سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۷:۲۸

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۸

سیاست ارزی، جنگ و آینده آن – گفتار در کانون دوستداران فرهنگ واشینگتن

کانون دوستداران فرهنگ یک تشکل فرهنگی اجتماعی در شهر واشینگتن دی سی امریکاست که هر هفته برنامه سخنرانی هایی را در رابطه با مسایل گوناگون برگزار می کند. میهمان این هفته کانون گودرز اقتداری درباره سیاست های ارزی در ایران که مقدمه اعتراضات دیماه و در نهایت زمینه ساز تهاجم نظامی ایالات متحده و اسراییل گردید، بود.

۱. تاریخچه ای از سیاست ارزی در جمهوری اسلامی

  • تا سال ۱۳۸۵ آغاز دولت دوم احمدی‌نژاد بانک مرکزی کنترل نرخ ارز را بطور کامل در دست داشت. نرخ ارز مستقیما با تورم در ارتباط بود و درامد ارزی طبق روال معمول وارد بانک مرکزی میشد و ارز هم از بانک مرکزی خریداری و به مصرف می‌رسید چه برای تولید و صنعت و چه واردات و صادرات و یا برای استفاده مردم. البته فروش ارز علاوه بر بانک از طریق صرافی ها هم انجام میشد و چون بانک مرکزی خود در کنترل بود و با پمپاژ ارز به بازار میتوانست افزایش نرخ تهاتر را کنترل و مهار کند.
  • تا این زمان تعامل دولت با پالایشگاه‌ها مبتنی بر نظام «حق‌العمل‌کاری» بود. در این چارچوب، دولت به‌عنوان مالک نفت ملی، خوراک را به پالایشگاه‌ها و پتروشیمی ها می‌داد و پس از فرآورش، تمام محصولات شامل فرآورده‌های اصلی مانند بنزین و گازوئیل و فرآورده‌های ویژه مانند روغن‌ها و حلال‌ها را تحویل می‌گرفت. پالایشگاه در ازای این خدمت صرفاً حق‌العمل ثابتی دریافت می‌کرد که بطور مثال برای پالایشگاه اصفهان در سال ۱۳۸۵ حدود ۴۸ میلیارد تومان بوده است.
  • در سال ۱۳۸۶ احمدی‌نژاد برای مقابله با تحریم هایی که بواسطه سیاست های بین المللی او و تهدید هسته ای وجود داشت مکانیزم تازه ای را براه انداخت که در واقع توصیه اقتصاددان های او بود. از این سال به‌بعد نفت خام به‌صورت «فروش دلاری» به پالایشگاه‌ها واگذار شد و فرآورده‌های تولیدی نیز با همان منطق «خرید دلاری» از آن‌ها بازخرید گردید. هرچند هیچ جریان واقعی ارز و حتی تبادل پول در میان نبود و عملیات صرفاً حسابداری انجام می‌شد، اما اثر آن در ترازنامه‌ها و در ساختار توزیع درآمد بسیار واقعی و عمیق بود. نتیجه مستقیم این تحول، جهش ناگهانی سود پالایشگاه اصفهان از ۴۸ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۵ به ۷۹۳ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۶ بود؛ یعنی انتقال حدود ۷۴۵ میلیارد تومان از سود عمومی که پیش‌تر در تراز مالی دولت ثبت می‌شد به ترازنامه یک بنگاه خاص.
  • این تغییر الگو به‌سرعت در سراسر بخش انرژی و صنایع مادر گسترش یافت. از سال ۱۳۸۶ به بعد، نه‌فقط فرآورده‌های پالایشی، بلکه خوراک و محصولات پایه پتروشیمی، فولاد، مس، آلومینیوم و سایر فلزات نیز بر مبنای نرخ ارز قیمت‌گذاری شدند. به بیان دیگر، کل زنجیره مواد اولیه تولید در ایران، از نفت و گاز تا فلزات اساسی، به‌تدریج دلاریزه گردید. در ظاهر این سیاست به‌منزله «واقعی‌سازی قیمت‌ها» و «افزایش کارایی بنگاه‌ها» توجیه شد، اما در عمل، ساختاری ایجاد کرد که هر جهش در قیمت جهانی یا نرخ ارز را به سود نجومی برای بنگاه‌های بزرگ تبدیل می‌کرد.
  • سود این شرکت‌ها به‌جای آن‌که حاصل افزایش بهره‌وری یا نوآوری باشد، صرفاً از محل تغییر قیمت‌های جهانی یا نرخ تسعیر ارز رشد می‌کرد. مکرر اتفاق افتاد که با افزایش عامدانه نرخ ارز، کاهش قیمت جهانی پوشش داده شد تا سود بنگاه کاهش نیابد! و همزمان هزینه زندگی خانوار و هزینه تولید بنگاه‌های مولد داخلی افزایش می‌یافت. این فرایند به دلاریزه شدن غیرمستقیم بودجه خانوار انجامید؛ زیرا خانوار ایرانی بدون آنکه درآمد دلاری داشته باشد، بخش عمده‌ای از کالاها و خدمات مصرفی خود را بر مبنای قیمت‌های دلاری پرداخت کرد.
  • در گذشته، مابه‌التفاوت قیمت نفت خام و ارزش فرآورده‌ها به‌عنوان درآمد عمومی دولت ثبت می‌شد، اما پس از سال ۱۳۸۶ این مابه‌التفاوت به سود بنگاه‌ها منتقل گردید. بررسی صورت های مالی نشان می‌دهد سود ۴۸ میلیارد تومانی سال ۱۳۸۵ پالایشگاه اصفهان همگام با افزایش نرخ ارز رسمی به رقم ۳۵۹۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ رسیده است.
  • در چنین چارچوبی، هر افزایش نرخ دلار همزمان سه اثر دارد: افزایش سود بنگاه‌های بزرگ، افزایش هزینه زندگی مردم، و افزایش کسری بودجه دولت. به‌بیان دقیق‌تر، دلار نه‌تنها واحد مبادله خارجی بلکه به اهرم بازتوزیع ثروت داخلی تبدیل شده است. نتیجه نهایی این روند، تمرکز بی‌سابقه سود در دست اقلیت و تضعیف مداوم توان مالی دولت و خانوار است.

