سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۷:۵۴

شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۴

با شاعران

نام تمام مردگان یحیی است- محمد علی سپانلو
رستاخیز- رضا بی شتاب
خواب- خسرو باقرپور
زخمهای زبان و دهان - طاهره باریی


 

نام تمام مردگان یحیی است
محمد علی سپانلو

نام تمام مردگان یحیی است

نام تمام بچه‌های رفته

در دفترچه دریاست

بالای این ساحل

فراز جنگل خوشگل

در چشم هر کوکب

گهواره‌ای بر پاست

بی‌خود نترس ای بچه تنها

نام تمام مردگان یحیی است

هر شب فراز ساحل باریک

دریا تماشا می‌کند هم‌بازیانش را

در متن این آبیچه تاریک

یک دسته کودک را

که چون یک خوشه گنجشک

بر پنج سیم برق

هر شب، گرد می‌آیند

اسفندیار مرده‌ای (بی‌وزن، مانند حباب کوچک صابون)

تا می‌نشیند

شعر می‌خواند

این پنج تا سیم چه خوشگله

مثل خطوط حامله

گنجشگ تپل مپل نک می‌زنه به خط سل

هر شب در این کشور

ما رفتگان، با برف و بوران باز می‌گردیم

در پنجره‌های به دریا باز

از هیاهو و بانگ چشم‌انداز

یک رشته گلدان می‌برند از خواب‌های ناز

ما را تماشا می‌کنند از دور

که هم صدای بچه‌های مرده می‌خوانیم

آوازمان، در برف پایان زمستانی

بر آبهای مرده می‌بارد

با کودکان مانده در آوار بمباران

در مجلس آواز، مهمانیم

یک ریز می‌خواند هنوز اسفندیار آن سو

خرگوش و خاکستر شدی ای بچه ترسو

دریای فردا کشتزار ماست

نام تمام مردگان یحیی است

آنک دهان‌های به خاموشی فروبسته به هم پیوست

تا یک صدای جمعی زیبا پدید آید

مجموعه‌ای در جزء جزئش، جام‌هایی که به هم می‌خورد

آواز گنجشک و بلور وبرف

آواز کار و زندگی و حرف

آواز گل‌هایی که در سرما و یخبندان نخواهد مرد

از عاشقان، از حلقه پیوند وبینایی

موسیقی احیای زیبایی

موسیقی جشن تولدها

آهنگ‌های شهربازی‌ها، نمایش‌ها

در تار و پود سازهای سیمی و بادی

شعر جهانگردی و تعطیلی و آزادی

این همسرایان نامشان یحیی است

و آن دهان، خواننده‌اش دریاست

با فکر احیای طبیعت‌ها، سفر‌ها، میهمانی‌ها

دم می‌دهد یحیی

و بچه‌ها همراه او آواز می‌خوانند

در نیلا به دریا

ای برف ببار

با فکر بهار

بر جنگل و دشت

بر شهر و دیار

ای مادر گرگ

ای چله بزرگ

هی زوزه بکش

هی آه برآر

ما از دل تو

بی‌باک‌تریم

از تندر و برق

چالاک‌تریم

با شمع و چراغ

در خانه و باغ

برف شب عید

همسایه ماست

این سرود و سپید با رنگ امید

فردا که رسید

سرمایه ماست

ای برف ببار

تا صبح بهار …

نوبت به نوبت، تا شب تحویل سال نو

گنجشک‌ها و بچه‌های مرده می‌خوانند

با چشم‌های کوچک شفاف

 تا صبح، روی سیم‌های برق می‌مانند.

 

***

 
رستاخیز
رضا بی شتاب

 

دوباره گوهرِ گسسته ی بهارِ من
به رشته عاشقانه می کشد نگارِ من
دوباره برگهای بینوای خسته را
به قلبِ باغ و قُله می بَرَد قرارِ من
دوباره این دیارِ مانده در مدارِ درد
ز تیرگی به روشنی کشد تبارِ من
دوباره بلبلانِ شاخه ی خجسته را
صدا زند نوای شادِ آشکارِ من
بیاورد دوباره بارشِ شگفتِ شعر
شکوهِ جشنِ این شکوفه ها کنارِ من
دوباره کودکانه خیلِ خنده های گُل
جوانه می زند به جانِ جویبارِ من
دوباره رستخیزِ تازه می رسد ز راه
چو مرهمی به زخمِ زمهریرِ پارِ من
دوباره انسجامِ سبزِ دستِ عاشقان
رساندم مگر سرور و اعتبارِ من
دوباره بر سریرِ خودسری نشسته را
ز بیخ و بُن به شعله درکشد شرارِ من
دوباره زشتِ بد منش ز خانه می رود
دَمَد به لب سرودِ دلنوازِ یارِ من

***

خواب
خسرو باقرپور

 

سارم اسیر بیابان، 
سروم کنار دار 
آواز هایم آوای ممنوعند 
بی پروا، اما 
می دود بر فراز تپه ی سبزی، 
کودکی ام با بادبادکی سپید در دست، 
در انتهای سرخ ترین پنج خطِ حامل 
بغضم میان سینه و 
چشمم به انتظار 
داغ و غرق عرق بیدار می شوم 
اما… 
هنوز 
کودکی ام سرخوش و بی پروا، 
صدایش می آید 
آواز هایم را به کُردی سوت می زند

 

***


 
زخمهای زبان و دهان 
طاهره باریی

در ایستگاهی پیاده شدیم 
ناشناس بود محل 
و کسی به زبان ما توجه نمیکرد 
اشاره ها همه به سوی باغ تفرج بود 
که حرف آخر را در آن، رنگ میزد 
قند آفتاب 
حل میشد در استکان زمان 
و قرقی هایی شکل آدم 
که نشسته بودند روی نیمکتها 
سیخ سیخ 
آلو زرد و هلو می کشیدند به دندان 

نه سخنی، 
سنگی می پراند 
نه گفتگویی، 
ابری 
تنها شیرینی چسبناکی 
که خود را همه جا می گستراند 

چه سخت بوده اند کلمات 
چه سختی ها! 
که خرده خرده آسیا کرده ایم 
میان زخمهای زبان و دهان 

***

 

در خلالِ شعاعهای خورشیدِ بی رمق بهمن

 البرز

 

آن سال هم، مثل تمام آن سالها،

زمستان، زمستان سختی بود،

سرما گوشت را عبور،

و استخوان را نُک می زد.

 

در این سرمای جانسوز،

در خلالِ شعاعهای خورشیدِ بی رمق بهمن،

او را، تو را، خودم و ما را می بینم

 

دستها بالاست، دستِ من، تو، او و ما،

اما کسی بوی تسلیم را حس نمی کند

 

دهانهامان از آزادی می گویند،

اما می گوییم، به گفته فلانی،

گویی دهانِ من، تو، او و ما،

هیچ واژه ای از خود نداشت

 

از وحشتِ سرنوشت مردِ ارکیده ای،

بهمن آن سالها فیل کسی یاد هندوستان نکرد،

رنگارنگی در هر محفلی جرم بود،

و رنگِ غالب سیاه

 

امروز که باز سرمای زمستان،

گوشت را عبور کرده،

و استخوان را نُک می زند،

فیلهامان به یادِ گرما و رنگارنگی هندوستانند

***
گزینش ویدا فرهودی
آدرس تماس:  
vfkar1335@gmail.com

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۲۴ اردیبهشت, ۱۳۹۴ ۱:۱۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

* هیچ بمب‌افکنی نمی‌تواند کار زیادی علیه تأسیساتی که بیش از ۷۰ متر زیر زمین دفن شده‌اند انجام دهد. * مطابق ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از پرتابگرها و ۷۰ درصد از ذخیره موشکی خودرا حفظ کرده. * مجتمع موشکی یزد حدود ۵۰۰ متر در دل کوه‌های گرانیتی اطراف امتداد دارد و در تمام مدت جنگ عملیاتی باقی مانده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

جنگ ۲۷۰ میلیارد دلاری؛ ایران چگونه از سقوط اقتصادی گریخت؟

مورچه‌ی امیدوار و زمستان سیاه

از سالن والیبال تا راهروهای خونین بیمارستان؛ روایت یک مادر از عصرِ انفجار در لامرد

موج تازه سرکوب در هرات؛ وقتی بدن زنان به میدان نمایش قدرت تبدیل می‌شود

واقعیت تلخِ تجارتِ شیرین