چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۶:۰۲

چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۶:۰۲

زمستانی که دارد می‌رود!

زمستانی که بایست آن قدر سرد و یخ‌بندان باشد که بهار دل‌انگیز گردد و درختان آن‌چنان به خواب روند که خستگی از تن برون کنند تا در هوشیاری و بیداری بهار، شاداب و با طراوت زندگی را پیش گیرند؛ اینک به خودپسندی و عُجب خود افزوده است

بهار نزدیک بود. پیرمرد با موهای سفیدتر از برف، دورترین آرزوهایش را در نزدیک‌ترین جلوه‌های طبیعت می‌دید. نه دوست داشت همه خاطرات تلخ و شیرین را برای اسفندی که داشت می‌رفت، بگذارد و نه دلش می‌خواست درآن لحظاتی که دخترش همانند همۀ این سال‌ها با تُنگی از آب و دسته‌ای از گل‌های چیده شده از باغچۀ کوچک حیاط به داخل می‌آید و سال را تحویل می‌کند، دل‌آزرده گردد. او می‌خواست نیشتری بر دل بگذارد و مرهمی بشود بر این روزهای مصیبت‌زده و عاصی مردمان…

به نظر اما، روزگار ما شتابان است! گویا همه می‌دوند و عجله دارند در گذرانِ عمر. فصل‌های سال هم گویا در گردش خود تعجیل می‌کنند. تعجیلی که شیفتگی زندگانی و ورق خوردن به «آنی» را در پی‌دارد. زمستان هم‌چون پیری فرتوت به نظر می‌رسد. از آن همه برف و سرما خبری نیست. زمستانی که بایست آن قدر سرد و یخ‌بندان باشد که بهار دل‌انگیز گردد و درختان آن‌چنان به خواب روند که خستگی از تن برون کنند تا در هوشیاری و بیداری بهار، شاداب و با طراوت زندگی را پیش گیرند؛ اینک به خودپسندی و عُجب خود افزوده است…

روزگاری سرمای زمستان همراه بود با برف و  یخ‌بندانی که تا عمقِ خاک نفوذ می‌کرد. زمستان آنقدر طولانی می‌شد که برای رسیدن بهار روزشماری می‌کردیم. حالا گویا شتابندگی روز‌ها و ماه‌ها در رگ و پی زندگانی، در درخت و جنگل و طبیعت هم روزنی جُسته‌… عجول شده‌ایم، صبوری و فرهمندی و والایی از کف رفته…  گویا بی‌تدبیری پاییز و نخوت زمستان، شوری برای بهار نگذاشته… گواهی آن نگاه مردمانی‌است در اسفندی که دارد می‌رود… نگاه این فرودستان سخت‌کوش و کم‌توقع…

خواهر بزرگم همیشه سیب و سنجد و سمنو را بهانه قرار می‌داد و می‌گفت: «…بچه‌ها بیش از آدم‌بزرگا‌ در انتظار نوروز و عیدند. اونا به فردا و آینده امیدوارن…»

پی‌نوشت:

«سیب» نمادعشق و زیبایی، «سنجد» نماد فرزانگی و زایش، «سمنو» نماد قدرت و توان‌مندی‌...

 

واپسین روزهای زمستان ۱۴۰۲- پهلوان

تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند, ۱۴۰۲ ۱۰:۴۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

پیش و پس موشک‌ها!

جمهوری اسلامی به دولت‌های عراق، عمان، عربستان و اردن خبر ‌داد که تصمیم به عملیات هوایی از خاک ایران به خاک اسرائیل دارد. عملیاتی که ناگزیر از آسمان کشورهای حد فاصل خواهد گذشت. با این کار، قدرت‌های جهان و کشورهای منطقه مرتبط با فضای جنگی و نیز مشخصاً دولت اسرائیل را از قبل نسبت به حمله، آگاهی سیاسی و نظامی داد.

در انتظار باران

دیروز از صبح،
در انتظار باران بودم،
می‌گفتند نمی‌آید،
ابرهای بارور را باد،
به آن سوی اقیانوس‌ها برده،
و چنین می‌پنداشتند، اما آمد …
چه روز زیبایی بود

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

گلها از این‌که روزی پژمرده شوند؛ نگران نیستند!
از نهایت جلوه‌گری دست نمی‌کشند!
زیبایی‌ها‌یشان، از عطر و بو و تا تجلی سحرانگیز را بدون هیچ کینه‌ای پیشکش می‌‌‌کنند.

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

اجازه است زمانی که از خانه بیرون می‌روم با احساس آرامش بیرون بروم، راه بروم سرک‌ها یا مسیر هدفم را طی کنم، بدون داشتن هراس، ترس، دلهره و وحشت از این ‌که مبادا طالبان مرا با خود ببرد، یا اینکه در انتحار و انفجار زخمی و یا شهید شوم، یا دزد راهم را بگیرد و تمام اموالم را غارت کند؟

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

پیش و پس موشک‌ها!

در انتظار باران

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

مثل یک باد