سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۸:۴۰

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۰

نگاهی به کتاب“ ریشه در خاک”، یادداشت های زهره تنکابنی

در این دهه سیاه زهره دیگر تماشاگر نیست، شاهد عینی نیست، روایتگر نیست. او هر روز این دهسال را در چرخ گوشت هول انگیزی که نه فقط لاشه آدمها، که انسانیت، غرور، شرافت و هست و نیست انسان را له می کند تا نواله ای برای دیو جهالت و تعصب فراهم آورد، همراه دیگران می میرد و باز ققنوس وار بر می خیزد. روزی خود را با انوش تشییع میکند، روز دیگر با هیبت. زمانی با فردین بر دار می شود و زمانی دیگر با دخترکان جوانی که دسته- دسته روانه قتلگاه ها می شوند و سنفونی مرگ انگاه که خبر " رضا" می رسد، اوج دیوانه واری می گیرد: در حالی که هزاران دست از دل خاک سر بر می دارند تا زهره را هم به رقص در خاوران ببرند...

Getting your Trinity Audio player ready...

سابق که عنوان کتاب ها کم بود، می گفتند : “هر کتابی به یک بار خواندنش می ارزد” . حالا که تعداد کتاب ها از شمار خارج شده اند، می گوییم که “هر کتابی به یک بار خواندنش نمی ارزد.” به این دلیل ساده که عمر آدمی کفاف نمیدهد و انتخاب ناگزیر است. “ریشه در خاک “زهره تنکابنی اما، حتما به یک بار خواندنش می ارزد، حتی اگر برای پاسخ به این کنجکاوی باشد که چگونه دختر یک روحانی متوسطالحال شهرستانی، از خانه های تیمی چریک های خدا ناباورسر در می آورد.

یادداشت های زهره شاید به دلیل تکرار بعضی مطالب، محرومیت از ویراستاری حرفه ای ، در هم آمیختگی زمان و نکاتی فنی از این دست، از منتقدان ادبی سختگیر ، نمره قبولی نگیرد، اما این نقاط ضعف چیزی از ارزش جانمایه انسانی  آن کم نمی کند. زهره خود اذعان دارد که نویسنده حرفه ای نیست و یک نیاز درونی برای ثبت لحظه ها و صحنه هایی که با انها و در آنها  زیسته  و تدوین یک “داد- شهادت نامه”  او را به نوشتن واداشته است.

“ریشه در خاک” یک سنفونی چند لایه است که در لایه زیرین آن یک نغمه عاشقانه با کلید واژه های “رضا”، “میهن”، “مردم” “رفیق” و “انسانیت” دایم نواخته می شود و در حالی که دیگر واژه ها گاه جایگزین هم می شوند، “رضا” اما، پیوسته ، چه آنجا که در ملاقات برای بوسیدنش خیز بر می دارد، چه هنگامی که خبر سفید شدن مو های زهره بی تابش کرده و چه آنگاه که لباس سیاه پنهان در زیر مانتوی زمرد، خبر از فاجعه می دهد، پیوسته حاضر است. “رضا” در پشت جلد با دو خرمن شقایق و دو بیت شعر شاملو با گل به  “زهره ” دوخته شده  و در پایان کتاب ، درحالی که زهره دست در گردنش دارد، با او به شقایق های روییده در خاوران خیره مانده است.

تنها کسی که با رضا زیسته و به روح دریایی او راه برده باشد، شاید بتواند حضور دایمیش در سنفونی “ریشه در خاک ” و عشق بی پایان زهره ی سختگیر و مشکل پسند را درک کند. در “رضا” آن کلید- واژه های دیگر، همواره جاریند، می جوشند، میخروشند و درهم می آمیزند و همین درهم آمیزیست که ته رنگ عاشقانه سمفونی را جان و غنا می بخشد.

رضا در قصر ، از گفتن حکایت عشقش به زهره پروایی نداشت و آنگاه که دیگر  نام زهره در دهانش نمی چرخید، ” خانه خراب”  خطابش می کرد و هر بار که  خاطره ای از ” خانه خراب” نقل می کرد ، دوستانش می دانستند که این “اسم مستعار” کیست.

سمفونی “ریشه در خاک”  با سازهای آرام و ریز از دوران کودکی می گذرد، در مبارزه همراه فداییان ودر زندان شاه نقاط اوج پرشوری می آفریند، با ضربآهنگ ساز های کوبه ای به انقلاب، حضور در میان مردم و پرواز بر سر دستان مردمان شوریده می رسد، کوتاه زمانی به سان رودخانه ای هنوز کف آلود ، با پالایشگاه و جنبش زنان همراه می شود و با شتاب خود را به دهه شصت می رساند تا  آن داد- شهادت نامه ای شود که باید بماند  و بر بام گنبد هستی با هزاران  ساز کوبه ای، بادی و زه ای نواخته شود.

