در این شماره می خوانید: - ابراز همدردی با خانواده قربانيان سيل در شمال غرب ايران - نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد - اعلامیه مشترک - ابراهيم رئيسی عضو "هيئت مرگ"، کانديدای رياست جمهوری شد - بار دیگر شکستن خط قرمز ولایت فقیه - کاندیداتوری احمدی نژاد، آغاز پایان فصل الخطابی ولی فقیه؟ - پشت پرده تهدیدهای مقامهای آمریکایی - سودجویی کارفرمایان، بی تفاوتی دولت، آمار بالای مرگ کارگران - معنی آمدن احمدی نژاد - کمپین درخواست آزادی آقای اسماعیل عبدی - یادداشتی از نرگس محمدی در آغاز دوره جدید زندانش - انتخابات در جمهوری اسلامی، اپوزیسیون و معضل انتخابات - نسرین ستوده: صلاحیت ابراهیم رئیسی نباید تایید شود - انتخابات یا تثبیت تمامیت خواهی ولی فقیه؟ - فرانسه در آستانۀ انتخاباتی مهم و حساس - دو گزارش از فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر

ایران نه میدان تسویهحساب قدرتهای خارجی است و نه ملک شخصی حاکمیتی استبدادی. نیروهای مردمی، میهندوست و مترقی ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا اعتراضات برحق مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بیعدالتی، دستاویز مداخلهٔ خارجی، تهدید نظامی یا توطئههای بیثباتساز تلفیقی بیگانگان و تمامیتخواهان مخلوع قرار نگیرد. سرنوشت ایران تنها باید به دست مردم آن رقم بخورد.

اگر قرار است اینبار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی میتواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمتآمیز و مطالبهمحور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیدهگرفتهشدن، وعدههای بیپایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حقطلبانهاش قرار دهد. تجربههای تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونهای ایدهآل از شیوهای تازه برای اعمال قدرت معرفی میشود؛ شیوهای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هستهای ایران در سال گذشته قرار میگیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگهای فرسایشی بوده است.

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانیمدت بین رسانههای قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریانهای تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمنسازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافتهاند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بیعدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزینهای سوسیالیستی یا برابریخواهانه همخوانی ندارد.