کشور در چنبرهای از بحرانها و ابربحرانها گرفتار آمده است. بیکاری، گرانی، فقر و ناداری، فساد و ویژهخواری بیداد میکند. کمبود آب، برق و گاز از جمله مشکلاتی هستند در سطح ملی، و حکومت نشان داده که ناتوان از حل آنهاست. آلودگی هوا زندگی را برای مردمان اغلب شهرهای بزرگ و کوچک جهنم کرده است. با اضافه برداشت از سفرههای آب زیرزمینیِ دشتها، سهم نسلهای آینده از این منابع هم پیشخور شده است. پیامد این میزان برداشت از سفرههای آب زیرزمینی، همراه با کاهش میزان بارندگی در سالهای اخیر، عامل فرونشست دشتها است، که موجب خسارت به مناطق مسکونی و زیرساختهای حیاتی کشور میشود. مهمتر اینکه احیاء مجدد آنها را بسیار مشکل و چه بسا غیرممکن کرده است. سیاستهای نادرست کشاورزی، افزایش سطح زیرکشت محصولات آبی، روشهای آبیاری سنتی، استقرار صنایع آببر در مناطق کمآب، لطمات جبرانناپذیری به محیط زیست و بویژه دریاچهها و تالابها وارد آورده و با خشک شدن آنها همراه با تولید گردوغبار و جابجایی املاح، محیط پیرامونی را برای فعالیتهای کشاورزی و صنعتی و سکونتگاهها پرمخاطره کرده است. این موارد فقط بخشی از منظومه بحرانهای امروز کشور است، که حکایت از ناکارآمدی نظام حکمرانی دارد.
واقعیت این است که دغدغههای مردم بخاطر مشکلات و سختیهای زندگی، متاثر از ناکارآمدی نظام در اداره امور کشور و تحریمهای آمریکا، با تهدید حمله نظامی مجدد اسرائیل و آمریکا علیه ایران بیشتر هم شده است و هیچ افق روشنی برای عبور از بحرانها دیده نمیشود. به نظر میرسد که همه امور کشور قفل شده و امیدی به مهار بحرانها و گشایش در کارها وجود ندارد و با ادامه سیاستهای جاری در کشور، به مراتب روزهای سختتری را باید انتظار داشت. یقینا با استمرار وضعیت کنونی، بدون تغییر رویکردهای نظام در عرصههای داخلی و خارجی و عدم تکیه بر راههای عقلانی، به نظر میرسد مردم امید خود را از حاکمیت برای اصلاح امور از دست دادهاند و برای روی آوردن حاکمیت به سوی مردم احتمال کمی قائلاند. ازاینرو برای دست یافتن به اهدافشان خود را ناگزیر به پرداخت هزینههای سنگین میبینند.
همانگونه که صاحبنظران، احزاب، سازمانهای سیاسی و تشکلهای مدنی و صنفی کرارا درخواست کرده اند، نظام حکمرانی برای گشودن راه بنبستی که کشور در آن قرارداده شده، باید رویکردی متفاوت با دیروز و امروز در پیش گیرد. رویکرد بازگشت به مردم و حلوفصل مشکلات با کشورهای غربی و منطقه در سطحی از تنظیمات جهانی که تهدید به جنگ و فشار تحریمها را از سر مردم دور کند و با مشارکت آنان به حل بحرانهای جاری در کشور اقدام نماید. اما همانطور که اشاره شد، روند تحولات جاری از چشماندازی امیدبخش حکایت نمیکند. آقای پزشکیان برغم نیت خیرخواهانهاش تا کنون نتوانسته به وعدههای انتخاباتیاش عمل کند. او در برابر خواستههای مردم، نه در مقام مجری و مسئول، بلکه همانند آنان از موضع پرسشگری ظاهر میشود و از مردم که دیوار بلندی آنان را از او جدا وهمه راههای مشارکت آنان را با دولت مسدود کرده است، می خواهد به یاریاش بروند. با این رویکرد دولت، گرهی از مشکلات مردم کشور گشوده نمیشود. نظام حکمرانی باید بر ایجاد شرایطی اهتمام ورزد که در عمل به مشارکت مردم با دولت بیانجامد. پاسخ به مطالبات و عمل به پیشنهادهای مردم نباید در سطح گفتاری و نوشتاری متوقف بماند و میبایست با گامی به پیش به حوزه عمل فرابروید، امری که انتظار نمیرود و حتی در افق تحولات هم دیده نمی شود.
امروز دردهای جامعه بر مردم آشکار است. باید در پی اکسیر درمان بود و زنجیره دردها را درمان کرد این ارزیابی به مردم میگوید چنانچه راه حلها و راهکارهای اصلاح امور شنیده نشود، و حاکمیت از پذیرش مشارکت مردم برای عبور از بحرانها امتناع کند، باید مطالبات و راهکارها صریحتر و با صدای بلندتر و با مشارکت افراد بیشتر و به صورت سازمان یافته، تبلیغ و ترویج و از هر اقدامی که جنبش را از مسیر اصلی دور کرده و حاشیه را به جای متن مینشاند، پرهیز شود. مروری بر مشخصات جنبشهای اعتراضی در سالهای اخیر که خود جوش و بدون رهبری متمرکز بود، گویای آن است که دستآوردها و هزینهها با هم تناسبی نداشتند و طبعا در مبارزات جاری و آینده باید به این تجارب عنایت ویژه داشت. با این نگاه به تجربیات گذشته جنبش، میتوان سطح مبارزه را ارتقاء بخشید واز تبلیغات گفتاری و نوشتاری به گردهماییها و اعتراضات کنترل شده میدانی روی آورد و زمینه اتحادها وائتلافها را برای اثرگذاری بیشتر بر روند تحولات فراهم نمود. امروز مطالبات اقتصادی خواست اکثریت قریب به اتفاق مردم است. با تجمیع این خواستهها و تمرکز بر فصول مشترک مطالبات که هر صنف و گروه جداگانه فریاد میزنند، میتوان افراد بیشتری را پیرامون مطالبات مشترک با هم گرد آورد. باید در کنار مردم و همراه با آنان بود و از حقوق صنفی و سیاسی آنان حمایت کرد.
بنا برآنچه گفته شد، امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری برای تغییر آمادگی دارد. نیروهای سیاسی با ارزیابی این شرایط، تاکتیکهای خود را برای رسیدن به هدفهایشان تعریف کرده اند. گرچه هنوز طرفداران گذارمسالمت آمیز، از تحولخواهان تا اصلاحطلبان، با ترجمه از واژه” گذار”، هنوز دست بالاتری در سپهر سیاسی کشور دارند، اما این شرایط به سرعت در حال تغییر است، و نباید نقش و تاثیر دیگر نیروهای سکولار و مذهبی اقتدارگرا را، برغم رویکرد متفاوت با یکدیگر که پا در کنارجنبش معترضان دارند، نادیده گرفت. لذا شرایط متحول امروز کشور ایجاب میکند نیروهای چپ و دمکرات برای تاثیرگذاری بر روند تحولات، در عین تلاش برای اتحاد یا ائتلاف با هم که زمینهساز نزدیکی کارگران وزحمتکشان شهرها و روستا برای تحقق هدفی واحد است، برای همکاری و ائتلاف با نیروهای ملی مذهبی و اصلاحطلبان معتقد به گذار مسالمتآمیز نیز که در صحنه سیاسی کشور حضور موثر و فعال دارند، بکوشند، چه بیتفاوتی در برابر بحرانها و سکوت در برابر عوامل موجد آن و امید بازگشت حاکمیت به مردم که با احتمال کمی روبرو است، فاصله آنان را با اغلب مردم که از نظام قطع امید کردهاند بیشتر میکند و میدان مبارزه به آنانی واگذار میشود که با منافع و مصالح زحمتکشان شهرها و روستاها قرابتی ندارند.
دهم دیماه ۱۴۰۴