در این دهه سیاه زهره دیگر تماشاگر نیست، شاهد عینی نیست، روایتگر نیست. او هر روز این دهسال را در چرخ گوشت هول انگیزی که نه فقط لاشه آدمها، که انسانیت، غرور، شرافت و هست و نیست انسان را له می کند تا نواله ای برای دیو جهالت و تعصب فراهم آورد، همراه دیگران می میرد و باز ققنوس وار بر می خیزد.  روزی خود را با انوش تشییع میکند، روز دیگر با هیبت. زمانی با فردین بر دار می شود و زمانی دیگر با دخترکان جوانی که دسته- دسته روانه قتلگاه ها می شوند و سنفونی مرگ انگاه که خبر ” رضا” می رسد، اوج دیوانه واری می گیرد:  در حالی که هزاران دست از دل خاک سر بر می دارند تا زهره را هم به رقص در خاوران ببرند، نغمه عشق از لایه های زیرین سمفونی جان می گیرد، اوج می گیرد و  پیش از وقوع فاجعه در سیمای رضا که حالا دیگر با گل- واژه های “آزادی ” و “انسانیت” یکی شده است، به سراغش می آید، خرمن گیسوانش را نوازش می کند و در گوشش نجوا که: تو بمان ! من در تو زنده ام! بمان ، ببین و روایت کن! و بدیگونه است که زهره در تنهایی مویه می کند و در حضور هم بندان ، هم بندانی که گاه بسیار آزارش داده اند، خوددار و با وقار می ماند تا روحیه ای نشکند

“ریشه در خاک ” فقط تصویر گر تباهی و فساد ناشی از جهل و تعصب نیست، روایت احوالات روحی و سیر تکامل احساس و اندیشه زنی آزاده و وارسته نیز هست. زنی که از نفرت نسبت به “توابین” به همدلی با “درهم شکستگان” و از تعصب سازمانی و ایدیولوژیک به نوعی رهایی و وارستگی می رسد، بی آنکه بر گدشته اش ، تعصب آلود ، قلم بطلان بکشد و ذره ای در همراهی با مردم سر زمینش تردید روا دارد.

زهره در “ریشه در خاک” ، در حالی که هر حرکتش را می پایند، خطر می کند، قلبش را بر سر دست می گیرد،  بر تاریکخانه اشباح  پرتو می افشاند و رسوا می کند ارباب قدرت، تعصب و جهالت را که از کشته، پشته ساختند وهم اکنون نیز  بر اریکه قدرت سوار و در چالش با مردمان این مرز و بوم جز دار و درفش نمی شناسند.

نسل انقلابیون دهه پنجاه را گاه “سوخته” و گاه “سودازده و شیدا” نامیده اند. هر چه هست ، تاریخ متاخر میهنمان از خون آنان رنگ گرفته است و مستقل از درستی یا نادرستی راهشان، آنها مظهر و سنبل شجاعت، پاکی و فداکاری بودند. زهره زنی از تبار آنان است که اینک در کنار “امید” ، “سهراب “، “ندا” و هزاران جوان سبز،  مادرانه و رفیقانه ، با چشمی نگران آینده و دستی  بر تربت پاک خاوران ، ایستاده است. ” ریشه در خاک” نماد و تجسم این نگرانی و ایستادگی است. 

زهره در کتابش تلاش زیادی کرده تا چراغ امید را روشن نگهدارد و نگذارد که بر امید به انسان و انسانیت خدشه ای وارد شود، با این حال وقتی در پایان،  کتاب را بر زمین می گذاری وهمراه رضا و زهره  بر شقایق هاییی که در خاوارن و در  پشت جلد کتاب جان گرفته اند، خیره می شوی ، احساس درهمی از درد، نفرت ، همدردی، تاسف، حسرت و خشم وجودت را در هم می فشارد و حس می کنی که با زهره در تونل وحشت ۶۰،  روح ترا هم چرخ کرده اند تا خرج ولیمه ای برای  دیو جهالت و تعصب شود و آنگاه که بر چهره شاد و خندان رضا و زهره  در روز عقد،  در صفحات آخر کتاب خیره می شوی، بگذار تا  بغضت بترکد و به این فکر نکن که مبادا کسی اشکت را ببیند.

    حسن محسنی فریدنی

 برلین آذر ۱۳۹۲   

 

تاریخ انتشار : ۱ دی, ۱۳۹۲ ۱:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

تندروها در دورۀ رهبری سوم: مجری یا معمار؟

جنگ ایران و جهت تحولات منطقه‌ای

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان