چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۱۳:۴۱

چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۱۳:۴۱

با کدام قواعد خشونت‌زدا می‌توان از استبداد عبور کرد؟

وقتى دستگاه استبداد دینی از چهار سو زور در كار مى‌‏آورد، جهاد واجب مى‌‏شود. اما، این جهاد خشونت‌زدایى باید باشد و نباید در پوشش مصالح مردم، تبدیل به «خشونت شیطانى» گردد. حال، سئوالی که مطرح می‌گردد این است که وقتى دستگاه استبداد از چهار سو، انسان‌های آزاد را در محاصرۀ زور قرار مى‏دهند، خشونت‌زدایى چگونه حاصل مى‏‌شود؟

خشونت فرومایگی و خواری می‌آورد و به کاربردنش گزارش‌گر غفلت از کرامت ذاتی است و خشونت‌زدایی به یاد آوردن کرامت و افزودن بدان است. در این جا، قواعد خشونت‌زدایی به اختصار باز ‌آورده شده است.

در مواجهه با استبداد فقیه، روش عمومی بایستی خشونت‌زدایی باشد. وقتى دستگاه استبداد دینی از چهار سو زور در کار مى‌‏آورد، جهاد واجب مى‌‏شود. اما، این جهاد خشونت‌زدایى باید باشد و نباید در پوشش مصالح مردم، تبدیل به «خشونت شیطانى» گردد. حال، سئوالی که مطرح می‌گردد این است که وقتى دستگاه استبداد از چهار سو، انسان‌های آزاد را در محاصرۀ زور قرار مى‏دهند، خشونت‌زدایى چگونه حاصل مى‏‌شود؟

قاعدۀ اول نپذیرفتن حکم مستبد و مرز مشترک پیدا نکردن با دستگاه استبداد است. نیرو وقتى در مقابله با حامیان استبداد، به کار مى‏رود، زور شده ‏است و نیرو خواندن آن، حکم تجویز خشونت، با فریب دادن عقل را پیدا می‌کند. خود زبان فریب به‌کار نبریم و روشى بجوییم که فریب‌هاى حواریون استبداد را باطل کند.

قاعدۀ دوم واکنشی نشدن از راه نپذیرفتن روش ناقض آزادى است. فراموش نکنیم که، بنا بر فرض، مبانی تعقل، از چهار سو، با زور رویارو است. عمل به دو قاعدۀ اول و دوم، پیروزى حامیان استبداد را غیر ممکن مى‏کند. پس کار بعدى، خشونت‌زدایی به قصد آزاد کردن زورپرست از زور و امکان فراهم کردن براى او در بازیافتن آزادى خویش است.

قاعدۀ سوم جانشین کردن روش آزادی با روش مستبد است. کارى که عقل مى‏کند، بازداشتن دیکتاتوری از ویران‌گرى است. بنابراین جهت عمومى نیرو را نگاه مى‏دارد و با خنثى کردن عمل مستبد، چهار دیوارى فرو مى‏ریزد.

قاعدۀ چهارم به نیرو جهت ویران‌گر ندادن و نیرو را در جهت ویرانگر به کار نبردن است.

قاعدۀ پنجم از دست ندادن استقلال قوۀ رهبرى است. استقلال قوۀ رهبرى، خودکامگى نیست، «آزادى از»  همۀ صفت‏ها  و داوری‌هایی است که استبداد را، در شکلى از اشکال آن، در آدمى مؤثر مى‏کند.

قاعدۀ ششم ابهام‌زدایى است. نه تنها نباید گذاشت دستگاه استبداد انسان آزاد را گرفتار ابهام کند، بلکه ابهام‌هایى را هم باید زدود که مستبدین را به بردگى قدرت درآورده‏اند. تجربه‏هایى که هر انسان  و هر جمع انسان‌ها مى‏کنند و یا در جریان آنها قرار مى‏گیرند، به عقل تجربه‌گر و به عقل‌هاى تجربه‌گر و به عقل‌ها‌یی که در جریان تجربه قرار‌گرفته‏اند، مى‏آموزند که ممکن نیست از چهار سو زور در کار آورد مگر به ایجاد ابهام‏ها؛ بیان آزادى را نمى‏توان در بیان قدرت از خود بیگانه کرد، مگر به ابهام سازی‌ها.

قاعدۀ هفتم عمل به حق و دفاع از حق تا آن‌جا که میان حق خویش و حق متجاوز نیز، به سود حق خود، تبعیض قائل نشد.

قاعدۀ هشتم اختیار زمان و مکان را، به‌هیچ‌روی، از دست ندادن است. اگر، در انقلاب‏ها، بدون استثناء، به مهاجرت نیاز مى‏افتد، بدین خاطر است که شرط پیروزى روش آزادى بر روش قدرت، یکى این است که انسان آزاد، زمان و مکان ‌در اختیار مستبد را نمى‏پذیرد. زنهار! تن دادن به زمان و مکان مستبد، پیروزى ندارد. بر فرض که کسى بتواند از حصار زور، با غلبه بر مستبد، بیرون آید، شکست خورده‏است. زیرا به قدرت اصالت بخشیده و روش او را پذیرفته و به کار برده‏است.

قاعدۀ نهم غفلت نکردن از واقعیت‏ها و سود بردن از آن‌ها در خشونت‌زدایی است.

قاعدۀ دهم بیرون رفتن و بیرون بردن حامیان استبداد از مدار بسته است.

قاعدۀ یازدهم ایجاد فرصت آزاد شدن، باز یافتن است.

قاعدۀ دوازدهم بیدار نگاه داشتن وجدان، همان آگاهى به ذاتى بودن حقوق و عمل به حقوق و دفاع از حقوق است.

قاعدۀ سیزدهم کاربرد بیشتر دانش و فن در به‌سامان آوردن زندگی روزانه و مبارزۀ جدی با خرافه‌ها و عرف و عادت و سنت‌های غیر عقلانی، به‌خصوص آن‌هایی است که خشونت را تجویز می‌کنند.

قاعدۀ چهاردهم کاستن از کاربرد دروغ است.

قاعدۀ پانزدهم پرهیز از بدآموزی‌ها، رایج‌ترینش، در کشورهای استبداد زده، نخواستن دلیل از مدعی و خواستن دلیل از مدعی‌علیه، است.

قاعدۀ شانزدهم به‌کاربردن حق دانستن و نیز حق اطلاع جستن و اطلاع دادن، برای  برقرار کردن جریان‌های آزاد دانش‌ها و اطلاع‌ها و دانش‌ها و فن‌ها و هنر‌ها است.

قاعدۀ هفدهم: امروز، شهرهای بزرگ ایران در شمار آلوده‌ترین شهرهای جهان هستند. آلودگی محیط‌زیست، سلامت از شهروندان می‌‌ستاند و اینان مردمی عصبی می‌شوند و هیچ فرصتی را برای به‌کاربردن خشونت از دست نمی‌دهند. اما سالم ساختن محیط‌زیست کاری است که مردم خود می‌باید بدان بپردازند.

قاعدۀ هجدهم: حقوق‌دانان که حقوق اساسی، موضوع کارشان است، می‌دانند که هر جامعه‌ای قبرستانی از قانون‌های وضع و اجرا نشده دارد. رﮊیم‌های استبدادی به‌خصوص فراوان قانون وضع می‌کنند. زیرا آن‌چه امروز مورد نیاز رﮊیم است، فردا مزاحم او می‌شود و نیاز جدید، قانون و مقررات جدید را ناگزیر می‌کند. بدین‌سان، شماری از قانون‌ها را رﮊیم خود به گورستان می‌سپارد. اما بسیاری دیگر را جامعه، با اجرا نکردن، روانۀ قبرستان می‌کند. در جامعه‌های دارای دموکراسی قوانینی وجود دارند که اکثریت تصویب می‌کند اما جمهور مردم آنها را نمی‌پذیرند و در عمل بلااجرا می‌شوند و در گورستان قوانین دفن می‌گردند.

قاعدۀ نوزدهم: گسستن پیوندهای همبستگی از بارزترین علامت‌های سنگین شدن جو خشونت در جامعه است. هرجامعه‌ای را بخواهند آمادۀ تجزیه کنند، دافعۀ عناصر تشکیل دهندۀ آن را نسبت به یکدیگر بیشتر و جاذبۀ آن‌ها را نسبت به یکدیگر، کمتر می‌کنند. راستی این ‌است که هرگاه هر قسمت از کشور خود خویشتن را اداره کند، با دموکراسی سازگار است. به‌شرط آن‌که مرزهایی که استبداد برقرار می‌کند، از میان برخیزند. جدایی‌ها از میان برخیزند.

قاعدۀ بیستم باز کردن مدار انسان و جامعۀ انسان‌ها است. توضیح این‌که یک عامل مهم بسته شدن فضای زندگی یک جامعه، نبود چشم‌انداز یا تاریک بودن منظر آیندۀ نزدیک و دور است. نبود چشم انداز، ترس ایجاد می‌کند و ترس حرکت به پیش را ناممکن و در عوض، فعالیت‌های تخریبی را در یک فضای بسته به حداکثر می‌رساند. اما فضا را با ایجاد ترس بیشتر نمی‌توان گشود. چنان‌که ایجاد آلترناتیو وابسته به قدرت خارجی که سبب مضاعف شدن ترس مردم از آینده –به‌خاطر ترس از گرفتار شدن به سرنوشت لیبی و سوریه- می‌شود، جامعه را فشل و شدت خشونت‌ها را بیشتر می‌کند.

قاعدۀ بیست‌ویکم: خشونت را می‌باید خنثی کرد و نباید عامل انتقال آن شد.

قاعدۀ بیست‌ودوم: حالت طبیعی خویش را که حالت شادی است از دست ندادن و برای شادی فرصت بر فرصت افزودن، امید بر امید افزودن و دلبستگی به یکدیگر و همبستگی با یکدیگر را روزافزون کردن است. روشی که شهروند برخوردار از عقل مستقل و آزاد، همه روز و همه لحظه‌های روز به کار می‌برد.

قاعدۀ بیست و سوم: مدار بسته مدار قدرت است. چرا‌که قدرت رابطۀ ‌قوایی میان دو طرف  است. از این رو، اصل راهنما ثنویت به‌معنای تقابل دو محور می‌شود. در مدار بسته، دوستی و شادی و امید و شجاعت و دیگر صفت‌های آزادگی، بی‌محل و دشمنی و غم و ترس و یأس بامحل می‌شوند. به خاطر باید سپرد که امید از ویژگی‌های حق است.  در برابر مدار بستۀ قدرت، مدار آزادی باز و موازنۀ عدمی خود رهاکردن از محدود کننده‌ای به نام ستم است. بدین‌قرار، هراندازه اندیشه‌ها و عمل‌ها گشوده‌تر باشند، به سخن‌ دیگر، هر اندازه جامعه بازتر و تحول‌پذیرتر، انسان‌ها مستقل و آزادتر و هر اندازه انسان‌ها مستقل و آزادتر، خشونت کم‌تر.

قواعد چندگانۀ طرح شده، تمامی قواعد خشونت‌زدایی نیستند. چه بسا قواعد دیگری نیز بتوان یافت. اما وجود این قواعد می‌گویند که جامعه‌ها، برای ادامه حیات، در صلح درونی و بیرونی، همواره نیازمند به‌کاربردن این قواعد و یافتن و به‌کار بردن قواعد دیگر هستند.

 

عباد عموزاد ـ اسفند ۱۴۰۲

تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند, ۱۴۰۲ ۸:۳۱ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

یانیس واروفاکیس اجازه نمی‌دهد که دهانش را ببندند!

اگر در دهه ۱۹۳۰ زندگی می کردیم، به عنوان اروپایی‌ آزار و اذیت یهودیان را اولویت اصلی خود قرار می دادیم. اگر این زمان نسل کشی در رواندا یا بوسنی بود، ما آنها را در اولویت اول قرار می دادیم. این وظیفه ماست.

مهمترین مساله در کشور ما هنوز و همچنان آزادی و دمکراسی است.

قرار گرفتن جامعه و کشور ما در مسیر توسعه پایدار و تامین زندگی عادلانه، سبز، شاداب و بهتر برای مردم، بویژه کارگران و زحمت‌کشان جامعه، در گرو حل مهم‌ترین مساله آزادی و دمکراسی و مشارکت واقعی مردم در اخذ تصمیمات، نه در حرف، بلکه واقعاً در عمل است.

تورم ۵۲.۳ درصدی ۱۴۰۲ رکورد ۸۰ سال اخیر را شکست!

بانک مرکزی جمهوری اسلامی با گذشت ۳۳ روز از سال ۱۴۰۳، هنوز نرخ تورم سالانه در سال ۱۴۰۲ را رسما اعلام نکرده است، که می‌تواند به تلاش‌ دولتی‌ها برای دستکاری آمار‌های ارائه‌شده مربوط باشد، اما بر اساس جدولی که بانک مرکزی برای محاسبه تادیه بدهی و مهریه به دادگاه‌ها ارائه کرده، نرخ تورم سال ۱۴۰۲ برابر با ۵۲.۳ دهم درصد اعلام شده است.

نخل ها ایستاده میمیرند

نخل ها را شمردیم، همه ایستاده بودند،

سر بلند و سرفراز،

سبز گشتند، به سر سبزی جنگل های شمال،

ماندند، سربلند، چون نخل های جنوب،

گرچه تلخ بود، مرگ آن یاران،

اما ققنوس و ستاره گشتند،

آفریدند به نام، در تاریخ، و شکوفا گشتند،

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

یانیس واروفاکیس اجازه نمی‌دهد که دهانش را ببندند!

سیاست حجاب اجباری یک سیاستِ شکست خورده است

مهمترین مساله در کشور ما هنوز و همچنان آزادی و دمکراسی است.

تورم ۵۲.۳ درصدی ۱۴۰۲ رکورد ۸۰ سال اخیر را شکست!

نخل ها ایستاده میمیرند

چرا باید ثروتِ بی‌اندازه‌ی شخصی را محدود کرد؟