سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۵۷

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۷

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

سه هفته از آغاز حمله ی نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران می گذرد. جنگی که اگرچه می توان آن را پیامد دهه ها تنش هسته ای و سیاست خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامی دانست، اما وقتی به وقوع پیوست که جمهوری اسلامی با ساز و کار کنترل سیاست هسته ای و راستی آزمایی آن تا حد قابل قبولی با آمریکا کنار آمده بود و قبول کرده بود که، بیشتر از چهارصد کیلو اورانیم بالای شصت در صد غنی شده را رقیق و به سوخت هسته ای تبدیل کند. موضوعی که  جاناتان پاول مشاور امنیت ملی بریتانیا نیز آن را تایید می کند و پیشنهاد ایران را پیشرفتی “غافلگیرانه کننده”(۱) می نامد. آمریکا اما از خواست برچیدن کامل برنامه ی غنی سازی اورانیوم عقب نشینی نکرد و جنگ را در حین مذاکره، مثل جنگ دوازده روزه در سال گذشته آغاز کرد. البته این را هم باید افزود که مسئله ی موشکی و نیروهای نیابتی ایران در منطقه هم بخشی از خواستهای مطرح شده ی آمریکا بود که به توافق بر سر آن علاقه نشان می داد.

جنگ دوازده روزه ی تابستان سال گذشته تصور کم هزینه بودن حمله ی مجدد به کشور را بوجود آورده بود، بویژه تحت شرایطی که از همان ابتدا آمریکا و اسرائیل با هم آغازگر آن باشند. تصوری که تجربه ی اخیر اشتباه بودنش را تایید می کند. آغاز و ادامه ی جنگ کنونی نشان می دهد که نیروهای نظامی و امنیتی ایران برای سناریوی شروع دوباره ی جنگ برنامه و آمادگی برای تقابل داشتند. هر چند مثل جنگ دوازده روزه اینبار هم تعدادی از رهبران نظامی، از جمله رهبر ایران آقای خامنه ای را در اولین بمباران از دست دادند. آمادگی بیشتر برای جنگ را، از جمله می توان در جابجایی سریع نیروها، جایگزینی سریع فرماندهان از دست رفته و اتخاذ تاکتیک های جنگی برای حفظ توان مقاومت طولانی مدت مشاهده کرد.

طولانی شدن جنگ نشان داد که محاسبه ی دولت ترامپ که آن را جنگی کوتاه مدت می دانست نادرست است. حملات وسیع دولت ایران به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه، علیرغم اینکه گفته می شود از این پایگاه ها بر علیه ایران استفاده می شود، برای آمریکا دور از انتظار به نظر می آمد. اما ایران با آسیب رساندن به این پایگاهها نشان داد تواناییهای موشکی غیر قابل انکاری برای چنین عملیاتی را در اختیار دارد.

ایران همیشه تهدید کرده بود که در صورت مورد حمله قرار گرفتن از طرف آمریکا و اسرائیل، تنگه ی هرمز را می بندد. این تهدید یا هیچوقت از طرف غرب جدی تلقی نشد و یا غیر عملی به حساب می آمد، تا اینکه با آغاز جنگ عملی شد. بستن تنگه ی هرمز که کم و بیش موجب از دسترس خارج شدن بیست در صد از نفت و گاز مصرفی مورد نیاز جهان شده است، به بحران انرژی و افزایش چشمگیر قیمت نفت و گاز انجامید.

بحران انرژی و بلاتکلیفی چگونگی پایان جنگ در شرایط کنونی بی گمان یکی از مهمترین نگرانی های آمریکا و متحدانش است، موضوعی که در ادامه می تواند بر تعادل اقتصاد جهانی و افزایش قیمتها تاثیر مخربی بگذارد. این وضعیت اقتصادی ناشی از جنگ، می تواند یکی از دلایل پایان احتمالی جنگ، قبل از رسیدن به اهداف مورد نظر ذکر شده باشد. دلیل دیگر، انتخابات میان دوره ای آمریکا و تلاش برای جلوگیری از کاهش محبوبیت حزب جمهوریخواه و حفظ اکثریت نمایندگان در مجالس پس از انتخابات است، که برای آقای ترامپ و برنامه های مورد نظرش اهمیت زیادی دارد. اما با این همه به نظر می رسد که آمریکا و اسرائیل امکان ادامه ی جنگ برای چند هفته ی دیگر را در محاسبات شان در نظر دارند، هر چند جلوگیری از طولانی تر شدن آن می تواند دشوارتر و دور از دسترس تر شود .

ادامه ی جنگ برای ایران در بر دارنده ی خسارات بیشتر و پایان ناروشن آن است. ایران در جنگی نابرابر در برابر قدرت نظامی برتر دنیا و منطقه قرار گرفته است، علاوه بر این تحریم های اقتصادی و نظامی اعمال شده از طرف غرب، موجب شده است که ایران نتواند تمام ظرفیتهای نظامی لازم را در اختیار داشته باشد. آنچه در تحریم ممکن بوده، توسعه ی توانایی موشکی است. این توانایی و ذخایر موشکی قابل ملاحظه، نقش تعیین کننده ای در مقابه با آمریکا و اسرائیل داشته است. با این همه روشن است که ذخایر موشکی کشور نامحدود نیست. این نابرابری نظامی همراه با همکاری کشورهای عربی منطقه با آمریکا و اسرائیل، در شرایط طولانی شدن جنگ به سود ایران نیست و آسیب طولانی تر شدن جنگ می تواند غیر قابل جبران شود.

عامل مهمتر دیگری که این وضعیت را باز هم بیشتر پیچیده تر می کند، همراه نبودن مردم با نظام اسلامی است. کارنامه ی دهه ها حکومت جمهوری اسلامی که مملو از بی عدالتی، سرکوب آزادیها و کشتار مخالفان جان به لب آمده است، کشور را از هر زمانی آسیب پذیر تر کرده است.

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  تلاش جامعه ی جهانی و سیاستمداران داخلی باید بر توقف بمباران کشور و پایان حملات موشکی متقابل باشد. واقع بینی سیاسی حکم می کند که ایران تفاوتهای میان خواستهای ایالات متحده و اسرائیل را در نظر بگیرد، وارد مذاکرات مستقیم با آمریکا شود، و بر اساس منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی، برای توافق و تضمین مورد حمله قرار نگرفتن مجدد کشور تلاش کند. مرز نرمش مجاز در چنین توافقی، حفظ منافع ملی، استقلال، و یکپارچگی کشور است.

 

(۱) منبع: رادیو فردا ۱۸ اسفند، به نقل از گاردین

 

علی برنوشیان

۲۰ مارس ۲۰۲۶

 

 

 

تاریخ انتشار : ۱ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۰:۲۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار