سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۳۴

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۴

داستان نامه به بازرگان و سرنوشت ما

ماجرای این سند نشان می دهد که چگونه سیاست گذاری های عمل گرایانه و پراگماتیک در نبرد با تئوری ها و سنن سیاسی استقرار یافته، و زیر سلطه و اتوریته های سیاسی عملا موجود، بر اثر بی تجربگی و نیز در کشاکش رقابت های گروهی، به سهولت پس می نشیند و ضربه فنی می شود.

در ستاد میکده بودیم و هر روز خبر حمله به فدائیان و به زنان و اعمال ارتجاعی دیگر می رسید. شعار حمله کنندگان همه جا “حزب فقط حزب الله – رهبر فقط روح الله” بود. ما مسوولین سازمان با هم مشورت کردیم که چه کنیم. بحث شد که دولت موقت هم از این کارهای “فالانژها” در کمیته ها بشدت ناراضی است. تحلیل کردیم که حاکمیت دو گانه است. یک طرف دولت بازرگان، “بورژوازی لیبرال”، است. اما طرف دیگر روحانیون طرفدار آیت الله خمینی “ضد امپریالیست” ترند. بعد سوال این شد که حالا ما باید چه سیاستی در قبال هر یک اتخاذ کنیم؟ جمع بندی کردیم: گرچه طرفداران خمینی در مبارزه ضدامپریالیستی به ما نزدیک ترند اما دولت بازرگان هم دست بالا را ندارد و هم بیشتر آزادی می دهد. و چون برای ما آزادی فعلا بیشتر اهمیت دارد لذا ما باید از دولت بازرگان در برابر روحانیون پیرو خمینی حمایت کنیم

این شد که قرار شد نامه ای به بازرگان بنویسیم با همین مضمون. من نامه را نوشتم و رفقا هم خواندند و خوششان آمد و فرستادیم. این نامه در دومین شماره نشریه کار، مورخ ۲۴اسفند ۵۷ منتشر شد. فردا مهندس بازرگان در تلویزیون ظاهر شد و در حالی که چشمانش از خوش حالی برق می زد، یادم می آید که گفت: “بالاخره فدائیان هم سر عقل آمدند”.

صبح بعد درستاد میکده بلوا بود. مسوولین سازمان، و بیش از همه من زیر فشار قرار گرفتیم که این نامه به معنای حمایت از بورژوازی لیبرال است. و “بورژوازی لیبرال هیچ ظرفیتی در انقلاب دموکراتیک ندارد.”، “این دولت ضد انقلاب است”. و و … از همه تندتر و معترض تر حیدر بود که بعد تر رهبر فکری اقلیت شد. او معتقد بود که دولت در حاکمیت دست بالا را دارد و دولت دولت بورژوایی است. انقلاب دموکراتیک است. و ما بورژوازی ملی نداریم و این دولت انقلاب دموکراتیک ایران را به شکست خواهد رساند. هیچ نوع حمایت از حاکمیت جدید نباید کرد، چه از خمینی و چه از بازرگان. دولت باید آماج اصلی مبارزه ما باشد. (چون این فکر در هیات تحریره نشریه کار اکثریت داشت، نامه مرکزیت سازمان به بازرگان در لابلای صفحات میانی رفت و تیتر اول نشد)

در کمتر از ۲۴ ساعت جنگ تقریبا مغلوبه شد. رفقای مرکزیت تصمیم گرفتند مرا موقتا از مسوولیت سیاسی بردارند. رفیق مجید در این مورد اصرار جدی تر داشت. اما نه از روی مخالفت با من. بلکه بیشتر به خاطر خوابانیدن سرو صداها. او می گفت ما به دلیل ضعف تئوریک نمی توانیم خوب دفاع کنیم و بهتر است فرخ برود بیشتر بخواند. من به خانه یکی از رفقا منتقل شدم و شروع کردم به خواندن آثار مارکسیستی. از جمله مجموعه آثار لنین و تاریخ حزب کمونیست شوروی.

حدود دو سه ماهی طول کشید. یادم می آید که تاریخ حزب کمونیست شوروی، از انتشارات حزب توده ایران روی من اثری عمیق داشت.

در پایان من تزهای خود را آماده کردم. اساسی ترین آنها در همان مقاله معروف “حول شعار مرگ بر امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم امریکا متحد شویم” بود.

اساس نظریه بیژن جزنی و مسعود احمدزاده هم این بود که تضاد اساسی تضاد خلق و امپریالیسم است. استبداد بدون اتکاء بر امپریالیسم امکان تجدید حیات ندارد. لذا خطر عمده همانا خطر امپریالیستم و بازگشت حکومتی دست نشانده است. در چنین صورتی استبداد باز میگردد و آزادی سیاسی از میان می رود.

ماجرای این سند نشان می دهد که چگونه سیاست گذاری های عمل گرایانه و پراگماتیک در نبرد با تئوری ها و سنن سیاسی استقرار یافته، و زیر سلطه و اتوریته های سیاسی عملا موجود، بر اثر بی تجربگی و نیز در کشاکش رقابت های گروهی، به سهولت پس می نشیند و ضربه فنی می شود.

اگر سیاست مندرج در نامه به بازرگان ادامه یافته بود. شاید سازمان فدائیان خلق خیلی زودتر به راه راست هدایت شده بود. اما این “اگر” اگری مطلقا نا ممکن بود. اصلا فرهنگ اش در جامعه نبود. اگر هم بود خیلی ) ضعیف بود. در میان چپ ها منش و روش اسکندری (لیبرالیسم چپ) خیلی کم تر از منش و روش کیانوری (رادیکالیسم ضدامپریالیستی) پایگاه داشت. اگر در نبرد “که بر که” در حزب توده ایران فکر اسکندری بر کیانوری پیروز شده بود، شاید زمینه بیشتری در میان ما فدائیان به وجود می آمد که فکر مندرج در نامه به بازرگان را رها نکنیم.

به خصوص در همان ایام در سازمان مجاهدین هم کشمکش بود. لطف الله میثمی، محمد رضا سعادتی و برخی دیگر با مشی رجوی موافق نبودند و فشار آوردند. آنها همه شکست خوردند.

اگر مجاهدین و توده ای ها رهبری آلترناتیو دست بالا می یافت امکانات برای مهار رادیکالیسم اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه و کاهش خشونت بیشتر می شد. نمی گویم ما می توانستیم آلترناتیوی برای حاکمیت اسلامی به وجود آوریم. می گویم می توانستیم از میزان کشتارها و خرابی ها بکاهیم و هم شدت و هم عمر استبداد دینی را هم کاهش دهیم.

شکست اسکندری از کیانوری و شکست میثمی و سعادتی از رجوی و از میان رفتن بهشتی و مطهری، و از همه مهمتر شکست چپ ها از راست ها در آستانه مرگ آیت الله خمینی و غلبه خامنه ای بر منتظری رویدادهای سیاسی معینی هستند که بر سرنوشت امروز ما تاثیر قطعی داشتند.

در میان ما فدائیان البته روند دیگری طی شد. اشرف و اقلیت از اکثریت شکست خوردند. آیا می توان گفت اگر جز این بود سرنوشت و تاثیر ما بر شرایط سیاسی کشور مثبت تر بود؟ در صفوف فدائیان شکست و پیروزی که بر که می توانست نتایجی مثبت تر تولید کند؟

با این حال حالا که ۳۱ سال از روزهای تحریر نامه به بازرگان گذشته است من در ارزیابی از خط مشی سیاسی فدائیان، که خود از طراحان عمده آن بوده ام، که برخلاف حملات تندی که از سوی چپ انقلابی و مجاهدین به اکثریت می شد و می شود، خطای عمده ما در تلاش برای شکوفایی جمهوری اسلامی ایران، برای فعالیت علنی و قانونی، و برای پیشبرد سیاست اتحاد و انتقاد از حکومت نبود. این ها همه خط مشی هایی بود که آقای بازرگان و نهضت آزادی ایران نیز حامی آن بودند. افسوس من از در غلطیدن به مواضعی است که آزادیخواهی مهندس بازرگان را فدای پیشبرد مبارزه ضد امپریالیستی می کند، افسوس من از رفتاری است که ما با مهدی بازرگان، و از جنبه ای دیگر با عبدالرحمن قاسملو داشته ایم؛ افسوس من از این است که  ما اسکندری را بر کیانوری ترجیح ندادیم.

نمی توانم بگویم ما از ظرفیت های بازرگان و دولت او بی خبر بودیم. خیر. نامه به بازرگان نشان می دهد که خیلی خوب ما با آنچه او می خواست و می کرد، آشنا بودیم. ما اسیر ایدئولوژی های جا افتاده ی عصر خود بودیم. و اما این اسارت هیچ چیزی از بار مسوولیت ما در قبال رفتاری که بازرگان ونهضت آزادی داشته ایم کم نمی کند.

این بخشی از سخن رانی من بود در مراسم یادروز مهندس بازرگان آیت الله منتظری در لندن. بخش دوم سخن رانی مذکور در سایت های خبری تحت عنوان ناقدان نفرت پراکنی و ستیزه جویی انتشار یافته است.

—————————

لینک پیام من به نشست لس آنجلس در بزرگداشت مهندس بازرگان و آیت الله منتظری:

http://www.youtube.com/watch?v=9c0JRKBHyR4

http://www.youtube.com/results?search_query=فرخ+نگهدار+بازرگان&search_type=&aq=f

متن کتبی سخنرانی من در یادروز مهندس بازرگان و آیت الله منتظری در لندن:

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/////-a27521b810.html

http://www.rahesabz.info/story/10085/

تاریخ انتشار : ۶ اسفند, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!