سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۷:۵۷

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۷

نقش چپ فراتر از بر هم زدن تعادل موجود است

وظیفهٔ چپ، چه در عرصهٔ ملی و چه در سطح جهانی، پیش از هر چیز دفاع از آزادی، عدالت و کرامت انسان است؛ و این دفاع، به تحلیل دقیق، واقع‌بینانه و چندلایه نیاز دارد،
Getting your Trinity Audio player ready...

نویسنده‌ی این سطور اصولاً فردی نیست که وارد چنین بحث‌هایی شود، زیرا حوزه‌ی فعالیت و عمل سیاسی خود را در بخش دیگری از عرصه‌ی سیاسی و تشکیلاتی می‌داند و معتقد است هر کس بهتر است در محدوده‌ی تخصصی خود سخن بگوید. با این حال، بر این باور است که وقتی نویسنده‌ای با دغدغه‌ی فکری مشخص وقت گذاشته و متنی را تولید کرده است، شایسته است آن را با دقت خواند، بازخوانی کرد و سپس برداشت خود را با او در میان گذاشت؛ تا هم زحمتی که کشیده ارزش‌گذاری شود و هم او با نگاه و دریافت دیگران آشنا گردد.

القصه

برگ سبزی‌ست تحفه درویش

چه کند بینوا ندارد بیش

متنی که اخیراً با عنوان در زمینۀ مناسبات ایران و “غرب” در جهان چندقطبی!  به قلم نصرت‌الله اقدسی منتشر شده، تلاشی قابل توجه برای بازخوانی نقش نیروهای چپ در شرایط جهانی امروز است. نویسنده به‌درستی بر چند نکتهٔ مهم دست می‌گذارد:

از جمله تأکید بر این‌که چپ نیرویی محافظه‌کار نیست و نمی‌تواند نسبت به بی‌عدالتی ساختاری در نظم بین‌الملل بی‌تفاوت بماند؛ یا یادآوری این نکته که آرمان‌گرایی بدون درک واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی به بی‌عملی می‌انجامد. نویسنده هم‌چنین با جداسازی مفهومی میان «واقع‌بینی» و «واقع‌گرایی»، تلاش می‌کند از چپی دفاع کند که نه در رؤیا غرق می‌شود و نه در برابر وضع موجود تسلیم.

با این‌همه، این تحلیل در برخی زمینه‌ها دچار ساده‌سازی و ابهام می‌شود؛ ابهاماتی که نه تنها دامنهٔ تأثیر استدلال را محدود می‌کند، بلکه تصویر یک‌بعدی‌ای از وظایف چپ در جهان پیچیدهٔ امروز ارائه می‌دهد.

۱- «واقع‌گرایی» یا «حفظ وضع موجود»

نویسنده «واقع‌گرایی» را مترادف با تمایل به استمرار نظم موجود می‌گیرد، در حالی که در علوم سیاسی، واقع‌گرایی پیش از هر چیز روش تحلیل قدرت و ساختارهای جهانی است، نه ستایش آن.

نیرویی که در پی تغییر است اگر واقع‌گرایی را کنار بگذارد، ابزار شناخت جهان را کنار گذاشته است. این خطای مفهومی باعث می‌شود مرز «دیدن واقعیت» با «تسلیم به واقعیت» مخدوش شود، در حالی که هر کنش‌گری—از جمله چپ—برای تغییر باید نخست جهان را همان‌گونه که هست بشناسد.

۲- غلبۀ دید ژئوپولیتیک بر تحلیل اجتماعی

در متن تأکید می‌شود که چپ باید تعادل موجود در عرصهٔ جهانی را بر هم بزند و از جهان چندقطبی دفاع کند. این نگاه اما تماماً ژئوپولیتیکی است و از پرسش‌های بنیادین چپ فاصله می‌گیرد:

چندقطبی‌شدن چه تأثیری بر زندگی طبقات فرودست دارد؟

دگرگونی توازن قدرت جهانی چگونه بر دموکراسی، آزادی‌های مدنی یا حقوق کارگری اثر می‌گذارد؟

وقتی «نظم جهانی» بدون «آدم‌ها» تحلیل می‌شود، چپ به منازعهٔ قدرت میان دولت‌ها تقلیل می‌یابد و محتواهای طبقاتی و انسانی‌اش کم‌رنگ می‌شود.

۳- دوگانه‌سازی میان غرب و غیرغرب

متن، امپریالیسم را تقریباً منحصراً به آمریکا و متحدانش نسبت می‌دهد. اما از نگاه چپ -چه مارکسیستی و چه سوسیال‌دموکرات- سلطه‌جویی می‌تواند در هر بلوکی ظهور کند. قدرت‌های بزرگ غیرغربی نیز در دهه‌های اخیر دست‌کم در برخی مناطق جهان، رفتارهایی توسعه‌طلبانه یا سلطه‌محور داشته‌اند.

نادیده گرفتن این واقعیت‌ها به بازتولید یک روایت تک‌ساحتی می‌انجامد که ظرفیت توضیح پیچیدگی‌های امروز جهان را ندارد.

۴- تقلیل نقش چپ به «برهم زدن تعادل»

در متن، وظیفهٔ چپ برهم‌زدن تعادل موجود معرفی شده است. اما چپ در سنت تاریخی خود -از مارکسیست‌ها تا سوسیال‌دموکرات‌ها- به همان اندازه که نیروی تغییر بوده، نیروی صلح، رفاه و ثبات اجتماعی نیز بوده است.

اگر تعادل موجود به معنای کاهش تنش، کاستن از تحریم، بهبود معیشت یا گشایش فضای مدنی باشد، دفاع از آن با اصول چپ ناسازگار نیست. آنچه برای چپ مهم است، نوع تعادل است، نه صرف بودن یا نبودن آن.

۵) نادیده گرفتن پیوند سیاست داخلی و سیاست خارجی

در تحلیل مورد بحث، سیاست خارجی گویی مستقل از مسائل داخلی تعریف شده است. اما برای چپ، عدالت اجتماعی، توسعه، حقوق شهروندی و آزادی‌های سیاسی در داخل، بنیاد سیاست خارجی مترقی است. کشوری که در داخل گرفتار نابرابری، فساد یا محدودیت آزادی‌ها باشد، تنها با اتخاذ یک موضع ژئوپولیتیکی نمی‌تواند خود را نمایندهٔ «چپِ جهانی» بداند.

جمع‌بندی

رفیق اقدسی سهم مهمی در زنده کردن بحث در بارهٔ نقش چپ در عصر جدید دارد، اما تعریف او از وظایف چپ، بیش از حد بر تقابل ژئوپولیتیکی متمرکز است و از محتوای اجتماعی، طبقاتی و انسانی دور می‌شود. چپ نه با نفی کامل یک قطب جهانی تعریف می‌شود و نه با برهم‌زدن هر تعادلی. وظیفهٔ چپ، چه در عرصهٔ ملی و چه در سطح جهانی، پیش از هر چیز دفاع از آزادی، عدالت و کرامت انسان است؛ و این دفاع، به تحلیل دقیق، واقع‌بینانه و چندلایه نیاز دارد، تحلیلی که بتواند از دوقطبی‌سازی‌ها عبور کند و مناسبات جهانی را از زاویهٔ انسان و جامعه بازبنگرد.

مرتضی صادقی

تاریخ انتشار : ۲۸ آبان, ۱۴۰۴ ۱۰:۵۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بازتولید خشونت و رویکرد حذفی در سپهر سیاسی ایران

بیانیه حزب اتحاد ملت در استقبال از تفاهم و پایان جنگ: توفیق در میدان، مسئولیت در حکمرانی

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران