سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۴۷

سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۷

چه بر سر زنان سوریه خواهد آمد؟

رؤیا‌پردازی‌های انقلابی تقریباً همیشه پشتِ درِ خانه‌ها متوقف می‌شود، و این باید ما را فوق‌العاده خشمگین کند. لولا ایتوربه، آنارشیست و مبارز اسپانیایی، در سال ۱۹۳۵ نوشت: «به نظر می‌رسد که همه‌ی این رفقای مرد، هرقدر هم که در کافه‌ها، اتحادیه‌ها و حتی گروه‌های همگرا پیشرو باشند، پشتِ درِ خانه‌هایشان ردای هواداری از آزادیِ زنان را از تن درمی‌آورند. درون خانه، رفتار آنها با رفقای زن درست مثل شوهرانِ عادی است.»
Getting your Trinity Audio player ready...

مونا الطحاوی

سیزده سال پس از پیوستن به موج انقلابی‌ای که سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا را فرا گرفت، سرانجام سوری‌ها می‌توانند بگویند که نام بشار اسد را در کتاب‌های تاریخ در کنار حسنی مبارکِ مصری، زین‌العابدین بن‌ علیِ تونسی، معمر قذافیِ لیبیایی و علی عبدالله صالح یمنی ثبت کرده‌اند. اما رویدادهای ۱۳ سال گذشته در همه‌ی این کشورها نشان داده است که آزادی به چیزی بیش از بیرون راندن یک مرد از کاخ ریاست‌جمهوری نیاز دارد. ما زنان به‌خوبی از این واقعیت آگاه‌ایم.

امروز به یاد رزان زیتونه هستم، یک زن انقلابیِ سوری ]و وکیل مدافع حقوق بشر[ که در ۹ دسامبر ۲۰۱۳، یعنی یازده سال و یک روز قبل از سقوط اسد، همراه با سه همرزمِ خود، معروف به «چهار زن اهل دوما»، در یکی از مناطق تحت سلطه‌ی شورشیان ناپدید شد. زیتونه هم علیه رژیم اسد انقلاب کرده بود، هم علیه گروه‌های شورشی و هم علیه پیکارجویانِ اسلام‌گرا.

او در ماه مه ۲۰۱۳ در ایمیلی به دوستش ندیم حوری، یکی از فعالان حقوق بشر، نوشت: «ما انقلاب نکردیم و هزاران نفر را از دست ندادیم که چنین هیولاهایی بیایند و همان تاریخ ناعادلانه را تکرار کنند. این آدم‌ها را هم باید مثل رژیم اسد به پاسخ‌گویی واداشت.» چه فایده‌ای دارد که یک ستمگر را جایگزین ستمگرِ دیگری کنیم؟

در کارِ روزنامه‌نگاری‌ام با زنانی از تونس، لیبی، سوریه و مصر درباره‌ی تجربیاتشان از خیزش‌های مردمی مصاحبه کرده‌ام. زنان همیشه مجبور بوده‌اند که در دو انقلاب مشارکت کنند: یکی دوش‌به‌دوش مردان علیه حکومت‌هایی که به همه ستم می‌کنند، و دیگری علیه نظام‌های حاکم بر خیابان‌ و اتاق‌ خواب‌، که همراه با رژیم حاکم، به هر کسی غیر از مردانِ دگرجنس‌گرای هم‌سوجنس (cisgender) ستم روا می‌دارند. باید با فرهنگ و دینمان، با حاکمانِ خودکامه و اسلام‌گرایان ــ دو روی سکه‌ی خودکامگی ــ تسویه‌حساب کرد. چنین تسویه‌حسابی اقدامی ذاتاً فمینیستی است. و این همان چیزی است که سرانجام ما را آزاد خواهد کرد.

رؤیا‌پردازی‌های انقلابی تقریباً همیشه پشتِ درِ خانه‌ها متوقف می‌شود، و این باید ما را فوق‌العاده خشمگین کند. لولا ایتوربه، آنارشیست و مبارز اسپانیایی، در سال ۱۹۳۵ نوشت: «به نظر می‌رسد که همه‌ی این رفقای مرد، هرقدر هم که در کافه‌ها، اتحادیه‌ها و حتی گروه‌های همگرا پیشرو باشند، پشتِ درِ خانه‌هایشان ردای هواداری از آزادیِ زنان را از تن درمی‌آورند. درون خانه، رفتار آنها با رفقای زن درست مثل شوهرانِ عادی است.»

ما باید اسد را نه تنها از کاخ ریاست‌جمهوری بلکه از خیابان و اتاق خواب بیرون برانیم. همه‌ی انقلاب‌ها باید علاوه بر مجسمه‌های دیکتاتورها مثلث مردسالاری ــ دیکتاتور حاکم بر دولت، خیابان و خانه ــ را هم سرنگون کنند. سخت‌ترین انقلاب، انقلاب در خانه است زیرا همه‌ی دیکتاتورها به خانه برمی‌گردند.

وقتی دیکتاتورها سقوط می‌کنند و کشورها لنگان لنگان به سوی آزادی و عدالت گام برمی‌دارند قلبمان مملو از شادی و سرور می‌شود. در عین حال، از این واقعیتِ غم‌انگیز آگاه‌ام که هرچند زنان در سنگرها دوش‌به‌دوش مردان مبارزه کرده‌اند، ممکن است که پس از انقلاب حقوق خود را از دست بدهند.

راه‌پیمایی کردن در کنار یکدیگر و به خطر انداختن جانمان در برابر حکومت کارِ خوبی است اما پس از پایان اعتراضات چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ وقتی هنوز خانه در سراسر دنیا، از جمله در سوریه، خطرناک‌ترین جا برای زنان و دختران است انقلاب علیه حکومت چه فایده‌ای دارد؟

زنانی که امروز در سوریه نابودیِ زندان‌ها و سیاهچال‌هایی را جشن گرفته‌اند که دهه‌ها هزاران مخالف سیاسی را در خود جا داده بود باید از خود بپرسند که زندان‌های مردسالاری چه وقت نابود خواهد شد. دخترانی که همراه با نسل‌های قبلیِ سوری‌ها خاندان ۵۳ ساله‌ی اسد را بی‌عیب‌ونقص می‌پنداشتند حالا سقوط این خاندان را به چشم دیده‌اند و باید از خود بپرسند که چرا نمی‌توان بهانه‌هایی مثل «این فرهنگ ماست» یا «این دینِ ماست» را از میان برداشت، همان بهانه‌هایی که با توسل به آن برای پوشش دختران تعیین تکلیف می‌کنند، آزادی‌شان را محدود می‌سازند یا آنها را به ازدواجِ زودهنگام وادار می‌کنند؟

سوری‌های دگرباشی که می‌بینند آنچه مدت‌ها ناممکن به شمار می‌رفت امروز ممکن شده است باید از خود بپرسند که چرا رهایی‌شان از همجنس‌گراهراسی و ترنس‌هراسی همچنان باید ناممکن باقی بماند.

آیا دارم مبالغه می‌کنم؟ آیا آزادی‌‌ مرا سرمست و مغرور کرده است؟ نه، آزادی دقیقاً همین است زیرا پیروزی در نبرد بر سر حق زنان بر بدنشان فقط با انقلابِ در افکار تحقق می‌یابد. اغلب زنان را سرزنش می‌کنند که چرا به سیاستِ هویت‌محور متوسل می‌شوند؛ اغلب از زنان می‌خواهند که مسائل زنان را به‌خاطر هدف بزرگ‌ترِ همبستگی یا وفاداری به انقلاب نادیده بگیرند. این اشتباه است. اکنون فرصتی برای بازسازی و نوسازی داریم و دقیقاً همین الان است که باید سرسختانه بر آزادیِ همگان پافشاری کنیم. اکنون که همه‌چیز بلاتکلیف است باید تکلیف چنین چیزهایی را مشخص کنیم.

اگر قرار است که انقلاب همه‌ی ما را آزاد کند باید چیزی بسیار فراتر از تغییر رژیم باشد. من خواهان انقلابی بسیار بلندپروازتر از تغییر رژیم هستم. باید بلندپروازتر و خواهان انقلابی باشیم که مردم را تغییر دهد.

انقلاب‌ها از دیرباز در انحصار مردان ــ خواسته‌های آنان و چگونگیِ دستیابی به این خواسته‌ها ــ بوده‌اند زیرا مردسالاری طرز فکر کردن و سخن گفتنِ ما را تعیین می‌کند. قوانین و واژگان حقوق بشر، خشونتِ شریک زندگی را نوعی شکنجه نمی‌داند زیرا فقط خشونتِ حکومت علیه مردان جدی گرفته می‌شود ــ و آنچه مردان بر سرِ زنان می‌آورند چیزی بیش از «خشونت خانگی» شمرده نمی‌شود.

اغلب فقط وقتی انقلاب‌ها را موفق می‌شمارند که مردان بتوانند بگویند حکومت را تغییر داده‌اند ــ یعنی زمام امور حکومت را خودشان به دست گرفته‌اند. به ما می‌گویند که انقلاب «واقعی»، انقلاب ثبت‌شده در رسانه‌ها و کتاب‌های تاریخی، انقلابی است که علیه حکومت به دست مردان و برای مردان رخ می‌دهد. بر اساس چنین تعریفی، تا زمانی که حکومت را تغییر ندهیم، هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند.

زمانی که کتاب روسری‌ها و پرده‌های بکارت: چرا خاورمیانه به انقلاب جنسی نیاز دارد را می‌نوشتم بعضی از مردان می‌گفتند «الان وقت فمینیسم نیست.» آنها از زیان‌های مردسالاری برای خودشان غافل بودند و با لحنی جدی می‌گفتند، «می‌دانی، مردها هم آزاد نیستند.»

و من همیشه به آنها می‌گفتم: «در واقع، حکومت به همه‌ی ما، زن و مرد، ستم روا می‌دارد. با وجود این، حکومت، خیابان و خانه دست در دستِ هم به زنان ستم می‌کنند.» آنچه همه‌ی ما را آزاد می‌سازد انقلاب علیه این مثلث مردسالاری است.

انقلاب واقعی، نبرد واقعی، بین مردسالاری و زنان و دختران است. تا زمانی که خشم از ستمگرانِ کاخ‌های ریاست‌جمهوری به سوی ستمگرانِ خیابان‌ها و خانه‌هایمان معطوف نشود ــ تا زمانی که دیکتاتورِ حاضر در ذهن‌ و اتاق خواب و خیابان‌هایمان را سرنگون نکنیم ــ انقلابمان هنوز حتی آغاز نشده است.

برگردان: عرفان ثابتی

به نقل از خبرنامه آسو


مونا طحاوی نویسند‌ه‌ی کتاب روسری‌ها و پرده‌های بکارت: چرا خاورمیانه به انقلاب جنسی نیاز دارد است. او در قاهره و نیویورک زندگی می‌کند. آنچه خواندید برگردان این مقاله با عنوان اصلیِ زیر است:

Mona Eltahawy, ‘What comes next for Syria’s women? A revolution that doesn’t free them is no revolution at all’, The Guardian, ۱۱ December 2024.

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۰ دی, ۱۴۰۳ ۱۱:۴۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فرصت بدون سازمان؛ تأملی درباره‌ی جنگ و بحران گذار دموکراتیک

بازار کار در پی جنگ چهل‌روزه

دست بند بر دست و پابند بر پای معلم بیمار؛ گزارشی از آخرین وضعیت رضا امانی‌فر، بازرس شورای هماهنگی

ایمنی را قربانی سود نکنید، اول ایمنی بعد کار !

معرفی کتاب «از لس‌آنجلس تا قزوین» — عباس عبدی

خطرگسترش دامنه جنگ وکنترل ناپذیرشدن آن، و آزمون آتش بس جدید؟