۲- چارچوب‌های سیاست ارزی: تثبیت، شناورسازی کامل و شناورسازی مدیریت‌شده

۲.۱ تثبیت نرخ ارز

تثبیت به معنای تعهد دولت یا بانک مرکزی به حفظ نرخ ارز در یک سطح مشخص یا دامنه محدود است. هدف آن مهار تورم و کنترل انتظارات است. با این حال، در اقتصاد ایران، تثبیت غالباً به‌صورت دستوری و بدون پشتوانه نهادی اجرا شده است.  تثبیت زمانی پایدار است که تفاوت تورم داخلی و خارجی ناچیز، ذخایر ارزی کافی و سیاست مالی منضبط وجود داشته باشد؛ شرایطی که در ایران به‌طور مزمن غایب بوده است.¹

۲.۲ شناورسازی کامل (Free Float)

در این مدل، نرخ ارز صرفاً توسط عرضه و تقاضای بازار تعیین می‌شود و دولت تعهدی نسبت به سطح آن ندارد. این الگو در اقتصادهای با تورم پایین، جریان مداوم و با ثبات درآمدها و بازار مالی عمیق و مستقل کارآمد است.

در ایران، شناورسازی کامل به دلایل زیر می‌تواند به نوسانات شدید و بی‌ثباتی منجر شود.

  • شوک‌پذیری بالا،
  • انتظارات ناپایدار،
  • و اثر مستقیم نرخ ارز بر معیشت

۲.۳ شناورسازی مدیریت‌شده (Managed Float)

در این رویکرد، نرخ ارز عمدتاً بازارمحور است، اما بانک مرکزی برای مهار نوسانات مخرب، شوک‌های انتظاری و رفتارهای هیجانی، مداخله محدود و هدفمند انجام می‌دهد.

تفاوت اساسی این مدل با تثبیت آن است که هیچ عدد رسمی برای نرخ برابری تضمین نمی‌شود.

۳. دیدگاه اقتصاددانان ایرانی درباره تثبیت نرخ ارز

۳.۱ اقتصاددانان بازارگرا و نئوکلاسیک

چهره‌های شاخص: موسی غنی‌نژاد، مسعود نیلی، حسین عبده تبریزی

دیدگاه:

نرخ ارز یک قیمت نسبی است و سرکوب آن باعث تحریف سیگنال‌های بازار، کاهش رقابت‌پذیری تولید و شکل‌گیری بازار سیاه می‌شود. از نگاه این گروه، تثبیت بدون مهار تورم و کسری بودجه، ذاتاً ناپایدار است.²

۳.۲ اقتصاددانان پول‌گرا

چهره‌های شاخص: مسعود نیلی، اکبر کمیجانی

دیدگاه:

ریشه بی‌ثباتی ارزی در رشد نقدینگی و سیاست مالی دولت است. تثبیت نرخ ارز بدون کنترل پایه پولی، صرفاً بحران را به تعویق می‌اندازد و هزینه آن در آینده بزرگ‌تر می‌شود.³

۳.۳ اقتصاددانان نهادگرا و توسعه‌گرا

چهره‌های شاخص: فرشاد مؤمنی، حسین راغفر

دیدگاه:

این گروه با تثبیت رانتی و چندنرخی مخالف‌اند، اما بر این باورند که رهاسازی نرخ ارز در اقتصادی نابرابر و تحریمی، شوک را به فقرا منتقل می‌کند. از نگاه آن‌ها، مسئله اصلی نبود اصلاح نهادی، شفافیت و نظام توزیع عادلانه است، نه اصل ثبات.⁴

۴. شرایط امروز و قیمت گذاری نفت پترودلار و یوان

  • پترودلار به‌طور عملی در فاصلهٔ ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴ شکل گرفت. ریشهٔ آن به پایان نظام Bretton Woods system در سال ۱۹۷۱ برمی‌گردد، زمانی که Richard Nixon ارتباط دلار با طلا را قطع کرد. این اقدام باعث شد آمریکا برای حفظ جایگاه دلار در اقتصاد جهانی، به یک پشتوانهٔ جدید نیاز پیدا کند.
  • در همین زمان، بحران نفتی ۱۹۷۳ و افزایش قدرت OPEC اهمیت نفت را در اقتصاد جهانی دوچندان کرد. آمریکا در سال ۱۹۷۴ با Saudi Arabia به توافقی راهبردی رسید: عربستان متعهد شد نفت خود را فقط به دلار قیمت‌گذاری و بفروشد، و در مقابل، آمریکا امنیت و حمایت نظامی آن کشور را تضمین کرد.
  • نتیجهٔ این توافق این بود که همهٔ کشورها برای خرید نفت مجبور شدند دلار نگه دارند. به این ترتیب، تقاضای جهانی برای دلار تثبیت شد و دلار به ارز غالب ذخیرهٔ جهان تبدیل گردید. همچنین درآمدهای نفتی کشورهای صادرکننده دوباره به اقتصاد آمریکا بازگشت (از طریق بانک‌ها و خرید اوراق خزانه)، که به آن «بازیافت پترودلار» گفته می‌شود.
  • در مجموع، پترودلار سیستمی بود که پس از کنار گذاشتن طلا، با تکیه بر تجارت نفت، جایگاه جهانی دلار را حفظ و تقویت کرد.
  • ایدهٔ «پترویوان» (فروش نفت به یوان چین به‌جای دلار) امکان‌پذیر است و تا حدی هم در حال اجراست، اما هنوز جایگزین پترودلار نشده است. China برای بین‌المللی‌کردن یوان تلاش کرده و در این مسیر چند اقدام مهم انجام داده است.
  • اول، چین با کشورهایی مانند Russia و Iran بخشی از واردات نفت را با یوان انجام می‌دهد، به‌ویژه در شرایط تحریم. دوم، در سال ۲۰۱۸ بورس معاملات آتی نفت به یوان در Shanghai International Energy Exchange راه‌اندازی شد که به ایجاد بازار رسمی نفت بر پایه یوان کمک کرد. همچنین چین امکان تبدیل یوان به طلا را فراهم کرده تا جذابیت آن برای فروشندگان نفت افزایش یابد.
  • با این حال، چند مانع جدی وجود دارد: اعتماد جهانی به یوان کمتر از دلار است، دولت چین کنترل شدیدی بر جریان سرمایه دارد، و بازارهای مالی آن به اندازهٔ آمریکا عمیق و شفاف نیستند. علاوه بر این، بسیاری از کشورها همچنان به سیستم مالی دلاری وابسته‌اند.
  • در مجموع، پترویوان در حال رشد است، اما فعلاً نقش مکمل پترودلار را دارد، نه جایگزین کامل آن.
  • بورس انرژی بین‌المللی شانگهای- راه‌اندازی شده در سال ۲۰۱۸
  • حدود ۵ تا ۸ درصد از تجارت جهانی نفت با یوان صورت میگیرد.
  • متمرکز در: چین-روسیه،  چین-ایران،  چین-آنگولا و  معاملات آزمایشی چین-خلیج فارس
  • بیش از ۸۰٪ از تجارت جهانی نفت همچنان با دلار تسویه می‌شود. اما بیمه حمل و نقل، مشتقات و تسویه حساب دلار محور هستند

۵. تاثیر جنگ وآثار اقتصادی آن

  • در صورت تشدید درگیری میان آمریکا و ایران، رشد «پترویوان» محتمل است، اما عمدتاً در چارچوبی محدود و منطقه‌ای. در چنین سناریویی، کشورهایی که تحت تحریم یا در تقابل با آمریکا هستند—مانند ایران و روسیه—بیشتر به استفاده از یوان چین برای فروش نفت یا تهاتر روی می‌آورند، زیرا دسترسی به سیستم دلاری دشوارتر می‌شود. China نیز با توسعه زیرساخت‌هایی مانند سیستم پرداخت بین‌بانکی خود و بازارهای نفتی مبتنی بر یوان، این روند را تسهیل کرده است.
  • در سناریوی درگیری محدود، استفاده از یوان در معاملات خاص (به‌ویژه نفت ایران به چین) افزایش می‌یابد. در سناریوی جنگ طولانی‌تر، این روند ممکن است به سایر بازیگران غیرهمسو با آمریکا نیز گسترش یابد و سهم یوان در تجارت انرژیِ خارج از نظام دلاری بیشتر شود.
  • با این حال، در صورت بروز یک بحران بزرگ منطقه‌ای، احتمالاً دلار همچنان موقعیت غالب خود را حفظ می‌کند. دلیل آن، عمق بازارهای مالی آمریکا، نقش دلار در بیمه و حمل‌ونقل جهانی، و اعتماد بالاتر به این ارز است. در نتیجه، حتی با رشد یوان، بسیاری از معاملات جهانی نفت همچنان دلاری باقی می‌مانند.
  • جمع‌بندی: جنگ می‌تواند به افزایش نقش یوان در معاملات نفتی تحریمی کمک کند، اما در کوتاه‌مدت آن را به جایگزین کامل پترودلار تبدیل نخواهد کرد.
  • قبل از جنگ، ایران روزانه کمی کمتر از ۱.۱ میلیون بشکه نفت تولید می‌کرد و آن را با قیمت ۶۵ دلار در هر بشکه منهای ۱۸ دلار تخفیف (یعنی ۴۷ دلار) می‌فروخت.
  • امروز، ۱.۵ میلیون بشکه در روز تولید می‌کند و آن را با قیمت ۱۱۰ دلار و تنها با ۲ تا ۴ دلار تخفیف می‌فروشد.
  • و این شامل فروش محصولات پتروشیمی نمی‌شود که نه تنها افزایش یافته‌اند، بلکه اکنون در مقایسه با قبل از جنگ به مجموعه بزرگتری از مشتریان فروخته می‌شوند.
  • علاوه بر این، ایران از طریق مکانیسم‌های جدیدی که امارات متحده عربی را دور می‌زنند و پس از جنگ ژوئن ایجاد شده‌اند، پرداخت‌ها را دریافت می‌کند.
  • در اصل، و درک این نکته واقعاً مهم است که جنگ ترامپ و اسرائیل در نهایت منجر به کاهش عملی تحریم‌ها علیه ایران شده است.

تنگه هرمز و نقش ان درجنگ

  • مقایسه آنچه اکنون در تنگه هرمز در جریان است با آنچه در موقعیت‌های تاریخی مشابه مثلا کانال سوئز در ۱۹۵۵ رخ داده است نشان می‌دهد که در مورد جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران نیز تقریباً توافق جهانی وجود دارد که همه چیز به این بستگی دارد که چه کسی تنگه هرمز را کنترل می‌کند.
  • ری دالیو نویسنده کتاب «اصول برخورد با نظم جهانی در حال تغییر» دریادداشتی در شبکه ایکس بدین‌گونه اظهار میکند: ” کنترل تنگه هرمز توسط ایران برای استفاده به عنوان سلاح، نشانه‌ای واضح از این است که ایالات متحده قدرت اصلاح این وضعیت را ندارد.
  • واقعیت آن است که این شرایط نا مطلوب را نیروی متهاجم اسراییل و آمریکا با اتکای به فرضیات غیرواقعی از چگونگی رسیدن به برد و علیرغم هشدار های مکرر کارشناسان و حتی دستگاه های امنیتی غربی، خودشان آغاز کردند.
  • اگر دونالد ترامپ و ایالات متحده در این مرحله از جنگ پیروز نشوند – که در آن پیروزی به سادگی با این معیار سنجیده می‌شود که آیا آنها می‌توانند عبور ایمن از تنگه هرمز را تضمین کنند یا خیر، این تصور ایجاد خواهد شد که آنها باعث ایجاد وضعیت فاجعه‌باری شده‌اند که نمی‌توانند آن را اصلاح کنند. کما اینکه ترامپ در سخنرانی چهارشنبه شب خود گفت که انهاییکه به عبور نفت از هرمز نیاز دارند یا از ما بخرند یا خودشان بروند تنگه را باز کنند.
  • دالیو سپس نتیجه میگیرد که ” اگر ایالات متحده به این طریق شکست بخورد، خطر قابل توجهی وجود دارد که از دست دادن کنترل هرمز برای ایالات متحده همان چیزی باشد که بحران کانال سوئز برای بریتانیای کبیر (در سال ۱۹۵۶) و شکست‌های مشابه برای امپراتوری هلند در قرن ۱۸ و امپراتوری اسپانیا در قرن ۱۷ بود.”

تاریخ انتشار : ۱۹ فروردین, ۱۴۰۵ ۷:۳۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده

گرامشی، هژمونی بدیل و ائتلاف‌های اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های جامعهٔ مدنی در مالزی

سم‌ساز اعظم؛ فصل سوم: سوژه‌های داوطلب و غیر داوطلب.