در دعوای بین هند و انگلستان بر سر الماس کوه نور، آقای کامرون دست به اعتراف جالبی زده است، ” دیوید کامرون، نخستوزیر بریتانیا اخیرا گفت که بازگرداندن کوه نور به هند، “رویه و سابقهای غیرعملی” ایجاد خواهد کرد. “یکبار بله بگوئید، ناگهان میبینید که موزه بریتانیا خالی شده است”.
خوب روشن است، بریتانیای کبیرکه زمانی آفتاب در سرزمینش غروب نمی کرد، صدها سال بر تمامی ثروتها و منابع مستعمراتش مالکیتی بدون رقیب داشته و هرچه که می خواست ازاین خوان یغما برمی داشت. نوع برداشت مهم نیست، آنچه که مهم است پر شدن موزه های انگلستان و دیگر کشورهای مستعمراتی از آثار فرهنگی، تاریخی و هنری دیگر کشورهاست. درمقابل، ما برای بازدید آثار انباشته شده در این موزه ها، باید کارت بانکی دربغل، رنج سفر به لندن، پاریس و دیگر پایتخت های کشورهای استعماری را متحمل شویم.
شاید آقای کامرون بر این نظر است که شیر پیر استعمار این آثار را، گاهی در شکل تحفه یا بصورت هدیه؛ زمانی با ناز وعشوه، دوره ای با حیله؛ مجسمه ها را بارکشتی، جواهرات لای عمامه؛ یکی را در جیب پنهان کرده آن دیگری را بلعیده؛ عتیقه ها راعامدانه، متیقه ها را مجبورانه؛ نوشته ها را با پستخانه، کتابها را زیرکانه؛ تابلوها را خریده، سنگ نبشته ها را دزدانه؛ ظرف و ظروف را روزانه، البسه ها را شبانه؛ الماس ها را با رضایت نامه، مرواریدها را جبارانه؛ تعدادی را مخفیانه، بخشی دیگررا آشکارانه؛ یکی را نقد، دیگری را نسیانه؛ تعدادی را موقتی، تعدادی را دائمانه؛ بصورت “قانونی” مالک شده است.
اما اسناد و مدارکی که از دوران استعمار به جا ماندهاند، از جانهای بسیاری حکایت می کنند که در مقابله مردم کشورهای تحت استعمار با این عمل “قانونی” فدا گردیدهاند.
نکته آخر اینکه انگلستان نباید زیاد نگران خالی شدن موزه هایش باشد. چرا که خود آثار تاریخی وعتیقه هائی زیادی مانند «ملکه مادر» دارد که دیگر وقت به موزه سپردنش فرا رسیده است. اضافه کنم که، ما هم حاضریم تا از بین انبوه عتیقه های قدیمی مان را، مانند آقای جنتی که یکی از “با ارزشترین” آنها است، از قم به موزه های انگلستان صادر کنیم.