سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۲۰

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۰

از تئوری رمان تا آگاهی طبقاتی

امروزه لوکاچ را یکی از نمایندگان مهم "مارکسیسم غربی یا نئومارکسیسم" می دانند که با نگاهی غیردگماتیک به مارکسیسم می نگریست. او بعد از جنگ جهانی دوم در کلاسهای درس خود به انتقاد از استالینیسم و دگماتیسم میان احزاب کمونیست پرداخت.

نئومارکسیسم؛ یعنی رنسانس هگل گرایی
یکی از تعاریف فلسفه آنست که می گوید “فلسفه، شوق و رنج دوری از وطن، و آرزوی دیدار از آنست”. گئورگ لوکاچ (۱۹۷۱-۱۸۸۵م.)، فیلسوف، ادیب، زیباشناس،سیاستمدار، و مورخ ادبیات، در سال ۱۸۸۵ میلادی در کشور مجارستان بدنیا آمد و در سال  1971 درگذشت. او از موضع چپ، آثار مهمی درباره تئوری و جامعه شناسی ادبیات در قرون ۱۹ و ۲۰ میلادی، و تاریخ ایدئولوژی آلمانی نوشت؛ از آنجمله- تئوری رمان، در باره رئالیسم، روح فرم های ادبی، گوته و زمانش، جامعه شناسی ادبی، منحصربه تک بودن استتیک، تاریخ و آگاهی طبقاتی، هستی شناسی وجود اجتماعی، و تخریب عقل. مجموعه آثار وی به ۱۷ جلد می رسد. 

نخستین کتاب لوکاچ پیش از مارکسیست شدن، در سال ۱۹۱۶ “تئوری رمان” است که کوششی است فلسفی تاریخی در باره فرمهای روایتی کلان ادبی،که عبور و گذر اندیشه لوکاچ از کانت بسوی هگل را نشان می دهد. در این کتاب تاثیر فیلسوفانی مانند برگسن، دیلتای، بلوخ، وبر، و زیمل را روی او می توان دید. در سال ۱۹۶۲ لوکاچ بعد از ۴۲ سال مقدمه ای انتقادی بر این کتاب نوشت و در نظرات پیشین خود قدری تجدید نظر کرد. آدرنو میگفت این کتاب نوعی “استتیک فلسفی” است، و” دفرارن” آنرا مهمترین کتاب “علوم انسانی” نامید. این کتاب پاسخی بود به شرایط ترس و سرگردانی انسان در شرایط پیش از شروع جنگ جهانی اول در اروپا. در آنجا تمایلات علوم انسانی لوکاچ و تضاد رمان و روایت را می توان دید. او بعدها بعنوان مارکسیست، موضعی انتقادی نسبت به این کتاب گرفت. این کتاب وی همزمان شد با انتشار کتابهای مهم و مشهور دیگری مانند- “نامه های اسپارتاکوس” اثر روزا لوکزامبورگ، کتاب “امپریسم “اثر لنین در تبعید، کتاب” زوال غرب “اثر اسپنگلر، و کتاب “روح اتوپی” اثر بلوخ. در زمان انتشار این کتاب در سال ۱۹۲۰ در برلین، لوکاچ از مجارستان فرار نموده بود چون وزیر فرهنگ دولت سرنگون شده “بلا کونس” بود. لوکاچ بعدها اشاره نمود که یکی از انگیزه های نوشتن این کتاب، ترس وی از پیروزی دولت پروس آلمان در جنگ جهانی اول بود. لوکاچ در این کتاب به انتقاد از سوسیال دمکرات های آلمان که از جنگ حمایت می کردند نیز پرداخت. او بعد از شروع جنگ وارد حزب کمونیست شد گرچه هیچگاه خط رسمی حزب را کاملا دنبال ننمود.

در این کتاب لوکاچ می کوشد از طریق ایدئولوژی مارکسیسم شرایط اجتماعی هنر و ادبیات مردمی را توضیح دهد. جوانی لوکاچ مصادف شد با رنسانس هگل گرایی پیش از جنگ جهانی اول در اروپا. تاثیر فلسفه و استتیک هگل روی موضوعات هنری و ادبی را می توان در این کتاب نیز دید گرچه منتقدی بنام “کرونس” گفته بود هگل بزرگترین خردگریز تاریخ فلسفه است. یکی از تاثیرات ارثیه فلسفه هگل، تاریخی و استتیک نمودن مقوله های نظری بود. بلوخ میگفت جهانبینی لوکاچ در زمان نوشتن کتاب “تئوری رمان” براساس اخلاق چپ و تئوری شناخت راست بود. لوکاچ ذر این کتاب جاده ساز نگرشی تاریخی اجتماعی به ادبیات و هنر در غرب است. او نظریه پرداز چپگرای ادبیات و هنر رئالیستی اجتماعی انتقادی است که مقولات مارکسیستی را وارد تحلیل هنر و ادبیات نمود و جنبه های هگلی مارکسیسم را در آنزمان تبلیغ و عمده کرد.

امروزه لوکاچ را یکی از نمایندگان مهم “مارکسیسم غربی یا نئومارکسیسم” می دانند که با نگاهی غیردگماتیک به مارکسیسم می نگریست. او بعد از جنگ جهانی دوم در کلاسهای درس خود به انتقاد از استالینیسم و دگماتیسم میان احزاب کمونیست پرداخت.

لوکاچ در سال ۱۹۲۳ از طریق کتاب “تاریخ و آگاهی طبقاتی” خود، از مهمترین نظریه پردازان ادبیات سوسیالیستی شد. او در آنزمان در کلاس درس اندیشمندانی مانند زیمل، وبر،بلوخ، و لاسک شرکت نمود. این کتاب او نوعی جامعه شناسی مارکسیستی بشمار می آید. وی با نوشتن این کتاب کوشید تا خط حزب کمونیست کشورش مجارستان را تحت تاثیر قرار دهد. لوکاچ در جوانی حین تحصیل در آلمان زیر تاثیر ایده آلیسم آلمانی و” فلسفه زندگی” برگسن بود. وی بعد از جنگ جهانی دوم تاثیر مهمی روی روشنفکران قرن ۲۰ اروپا در زمینه فلسفه،جامعه شناسی و تئوری هنر و ادبیات و روی مکتب فرانکفورت، روی بلوخ، هابرماس، و آدرنو گذاشت. آثار و زندگی لوکاچ را به ۳ دوره تقسیم می کنند.- آثار پیش از مارکسیست شدن او تا سال ۱۹۱۸. دوم، آثار دهه بعد از ۱۹۲۰ و مهاجرت به مسکو در سال ۱۹۳۰ بدلیل رشد فاشیسم در اروپای غربی. و مرحله سوم شامل خلق آثار فلسفی مارکسیستی بعد از جنگ جهانی دوم. او کوشید از سال ۱۹۳۰ از طریق مقالات ادبی فلسفی خود سیاست هنری ادبی احزاب شوروی و آلمان را به نفع انقلاب و سوسیالیسم تغییر دهد و با دفاع و تبلیغ مکتب” رئالیسم سوسیالیستی” منتقد زوال و ابتذال ادبیات و فرهنگ سرمایه داری و منتقد ادبیات “اکسپرسیونیستی چپ” مانند آثار نخستین برشت شد. بعد از ۱۹۴۰ او با نگاهی محافظه کارانه به آثار گوته و توماس مان و رمانهای تاریخی می نگریست.

لوکاچ در سال ۱۹۱۹ بعد از سقوط “جمهوری شورایی” در مجارستان نزدیک بود اعدام شود چون مدتی وزیر آموزش آن دولت بود و در سال ۱۹۵۶ یکبار دیگر وزیر تعلیم و فرهنگ دولت “کمونیسم اصلاح طلب” مجارستان گردید. لوکاچ میگفت پرولتاریا می تواند کاملترین و درست ترین آگاهی طبقاتی را دارا باشد چون کاپیتالیسم می کوشد انسان مخصوصا کارگران را در نظام سرمایه داری تبدیل به کالا و شیء کند.

نام دیگر کتاب “تاریخ و آگاهی طبقاتی” لوکاچ، “پژوهشی در باره دیالکتیک مارکسیستی” بود که به تجزیه و تحلیل اقتصاد سرمایه داری سالهای بعد از ۱۹۲۰ می پرداخت، این کتاب کوششی است برای پاسخ به نیازهای تئوریک مارکسیسم و پرسش های استراتژیک جنبش کمونیستی آنزمان غرب، این کتاب حین جنبش دانشجویی اروپا در دهه ۱۹۶۸ یکی از کتب مرجع و پرخواننده بود.

لوکاچ در تئوری ادبی و هنر، مخالف دو مکتب “ناتورالیسم و فرمالیسم” بود چون به نظر او در اولی جنبه دیالکتیکی تاریخی فراموش شده و در دومی وضعیت زوال و ابتذال سرمایه داری نادیده گرفته شده، نظرات لوکاچ در سال ۱۹۳۲ یکی از پایه های مکتب” رئالیسم سوسیالیستی” در میان احزاب کمونیستی شد. او در آگاهی طبقاتی پرولتاریا اساس رهایی و گذر از سرمایه داری به سوسیالیسم را می دید. این کتاب یکی از منابع مهم نئومارکسیسم یا مارکسیسم غربی بود که با” سوسیال دمکراسی و با استالینیسم” مرزبندی داشت.

اندیشه های “نئومارکسیسم” در فاصله میان دو جنگ جهانی اروپا در قرن ۲۰ متکی به نوزایی اندیشه های هگلی بود. شاگرد لوکاچ در فرانسه، “لوسین گلدمن” در سال ۱۹۶۴ با نوشتن کتاب “جامعه شناسی رمان” نظرات او را ادامه داد. گلدمن میان ساختار رمان و ساختار اولید نظام سرمایه داری یک شباهت و هم ریشگی میدید.

از سال ۱۹۲۳ در کتاب ” تاریخ و آگاهی طبقاتی” تئوری انعکاس واقعیت در هنر و ادبیات توسط لوکاچ بطور مفصل مطرح گردید. از جمله نویسندگان مکتب “رئالیسم سوسیالیستی” مورد نظر لوکاچ، ماکسیم گورکی پیش از او، و برشت و خانم آنا زگر، بعد از او هستند. در این کتاب لوکاچ به نظرات لنین نزدیک تر است تا به اندیشه ای روزا لوکزمبورگ. او در آنجا به تجزیه و تحلیل جامعه بورژوایی و اقتصاد سرمایه داری و چگونگی انقلاب کارگری می پردازد و مدعی است که یک حزب کمونیست آوانگارد انقلابی باید هدایت کارگران را برای انقلاب و تحول به عهده بگیرد.

گئورگ لوکاچ در کتاب “منحصربه تک بودن استتیک” مدعی است که هنر و ادبیات بر اثر کار و زندگی روزمره انسان بوجود می آید. به این دلیل او مدافع هنر و ادبیات واقعگرایانه و رئالیستی است. لوکاچ میگفت در آثار تولستوی، بالزاک، گوته، گوگول، و توماس مان، پروسه تاریخی و اجتماعی بشکل رئالیستی به نمایش کذاشته شده است. لوکاچ در کتاب “تخریب عقل” ریشه ایدئولوژی فاشیسم را نشان می دهد و مدعی است که اندیشمندان و فیلسوفانی مانند شلینگ، نیچه، شوپنهاور، و دیلتای، مقصر هستند چون آنها با روشنگری وداع نمودند؛ مخصوصا با ایده آل های اخلاقی و سیاسی آن، و دچار خردگریزی شدند و فکر می کردند شناخت فقط متکی به فهم است و نگاه شان به واقعیات ذهنی و شخصی بود و نه عینی و واقعگرایانه ،و بر اثر پیوند و وحدت- خردگریزی،و داروینیسم اجتماعی، و راسیسم نژادی، دچار ایدئولوژی فاشیسم گردیدند.

تاریخ انتشار : ۱۲ فروردین, ۱۳۹۹ ۷:۰۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار