سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۵:۳۵

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۵

چگونه بدن زن در ایران به یک امر سیاسی تبدیل شد؟

زندگی در امپراطوری ممنوعیت‌ها و پوشاندن اجباری بدن پاک شدن صورت مسئله را در پی نداشت و "سبک زندگی اسلامی" تحمیلی هم نتوانست به امر فرهنگی فراگیر تبدیل شود. تنش کنونی بر سر تحمیل آمرانه پوشش بدن زن است که حکومت آن را نشانه اقتدار و مشروعیت خود می‌داند.
Getting your Trinity Audio player ready...

انتخاب سردبیر ماه

سال‌هاست بدن زن به موضوع یک کشمکش فرهنگی-سیاسی مهم میان حکومت و بخش‌های رو به گسترش جامعه ایران، به ویژه نسل جوان، تبدیل شده است. در چنین فضایی روز ۱۲ آبان ویدئویی از یک دانشجوی دختر دانشگاه علوم تحقیقات تهران در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد که نشان می‌دهد او در پی برخورد با ماموران حراست لباس‌های خود را از تن در می‌آورد. پس از انتشار این ویدیو، “خبرنامه امیرکبیر” گزارش داد که این دختر بازداشت و به یک بیمارستان روانی منتقل شده است. ادعای داشتن “بیماری روانی” درباره این دانشجو از سوی رسانه‌ها و نهادهای رسمی (سخنگوی دولت، وزیر علوم) نیز تکرار شده است. سخنگوی دولت مدعی است که ” بیشتر از این‌که به این موضوع نگاهی امنیتی وجود داشته باشد، نگاه اجتماعی به آن وجود دارد”. با این همه از زمان دستگیری خبر دقیقی از وضعیت او توسط منابع مستقل منتشر نشده است.

انتشار این ویدئو و تصاویر بسیار پرمعنای این دانشجو (به نام آهو) که با بدن برهنه خود نمادی‌ترین اصل نظام ارزشی حکومت را به چالش می‌کشد موجی از واکنش در درون جامعه ایران بوجود آورده است. این که برخورد دقیقا بر سر چه و چگونه بوده موضوع اصلی نیست. مسئله بر سر تنش میان بخشی از جامعه و حکومتی است که می‌خواهد انظباط بدنی و پوشش خاصی را به نام دین به زنان تحمیل کند.

سال‌هاست که حکومت آزادی پوشش و حجاب اختیاری را هم‌سنگ برهنگی می‌داند و تلاش می‌کند بدن زن را به شر اخلاقی مطلق تبدیل کند. این شر انگاری بدن زن، علت و هدف “منکر دینی” و گناه (برای زنان و مردان)، را باید فراسوی امر دینی و قدسی دید. تنش کنونی بر سر تحمیل آمرانه پوشش بدن زن است که حکومت آن را نشانه اقتدار و مشروعیت خود می‌داند. بدین گونه است که بدن زن، نوع پوشش و تلاش برای کنترل و مهار آن امروز معنای سیاسی و هویتی پیدا کرده و به موضوع درگیری میان جامعه عاصی و حکومت اسلامی تبدیل شده است.

حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی در فضاهای گوناگون و دیگر رویکرد‌های محدود کننده برای زنان مانند ورزش در عرصه عمومی یا رقص، ممنوع کردن صدای زنانه در موسیقی و یا تماس زن و مرد در فعالیت‌های هنری، فرهنگی و حرفه‌ای سبب شده شکاف‌های فرهنگی بزرگی در جامعه ایران شکل گیرد. زندگی در امپراطوری ممنوعیت‌ها و پوشاندن اجباری بدن پاک شدن صورت مسئله را در پی نداشت و “سبک زندگی اسلامی” تحمیلی هم نتوانست به امر فرهنگی فراگیر تبدیل شود. اشکال مقاومت و زندگی زیرزمینی نسل‌های جوان سبب شد در زیر پوست شهر زندگی دیگری و رابطه متفاوتی با بدن در جریان باشد. جنبش زن، زندگی، آزادی فوران آتشفشانی از سرخوردگی‌ها، حسرت‌ها و خشم بود که جامعه اندک اندک در دل خود انباشته است.

برداشتن حجاب، رقص جمعی، نمایش‌های خیابانی یا رفتارهای هنجارشکنانه از رابطه نوپدید با بدن در میان نسل جوان حکایت می‌کنند. همین گرایش را در حوزه روابط جنسی خارج از چهارچوب رسمی می‌توان دید. بخش بزرگی از جوانان امروز در رفتارهای جنسی و رابطه با بدن خود هنجارشکن شده‌اند و این را برخلاف نسل‌های گذشته بدون ترس در عرصه عمومی به نمایش می‌گذارند. اگر برای حکومت بدن زن مکان گناه و نفی “زندگی مومنانه” است برای نسل جوان بدن به نماد آزادی و لذت از زندگی این دنیایی تبدیل شده است. تابوشکنی‌‌ها پاسخ‌ جامعه عاصی به حکومتی است که توانایی درک جامعه و نسل جوان را ندارد و لجوجانه سیاست پوشاندن آمرانه بدن زن را پی می‌گیرد.
45 سال سرکوب بدن و تلاش برای پنهان ساختن آن در عرصه عمومی سبب شده نسل‌های جامعه نتوانند درباره سنت‌ها، ارزش‌های دینی و فرهنگی در رابطه با بدن با یکدیگر و با دیگری متفاوت گفتگو کنند. هر گروهی و نسلی در درون پیله خود مانده و درک متقابل در جامعه بدون گفتگو و بی‌اعتماد به امر ناممکن تبدیل شده است. به همین خاطر هم گاه نه فقط حکومت که مادران و پدران و نسل‌های گذشته هم قادر به درک جوانان نیستند. دنیاها و فرهنگ‌ها از یکدیگر دور افتاده‌اند و چه بسا با یکدیگر بیگانه‌اند. جوانان در دنیای شبکه ای امروز ادغام شده‌اند و الگوی‌های خود را دیگر در درون جامعه ایران نمی‌یابند. همه اینها بخشی از آسیب‌های آشکار و ناآشکاری است که از درون مانند خوره روح خسته و درمانده جامعه را می‌خورند.

حکومت پوشیدگی بدن زن در عرصه عمومی را به نماد اقتدار سیاسی و مشروعیت دینی خود تبدیل کرد. زنان با تابوشکنی و زیرپاگذاشتن شجاعانه هنجارهای رسمی به جنگ آشکار با سیاست‌ها و دنیای ارزشی حکومت روی آورده‌اند. این گونه زنان تن خود از حکومت و جامعه مردسالار را پس می‌گیرند و آن را به درفش رهایی فردی و آزادی جمعی بدل می‌سازند.

برگرفته از کانال تلگرام آقای سعید پیوندی، چامعه‌شناس

تاریخ انتشار : ۱۹ آبان, ۱۴۰۳ ۲:۳۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود