سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۶:۳۸

شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۸

دیوانه

در آن سال‌هایی که هر صبحِ زود عازم محل کارم می‌شدم؛ می‌دیدم اورا دمغ و عصبانی، گوشه‌ی خیابان نشسته‌است، آزرده از زمین و زمان. مرا که می‌دید لبخندی کم‌رنگ بر چهره‌اش نقش می‌بست. شاید چون ذات هردوی ما یکی بود! وقتی با ایما و اشاره منظورش را می‌رساند؛ می‌فهمیدم که کبوترهایش را فراری! داده‌اند؛ طوقی‌اش را...

همه مجنونش می‌پنداشتند. هرکس اورا می‌دید‌؛ به راحتی فراموش‌‌اش نمی‌کرد. چشمانی تیزبین داشت با قیافه‌ای عبوس و بیشتر مواقع خشمگین و آماده نزاع، ابروانی پرپشت و موهایی جوگندمی. بیشتر اوقات پابرهنه راه می‌رفت. باصدای بلند به رهگذران نهیب می‌زد. مفهوم نبود که چه می‌گوید؛ گرچه برخی از الفاظی که به کار می‌بُرد بسیاری را می‌لرزاند و هراسان به  فاصله‌گیری می‌داشت، بودند اندک کسانی که به حرف‌هایش عادت داشتند و می‌دانستند آزارش به کسی نمی‌رسد، به داد و هوارش محل نمی‌دادند و به راحتی از کنارش می‌گذشتند و بودند مغازه‌دارانی که سر به سرش می‌گذاشتند.
او با ظاهری دیوانه و آشفته درطول خیابان راه می‌رفت و بر سر ماشین‌ها می‌خروشید، گاهی هم به آسمان می‌نگریست و بر کبوتران که گویا دست‌آموزش بودند؛ چندین فریاد می‌کشید: «…توی روحت…» این جمله آخر، خُلق بسیاری را تنگ می‌کرد. استغفرالهی می‌گفتند و بعضی‌شان به او نهیبی می‌زدند…

چند روایت  از داستان دیوانگی او برسر زبان‌ها بود که نمی‌شد با قاطعیت گفت کدام درست است. یکی از آن‌ها این بود که در کودکی دچار تب و لرزی شده و به دلیل نبود دکتر و دارو و تا رساندش به پایتخت، دچار این جنون شده… یکی می‌گفت در دوران جوانی سری پر شور داشت و در زمان حبس گویا ضربه‌ای به سرش زده‌اند… روایت سوم این بود که خانواده این مرد جداندرجد پریشان احوال و گرفتار جنون بوده‌اند… با همه‌ی این تفاسیر، گویا زندگی همه‌ی آدم‌ها نوعی داستان و حکایت است. شاید پر بی‌راه نباشد که باور داشته باشیم که اگر آدمیان کتاب‌اند؛ عکس آن هم صادق باشد!… ما همگی دست‌نوشته و پیش‌نویس کتابیم  و برای اینکه کامل شویم شاید نیاز باشد بمیریم تا کاملا شناخته شویم. گویا هر پدیده‌ای با تمام شدن، شناخته می‌شود و به کمال می‌رسد. همانطور که هر پیکری را زمانی می‌توان بطور کامل مورد تشریح و تجسس  وتحقیق قرار داد که مرگ اورا ربوده باشد. و اینک که «دیوانه» رفته، شاید فرصتی باشد که برای تشریح و شناخت او .
در آن سال‌هایی که هر صبحِ زود عازم محل کارم می‌شدم؛ می‌دیدم اورا دمغ و عصبانی، گوشه‌ی خیابان نشسته‌است، آزرده از زمین و زمان. مرا که می‌دید لبخندی کم‌رنگ بر چهره‌اش نقش می‌بست. شاید چون ذات هردوی ما یکی بود! وقتی با ایما و اشاره منظورش را می‌رساند؛ می‌فهمیدم که کبوترهایش را فراری! داده‌اند؛ طوقی‌اش را…
یاد پریشان‌حال دوران نوجوانی «مشدعباس»ییلاق، در پس ذهنم زنده می‌شود… فرهیخته‌ای می‌گفت:« کودکی پریشان، اینجا هرسنگی درمیان این کوهستان می‌بیند، هرخار و بوته‌ای که می‌چیند، هر پروانه‌ای که توجه‌ی بازیگوشانه‌اش را جلب می‌کند؛ برای او واقعا توشه‌ی یکتا و نادری‌ست… زندگی برای او همان رویایی‌ست که می‌بیند. او چیز آرامی نمی‌شناسد… فقط فرد به دارآویخته است که معنای طناب را می‌فهمد…»

واپسین روزهای شهریور۱۴۰۳ پهلوان
@apahlavan
#جولیا_بطروس Julia Boutros هنرمند لبنانی  زادهٔ ۱ آوریل ۱۹۶۸
#بتنفس_حریه #تنفس_آزادی

ترجمه تصنیف «بتنفس_حریه»:

من آزادی را نفس می‌کشم هوا را از من نگیر
بر من این‌همه سخت نگیر تا هر دو زمین نخوریم
من آزادی را نفس می‌کشم هوا را از من نگیر
بر من این‌همه سخت نگیر تا هر دو زمین نخوریم
هرگز نمی‌توانی مرا حذف کنی پس به من گوش بده و با من حرف بزن
اگر به خیال خود مرا مداوا می‌کنی بدان که این دوای من نیست
من آزادی را نفس می‌کشم هوا را از من نگیر
بر من این‌همه سخت نگیر تا هر دو زمین نخوریم
ای کاش از من بشنوی هر آن‌چه اتفاق افتاد کافی‌ست
قدرت اگر رو در روی اندیشه بایستد سرنگون می‌شود
این دنیا برای همه جا دارد تنها حقیقت است که ماندگار است
بیا با هم بیاندیشیم و راه چاره‌ای بیابیم
من آزادی را نفس می‌کشم هوا را از من نگیر
بر من این‌همه سخت نگیر تا هر دو زمین نخوریم
بانگ آزادی رساتر از هر صدای دیگری می‌ماند
هر چقدر هم که باد ظلم بوزد و ظلمت شب فاصله‌ها را بپوشاند
نمی‌توانی هستی را با یک رنگ رنگ کنی
نمی‌توانی نظام زمین را دگرگون کنی و مسیر نفس کشیدن را تغییر دهی
من آزادی را نفس می‌کشم هوا را از من نگیر
بر من این‌همه سخت نگیر تا هر دو زمین نخوریم
من آزادی را نفس می‌کشم هوا را از من نگیر
بر من این‌همه سخت نگیر تا هر دو زمین نخوریم
@khosroye_shirindahanan
@jane_shifteham

تاریخ انتشار : ۳۱ شهریور, ۱۴۰۳ ۲:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

گرامی باد یاد جزنی و یاران!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در پنجاه و یکمین سالگرد قتل رفیق بیژن جزنی و یارانش، با میراث ضدامپریالیستی، عدالت طلبانه و آزادیخواهانه فدائیان خلق تجدید عهد می کنیم. مقاومت جانانه مردم ایران در برابر تجاوز امپریالیستی – صهیونیستی، ادامه نبرد ضداستعماری رئیس‌علی ها، حیدر عمواوغلی ها، مصدق ها و جزنی هاست.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرخش در بوداپست؛ پیامدهای داخلی و بین‌المللی شکست اوربان

شهناز قراگزلو: نقش جامعه، به‌ویژه نسل جوان، در این تحول برجسته بود. مشارکت بی‌سابقهٔ رأی‌دهندگان نشان داد که بخش بزرگی از مردم خواهان تغییرند و انتخابات را به نوعی همه‌پرسی علیه وضعیت موجود تبدیل کردند. این حضور گسترده، مشروعیت نتیجه را تقویت و انتظارات تازه‌ای را به دولت جدید تحمیل کرد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سی‌امین «تحلیل هفته» | «علل تاب‌آوری جمهوری اسلامی» | گودرز اقتداری، فرخ نگهدار

چکیدهٔ گزارش هرانا از وضعیت نقض حقوق بشر در ایران در سال ۱۴۰۴

جمعی از زنان فعال داخل کشور: صدای ما را از ایران می‌شنوید!

حزب اتحاد ملت: حمایت از مذاکرات دیپلماتیک / انتقاد از رویکردهای ضددیپلماسی و ابراز نگرانی از صدور احکام اعدام

سکوت سنگین شهرک‌های صنعتی قلعه‌ حسن‌خان/ از بمباران تا تعطیلی کارگاه‌ها/ اینجا بوی کار و زندگی نمی‌آید!

بیست‌ونهمین «تحلیل هفته» | چپ، جنگ تدافعی و دفاع از میهن | منوچهر صالحی، سهراب مبشری، مرتضی صادقی