سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۲:۳۸

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۳۸

آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان

به اندازه ای که مبنع تولید قدرت، مردم، خود حضورمستقیم پیدا می کنند، نقش آفرینی قدرت نمادین و بیگانه شده توخالی تر می شود. قدرت در اصل بیان مناسبات اجتماعی است و وقتی مستقیم نباشد و از بدنه جامعه و مولدان قدرت جدا شود، اضافه قدرت به انباشت قدرت در سطوح گوناگون منجرمی شود که توسط دیگران (یا طبقات دیگر) تصاحب شده و اعمال می شود.

به یک تغبیر مهمترین تفاوت دوره اوباما که با پنیه سرمی برید، با ترامپی که تیغ عریان به دست گرفته است، در نوع واکنش جامعه است. شعار تغییر اوباما در واقعیت امر و تحلیل نهائی برای کنترل بحران، کنترل جامعه ناراضی آمریکا و جنبش اعتراضی در حال خیزبود. جنبشی که جمهوریخواهان با علم کردن تی پارتی نتوانسته بودند کنترلش کنند. جنبشی علیه وال استریت و علیه یک درصدی ها و جنگ افروزی آنها. حقا که اوباما به عنوان کارگزارزیرک و هوشیار وال استریت توانست در دوره ۸ ساله خود جنبش ضدوال استرایت را در تشتت و “کما” برد و خود را به عنوان وجدان دروغین و اعتراضی جامعه وانمود سازد. اما خواست جامعه برای تغییر که وی آن را دستمایه سیاست ورزی خود ساخته بود، هم چنان پاسخ نگرفته ماند و ظهور ترامپ دستاورد آن بود. پنجرکردن سندرز – سیاستورز درون سیستم و اصلاح طلب- توسط بوروکراسی حزب دموکرات راه را برای عروج قطعی شارلاتانی از نوع ترامپ آماده ساخت تا با القاء این تصور که گویا فردی خارج از سیستم بسان رابین هود برای نجات جامعه آمده است، راه خود را در جامعه بحران زده و چندقطبی آمریکا به سوی قدرت بگشاید. آیا براستی می توان مدعی شد که نقل مکان اوباما از کاخ سفید به معنای بازگشت سیاست، سیاست در معنای واقعی خود، بیرون از قدرت و علیه قدرت مستقر، به کف خیابان ها است؟ آیا آن چه که شروع شده است استمرارخواهد داشت؟ حداقل پاسخ اعلام شده معترضان و نیز شرایط و مشخصات عمومی بحران به آن مثبت است. نقش ایجابی و ناخواسته ترامپ که هم چون کاتالیزوری برای اتحاد جنبش ها عمل می کند نیز مؤید آن است. با این وجود پاسخ نهائی و قطعی به این نوع سؤال ها را با توجه به ابعاد پیچیده و مجهول بحران و نیز پیچیدگی های جوامع انسانی و وجود بازیگران گوناگون و متضاد در آن، و لاجرم غیرقابل پیش بینی بودنشان، باید به گذر زمان و تاریخ واگذار کرد.

یکی از مضحک ترین و طنزآمیزترین سخنان فراموش نشدنی ترامپ هنگام ادای سوگند وفاداری، این ادعای او بود که گویا عروج او به قدرت بیش از آن که انتقال قدرت از حزب و دولتی به حزب و دولتی دیگر باشد، و برای اولین بار، بیانگر انتقال قدرت (فاسد) و متمرکز در واشنگتن به مردم است. مردم! اکنون قدرت در دستان شماست. اما هیچ چیز رسواکنده تر و البته حماقت آمیزتر از رفتار شیادانی نیست که بخواهند به نام و اراده آنها بویژه وقتی که خود مردم در صحنه باشند، سخن بگویند. در چنین حالتی مردم نه به عنوان سوم شخص غایب که همواره دستمایه سوءاستفاده شیادان و صاحبان قدرت بوده اند که به عنوان اول شخص حاضر سخن می گویند و حضور دارند: من هستم پس خود سخن می گویم و چون زنده هستم به وصی و وکیل نیازی ندارم! آنها با صراحت اعلام می دارند که تو رئیس جمهور ما نیستی! (نباید فراموش کرد که حضور مستقیم مردم به معنی اعلام بی اعتباری”قانون” و بوروکراسی هم است).

یک نمونه از این تقابل نمادین را یادمان باشد در زمان احمدی نژاد، وقتی مردم را خس و خاشاک نامید، شاهد بودیم:

خس و خاشاک توئی، دشمن این خاک تویی، شور منم نور منم، عاشق رنجور منم، زور تویی کور توئی، هالهٔ بی‌نور تویی، دلبربی‌باک منم، مالک این خاک منم.

این درحالی است که ترامپ در بهترین حالت نه فقط نماینده ۲۵% مردم آمریکا بوده است، بلکه حتی به لحاظ ارآء مردمی نزدیک به سه میلیون رأی هم از رقیب خود کم آورده است. مردم برای او همان رأی دهندگان به او و از قضا آن کارت های الکترال و قواعد آهنین بوروکراسی (فاسدی) است که او به رغم حمله به آنها به سوی قدرت برکشیده شده است. همان مردمی که او علیرغم فراخوان ها و رجزخوانی های تبلیغاتی و وعده حضور چندملیونی و بی سابقه در روز مراسم تحلیف نتوانست آن گونه که ادعا کرده بود، آنها را به میدان بیاورد. بجای آن با فراربه جلو، رسانه ها و همه گزارش ها و فیلم هائی را که با به نمایش گذاشتن حضور گسترده مخالفان، تجمع حامیانش را تحت الشعاع قرار دادند، متهم به دستکاری ارقام واقعی کرده است.

اما او غافل از آن است که بخش بزرگی از جامعه و مردم به صفت اول شخص او را مخاطب قرارداده اند. او مدعی است که رسانه هائی را که این دروغ ها را سرهم بندی کرده اند پاسخ گوخواهد کرد. اما دارد نعل وارونه می زند و غافل از آن است که دقیقاً زمان پاسخگوئی خودش فرارسیده است و دشوار بتواند حتی رأی دهندگان به خود را نیز فریب داده و به صحنه بیاورد. بهمین دلیل تقابل ترامپ دوره قبل از کسب قدرت که توهماتی را بوجود آورده با ترامپ پس از قدرت یکی از مهمترین چالش های ترامپ خواهد بود. ترامپ پس از قدرت حتی ناگزیر است ترامپ پیشا کسب قدرت را نیز ذبح کند. ابلاغ اولین دستور او مبنی بر لغو (مرحله ای) بیمه ۳۰ میلیون نفر از فقیرترین افراد کشور بدون آن که حتی طرح جایگزینی (طرح محشرخود را) اعلام کرده باشد، گواهی از آغاز نبرد بزرگی است که بین قدرت و جامعه آغاز شده است.

 به اندازه ای که مبنع تولید قدرت، مردم، خود حضورمستقیم پیدا می کنند، نقش آفرینی قدرت نمادین و بیگانه شده توخالی تر می شود. قدرت در اصل بیان مناسبات اجتماعی است و وقتی مستقیم نباشد و از بدنه جامعه و مولدان قدرت جدا شود، اضافه قدرت به انباشت قدرت در سطوح گوناگون منجرمی شود که توسط دیگران (یا طبقات دیگر) تصاحب شده و اعمال می شود.

او که در آغاز کار لقب منفورترین رئیس جمهور چهاردهه اخیر آمریکا را بخود اختصاص داده است، در همان روز نخست ورود به “حجله قدرت” با حضور میلیونی و خشمگین معترضانی مواجه شده است که عزم جزم خود را برای تداوم اعتراضات ابراز داشته اند. اکنون این زندگی است که مبارزه می کند. اگر در نظر بگیریم که عروج امثال ترامپ ها با ناکجاآبادهایشان، در تحلیل نهائی بیان فروپاشی نظم مستقر چندین دهه ای بر جهان (و از جمله افول هژمونی ابرقدرت این دوره) و شکل گیری و زایش دردناک یک جهان چندقطبی با توازن و مناسبات جدید است، آن گاه اهمیت شکل گیری و عرض اندام یک جنبش جنبش ها و مستقل از قدرت های جهانی و در برابر آن ها به مثابه قطبی نیرومند و اثرگذار برتحولات، روشن تر می شود. گو این که سروگوش آب دادن امثال جان کری ها در این جنبش، نشان از چالش هائی است که در برابر این جنبش قرار دارد.

تاریخ انتشار : ۴ بهمن, ۱۳۹۵ ۹:۰۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!