سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۹:۲۰

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۰

سارتر،- مبارزی عملگرا، روشنفکری التقاطی؟

مفهوم و مقوله اخلاق نزد سارتر، ذهنی، ایده آلیستی، خرد گریز، و التقاطی است، و بشکل آزاد بیان و عمل می‌گردد و مشروط به هیچ ارزش، تصمیم، و پدیده دیگری نیست. سارتر می‌گفت انسان چون آزاد است باید به زندگی خود معنی و هویت بدهد. انسان باید وظایف و مسئولیت و نقش‌های اجتماعی مناسب را به‌عهده بگیرد.

سارتر و انقلاب؛ روشنفکران جایگزین پرولتاریا.
سارتر (۱۹۸۰-۱۹۰۵.م)، نویسنده و فیلسوف، مبارز اعتراضات خیابانی، و مهمترین نماینده اگزیستنسیالیسم آته ایستی فرانسوی، در سالهای ۱۹۵۶-۱۹۵۲ میلادی، عضو حزب کمونیست، و در سال ۱۹۶۴ برنده جایزه نوبل ادبیات، نماینده یک فلسفه فوق العاده ذهنی، خردگریز، و فردگرایانه؛ که در آن قشر روشنفکر خرده بورژوا و چپ علیه جامعه انسان ستیز کاپیتالیستی مبارزه میکند. سارتر گرچه مارکسیسم را فلسفه ای غیرقابل فهم میدانست، کوشید آنرا با مکاتب اگزیستنسیالیسم و با فرویدیسم همخوان و متحد کند. او گرچه هومانیست تر از سایر اگزیستنسیالیست هاست ولی منطق و جهانبینی اش در چهارچوب ایده آلیسم ذهنی است. فلسفه و کوششهای سارتر شرایط زندگی روشنفکران بورژوایی ناراضی را در بحرانهای عمومی امپریالیسم منعکس میکرد. آثار و نظرات او سالها کمکی بود به بحث های سیاسی و ایدئولوژیک جوامع غرب در قرن ۲۰. بعد از پایان جنگ جهانی دوم فلسفه اگزیستنسیالیستی سارتر در اروپا مد شد و رونق یافت.

او در سالهای ۱۹۷۰- ۱۹۵۰ تاثیر مهمی روی روشنفکران و دانشجویان گذاشت. موج و جنبش مکتب فوق در نیمه دوم قرن ۲۰ با نام وی آمیخته است گرچه تغییر و تحولات سیاسی و افکار وی متناقض و متنوع بودند. سارتر پیش از نزدیک شدن به مارکسیسم در حین جنگ جهانی دوم، زیر تاثیر اندیشه های: هوسرل، هایدگر، کیرکگارد، و حتی هگل بود.

سارتر در سن ۴۰ سالگی زیر تاثیر مارکسیسم کتاب فلسفی نقد خرد دیالکتیکی را نوشت. او در آنجا کوشید مارکسیسم را با دوفلسفه اگزیستنسیالیسم و فرویدیسم آشتی دهد، گرچه راه سوم پیشنهادی وی میان کاپیتالیسم و سوسیالیسم هیچگاه موفق نبود. او از سال ۱۹۵۰ فعال اجتماعی برای جنبش چپ فرانسه شد و نقش مهم و مثبتی در مبارزات و افشای فاشیسم فرانسه داشت. سارتر یکی از نمایندگان فکری جنبش مقاومت فرانسه علیه نئوفاشیسم و پایه گذار حزب راه سوم با عنوان مجموعه دمکراتیک انقلابی بود. او خود را همیشه میان جهان سوسیالیستی و جهان بورژواییمیدانست و اغلب منقد نظام و فرهنگ بورژوایی بود گرچه مواضع سیاسی اش مدام دستخوش تغییرات و تحولات میان جریانات چپ و لیبرال بودند. منتقدین چپ مدعی هستند که وی از زندگی و خصوصیات طبقه کارگر اطلاع چندانی نداشت ولی خود را ادیب، روانشناس، فیلسوف، و نظریه پرداز میدانست. سارتر در ادامه راه نیچه و کتاب هستی و زمان هایدگر، نماینده یک اگزیستنسیالیسم آته ایستی بود او اخلاق تاریخی و طبقاتی مشروط را قبول نداشت و میگفت انسان در هر شرایطی بشکل آزاد انتخاب میکند و این انتخاب مشروط به هیچ ارزش گذاری و شرایطی نیست. او هدف هر فلسفه و جهانبینی را جمله دکارت چون می اندیشم، پس هستم میدانست. نظریه های شناختی وی اغلب ذهنی، متافیزیکی، و آگنوستیکی هستند. وی مدعی بود که هستی و وجود مهمتر از ذات و ماهیت است.هر انسانی مخلوق طرح و برنامه خود است و محکوم به آزادی میباشد. و هر انسانی مسئول انسانهای دیگر نیز است. در نزد سارتر مقوله های: آزادی و ضرورت، من و دیگران، فرد و جمع، ذهن و عین، تاریخ و طبیعت، با هم رابطه ای ندارند و هر کدام راه خود را میروند. طبیعت در هستی شناسی اگزیستنسیالیستی وی نقشی ندارد. به این دلیل او منکر دیالکتیک در طبیعت بود. وی نقش علوم طبیعی در فلسفه را نیز بی اهمیت و ناچیز میدانست.

مفهوم و مقوله اخلاق نزد سارتر، ذهنی، ایده آلیستی، خرد گریز، و التقاطی است، و بشکل آزاد بیان و عمل میگردد و مشروط به هیچ ارزش، تصمیم، و پدیده دیگری نیست. وی در سالهای پایانی عمر خود، دارای مواضع ضد کمونیستسی، ضد شوروی سابق، و نظرات اولترا چپ آنارشیستی، تروتسکیستی، و مائویستی بود. چپ استالینیستی مدعی بود که فلسفه سارتر در اواخر قرن ۲۰ تاثیر مهمی روی اشاعه جریان رویزیونیسم خرده بورژوایی گذاشت. مورخین سوسیالیست فلسفه اگزیستنسیالیستی سارتر را توضیح سرگردانی و نا امیدی روشنفکران بورژوایی میدانند که بعد از واقعه انجام ۲ جنگ جهانی در اروپا بوجود آمد. ترس از هستی، تبدیل به پوچ و آبزورد شدن مفهوم زندگی، بعد از هر جنگ فاجعه آمیز، مورد علاقه و توجیه روشنفکران چپ متزلزل و آواره قرار گرفت، گرچه سارتر انسان را محکوم به آزادی و مسئول کامل خود و دیگران میداند. سارتر یکی از دلایل احساس پوچی و نیهلیسم بین مردم و گروهی از روشنفکران را، بی معنی شدن دین میدانست و میگفت انسان چون آزاد است باید به زندگی خود معنی و هویت بدهد، مثلا انسان باید وظایف و مسئولیت و نقش های اجتماعی مناسب را بعهده بگیرد.

سارتر به آنالیز مارکسیستی جامعه طبقاتی و کاپیتالیستی باور داشت ولی می پرسید چرا نقش فرد در این تجزیه و تحلیل عظیم علمی مورد توجه لازم قرار نگرفته؟ او در رمان تهوع به تنهایی انسان از خودبیگانه شده اشاره میکند که متوجه آبزورد بودن رندگی و هستی خود شده است. وی میگفت در مارکسیسم جزمی روس و در استالینیسم، انسان و آزادی فردی اش کاملن نادیده گرفته شده است، چون او هیچ نقش خلاقی در جامعه ندارد و اسیر قوانین سلطه و تاریخ شده است. در نظر سارتر آزادی عمل و انتخاب مسئولیت برای فرد بسیار مهم است و آن بالاترین شکل معنی در مقوله زندگی است. آزادی فرد با اتحاد آزادی دیگران واقعیت پیدا میکند. سارتر سوسیالیسم واقعن موجود شوروی و مارکسیسم ارتدکس را جزمی و دگماتیک میدانست. او خالق هیچ مکتب و سیستم فکری فلسفی نشد ولی روی طبقه متوسط تحصیل کرده بورژوایی فرانسه و اروپای غربی اثر مهمی بجا گذاشت.

سارتر نخست ادامه دهنده راه هوسرل و هایدگر بود، و سپس: برگسن، نیچه، کنت، کیرکگارد، دکارت و کانت، آموزگارانش شدند، از هگل انتقاد شدید نمود، مارکس برایش مانع و مخالفی دائم بود، و به تحول و تکامل مارکسیسم-لنینیسم باوری نداشت. او میگفت مکتب اگزیستنسیالیسم با موضوع تاریخ علمی فلسفه، همخوانی و هم آهنگی ندارد. سارتر در تاریخ فلسفه اغراق نظری در مقابل اندیشه های ماتریالیستی-دیالکتیکی میدید. او در کتاب "نقد خرد دیالکتیکی" به ۳ دوره فلسفی خلاق میان قرون ۲۰-۱۷ میلادی اشاره میکند: دوره دکارت و لاک، دوره کانت و هگل، و دوره مارکس. وی کوشید غالب فیلسوفان بورژوایی را از موضع اگزیستنسیالیستی تفسیر کند. در پایان باید اشاره نمود گرچه موج و مکتب فلسفه وجود و هستی از سال ۱۹۵۰ رو به افول گذاشت، سارتر و تفکراتش ولی تا پایان قرن ۲۰ و انحلال شوروی مورد توجه روشنفکران بی خط و لیبرال بود. نظرات سارتر نقاط مشترک زیادی با افکار: گارودی، ارنست فیشر، و اصطلاح " فلسفه عمل داشت. او همچون تروتسکی شعار انقلاب مداوم را تبلیغ می نمود. وی زبر تاثیز آنارشیسم خرده بورژوایی و رمانتیسم آرمانگرایی، گاهی به مبارزات اجتماعی نیروهای مترقی آسیب رساند.

از جمله آثار سارتر: هستی و نیستی، نمایشنامه مگس ها، پشت درهای بسته، فاحشه نجیب، دستی آلوده، پایان بازی، اتوبیوگرافی واژهها، نقد عقل دیالکتیکی، رمان تهوع، دیوار، مسیر راه، ادبیات چیست؟ آیا اگزیستنسیالیسم نوعی هومانیسم است؟ ابله خانواده یا آنالیر گوستاو فلوبرت و آثارش، هستند.

بعضی از آثارش پیرامون فاشیسم و راسیسم در کشورهای مختلف غرب است. شاهکار او کتاب هستی و نیستی یک هستی شناسی پدیدار شناسانه یا فنومنولیگ است. او در نمایشنامه دستهای آلوده به کمونیسم ستیزی در فرانسه، و ضرورت همکاری میان اپوزیسیون، می پردازد. در کتاب مرده های بدون خاکسپاریاو به مبارزه و مقاومت ضد فاشیستی اشاره میکند. موضوع کتابفاحشه نجیباو،پیرامون راسیسم در جامعه امریکا است. کمدی نکراسوف طنزی است موفق در باره کمونیسم ستیزی در فرانسه .

 

منابع:

— meyers universal lexikon, band3, s. 660, heinz göschel
— philosophen lexikon, s. 808-811, erhard lange
— fremdsprachige schriftsteller, s. 556- 557, gerhard steiner

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۲۰ آبان, ۱۴۰۳ ۷:۱۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار