سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۳:۳۷

دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۷

هشتم مارس در آینهٔ جنگ: بازخوانی نقش و رنج زنان در جهانی ناآرام

گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران ( اکثریت): امسال، هشتم مارس برای زنان ایران معنایی تلخ‌تر و پیچیده‌تر یافته است. حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل و گسترش درگیری‌ها، سایهٔ جنگ را بر زندگی روزمرهٔ مردم انداخته است. زنان ایرانی نیز، همچون زنان بسیاری از مناطق جنگ‌زدهٔ جهان، با نگرانی‌های عمیق دربارهٔ امنیت خانواده، آیندهٔ فرزندان، دسترسی به خدمات درمانی و ثبات اجتماعی روبه‌رو هستند. با این حال، حتی در شرایط جنگی نیز مطالبات زنان از میان نمی‌رود.

هشتم مارس، روز جهانی زنان، یادآور بیش از یک قرن مبارزه برای آزادی، برابری و پایان دادن به ستم جنسیتی و طبقاتی است؛ روزی که از دل اعتصاب‌ها و اعتراضات زنان کارگر در آغاز قرن بیستم زاده شد. زنانی که علیه دستمزدهای نابرابر، شرایط غیرانسانی کار و محرومیت از حقوق سیاسی برخاستند و راهی طولانی برای دستیابی به عدالت گشودند.

این روز یادآور مبارزهٔ زنان برای برابری و عدالت است. اما در جهانی که هنوز جنگ در بسیاری از نقاط آن جریان دارد، معنایی فراتر نیز پیدا می‌کند و این واقعیت را یادآور می‌شود که زنان اغلب نخستین قربانیان جنگ‌اند و در عین حال از مهم‌ترین صداهای مقاومت، بازسازی و صلح به شمار می‌روند.

امسال، هشتم مارس برای زنان ایران معنایی تلخ‌تر و پیچیده‌تر یافته است. حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل و گسترش درگیری‌ها، سایهٔ جنگ را بر زندگی روزمرهٔ مردم انداخته است. زنان ایرانی نیز، همچون زنان بسیاری از مناطق جنگ‌زدهٔ جهان، با نگرانی‌های عمیق دربارهٔ امنیت خانواده، آیندهٔ فرزندان، دسترسی به خدمات درمانی و ثبات اجتماعی روبه‌رو هستند. با این حال، حتی در شرایط جنگی نیز مطالبات زنان از میان نمی‌رود. خواسته‌هایی چون برابری کامل در حقوق و آزادی‌ها، حق مشارکت در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی، اختیار زنان بر بدن و زندگی خود، دسترسی برابر به آموزش و فرصت‌های اقتصادی و امنیت در برابر خشونت همچنان پابرجاست.

نگاهی به مناطق جنگ‌زدهٔ جهان نشان می‌دهد که الگوی رنج زنان تکرار می‌شود، اما شکل مقاومت آنان نیز تکرار می‌شود. در غزه، درگیری‌های طولانی زنان را با از دست دادن خانه، خانواده و امنیت روزمره روبه‌رو کرده است. در سودان، جنگ داخلی میلیون‌ها نفر را آواره کرده و گزارش‌های متعددی از خشونت جنسی به‌عنوان سلاح جنگی منتشر شده است. در عراق، سال‌ها جنگ و افراط‌گرایی زنان را زیر فشار خشونت، فقر و بی‌ثباتی قرار داده و در افغانستان نیز ترکیب جنگ و محدودیت‌های اجتماعی دختران و زنان را از آموزش و فرصت‌های اقتصادی محروم کرده است.

با این حال، در همهٔ این کشورها زنان تنها قربانیان جنگ نبوده‌اند؛ آنان ستون‌های بقا بوده‌اند. در اردوگاه‌های آوارگان، خانه‌های ویران‌شده، بیمارستان‌های موقت و شبکه‌های محلی کمک‌رسانی، زنان تلاش کرده‌اند زندگی را ادامه دهند. مادرانی که برای کودکانشان غذا پیدا می‌کنند، معلمانی که در پناهگاه‌ها درس می‌دهند و زنانی که برای آشتی اجتماعی می‌کوشند، نشان می‌دهند که حتی در دل ویرانی نیز امکان بازسازی وجود دارد.

اما مسئله تنها رنج زنان در جنگ نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که چرا جهان همچنان گرفتار جنگ‌هایی است که هزینهٔ اصلی آن را غیرنظامیان می‌پردازند. یکی از پاسخ‌ها را باید در ساختارهای قدرت جست‌وجو کرد؛ ساختارهایی که در بسیاری از کشورها حضور زنان در آن‌ها بسیار محدود است. وقتی تصمیم‌گیری دربارهٔ جنگ و صلح در دست گروه‌های کوچک و عمدتاً مردانه باقی می‌ماند، تجربهٔ زیستهٔ زنانی که بیش از همه بار جنگ را بر دوش می‌کشند، نادیده گرفته می‌شود. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که مشارکت زنان در مذاکرات صلح، احتمال دستیابی به توافق‌های پایدار را افزایش می‌دهد، اما همچنان در بسیاری از فرآیندهای سیاسی، صدای آنان در حاشیه است.

امروز دیگر این گزاره که صلح پایدار بدون مشارکت زنان در قدرت ممکن نیست، صرفاً یک شعار اخلاقی نیست. مطالعات گسترده در حوزهٔ توسعه و حکمرانی نشان می‌دهد هرجا زنان در سطوح بالای تصمیم‌گیری حضور پررنگ‌تری داشته‌اند، شاخص‌های رفاه اجتماعی، اعتماد عمومی و ثبات سیاسی نیز بهبود یافته است. وقتی نیمی از جامعه از مشارکت در قدرت کنار گذاشته شود، تصمیم‌گیری‌ها ناگزیر ناقص و تک‌صدایی خواهند بود.

نمونه‌های جهانی این واقعیت را به‌خوبی نشان می‌دهند. در رواندا، مشارکت گستردهٔ زنان در سیاست پس از نسل‌کشی، یکی از پایه‌های بازسازی اجتماعی شد و امروز این کشور بالاترین سهم زنان در پارلمان جهان را دارد. در کشورهای اسکاندیناوی مانند فنلاند و ایسلند نیز حضور زنان در سطوح بالای حکمرانی به شکل‌گیری دولت‌های رفاه، سیاست‌های اجتماعی پیشرو و سطح بالای اعتماد عمومی کمک کرده است.

در مقابل، حذف زنان از عرصهٔ قدرت اغلب با شکاف‌های عمیق در توسعه همراه است. در ایران، با وجود آن‌که زنان یکی از بالاترین نرخ‌های تحصیلات دانشگاهی در منطقه را دارند، سهم آنان در بازار کار و سیاست همچنان بسیار محدود است. این فاصله میان توانایی‌های واقعی زنان و فرصت‌های ساختاری موجود، نه تنها به زیان زنان، بلکه به زیان کیفیت حکمرانی و توسعهٔ کل جامعه است.

در چنین شرایطی، تلاش زنان برای حضور در عرصهٔ عمومی و تصمیم‌گیری معنایی فراتر از یک مطالبهٔ حقوقی پیدا می‌کند؛ تلاشی برای بازگرداندن توازن و عقلانیت به حکمرانی و برای آن‌که سیاست‌ها نه فقط قدرت‌محور، بلکه زندگی‌محور باشند

هشتم مارس در جهانی که هنوز جنگ‌های متعددی در آن جریان دارد، یادآور این حقیقت ساده اما عمیق است: صلح پایدار بدون شنیدن صدای زنان امکان‌پذیر نیست. زنانی که در فلسطین، سودان، عراق، افغانستان و امروز در ایران با پیامدهای جنگ روبه‌رو هستند، تنها قربانیان این درگیری‌ها نیستند؛ آنان حاملان امید برای آینده‌ای هستند که در آن امنیت، عدالت و کرامت انسانی برای همه ممکن باشد.

آینده‌ای که در آن زنان بتوانند در سیاست، اقتصاد و مدیریت کلان نقش متناسب با توانایی و سهم جمعیتی خود ایفا کنند، نه تنها آینده‌ای برابرتر برای زنان، بلکه آینده‌ای باثبات‌تر و صلح‌آمیزتر برای کل جامعه خواهد بود. تجربهٔ جهان نشان داده است که هیچ جامعه‌ای با حذف زنان از قدرت، به صلح پایدار و توسعهٔ واقعی نرسیده است.

در چنین زمانه‌ای، همبستگی زنان ایران برای دفاع از صلح، برابری و کرامت انسانی بیش از هر زمان دیگری ضروری است.

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند, ۱۴۰۴ ۲:۳۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اول ماه مه، حزب دمکراتیک مردم ایران، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

اعلامیهٔ مشترک حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به‌مناسبت روز جهانی کارگر – اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت)

حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): ما از تمامی نیروهای مترقی، نهادهای کارگری، روشنفکران و مردم آزادی‌خواه ایران دعوت می‌کنیم تا در راه تحقق صلحی پایدار و عزتمند، عدالت اجتماعی، و در دفاع از کرامت انسانی، برابری در برابر قانون و حق انتخاب زندگی شایسته برای تمامی مردم ایران، و از جمله کارگران و فرودستان میهن عزیزمان ایران، اتحاد و مبارزهٔ خود را گسترش دهند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

طبیعتِ زخمی؛ خسارت‌هایی که در هیاهوی جنگ گم می‌شوند

شهناز قراگزلو: ۱۳ منطقه حفاظت‌شده کشور در اثر بمباران‌ها آسیب دیده‌اند؛ مناطقی که هر کدام بخشی از ذخیره‌گاه‌های تنوع زیستی ایران‌اند و نابودی‌شان، نابودی بخشی از آینده ماست. افزون بر آن، جزایر مرجانی خلیج‌فارس، تنگه هرمز، هنگام و لارک، که از ارزشمندترین اکوسیستم‌های جهان‌اند، در جریان حملات دریایی و غرق‌شدن کشتی‌ها و نفتکش‌ها دچار تخریب شده‌اند.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حق حیات و مسئولیت قضاوت

حضور دهها هزار نفر از کارگران و کارکنان در خیابان های برلین

غرق‌شدن در هیچ

پایان دیکتاتوری در گرو تمرکز بر اشتراکات

سلطنت مطلقه ؛ آنارشی جنگل گرگ ها

بیانیه مشترک تشکل های مستقل: اول ماه مه ( یازدهم اردیبهشت ) روز مبارزه و نمایش قدرت طبقه کارگر در برابر نظام سرمایه داری