به پاکسازی قومی سرزمین فلسطین ادامه می دهد، یا اینکه اسرائیل به عنوان یک پروژه استعماری تأسیس شده است که هنوز از پایگاه های شهرک نشینان برای تحکیم کنترل ارضی استفاده می کند – خارج از تحلیل معقول واقعیات تاریخی نیست.

در وقایعی که بسیار شبیه شروع (یا پایان، بسته به نقطه شروع شما) یک نسل کشی است، ارتش اسرائیل به همه فلسطینی ها دستور داده است که «برای امنیت خود» در برابر حملات اسرائیل به جنوب منطقه وادی غزه فرار کنند. اما برخی از آنها در حین تخلیه نیز مورد حمله قرار گرفتند و فلسطینی ها همچنان توسط ارتش اسرائیل در مناطق پناهگاهی جنوب گلوله باران می شوند.

سربازان پرچم های اسرائیل را در سواحل غزه نصب می کنند، در حالی که سازمان اطلاعات اسرائیل ایده اخراج دائمی مردم غزه به صحرای سینای مصر را به عنوان راه حل ترجیحی مطرح می کند. نتانیاهو به بخشی از کتاب مقدس استناد می کند که در آن خدا به بنی اسرائیل دستور می دهد که «مردان و زنان، کودکان و نوزادان» پادشاهی رقیب را بکشند[ix].

با این حال، نیویورک تایمز بدون انتقاد، نتانیاهو را به دنبال “پایان دائمی تهدید اما نه اشغال مجدد” معرفی می کند (۱۳ اکتبر).

آخرین سنگر مخالفت، طنزِ چوبه دار، نیز در معرض خطر جدی قرار دارد. مایکل آیزن، سردبیر مجله علمی ای لایف، به دلیل انتشار مقاله ای از مجله طنز پیاز(Onion) در توییتر با عنوان «غزه ای‌های در حال مرگ مورد انتقاد قرار گرفتند که از آخرین فرصت برای محکوم کردن حماس استفاده نکردند» اخراج شد.

قرارداد استیو بل، کاریکاتوریست روزنامه گاردین، پس از اینکه طرح وی از آماده شدن نتانیاهو برای عمل روی شکم خود با طرح کلی غزه، بیش از حد یادآور شعار یهودی ستیزانه «پوند گوشت[x]» دانسته شد، تمدید نشد[xi].

در همین حال، واشنگتن پست کاریکاتوری از یکی از مقامات حماس با کودکان و زنان در غزه منتشر کرد که در زیر آن نوشته شده بود: “اسرائیل چگونه جرأت می کند به غیرنظامیان حمله کند”. پست به دنبال شکایات نژادپرستی آن را حذف کرده است[xii].  با این حال، کاریکاتوریست هنوز برای رسانه های اصلی طراحی می کند. هفته گذشته او کاریکاتور دیگری را در لاس وگاس ریویو منتشر کرد که در آن یک زن (چاق، سیاه‌پوست) با یک تی‌شرت «زندگی سیاه‌پوستان مهم است، Black Lives Matter» که تابلویی را در دست دارد که روی آن نوشته شده بود: «زندگی تروریست‌ها مهم است، اسرائیل را سرزنش کنید، از حماس حمایت کنید.» با این زیرنویس که «واقعا اسرائیل چگونه جرات حمله به غیرنظامیان را دارد.»

*****

[i] https://www.declassifieduk.org/analysis-how-the-uk-and-us-media-dehumanise-palestinians/

[ii] کلر لاوترباخ روزنامه نگار و تهیه کننده مستقل تحقیقی است. او رئیس سابق تحقیقات در Privacy International است که در آنجا در مورد استفاده و سوء استفاده از نظارت و فناوری‌های نظامی تحقیق می‌کرد و یک محقق ارشد سابق در Global Witness  است. کلر قبلاً در مورد جنایات جنگی در گوما، جمهوری دموکراتیک کنگو برای دیده بان حقوق بشر تحقیق کرده بود.

[iii] نامیر شبیبی یک روزنامه نگار مستقل تحقیقی، مدرس مدعو در دپارتمان ژئوپلیتیک در دانشگاه وست مینستر، و کاندیدای دکترا در حال تحقیق درباره اقدامات شبه نظامی مخفی در “جنگ علیه ترور” است. او یکی از نمایندگان سابق کمیته بین المللی صلیب سرخ است که در مورد نقض کنوانسیون های ژنو در دارفور و خلیج گوانتانامو تحقیق می کند.

[iv] https://www.nytimes.com/2023/10/12/world/europe/israel-gaza-and-the-laws-of-war.html

[v] https://www.youtube.com/watch?v=h42Nm05zF-w

[vi] https://www.telegraph.co.uk/world-news/2023/10/12/photo-baby-dead-hamas-israel-palestine-blinken/

[vii] https://uk.news.yahoo.com/bbc-apology-palestine-protesters-uk-hamas-terrorists-082323645.html?

[viii] https://deadline.com/2023/10/ofcom-suspends-director-fadzai-madzingira-israel-instagram-1235574718/

[ix]https://www.motherjones.com/politics/2023/11/benjamin-netanyahu-amalek-israel-palestine-gaza-saul-samuel-old-testament/

[x] بل گفت این کاریکاتور که نشان می‌دهد نتانیاهو در حال آماده شدن برای عمل روی شکم خود با طرح کلی غزه است، به دلیل برانگیختن شعار ضدیهودی که اشاره‌ای به شخصیت شایلاک در تاجر ونیز شکسپیر است، رد شد. شخصیت شایلاک، یکی از معروف‌ترین نمونه‌های یهودستیزی ادبی، برای قرن‌ها برای ترویج تصویری نژادپرستانه از یهودیان به‌عنوان حریص و با وسواس پول استفاده شده است.

[xi] https://www.standard.co.uk/news/uk/steve-bell-guardian-israel-hamas-benjamin-netanyahu-b1113801.html

[xii] https://www.washingtonpost.com/style/media/2023/11/08/washington-post-hamas-cartoon-michael-ramirez/

د

بخش : سخن روز
تاریخ انتشار : ۶ آذر, ۱۴۰۲ ۳:۱۳ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