سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۴۹

جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۹

محدودیت‌‌های علمِ فیزیک

طبقه‌بندی ابژکت‌های فیزیکی با توجه به قابلیت مشاهده‌ی آنها منجر به دیدگاه جدیدی از فیزیک می‌شود. آزمایش‌ها را نمی‌توان تحت شرایط آزمایشِ دقیقِ کنترل شده انجام داد. بنابر این نظریه‌های دقیق فیزیک مربوط می‌شوند به ایژکت‌های تحت شرایط آزمون ایده‌آل. اما ایده‌آل‌سازی‌ها را می‌توان دقیقن مشخص کرد.
Getting your Trinity Audio player ready...

محدودیت‌های فیزیک با تابع نمایی (exponential function) سروکار دارد. تابع نمایی در فیزیک برای بسیاری فرایندهای موازنه‌ساز (balancing processes) و همچنین برای تشخیص جهتِ زمان تعیین کننده است. جهت زمان در فیزیک کلاسیک از طریق فیزیک آماری به دست می‌آید. چنانچه در نظریه‌های دترمینیستیِ دینامیکِ کلاسیک (مکانیک نیوتن، الکترودینامیک ماکسول) جهت زمان را معکوس درنظر بگیریم، هیچ تغییری در آنها ملاحظه نمی‌شود.

فیزیک آماری نشان می‌دهد که اندازه‌گیری‌ها نمی‌توانند دقیق باشند. دقتِ اندازه‌گیری توسط حرکتِ حرارتی دستگاه‌های اندازه‌گیری محدود می‌شود (نواسانات حرارتی موقعیت اشاره‌گر). در حالیکه دینامیک کلاسیک پیش‌بینی‌های دقیقی را انجام می‌دهد. در نتیجه نوسانات حرارتی را پنهان می‌‌کند و به یک طبیعت ایده‌آل اشاره دارد.

با پیشرفت‌های نظریه کوانتومی بایستی برای فیزیکدان‌ها روشن می‌شد که چرا دینامیک دترمینیستی، یک طبیعت ایده‌آل را توصیف می‌کند. زیرا، طبق نظریه کوانتومی از یک طرف فرایندهای پویا و از طرف دیگر جهش‌های کوانتومی خودجوش وجود دارد، یعنی جبر و اتفاق. این دو با هم جور در نمی‌آید. در حقیقت، دینامیک کوانتومی به‌عنوان تعمیم دینامیک کلاسیک درنظرگرفته می‌شود و به این ترتیب به‌عنوان نظریه‌ای دارای اعتبار نامحدود شناخته می‌شود. با این حال، نیلز بوهر همواره تاکید داشت که دستگاه‌های اندازه‌گیری باید به روش کلاسیک توصیف شوند. جان فون نویمان از سوی دیگر، می‌پنداشت که دستگاه‌های اندازه‌گیری نیز به ‌شکل کوانتومی دینامیکی قابل توصیف هستند. اما سپس در‌یافت که دستگاه‌های اندازه‌‌گییری در مفهوم دینامیک کوانتومی نمی‌‌گنجند (۱۹۳۲). از این‌رو استیون واینبرگ در کتاب خود „Lectures on Quantum Dynamics“ (۲۰۱۳) می‌نویسد که: هیچ تفسیری از مکانیک کوانتومی که نقص جدی نداشته باشد وجود ندارد.” یک شناخت شگفت‌انگیز ـ ۱۰۰سال پس از کار پیشگامانه‌ی بوهر که باید هر فیزیکدانی را نگران کند.

نتیجه‌ای که من از این و از ملاحظات بعدی می‌گیرم:

۱. مکانیک کوانتومی تعمیم دینامیک کلاسیک نیست.

۲. بلکه درست آن است که: دینامیک کلاسیک، فیزیک آماری و دینامیک کوانتومی از آنِ فرایندهای طبیعیِ مختلف ایده‌آل شده‌ هستند.

۳. چیزی به نام ’نظریه برای همه چیز‘ وجود ندارد. نظریه فیزیکی محدودیت‌هایی دارد.

نبودِ قطعیت در اندازه‌گیری‌ها تعیین کننده است. و این حاصل از نویز گرمایی (thermal noise) و نویز شات سیگنال‌های اندازه‌گیری (Shot noise of the measurment signals) و در نهایت قابل مشاهده بودن اشیاء فیزیکی است. گرچه نظریه‌پردازان با خوشنودی، سیستم‌های بسته را مدنظر ‌دارند، اما فراموش می‌کنند که چنین سیستم‌هایی را نمی‌توان به‌صورت تجربی بررسی کرد. شیوه‌ی عملکرد آنها در فیزیک کلاسیک موجه بود، چون پذیرفته شده بود که اشیاء به ‌شکل پیوسطه (continually) مشاهده می‌شوند. اما طبق فرضیه اتمی و کوانتومی، اشیاء در اطراف خود فقط رویدادهای گسسته (discreet) ایجاد می‌کنند که قابل شمارش است. از آنجایی که رویدادها نه به‌طور منظم بلکه به‌صورت اتفاقی رخ می‌دهند و بر این اساس منجر به نویز شات سیگنال‌های اندازه‌گیری می‌شود، با محدودیت سیستم‌های بسته، اتفاق در رخدادهای طبیعی نیز پنهان است.

بنابر این قابلیت مشاهده‌ی اشیاء فیزیکی اهمیت بالایی برای این پرسش دارد که تا چه اندازه اتفاق جنب قوانین دترمینیستی مکانیک کلاسیک و مکانیک کوانتومی در طبیعت نقش بازی می‌کند. وقتی یک شئ غیرقابل مشاهده باشد، مطمئنن اتفاق اهمیتی ندارد، برای مثال یک ملکول C60 در مسیر خود از منبع به آشکارساز در آزمایش دوشکاف زایلینگر (فیزیکدان اتریشی Zeilinger). در این حالت ملکول از قوانین مکانیک کوانتومی پیروی و الگوهای تداخلی (interference pattern) ایجاد می‌کند.  حتا در مرز مخالف، با قابلیت مشاهده‌ی پیوسته، نیز اتفاق هیچ نقشی ندارد. در اینجا قوانین دینامیک کلاسیک صدق می‌کنند. از این‌رو، دستگاه‌های اندازه‌گیری را می‌توان تا یک تقریب قابل قبول، کلاسیک توصیف کرد. در کل در ناحیه‌ی میانی، اشیاء فیزیکی کم و بیش به راحتی قابل مشاهده هستند و می‌توان با یک ترکیب هوشمندانه از مکانیک کوانتومی، مکانیک کلاسیک و فیزیک آماری توصیف‌ نمود. این روش به‌طرز شگفت‌انگیزی در بسیاری از مناطق طبیعتِ بیجان موفق است. اما در بسیاری از جنبه‌های اساسی زندگی شکست می‌خورد. موفقیت عمدتن مبتنی بر همخوانی بین مکانیک کوانتومی و دینامیک کلاسیک است. به‌خاطر این همخوانی است که برای بسیاری ابژکت‌های کوانتومی مدل‌های کلاسیک فضایی‌زمانی وجود دارد (برای مثال برای اتم‌ها و ملکول‌ها و حتا برای هسته‌ی اتم‌ها) و معادلات حرکتی کلاسیک آنها می‌توانند طبق قواعد ساد‌ه‌ی همخوانی به معادلات حرکتی کوانتوم دینامیکی تبدیل شوند.

طبقه‌بندی ابژکت‌های فیزیکی اما، با توجه به قابلیت مشاهده‌ی آنها، به این نتیجه منجر می‌شود که پیوستار فضازمان یک آبستراکسیون (انتزاع) می‌باشد که فقط در فیزیک کلاسیک توجیه‌ شده است. و این مستلزم یک چهارچوب مرجع که قابلیت مشاهده‌ی پیوسته را دارد است. فقط اشیایی که به خوبی قابل رصد هستند ساختار فضایی دارند. ابژکت‌های کوانتومی که به اندازه‌ی کافی جدا از محیط باشند، از یک ساختار طیفی (سطوح انرزی گسسته) برخوردار هستند. اما این ساختار طیفی تنها به میزان محدودی از مدل‌های دنیای کلاسیک حاصل می‌شود. ثابت‌های همخوانی و انرژی‌های ساکن ذرات بنیادی این مدل‌ها نمی‌توانند با نظریه موجود محاسبه شوند، بلکه پارامترهایی هستند که به‌طور آزمایشی تعیین می‌شوند. نظریه ابژکت‌های کوانتومی ایزوله وجود ندارد. این ایده‌آل‌سازی‌ها هیچ ارتباطی با جهان قابل مشاهده ندارند و لذا هیچ اشاره‌ای هم به فضا و زمان نمی‌کنند. بنابر این قابل درک است که نظریه‌ی ابژکت‌های کوانتومی ایزوله را می‌شود تنها از نظر ریاضی توجیه کرد.

به‌طور خلاصه باید تاکید کرد، طبقه‌بندی ابژکت‌های فیزیکی با توجه به قابلیت مشاهده‌ی آنها منجر به دیدگاه جدیدی از فیزیک می‌شود. آزمایش‌ها را نمی‌توان تحت شرایط آزمایشِ دقیقِ کنترل شده انجام داد. بنابر این نظریه‌های دقیق فیزیک مربوط می‌شوند به ایژکت‌های تحت شرایط آزمون ایده‌آل. اما ایده‌آل‌سازی‌ها را می‌توان دقیقن مشخص کرد. قابلِ توصیف بودن یک ابژکت ربطی به بزرگی آن ندارد بلکه تابع قابلیت مشاهده‌پذیری آن است. به دلیل قابلیت مشاهده می‌توانند بویژه ابژکت‌های کوانتومی و ابژکت‌های کلاسیک کاملن روشن تعریف شوند. آنها موارد مرزی ایده‌آل در مقیاس مشاهده‌پذیری هستند. واقعیت تجربی تجربه شده در ناحیه میانی قرار دارد، جایی که فیزیک محدودیت‌هایی دارد. در آنجا “اتفاق و ضرورت” (جبر) وجود دارد (Jacques Monod)، تعاملی که منجر به پدیده‌های بسیار شگفت‌انگیزتر می‌شود، بیش از آنکه فیزیک بتواند توضیح دهد.

 

پا نویس:

۱. ترجمه فارسی «Grenzen der Physik» یا «Limits of the Science of Physics» نوشتهٔ همکار فرهیخته‌ام آقای پروفسور دکتر گبهارد فون اُپن استاد دانشگاه فنی برلین به پاس خدمات و سال‌‌ها همکاری در گروه کار ’مسائل بنیادی فیزیک‘ در انجمن فیزیک آلمان. Prof. Gehard von Oppen (*10.08.1938  †۰۸.۰۶.۲۰۲۳)

۲. تمامی تاکیدها و توضیحات داخل پرانتزها، سوای سومین و آخرین پرانتز و همچنین دو تاریخ ذکر شده، جملگی از مترجم می‌باشد.

۳. ایمبل دکتر فون اُپن در باره «حدودیت‌‌های علمِ فیزیک»:

Liebe Kollegen,

am nächsten Mittwoch hoffe ich, dabeisein zu können und habe, dem Wunsch von Herrn Bolouri entsprechend, einen Beitrag “Grenzen der Physik” vorbereitet. Ich meine, er passt gut zum Thema “Philosophische Probleme der Physik”

Allen herzliche Grüße,

Gebhard von Oppen

Friday, November 26, 2021 12:13 PM

۴. ترجمهٔ ایمیل آقای فون اُپن:

همکاران عزیز

امیدوارم چهارشنبهٔ آینده بتوانم در جمع شما باشم. به درخواست آقای بلوری، نوشتهٔ “محدودیت‌‌‌های علمِ فیزیک” را آماده کرده‌ام. من فکر می‌کنیم این نوشته متناسب با موضوع “مسائل فلسفی فیزیک” است.

با سلامهای صمیمانه به حضورتان

گبهارد فون اُپن

جمعه، ۲۶ نوامبر ۲۰۲۱

 

تاریخ انتشار : ۲ تیر, ۱۴۰۲ ۹:۱۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از سفره تا سرپناه؛ چگونه تورم کالاها و بحران مسکن فشار بر زحمتکشان را تشدید کرده‌اند؟

شهناز قراگزلو: هزینه این بحران برای همه یکسان نیست. همانند بسیاری از دوره‌های بی‌ثباتی اقتصادی، بیشترین فشار بر دوش کسانی قرار گرفته که کمترین حاشیه امنیت مالی را دارند. کارگران، بازنشستگان حداقل‌بگیر، زنان سرپرست خانوار و خانواده‌هایی که فاقد پس‌انداز و دارایی‌اند، نخستین قربانیان تورم سه‌رقمی کالاها محسوب می‌شوند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دست بالا درمذاکرات، بازگشت به مردم

یادمان پنجاهمین سالگرد کشتار حمید اشرف و یارانش

بیانیه حزب توسعه ملی ایران در حمایت از تفاهم ایران و آمریکا

چرا رسانه‌ها فقط برخی جان‌ها را شایسته سوگواری می‌دانند

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: توافق میان ایران و آمریکا، گشایشی در چشم انداز خروج ایران از بن بست